آدرس

آدرس فعلی سایت koreafan.eu است در صورت بروز هر مشکل آدرس بعدی koreafan.. میباشد .

ساماندهي

انجمن کره فن در ستاد ساماندهي پايگاه هاي اينترنتي ثبت شد تاپیک

گروه تلگرام انجمن

گروه تلگرامی انجمن برای اطلاع رسانی از مشکلات انجمن و درخواست ها لطفا عضو بشین کلیک کنید



داستان کوتاه اثرات ازدواج با زن زیبا
زمان کنونی: 02-17-2020، 09:34 PM
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: Nima
آخرین ارسال: Nima
پاسخ 0
بازدید 295

امتیاز موضوع:
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

[-]
کلمات کلیدی
زن با اثرات زیبا ازدواج کوتاه داستان

داستان کوتاه اثرات ازدواج با زن زیبا
#1
مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد
پسر جوان و زیباروییبود که فکر می کرد باید با زیباترین دختر جهان ازدواج کند.
اوفکر می کرد به این ترتیب بچه هایش زیباترین بچه های روی زمین می شوند.زن زیبا
پسر مدتی بااین فکر در جستجوی همسر یکتایی برای خودش گشت.
طولی نکشید که پسر با پیرمردی آشنا شد که سه دختر باهوش و زیبا داشت.
پسر ازپیرمرد درخواست کرد که با یکی از دخترانش آشنا شود.
پیرمرد جواب داد: هیچ یک ازدخترانم ازدواج نکرده اند و با هر کدام که می خواهید آشنا شوید.
پسر خوشحال شد. دختر بزرگ پیرمرد را پسندید و باهم آشنا شدند. چند هفته بعد، پسرپیش پیرمرد رفت و
با مِن و مِن گفت: آقا، دخترتان خیلی زیبا است، اما یک عیب کوچک دارد. متوجه نشدید؟! دخترتان کمی چاق است.
پیرمرد حرفش را تایید کرد و آشنایی با دختر دومش را به پسر پیشنهاد داد.
پسر بادختر دوم پیرمرد آشنا شد و به زودی با یکدیگر قرار ملاقات گذاشتند.
اما چند هفته بعد پسر دوباره پیش پیرمرد رفت و گفت: دختر شما خیلی خوب است.
امابه نظرم یک عیب کوچک دارد. متوجه نشدید؟! دخترتان کمی لوچ است.
پیرمرد حرف او را تایید کرد و آشنایی با دختر سومش را به پسر پیشنهاد کرد.


یک هفته بعد پسر پیش پیرمرد رفت و با هیجان گفت:

دختر شما مثل پشمِ بی لک است

. همان کسی است که دنبالش می گشتم. اگر اجازه دهید،

به رویایم برسم و با دختر سوم تان ازدواج کنم!

چندی بعد پسر با دختر سوم پیرمرد ازدواج کرد.

چند ماه بعد همسرش دختری به دنیاآورد.

اما وقتی که پسر صورت بچه را دید، از وحشت در جایش میخکوب شد.

این زشت ترین بچه ای بود که به عمرش می دید. پسر بسیار غمگین شد

و پیش پدر همسرش رفت و

با گِله گفت: چرا با این که هر دوی ما این قدر زیبا و خوش اندام هستیم،

ولی بچه ما به این زشتی است؟

پیرمرد جواب داد: دختر سوم من قبلا دختر بسیار خوبی بود.

اما او هم یک عیب کوچک داشت. متوجه نشدی؟!

او قبل از آشنا شدن با تو حامله بود!!!

البته این مسئله قابل تعمیم به کل نیست.

همگان را برای مدتی و برخی را برای همیشه می توان فریفت

اما همگان را برای همیشه هرگز

مواظب باشید فریب نخورید

در انتخاب ملاکهای ازدواج دقت کنید .


موضوعات مشابه ...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  داستان های خنده دار twin 1 979 08-29-2016, 09:19 PM
آخرین ارسال: سارا30
  داستان"پستچی" ✵jυnнyυng✵ 31 9,335 06-11-2016, 12:40 PM
آخرین ارسال: ✵jυnнyυng✵
Exclamation داستان های ترسناک!! miss chu 23 5,262 05-19-2016, 09:24 AM
آخرین ارسال: miss chu
  خانه هایی با داستان های ترسناک واقعی!! miss chu 0 515 05-09-2016, 06:23 PM
آخرین ارسال: miss chu
  داستان گربه را دم حجله کشتن miss chu 0 668 04-30-2016, 02:27 PM
آخرین ارسال: miss chu
  داستان کوتاه متشکرم! miss chu 0 562 04-29-2016, 06:12 PM
آخرین ارسال: miss chu
  ده داستان ترسناک جهان!!! miss chu 0 345 04-28-2016, 08:39 PM
آخرین ارسال: miss chu
  محبت پدرانه!(داستان زیبای پیرمرد و دخترک) ♥ شــــــــــایستـــــه ♥ 0 722 11-09-2014, 04:15 PM
آخرین ارسال: ♥ شــــــــــایستـــــه ♥
  داستان آموزنده ی صد دلاری ♥ شــــــــــایستـــــه ♥ 0 519 11-09-2014, 04:00 PM
آخرین ارسال: ♥ شــــــــــایستـــــه ♥
  داستان جالب مردی در سردخانه ! ♥ شــــــــــایستـــــه ♥ 0 663 11-09-2014, 03:58 PM
آخرین ارسال: ♥ شــــــــــایستـــــه ♥

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان

MyBB SQL Error

MyBB has experienced an internal SQL error and cannot continue.

SQL Error:
1017 - Can't find file: './koreafan_ZnvhsUg/mybb_threadviews.MYI' (errno: 2 "No such file or directory")
Query:
INSERT INTO mybb_threadviews (tid) VALUES('5415')