اوپــا جـونـگ ڪـی محبوب ترین کاربر انجمن
تنها کسی انتخاب میشود که برترین ارسال کننده روز ، هفته و ماه باشد .

آدرس

آدرس فعلی سایت koreafan.eu است در صورت بروز هر مشکل آدرس بعدی koreafan.. میباشد .

ساماندهي

انجمن کره فن در ستاد ساماندهي پايگاه هاي اينترنتي ثبت شد تاپیک

گروه تلگرام انجمن

گروه تلگرامی انجمن برای اطلاع رسانی از مشکلات انجمن و درخواست ها لطفا عضو بشین کلیک کنید



داستان هایی از امام رضا(ع)
زمان کنونی: 05-30-2020، 12:41 PM
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: Տaghar
آخرین ارسال: Տaghar
پاسخ 53
بازدید 5323

امتیاز موضوع:
  • 1 رای - 2 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

[-]
کلمات کلیدی
رضا امام ع از هایی داستان

داستان هایی از امام رضا(ع)
#1
الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم




...............................


طبق آنچه مورّخان و محدّثان در كتاب هاى خود ذكر كرده اند و نيز روايات كلّى بر تاءييد آن وارد شده است :

مادر حضرت ابوالحسن ، امام علىّ بن موسى الرّضا عليه السلام ، از خانواده اى باشرافت و از زنان بافضيلت ؛ و نيز از جهت عقل و دين در بين زنان هم زمان خود مشهور بوده است .

اين بانوى بزرگوار، نسبت به فرائض الهى ، حتّى تمامى مستحبّات را انجام و مكروهات را حتّى الا مكان ترك مى نمود؛ و به طور دائم مشغول ذكر و تسبيح خداوند متعال مى بود.

اين مادر نمونه حكايت كند: از همان موقعى كه إ نعقاد نطفه حجّت خداوند سبحان ، فرزندم حضرت علىّ بن موسى الرّضا عليهما السلام را در خود احساس كردم ، حالت معنويّت و عشق به خداوند در من فزونى يافت و هيچ گاه احساس سنگينى و سختى در خود نداشتم .

فرزندم ، در وقت هاى تنهائى ، اءنيس و مونس من بود.

در هنگام خواب ، صداى تسبيح و تحميد و تهليل را به خوبى از درون خود مى شنيدم و متوجّه مى شدم كه طفل درون شكم من مشغول گفتن ذكر و تسبيح پروردگار متعال خويش مى باشد.





و همين كه اين نور الهى طلوع كرد و در اين عالَم ، پا به عرصه وجود نهاد، دست هاى خويش را بر زمين گذاشت و سر به سمت آسمان بلند نمود و لب هاى خود را به حركت درآورد و ضمن مناجات با خداوند، شهادتين را بر زبان مبارك خود جارى كرد.

و چون پدرش ، امام موسى كاظم عليه السلام در آن لحظات وارد شد، بر من تبريك و تهنيت فرمود.

سپس نوزاد عزيز را تحويل پدر دادم و حضرت در گوش راست نوزاد، اذان و در گوش چپ او اقامه گفت ؛ و سپس مقدار مختصرى ، آب فرات در كام او ريخت .
نویسنده :Տaghar   آفلاین
#2
يسع بن حمزه گويد: در مجلس امام رضا(عليه السلام) بوديم و با او صحبت مى كرديم و جمع فراوانى از مردم در آن مجلس حضور داشتند و از حلال و حرام الهى از آن حضرت سوال مى كردند كه مردى بلند قامت و گندمگون وارد مجلس شد و به امام عرض كرد: السلام عليك يا بن رسول اللّه.مردى از دوستداران شما و پدران و اجداد شما هستم، از سفر حج مى آيم و پولم را گم كردم و چيزى ندارم تا به وطنم برسم. اگر امكان دارد كمك كنيد و مرا به وطنم برسانيد، وقتى به مقصد رسيدم آنچه به من داده ايد را از طرف شما صدقه مى دهم زيرا خود مستحق صدقه نيستم.امام رضا(عليه السلام) به او فرمود: بنشين خداوند تو را مورد رحمت خويش قرار دهد. 

آنگاه رو به مردم كرد و با آنان سخن مى گفت تا همه آنها به تدريج از مجلس بيرون رفتند و تنها من و سليمان جعفرى و خيثمه و آن مرد مسافر مانديم.حضرت فرمود: آيا اجازه مى دهيد من به درون خانه بروم؟

سليمان عرض كرد: خداوند امر شما را مقدّم داشته است.

حضرت برخاست و وارد اتاقى شد و پس از مدتى بازگشت و دست خود را از بالاى در بيرون كرد و گفت: آن مرد مسافر خراسانى كجاست؟

او در جواب گفت: من اينجا هستم.

امام(ع) فرمود: اين دينارها را بگير و هزينه سفر كن. و لازم نيست از طرف من صدقه دهى، برو كه نه من تو را ببينم و نه تو مرا مشاهده كنى. مرد مسافر پول را گرفت و رفت.

سليمان به امام رضا(عليه السلام) عرض كرد: فدايت شوم عطا كردى و مهربانى فرمودى، اما چرا خود را به هنگام پول دادن نشان ندادى و از پشت در دست خود را بيرون آوردی؟

امام رضا(عليه السلام) فرمود: 


ترسيدم ذلت و شرمندگى در خواست كردن را به هنگام برآوردن حاجتش در چهره او ببينم.

نویسنده :Տaghar   آفلاین
#3
کمک بی منت امام رئوف به مرد غریبه



غریبه ی بلند قامت پا به مجلس گذاشت. خوب به همه نگریست. به تک تک چهره ها خیره شد تا به چهره آشنایی رسید. فهمید خودش است. زیبا و جذاب بود، با لبخندی ملیح که روی لب هایش داشت. بی آنکه از کسی چیزی بپرسد، یک راست کنار امام رضا (ع) رفت و نشست. مجلس گفت و گوی علمی میان حضرت و شاگردانش بود. مرد بلند قامت به چهره ی امام زل زد. خواست سرش را جلو ببرد و چیزی بگوید. خجالت کشید. به خودش گفت: شاید حالا وقتش نباشد. شاید هم امام رضا (ع) برای برآوردن خواسته ی من آماده نباشند و آن وقت جلوی دیگران شرمنده ی من می شوند. مردد بود که چه کند و چه گونه بگوید. با خود می گفت: حالا چه کنم؟ اگر او کمکم نکند که در می مانم. آن وقت شب می شود و من دوباره توی کوچه های این شهر ویلان و سرگردان می شوم. نگران شد. قلبش به تپش افتاد. با خودش گفت: پرسیدن که عیب نیست. اگر برای جواب دادن آماده نبود، خیلی راحت می گوید نه. چند دقیقه سکوت کرد تا سخنان امام به پایان رسید. فوری نزدیک تر رفت و سرش را جلو برد و آهسته گفت: عرضی داشتم مولای من. امام رضا (ع) مهربان نگاهش کرد و گفت: بگو برادر. گفت: من از سفر حج می آیم و یکی از دوستان شما و دوستان پدران و اجداد پاکتان هستم. اکنون همه ی دارایی هایم تمام شده و در این شهر درمانده شده ام. باور کنید حتی پول ندارم که به فاصله ی یک روستا از این جا دور بشوم. اگر لازم می دانید، کمکم کنید تا به وطنم برسم. من مردی ثروتمند هستم. باور کنید وقتی که به شهر خودم رسیدم، به همان مقدار از طرف شما صدقه خواهم داد. من فقیر نیستم مولای من. و دیگر چیزی نگفت. شاگردان امام به او که آرام حرف زده بود با تعجب خیره شده بودند. امام رضا (ع) با خوش رویی به او گفت: بنشین. مرد بلند قامت نشست. دقایقی بعد بیشتر شاگرد ها رفتند. فقط دو نفر نزد امام ماندند. دو نفر از دوستان نزدیک و شیعیان صمیمی امام؛ سلیمان جعفری و خیثمه. امام به آن ها گفت: اجازه می دهید به اندرون خانه بروم؟ سلیمان با احترام پاسخ داد: خداوند مهربان کار شما را به پیش ببرد. امام رضا (ع) برخاست و به خانه رفت. غریبه ی بلند قامت، چشم در اتاق ساده ی امام گرداند. اتاقی که جز چند زیلو و پشتی ساده چیزی نداشت. دقایقی بعد امام رضا (ع) از پشت در اندرونی او را صدا زد. مرد برخاست و با تعجب جلوی در رفت. امام بی آنکه خودش را نشان بدهد، از بالای در کیسه ای کوچک بیرون داد و آهسته گفت : این دویست درهم را بگیر و مخارج سفرت را با آن تامین کن. وقتی به وطنت رسیدی، لازم نیست آن را از طرف من به فقرا صدقه بدهی. من آن را به تو بخشیدم. برو که نه من تو را ببینم و نه تو نگاهت به من بیفتد. مرد با خوش حالی کیسه ی کوچک پول را گرفت و خیلی زود کفش هایش را پوشید و رفت. امام رضا (ع) وارد اتاق شد و کنار سلیمان و خیثمه نشست. سلیمان پرسید: فدایتان شوم، شما به آن مرد غریبه لطف زیادی کردید، اما چرا آن کیسه را از بالای در به او دادیدو خودتان را نشان ندادید؟ امام رضا (ع) فرمودند: از آن ترسیدم که مبادا وقتی با او رخ به رخ شدم، شرم را در چهره اش ببینم. نشنیده ای که رسول خدا (ص) فرمود: کسی که احسان خود را بپوشاند پاداش او هفتاد برابر حج (مستحبی) است و آن کس که آشکارا گناه کند، درمانده و بیچاره است و کسی که گناهش را بپوشاند، زیر پوشش آمرزش خداوند است. سلیمان دیگر پلک نمی زد. او و خیثمه غرق در حرف های تازه ی امام شده بودند.

نویسنده :Տaghar   آفلاین
#4
اختتامیه هشتمین جشنواره فیلنامه‌نویسی رضوی برگزار شد. در این مراسم شفیع آقامحمدیان، محمد سجاده‌چی، جلیل عرفان و محمدکاسبی به سخنرانی پرداختند. در این برنامه از محمد کاسبی به عنوان بازیگر فیلم‌های رضوی تقدیر شد

اختتامیه هشتمین جشنواره فیلنامه‌نویسی رضوی عصر امروز 20 شهریورماه در مرکز گسترش سینمای تجربی و مستند برگزار شد.


شفیعی‌آقامحمدیان مدیر مرکز گسترش و دبیر جشنواره فیلنامه‌نویسی رضوی با اشاره به برگزاری 4 دوره از جشنواره‌های رضوی در زمان وی گفت: بعد از سال اول که جشنواره فیلم مستند برگزار شد در سال دوم به آسیب‌شناسی جدی پرداختیم. گفتیم اگر قرار باشد جشنواره موضوعی سال‌به‌سال برگزار شود در سال دوم دیگر اثری برای ارائه نمی‌ماند به همین دلیل جشنواره‌ها را به 4 قسمت مستند، داستانی بلند، داستانی کوتاه و انیمیشن تقسیم کردیم.


وی افزود: چون مشاهده کردیم که مشکل جدی در فیلنامه‌ است سعی کردیم هر ساله جشنواره فیلنامه‌نویسی برگزار کنیم. برخی جشنواره‌ها را خارج از تهران برگزار کردیم مانند جشنواره میلاد سرخ که در اردبیل و به صورت 2 سالانه برگزار می‌شود. با آسیب‌شناسی توانستیم نتیجه بهتری بگیریم. جشنواره مستند کوتاه و بلند را نیز در یزد برگزار می‌کنیم که فردا اختتامیه آن است. به دلیل اهمیت جشنواره فیلنامه‌نویسی تصمیم گرفتیم این جشنواره را در تهران برگزار کنیم.


دبیر جشنواره فیلنامه‌نویسی رضوی اضافه کرد: امیدواریم فیلنامه‌هایی که در این جشنواره‌ها دریافت می‌کنیم درخور شأن امام رضا(ع) باشند در جشنواره‌های موضوعی نه در سوژه‌یابی و نه در قسمت پژوهش‌ و تحقیقات توجه کافی در آثار نمی‌شود. سوژه‌یابی حرف اول را در فیلنامه می‌زند.


آقامحمدیان با تاکید بر اهمیت فیلنامه‌نویسی گفت: اگر در زمینه فیلنامه‌نویسی 2 جشنواره در سال برگزار شود هم باز کم است. در این جشنواره‌ها نقاط کور فیلنامه‌ها باز می‌شود.


وی با تشکر از هیئت داوران گفت: امیدوارم در سال‌های بعد این جشنواره با کمترین نقص برگزار شود.


در ادامه جلیل عرفان منش عضو هیات امنای انجمن سینمای جوانان ایران با اشاره به برکاتی که در آثار جشنواره فیلنامه‌نویسی رضوی وجود دارد گفت: شایسته است به فیلنامه‌نویسی در این حوزه با نگاهی بالا پرداخته شود. در این آثار باید از ظاهر به عمق برویم. نباید نگاهمان سطحی و عامه‌پسند باشد. باید به لایه‌های پنهان یک رویداد برسیم. چون زبان سینما یک زبان جهانی است و انتظار می‌رود نوع نگاه ما از سطح متعارف بالا رود.


وی افزود: اگر یک نفر بتواند یکی از مفاهیمی که در احادث امام رضا(ع) و حضرت معصومه (س) وجود دارد را به فردی منتقل کند گام بزرگی برداشته است. گسترش فرهنگ رضوی در سینما باعث استحکام جامعه و تقویت هویت دینی و افزایش ضریب نفوذ اسلام و ایران در جهان می‌شود.


عضو هیات امنای انجمن سینمای جوانان ایران اضافه کرد: گام‌های بعدی باید با استحکام و توجه بیشتری برداشته شود. این گام‌ها باید روز‌به‌روز رفیع‌تر شود. با توجه به پشتوانه‌های علمی و تاریخی که ما از روایات اهل‌بیت داریم باید تلاش شود که از جعلیات استفاده نشود. باید در آثار معرفت زیاد شود.


در ادامه برنامه از محمد کاسبی به خاطر بازی در فیلم «آسمان هشتم» تقدیر شد. «قاصدک» و «شنا در زمستان» آثاری هستند که کاسبی آنها را کارگردانی کرده است. عظیمی‌میرآبادی، لسانی و آقامحمدیان افرادی بودند که برای تقدیر از کاسبی به روی سن رفتند.


محمد کاسبی با اشاره به آثار خود در مورد امام رضا(ع) گفت: «آسمان هشتم» و «دو چشم بیسو» دو فیلم 35 هستند که من در آنها بازی کردم. اگر قرار بود مرقد امام رضا(ع) در ایران نباشد دیگر شاهد معجزاتی که در ایران اتفاق می‌افتد نبودیم. الان مهمترین مسئله هر انسان مسئله روحی و روانی است. من آدمی را نمی‌شناسم که به حرم رفته باشد و سبک نشده باشد. من یکبار از سوی دکترها جواب شدم. به مجیدی گفتم من را به حرم امام رضا(ع) ببرند و ظرف 2 ساعت مشکل من حل شد.


در ادامه سجاده‌چی عضو هیئت داوران جشنواره فیلنامه‌نویسی رضوی با ارائه پیشنهادی در خصوص برگزاری دوره‌های بعدی این جشنواره گفت: شاید فیلنامه‌نویسان برای حضور در این جشنواره‌ها ندانند که باید چه کاری انجام دهند. در فراخوان بعدی قید می‌شود که دوستان حتما ثبت‌نام کنند و در کارگاه یکروزه در مشهد آموزش ببینند که چگونه باد به موضوع نگاه کرد. شیوه‌های نزدیک شدنبه موضوع و سازمان پیدا کردن فیلنامه در این کلاسها آموزش داده می‌شود تا فیلنامه‌ها از سطح المان‌ها عبور کنند.


وی افزود: هیچ چیزی از جمله قلم نمی‌تواند نشان‌دهنده رابطه مومنین با امام رضا(ع) باشد. اگر قلم بتواند گوشه‌ای از این رابطه را نشان دهد کار بزرگی کرده است.


در ادامه برنامه از برگزیدگان این جشنواره تقدیر به عمل آمد.


در بخش مستند تندیس جشنواره به هیچ کدام از شرکت‌کنندگان تعلق نگرفت. جایزه 7 میلیون ریالی به علیرضا حفیظی برای فیلنامه «فدیشه» تعلق گرفت. از الهام حسنی به خاطر فیلنامه «نقاشی‌های مذهبی» تقدیر به عمل آمد.


در بخش انیمیشن جایزه 7 میلیون ریالی به «بادبادک» مهدی رئیسی تعلق گرفت. تندیس و جایزه 15 میلیون ریالی نصیب علی بانگین برای فیلنامه «در اوج دیدار» شد.


در بخش فیلنامه‌های داستانی کوتاه جایزه 7 میلیون ریالی به 2 فیلنامه «عاشقانه ای برای مادر» از منصوره روشنایی و «راه» از مریم باقری تعلق گرفت. «امید در شب» فیلنامه‌ای از کبری غلامی‌پور در این بخش توانست تندیس و جایزه 15 میلیون ریالی به خود ارائه دهد.


در بخش فیلنامه داستانی بلند جایزه 7 میلیون ریالی به فیلنامه «نامه‌ای برای او» اثر رضا مهدی‌علمدارلو و محمدعلی هاشمی تعلق گرفت. «زیارت اولی‌ها» اثر مهرداد موفق‌یامی توانست تندیس و جایزه 20 میلیون ریالی این جشنواره را به خود اختصاص دهد.

نویسنده :Տaghar   آفلاین
#5
حرف بقال ها را نزن! 







اساس کار، پیوند معنوی اطاعت از امر خدا است. هر کس امر خدا را اطاعت کند، از ما اهل بیت(ع) است. اگر چه هیچ گونه نسبت و رابطه نسلی و جسمانی با ما نداشته باشد و هر کس گنه کار باشد، از ما اهل بیت(ع) نیست، اگر چه از اولاد حقیقی و صحیح النسب زهرا باشد.







مرحوم شهید مرتضی مطهری در کتاب داستان راستان چنین می نویسد:« در زمانی که حضرت علی بن موسی الرضا(ع) از طرف مأمون به خراسان احضار شده و اجباراً با شرایط خاصی ولایت عهدی مامون را پذیرفته بود.



"زید النّار" برادر امام نیز در خراسان بود. زید به واسطه داعیه که داشت و انقلابی که در مدینه بر پا کرده بود، مورد خشم و غضب مأمون قرار گرفته بود؛ اما مامون که آن ایام سیاستش اقتضا می کرد تا حرمت و حشمت امام رضا علیه السلام را حفظ کند و به خاطر امام از قتل یا حبس زید صرف نظر می کرد.



روزی امام رضا(ع) در یک مجلس عام که عده زیادی شرکت داشتند برای آنان صحبت می فرمود، از آن سو زید(برادر حضرت) عده ای از اهل مجلس را متوجه خود کرده بود و برای آنان درباره ی فضیلت سادات و اولاد پیامبر(ص) و این که آنان وضعی استثنایی و ویژه دارند، داد سخن می داد و مرتب می گفت:« ما خانواده چنین، ما خانواده چنان».



امام رضا(ع) متوجه گفتار زید شد.



ناگهان نگاه تند و فریاد « یا زید!» آن حضرت، زید و همه اهل مجلس را متوجه ایشان کرد.



امام فرمود:« ای زید! حرف بقال های کوفه باورت آمده و مرتب تحویل مردم می دهی!؟ این ها چه سخنانی است که به مردم می گویی!؟ آن که شنیده ای خداوند ذرّیه ی فاطمه را از آتش جهنم حفظ می کند، مقصود فرزندان بلافصل فاطمه؛ یعنی حسن، حسین و دو خواهرایشان(حضرت زینب و حضرت ام کلثوم) است. اگر مطلب این طور است که تو می گویی و اولاد فاطمه وضع استثنایی دارند و به هر حال آنها اهل نجات و سعادت هستند، پس تو نزد خدا از پدرت موسی بن جعفر گرامی تری؛ زیرا او در دنیا امر خدا را اطاعت کرد، شب ها به نماز می ایستاد و روزها روزه می گرفت و تو امر خدا را نافرمانی می کنی و به قول تو هر دو اهل نجات و سعادت هستید، پس بُرد با تو است؛ زیرا[پدرت] موسی بن جعفر(ع) عمل کرد و سعادتمند شد و تو عمل نکرده و رنج نبرده، گنج بردی، علی بن الحسین زین العابدین(ع) می گفت:« نیکوکار ما اهل بیت پیامبر، دو برابر اجر دارد و بدکار ما دو برابر عذاب.همان طور که قرآن در باره ی زنان پیامبر(ص) تصریح کرده است(احزاب 30 ـ 31)؛ زیرا آن کس ازخاندان ما که نیکوکاری می کند در حقیقت دو کار کرده است؛ یکی این که مانند دیگران کار نیکی انجام داده و دیگر این که حیثیت و احترام پیامبر(ص) را حفظ کرده است. آن کس از خاندان ما نیز که گناه می کند، دو گناه مرتکب شده؛ یکی این که مانند دیگران کار بدی کرده و دیگر این که آبرو حیثیت پیامبر(ص) را برده است.



آن گاه امام رضا(ع) خطاب به حسن بن موسی وَشّاء بغدادی که اهل عراق بود و در آن مجلس حضور داشت فرمود: « ای حسن! مردم عراق این آیه ی قرآن را چگونه قرائت می کنند؟ (قال یا نُوحُ إنّه لیس من اهلک إنّه عمل غیر صالح ــ هود 44)

حسن بن موسی عرض کرد: یا بن رسول الله! بعضی طبق معمول[وقرائت مشهور] (إنّه عمل غیر صالح) قرائت می کنند؛ اما بعضی دیگر که باور نمی کنند خداوند پسر پیامبری را مشمول قهر و غضب خود قرار داده، آیه را به شکل «إنّه عملٌ غیر صالح» قرائت می کنند و می گویند پسر نوح(کنعان) در واقع از نسل نوح نبود. اینان عقیده دارند که خداوند به نوح فرمود: ای نوح! او از نسل تو نیست، اگر از نسل تو بود، به خاطر تو او را نجات می دادم.



پس از پایان یافتن سخنان حسن بن موسی، امام فرمود:« ابداً این طور نیست. او (کنعان) فرزند حقیقی نوح و از نسل او بود؛ اما چون بدکار شد و امر خدا را نافرمانی کرد، پیوند معنوی اش با نوح بریده شد، به نوح گفته شد: این فرزند تو ناصالح است؛ از این رو نمی تواند در ردیف صالحان قرار گیرد. اکنون موضوع ما خانواده( اهل بیت) نیز چنین است.



اساس کار، پیوند معنوی اطاعت از امر خدا است. هر کس امر خدا را اطاعت کند، از ما اهل بیت(ع) است. اگر چه هیچ گونه نسبت و رابطه نسلی و جسمانی با ما نداشته باشد و هر کس گنه کار باشد، از ما اهل بیت(ع) نیست، اگر چه از اولاد حقیقی و صحیح النسب زهرا باشد. خود تو با ما هیچ گونه نسبتی نداری؛ اما اگر نیکوکار و مطیع امر حق باشی، از ما هستی.



منبع: جام نیوز

نویسنده :Տaghar   آفلاین
#6
حكم نماز 


دو نفر مسافر وارد خراسان شدند و خدمت امام رضا (علیه السلام) رسیدند تا حكم نمازشان را بپرسند كه آیا نماز آنها در سفر 2ركعتی است یا 4 ركعتی؟



حضرت به یكی از آنها فرمود: نماز تو 2 ركعتی است و به دیگری فرمود نماز تو 4 ركعتی است.

آن دو مسافر تعجب كردند كه چرا امام میان آنها فرق گذاشته است؟



امام فرمود: تو نمازت 2 ركعتی است چون به سفر حلال آمده ای و هدفت دیدار وزیارت من است ودر سفر حلال نماز 4 ركعتی به صورت 2 ركعتی خوانده میشود ولی دیگری هدفش دیدار طاغوت بوده و این باعث میشود كه سفرش حرام شود ودر سفر حرام نماز 4 ركعتی تغییر نمیكند. 

(گوشهای از بینش و روش امام رضا (ع) – بنیاد پژوهشهای آستان قدس رضوی).

نویسنده :Տaghar   آفلاین
#7
ا تو را فراموش نکرده ایم... 







عبد الله بن ابراهیم غفارى می گوید : تنگ دست بودم و روزگارم به سختى می ‏گذشت. یکى از طلبکارهایم براى گرفتن پولش مرا در فشار گذاشته بود. به طرف صریاء حرکت کردم تا امام رضا علیه السلام را ببینم . می ‏خواستم خواهش کنم که وساطت کنند و از او بخواهد که مدتى صبر کنند. زمانى که به خدمت امام رسیدم ، مشغول صرف غذا بودند. مرا هم دعوت کرد تا چند لقمه ‏اى بخورم. بعد از غذا ، از هر درى سخن به میان آمد و من فراموش کردم که اصلا به چه منظورى به صریاء آمده بودم. مدتى که گذشت ، حضرت ، اشاره کردند که گوشه سجاده ‏اى را که در کنارم بود ، بلند کنم . زیر سجاده ، سیصد و چهل دینار بود. نوشته‏ اى هم کنار پولها قرار داشت. یک روى آن نوشته بود : « لا اله الا الله ، محمد رسول الله ، على ولى الله » و در طرف دیگر آن هم این جملات راخواندم : « ما تو را فراموش نکرده‏ ایم . با این پول قرضت را بپرداز! بقیه ‏اش هم خرجى خانواده‏ ات است ».

نویسنده :Տaghar   آفلاین
#8
وصلتی که امام رضا(ع) بانی آن شد!

سال ۷۲ در سفری با دو تن از خادمان حرم مطهر رضوی، هم اتاق بودم. آن شب از شب‌هایی بود که عطر حرم امام رضا(علیه السلام) یک لحظه هم جمع ما را ترک نکرد. داستان‌ها و حکایت‌هایی زیادی از کراماتی که یا خود به عینه دیده بودند و یا از همکاران قدیمی خود شنیده بودند برای‌مان تعریف کردند. اما یک حکایت برای من بسیار جالب بود و چون یکی از این دو بزرگوار با شخصیت‌های اصلی این داستان آشنا بود و از نزدیک می‌شناخت‌شان، و در واقع برای من با یک واسطه نقل می‌شد، آن حکایت را به یمن این شب عزیز برای خوانندگان وبلاگ به یادگار می‌نویسم:
قبل از انقلاب خانواده‌ای از اصفهان به نیت زیارت امام هشتم به مشهد مشرف می‌شوند. یک شب مادر و دختر این خانواده در حال تشرف به حرم بوده‌اند که چشم یک جوان مشهدی به این دختر خانم افتاده و مجذوب او می‌شود و به دنبال‌شان راه می‌افتد. وقتی آن دو به حرم مشرف می‌شوند، آن جوان هم از پی‌شان به حرم و کنار ضریح می‌رود. آن مادر و دختر بدون این که متوجه این جوان باشند که مدتی است آن‌ها را تعقیب می‌کند، مشغول زیارت می‌شوند و بعد از زیارت، دختر خانم به سمت ضریح رفته و دستش را روی ضریح می‌گذارد، این آقا پسر هم بلافاصله دستش را می‌گذارد روی دست آن دختر خانم.
در این لحظه دختر خانم با ناراحتی هر چه تمام‌تر رو می‌کند به جوان و با عتاب می‌گوید: خدا به حق این آقا، دستت را قطع کند! جوان هم با خونسردی تمام می‌گوید: خدا به حق این آقا تو را نصیب من کند!
جر و بحثی می‌شود و هر یک به سراغ کار خود می‌روند.
پس از مدتی آقا پسر متوجه دانه‌ای می شود که روی انگشت دستش سر برآورده بود. ابتدا بی محلی می‌کند ولی وقتی دانه دردناک می‌شود به پزشک مراجعه می‌کند. پزشک دارویی را تجویز می‌کند ولی این دارو افاقه نکرده و کم کم تمام دست جوان را درد غیر قابل تحملی فرا می‌گیرد. کار به جایی می‌رسد که پزشکان اعلام می‌کنند این بیماری ناشناخته‌ای است که باعث شده استخوان دست شما سیاه شود. بنابراین هر چه سریع‌تر باید دست شما را قطع کنیم. جوان زیر بار نمی‌رود و باز هم اطبای دیگری را می‌آزماید ولی جواب همه یکی بوده است. وقتی درد به مچ دست می‌رسد، یکی از پزشکان اعلام می‌کند که اگر اجازه ندهی دستت را از مچ قطع کنیم، این مسئله قطعاً باعث مرگ تو خواهد شد. به ناچار جوان به این مداوا تن در می‌دهد و دست جوان از مچ قطع می‌شود.
مدت زمانی می‌گذرد. یک روز که گذار جوان به حرم امام رضا(علیه السلام) می‌افتد، یک مرتبه یاد آن خاطره و نفرینی که آن دختر خانم به او کرده بود، در دلش زنده می‌شود. دقت که می‌کند متوجه می‌شود، دست قطع شده همان دستی است که بر روی دست آن خانم گذاشته بود. خیلی منقلب شده و رو به گنبد حضرت عرض می کند: "آقا جان! اگر تو امام اویی، امام من هم هستی! او یک دعا کرد و دعایش را مستجاب کردی، من هم یک دعا کردم ولی هنوز مستجاب نکرده‌ای! اگر دعایم را مستجاب نکنی، می‌فهمم که فقط امام اویی، نه امام من! و من را دیگر با این حرم کاری نیست!" و اشک ریزان از حرم بیرون می‌آید.
پس از مدتی جوان برای کاری به یکی از شهرهای جنوبی می‌رود و در راه برگشت، تصمیم می‌گیرد چند روزی در اصفهان بماند و این شهر را سیر و سیاحت کند. وقتی در یکی از خیابان‌های اصفهان در حال عبور بوده، فرد مضطربی به سمتش می‌آید و از او سوال می‌کند: آیا مسافری؟! جوان جواب مثبت می‌دهد. فرد می‌پرسد: در اصفهان کس و کار و یا آشنایی داری؟ وقتی فرد جواب منفی جوان را می‌شنود با خوشحالی به جوان می‌گوید، من یک مشکلی دارم که حل آن فقط به دست توست. اگر به من کمک کنی که این مشکلم را حل کنم، تلافی می‌کنم.
جوان که با بهت و حیرت فرد را می‌نگریسته، سوال می‌کند این چه مشکلی است که حل آن به دست کسی است که نه باید اصفهانی باشد و نه در اصفهان دوست و آشنایی داشته باشد! فرد ابتدا از جوان قول همکاری گرفته و سپس می‌گوید: من دختر عمویی دارم که خیلی او را دوست می‌دارم. ولی تا کنون به دلایل بسیار واهی بلافاصله بعد از این که او را عقد کرده‌ام، جنگ و دعوایی پدید آمده و من مجبور شده‌ام او را طلاق دهم. تا کنون سه بار این اتفاق افتاده و این بار عاقد می‌گوید از نظر شرعی دختر عموی من دیگر نمی‌تواند به عقدم در آید مگر این که با فرد دیگری ازدواج کند (محلّل) و بعد او طلاقش دهد و من بتوانم بار دیگر او را به عقد خود در آورم. حالا چون من در اصفهان آدم سرشناسی هستم، دنبال کسی با این ویژگی‌ها می‌گشتم که حضور او در اصفهان دائمی و یا مکرر نباشد که باعث شرمساری من و خانواده‌ام شود، که خدا تو را سر راه من قرار داد.
آن فرد، جوان را با خود به منزل عمو می‌برد و عاقد را خبر می‌کنند و عقد دختر خانم را برای وی می‌خوانند. در حجله‌ی زفاف، عروس خانم از جوان دلیل قطع دستش را سوال می‌کند، اما جوان تمایلی به توضیح ماجرا نشان نمی‌دهد. عروس خانم اصرار می‌کند و ناچار جوان شرح ما وقع را برای عروس خانم تعریف می‌کند. پس از تعریف ماجرای دست جوان، عروس خانم شروع به گریستن می‌کند و به جوان می‌گوید: به خدا من همان دختری هستم که خدا نفرینش را به حق امام رضا (علیه السلام) در خصوص تو مستجاب کرد و امروز هم دعای تو را به اجابت رسانده است. برخیز و به همه اعلام کن که جریان چیست و به پسر عموی من هم بگو که این دختر دیگر همسر شرعی و قانونی من است و من او را طلاق نمی دهم.
و این چنین وصلتی عجیب با وساطت حضرت امام رئوف (علیه السلام) سر گرفت.
آن خادم بزرگوار در ادامه تعریف می‌کرد که این زن و شوهر هر ساله در سالگرد آن اتفاق به حرم می‌آیند و اکنون خداوند چند فرزند به آن ها عطا کرده است.
صلی الله علیک یا اباالحسن، یا علی بن موسی الرضا و رحمه الله و برکاته


منبع: وبلاگ قمی ها

نویسنده :Տaghar   آفلاین
#9
ابراهیم بن موسی از القزّاز می گوید: امام رضا علیه السّلام به عنوان استقبال از بعضی از طالبان خارج شد (در حالی كه من با عده ای از یاران با آن حضرت همراه بودیم). وقت نماز فرا رسید. قصری در آن حوالی بود. امام (ع) با یاران به سوی آن رفتند و در كنار سنگ بزرگی ایستادند و سپس امام به من فرمودند: اذان بگو. عرض كردم : منتظر رسیدن و ملحق شدن بعضی از یاران هستیم كه بیایند. حضرت فرمود: خدا تو را بیامرزد، نماز را از اول وقت بدون عذر به تاءخیر نیانداز. بر تو باد خواندن نماز در اول وقت . راوی گفت : پس اذان گفتم و نماز خواندیم . نمازی كه امام رضا (ع) به پا داشت ، نماز جماعت بود كه هر چه جمعیت بیشتر باشد ثواب نماز جماعت بیشتر است ، ولی توجه نمودید كه امام (ع) اجازه نفرمود نماز اول وقت ، به خاطر رسیدن و ملحق شدن بقیه یاران به تاءخیر بیفتد، بلكه تاءكید كرد كه نماز اول وقت خوانده شود و تاءخیر را صلاح ندانست . اینكه امام رضا (ع) فرمود: ای موسی ، بر تو باد كه همیشه نماز را در اول وقت بپا داری خطاب به فرد فرد ماست و اختصاص به آن شخص ندارد.

چهل داستان درباره نماز و نمازگزاران/ يدالله بهتاش

نویسنده :Տaghar   آفلاین
#10
بررسی لقب «رضا» در منابع تاریخی و روایی







نشست علمی بررسی لقب رضا در منابع تاریخی وروایی به همت پژوهشکده تاریخ و سیره پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی برگزار شد.



به گزارش روابط عمومی و اموربین الملل دفتر تبلیغات اسلامی، محمد الله اکبری در نشست علمی بررسی لقب رضا در منابع تاریخی و روایی که پیش از ظهر امروز در سالن کنفرانس مرکز همایش های دفتر تبلیغات اسلامی برگزار شد با بیان اینکه تحقیق در متون اسلامی روشن می سازد که واژه الرضا، هنگام اختلاف مسلمانان در معنای «من اجتمعت علیه الامه» به کار می رفته است، تصریح کرد: می شود از این جمله برداشت کرد که مسلمان برای حل مشکل یا رفع اختلاف خود نزد فردی منتخب و برگزیده می رفتند و گروه تصمیم گیرنده جامعه یا اهل حل و عقد یا همان خبرگان او را می پذیرفتند.



وی افزود: کارشناسان دانش رجال مانند مرحوم خویی و تفرشی، طریق روایت صدوق را از امام جواد((صحیح)) شمرده اند.



رییس پژوهشکده تاریخ و سیره پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی ادامه داد: مرحوم خویی در این باره می گوید طریق روایی صدوق به امام جواد(ع) دو تا است و طریق دوم، یعنی روایت او از پدرش و محمدبن علی ماجیلویه از علی بن ابراهیم از پدرش از احمدبن محمد بن ابی نصر بزنطی، مانند طریق شیخ طوسی به آن حضرت صحیح است و البته صدوق در((مشیخه)) من لایحضره الفقیه از این طریق یاد نمی کند.







وی بیان داشت: اصحاب رجال بزنطی را ثقه ، جلیل القدر و عظیم المنزله، نزد امام جواد و امام رضا می خوانند و کشی او را از اصحاب جماع «تصحیح ما یصح من هولاء» می شمارد.



الله اکبری گفت: اما وی واقفی مذهب بوده، سپس شیعه امامی شده و روایت های دلالت کننده را بر وثاقت، جلالت و مدح وی، خود او نقل کرده است.



وی اضافه کرد: بنابراین، آنها «تعریف از خود» شمرده می شوند و شاهد و بینه ای بر وثاقت او جزخودش وجود ندارد و همچنین این روایت خبرواحد به شمار می رود و به دلیل اینکه مطلبی به امام معصوم نسبت می دهد، درباره اش باید تامل کرد.



این پژوهشگر ادامه داد: برخی از اصحاب رجال، سلیمان بن حفض مروزی، نخستین راوی این روایت را ثقه دانسته اند، اما این نام میان او، سلمیان مروزی وسلیمان بن جعفر مروزی مشترک است.



وی تصریح کرد: مرحوم خویی نام های نخست و سوم را از آن یک نفر می داند و با این فرض، سلیمان مروزی، متکلم چیره دست خراسان بوده که مامون از او خواسته است با امام رضا(ع) مناظره کند وبکوشد تا دست کم در یک مسئله بر امام غلبه کند و هیچ مورخ و محدثی استبصار اورا نقل نکرده است.



الله اکبری اضافه کرد: اما با فرض مشترک نبودن این دو و توثیق سلیمان بن حفص مروزی و بادست کشیدن از روایت های دیگر راویان، سهل بن زیاد آدمی میز چنین روایتی نقل کرده است اما متخصصان علم رجال مانند شیخ طوسی، نجاشی و غضائری او را ضعیف، فاسد الروایه و فاسد المذهب دانسته اند.



وی با بیان اینکه احمد بن محمدبن عیسی به «غلو» او شهادت داده و او را به این جرم از قم بیرون کرده و فضل بن شاذان او را احمق خوانده است، خاطرنشان کرد: مرحوم خویی پس از نقل گفته های دیگران در توثیق و تضعیف وی، بررسی آنها ورد دلایل وثاقت او، سرانجام با عبارت«انه ضعیف جزماً او انه لم تثبت و ثاقته» وی را شعیف می شمارد.



رییس پژوهشکده تاریخ و سیره پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی افزود: البته شیخ علی نمازی، مولف مستدرکات علم رجال الحدیث، به نقل این گفته ها و دلیل ها می پردازد وضعف او را مضر نمی داند.



وی در پایان خاطرنشان کرد: به گمان، کسانی مانند شیخ علی نمازی که او را ثقه دانسته اند، از شیخ طوسی پیروی کرده اند اما مرحوم خویی توثیق شیخ را در کتاب رجالش، سهو قلم او یا افزودن رونویسان بر سخن وی گمان زده و برای اثبات این ادعا به تاکید شیخ بر ضعف این راوی با عبارت«وهو ضعیف جداً هندنقاد الاخبار در کتاب استبصار استناد کرده است.



موضوعات مشابه ...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  امام رضا علیه‌السلام و تربیت نسل منتظر ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 14 793 02-29-2016, 07:39 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  آشنایی با امام رضا(ع) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 7 566 12-11-2015, 11:37 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  مادر امام رضا(ع) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 4 516 12-11-2015, 11:29 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  نگاهی گذرا به زندگانی امام رضا(ع) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 21 893 12-11-2015, 11:21 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  به مناسبت شهادت امام رضا(ع)-تقدیم به تشنگان آقا ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 9 539 12-11-2015, 06:37 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  تقدیم به امام رئوف وتقدیم به عاشقان امام رضا(ع)مخصوصاآذری زبانها ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 0 369 12-10-2015, 05:10 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  هشت درس و پيام از هشتمين امام(ع) E L E N A 4 620 08-11-2015, 07:18 PM
آخرین ارسال: E L E N A
  اشعاری به مناسبت تولد امام رضا(ع) ..::Baharmast::.. 19 1,343 04-26-2015, 07:02 PM
آخرین ارسال: ❀ مصطفی ❀
  فضائل اخلاقی امام رضا (ع) Lover Angel 0 457 03-31-2015, 12:20 PM
آخرین ارسال: Lover Angel
  حدیث از امام رضا **MAHSA** 12 1,392 12-30-2014, 05:34 PM
آخرین ارسال: **MAHSA**

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان