Agent3-01 محبوب ترین کاربر انجمن
تنها کسی انتخاب میشود که برترین ارسال کننده روز ، هفته و ماه باشد .

آدرس

آدرس فعلی سایت koreafan.eu است در صورت بروز هر مشکل آدرس بعدی koreafan.. میباشد .

ساماندهي

انجمن کره فن در ستاد ساماندهي پايگاه هاي اينترنتي ثبت شد تاپیک

گروه تلگرام انجمن

گروه تلگرامی انجمن برای اطلاع رسانی از مشکلات انجمن و درخواست ها لطفا عضو بشین کلیک کنید



دستبردي در « حديث ثقلين »
زمان کنونی: 02-26-2020، 07:12 PM
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: ƓὄὄƉ ǤIRĿ
آخرین ارسال: ƓὄὄƉ ǤIRĿ
پاسخ 13
بازدید 662

امتیاز موضوع:
  • 2 رای - 4.5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

[-]
کلمات کلیدی
» در ثقلين « دستبردي حديث

دستبردي در « حديث ثقلين »
#1
بسم اللّه الرّحمن الرّحيم



الحمد للّه ربّ العالمين والصلاة والسلام على سيّدنا محمّد وآله الطاهرين المعصومين ولعنة اللّه على أعدائهم أجمعين من الأوّلين والآخرين



پيش گفتار 

حديث ثقلين از جمله احاديث معروف و مشهورى است كه عامه و خاصه آن را نقل كرده اند. اين حديث را صدها پيشوا و حافظ حديث از قرون مختلف، 

از حدود چهل زن و مرد صحابى از پيامبر خدا صلى اللّه عليه وآله به طرق زيادى نقل كرده اند. 

از آن جا كه در ثبوت سند اين حديث و محتواى آن ترديدى نيست ؛ برخى از مغرضان به جعل روايت وصيّت به كتاب و سنّت پرداخته 

و آن را به عنوان حديث ثقلين مطرح كرده اند. در اين راستا روايتى از اهل تسنّن نقل شده كه پيامبر خدا صلى اللّه عليه وآله فرمود: 

«من در ميان شما دو چيز گران بها را باقى مى گذارم: كتاب خدا و سنّتم » !


گفتنى است كه در برخى از كتاب ها آمده است كه پيامبر خدا صلى اللّه عليه وآله اين سخن را در سخنرانيش در حجّة الوداع گفته است. 

نوشتارى كه پيش رو داريد پژوهشى در مورد اصل روايت و راويان آن است كه ما آن را بررسى و نقد نموده و حقيقت امر را براى حقيقت جويان روشن ساخته ايم.
نویسنده :ƓὄὄƉ ǤIRĿ   غایب
#2
بررسى راويان خبر و روايات آنان


ترديدى نيست كه روايت ثقلين به صورت: «كتاب اللّه وسنّتى» تنها در چند كتاب حديثى و سيره نقل شده است. اكنون ما به بررسى آن ها مى پردازيم . 


روايت مالك بن انس 

بر اساس تحقيقات انجام شده قديمى ترين راوى اين خبر مالك بن انس (متوفاى سال 179 هجرى قمرى) است. 
او در كتاب الموطّأ اين گونه نقل كرده است كه رسول خدا صلى اللّه عليه وآله (1) فرمود: 


«من در بين شما دو امر را باقى مى گذارم ، مادامى كه به آن دو چنگ زنيد، گمراه نخواهيد شد: كتاب خدا و سنّت پيامبرش
».




روايت ابن هشام 

يكى ديگر از افرادى كه اين روايت را نقل كرده است ابن هشام (متوفاى سال 218) است. 
وى در كتاب السيرة النبويه كه تهذيب كتاب سيره محمّد بن اسحاق است مى نويسد: 
رسول خدا صلى اللّه عليه وآله در حجة الوداع خطبه اى را ايراد كرد و در آن خطبه فرمود: 


« . . . و در بين شما چيزى را باقى گذاشتم كه اگر بر آن چنگ زنيد هرگز گمراه نخواهيد شد، آن امرى روشن است: كتاب خدا و سنّت پيامبرش
».

نویسنده :ƓὄὄƉ ǤIRĿ   غایب
#3
روايت حاكم

حاكم نيشابورى (متوفاى سال 405) نيز در نقل اين روايت نقش داشته است. وى اين حديث را در المستدرك نقل كرده است و در مورد آن اظهار نظر مى كند. 
او مى گويد: 
ابوبكر احمد بن اسحاق فقيه از عبّاس بن فضل اسقاطى از اسماعيل بن ابى اويس و او از محمّد بن فضل شعرانى از جدّش از ابن ابى اويس 
از پدرش از ثور بن زيد ديلى از عكرمه از ابن عبّاس اين گونه نقل كرده است كه رسول خدا صلى اللّه عليه وآله در حجّة الوداع سخنانى ايراد كرد و فرمود: 

شيطان از اين كه در سرزمين شما پرستيده شود، مأيوس شده است، ولى او راضى شده كه در اعمالى غير از عبادت كه آن ها را كوچك و كم مى شماريد،
مورد اطاعت شما قرار گيرد. پس بر حذر باشيد.
اى مردم! من در بين شما دو چيز را به يادگار گذاردم كه اگر به آن ها چنگ بزنيد هرگز گمراه نخواهيد شد: كتاب خدا و سنّت پيامبرش.
به راستى كه هر مسلمانى برادر مسلمان است، و مسلمانان با هم برادرند. بر كسى مال برادرش حلال نيست مگر آن را با رضايت خاطر ببخشد.
و ستم نكنيد و مبادا بعد از من به حالت كفر برگرديد و به كشتن يكديگر بپردازيد



حاكم نيشابورى پس از نقل اين روايت به سند آن مى پردازد و مى نويسد: بُخارى در نقل احاديث، به احاديث عكرمه احتجاج كرده است. 
مسلم نيز به ابن ابى اويس احتجاج كرده است. البته در مورد راويان ديگر همه علما اتّفاق نظر دارند. 

حاكم پس از بررسى سند حديث به متن آن مى پردازد و مى گويد: 
اين حديث كه از خطبه پيامبر صلى اللّه عليه وآله است، همه در نقل آن در صحيح اتّفاق نظر دارند كه آن حضرت فرمود: اى مردم! من در ميان شما چيزى را باقى گذاردم كه بعد از من در صورتى كه به آن چنگ زنيد، هرگز گمراه نخواهيد شد: كتاب خدا كه شما در مورد آن از من بازخواست خواهيد شد، پس (در آن موقع) چه خواهيد گفت؟ 
البته ذكر «اعتصام به سنّت» (تمسك و چنگ زدن به سنّت) در اين خطبه سخنى غريب است و به راستى به آن نياز است. 

حاكم پس از اين مى گويد: 
البته من بر اين موضوع شاهدى از حديث ابو هريره يافتم كه ابوبكر بن اسحاق فقيه از محمّد بن عيسى بن سكن واسطى از داوود بن عمرو ضبّى 
از صالح بن موسى طلحى از عبدالعزيز بن رفيع از ابى صالح از ابو هريره نقل مى كند كه رسول خدا صلى اللّه عليه وآله فرمود: 


«من در ميان شما دو چيز را باقى مى گذارم كه بعد از آن ها هرگز گمراه نخواهيد شد: كتاب خدا و سنّتم و اين دو هرگز از يكديگر جدا نخواهند شد 
تا در كنار حوض نزد من آيند
»(2)

نویسنده :ƓὄὄƉ ǤIRĿ   غایب
#4
روايت بيهقى 

ابوبكر بيهقى (متوفاى سال 458) نيز با دو سند به نقل اين حديث پرداخته است: 

سند يكم 
ابوعبداللّه حافظ از اسماعيل بن محمّد بن فضل شعرانى از جدش از ابن ابى اويس از پدرش از ثور بن زيد ديلى از عكرمه از ابن عباس رضى اللّه عنهما 
نقل مى كند كه رسول خدا صلى اللّه عليه وآله در حجّة الوداع خطبه اى خواند و در آن خطبه فرمود: 

«اى مردم! بى شك من در ميان شما چيزى را باقى مى گذارم كه اگر به آن چنگ زنيد هرگز گمراه نخواهيد شد: كتاب خدا و سنّت پيامبرش
».



سند دوم 
ابوالحسين بن بشران العدل در بغداد، از ابو احمد حَمزة بن محمّد بن عباس از عبدالكريم بن هيثم از عبّاس بن هيثم از صالح بن موسى طلحى 
از عبدالعزيز بن رفيع از ابى صالح از ابو هريره نقل مى كند كه رسول خدا صلى اللّه عليه وآله فرمود: 


«بى ترديد من در ميان شما پس از خود چيزى را به جا گذاشتم كه مادامى كه آن دو را بگيريد يا به آن دو عمل كنيد، هرگز گمراه نخواهيد شد: كتاب خدا و سنّتم.
اين دو از يكديگر جدا نخواهند شد تا كنار حوض بر من وارد شوند
» (3)

نویسنده :ƓὄὄƉ ǤIRĿ   غایب
#5
----------------------- پی نوشت ----------------------------------
(1) على رغم اين كه در منابع اهل سنّت درود و صلوات پس از نام مبارك پيامبر خدا صلى اللّه عليه وآله به صورت ناقص (ابتر) آمده است،
ما طبق فرمايش حضرتش، درود و صلوات را به صورت كامل آورده ايم.
(1) المستدرك: 1 / 93.
(1) السنن الكبرى: 10 / 114

نویسنده :ƓὄὄƉ ǤIRĿ   غایب
#6
::: بخش دوم ::: 



بررسى هايى در اسناد روايات



نگرشى به اسناد روايت 

در بخش اول، مهم ترين سندهاى روايت ساختگى «ثقلين» (کتاب و سنّت) را از كتاب هاى اهل سنّت نقل كرديم. 

پيش از آن كه به بررسى سندهاى اين روايت بپردازيم اشاره به چند مورد، ضرورى به نظر مى رسد : 

1 ـ اين روايت، از روايت هايى است كه بُخارى و مسلم ، از آن اعراض كرده اند و در دو كتاب شان كه به صحيحين معروف هستند آن را نياورده اند. 

اين در حالى است كه اهل سنّت احاديث صحيح السند بسيارى را فقط به بهانه اين كه اين دو شيخ بر ترك آن اتفاق نظر دارند مورد استناد قرار نداده اند. 

2 ـ اين روايت در هيچ يك از كتاب هاى ديگرى كه نزد اهل سنّت به صحاح معروف هستند، آورده نشده و در واقع اين روايتى است كه نويسندگان صحاح شش گانه 

و نويسندگان ديگر بر ترك آن اتفاق نظر دارند. 

3 ـ اين روايت، در هيچ يك از مسانيد معتبرى همچون مسند احمد بن حنبل نيامده است. از طرفى از احمد نقل كرده اند كه گفته است: 

رواياتى كه در مسند نيامده اند، صحيح نيستند. 

4 ـ بيشتر راويان اين روايت، به غرابت آن تصريح كرده اند. 

حاكم نيشابورى در اين مورد مى نويسد: « بيان اعتصام به سنّت در اين خطبه، غريب است ». 

آن گاه حاكم نيشابورى بر صحّت سندِ خطبه مشتمل بر اعتصام به « عترت » تصريح مى كند. 


سجزى ـ همان طور كه در كنز العمال آمده است ـ مى گويد: اين روايت به طور جدّ غريب است.


اكنون بايستى به بررسى اسناد اين روايت در كتاب هاى مذكور بپردازيم ...

نویسنده :ƓὄὄƉ ǤIRĿ   غایب
#7
سند روايت در كتاب الموطّأ 


جايگاه اصلى اين روايت، همان روايت مالك در كتاب الموطّأ است. در اين مورد از سه محور به بررسى و پژوهش مى پردازيم : 


الف ـ بررسى كتاب الموطّأ 

نويسنده كشف الظنون در مورد اين كتاب چنين مى نويسد: 

همان گونه كه در كتاب النكت الوفيّه آمده است: الموطّأ كتابى كهن و پر خير و بركت است كه نويسنده آن قصد داشت كه احاديث صحيح را در آن گرد آورد، 

ولى آن چه در كتابش گرد آورده است از نظر خود مالك صحيح است نه طبق اصطلاح اهل حديث ؛ چرا كه مالك، مراسيل و بلاغات(1) را صحيح مى داند(2). 


جلال الدين سيوطى نيز در مورد كتاب الموطّأ اين گونه اظهار نظر مى كند: 

خطيب بغدادى و دانشمندان ديگر تصريح كرده اند كه الموطّأ بر همه كتاب هاى جوامع و مسانيد تقدّم دارد. 

وى سپس مى گويد: بنا بر اين كتاب الموطّأ از نظر رتبه بندى تاريخى بعد از صحيح حاكم نيشابورى است(3). 

سيوطى در كتاب تنوير الحوالك در اين زمينه مى نويسد: 


ابن حزم در كتاب مراتب ديانت مى نويسد كه رواياتى را كه در كتاب الموطّأ مالك آمده است شمردم، در آن 500 و اندى حديث مسند و 300 و اندى 

حديث مرسل يافتم و 70 و اندى حديث در آن است كه مالك خودش به آن ها عمل نكرده است. 

البته در آن، احاديث ضعيفى وجود دارد كه بيشتر علما آن ها را تضعيف كرده اند(4
).



1) مراسيل: جمع مُرسل است و به روايتى مى گويند كه در سلسله سند آن يك يا چند راوى حذف شده باشد.
بلاغات: به روايات هايى اطلاق مى شود كه به عنوان «بلغنى» آمده باشند.
(2) كشف الظنون: 2 / 1907.
(3) تدريب الراوى: 1 / 83 .
(4) تنوير الحوالك: 1 / 9

نویسنده :ƓὄὄƉ ǤIRĿ   غایب
#8
ب ـ نگاهى به شرح حال مالك 

محور دوم در مورد شرح حال مالك بن انس است. وى از جهاتى مورد تضعيف و نقد قرار گرفته است. اكنون نگاهى كوتاه به شرح حال مالك مى نماييم: 

1 ـ مالك از خوارج بوده است . 

ابو العبّاس المبرّد در بحثى در مورد خوارج مى گويد: 

عدّه اى از فقها به خوارج منتسب هستند، از جمله عكرمه غلام آزاد شده ابن عبّاس. همين سخن درباره مالك بن انس نيز گفته مى شود. 

زبيريون معتقدند كه مالك بن انس از عثمان، على عليه السلام، طلحه و زبير بدگويى مى كرد و مى گفت: به خدا سوگند! آنان جز بر سر آبگوشت خاك آلود 

با هم نجنگيدند(1). 


2 ـ مالك از مدلّسين (2)بوده است . 

خطيب بغدادى در شرح حال برخى مدلّسين، گفته است كه مالك بن انس از مدلّسين بوده است(3). 


3 ـ پيوستن مالك به امراى حكومت و سكوت او در برابر منكرات آنان ؛ 

عبداللّه بن احمد مى گويد كه از پدرم شنيدم كه گفت: ابن ابى ذئب و مالك همواره نزد امرا حاضر مى شدند. ابن ابى ذئب با آنان سخن مى گفت 

و به آنان امر و نهى مى كرد، در حالى كه مالك ساكت بود. 

پدرم گفت: ابن ابى ذئب از مالك بهتر و از او برتر است(4). 


4 ـ غنا با آلات موسيقى ؛ 

ابوالفرج اصفهانى در كتاب الأغانى مى نويسد: مالك با آلات موسيقى به غنا مى پرداخت(5). 


5 ـ سخن پيشوايان در نقد و طعن او 

خطيب بغدادى در اين زمينه مى گويد: گروهى از دانشمندان در زمان مالك از او انتقاد كرده و به او خرده گرفته اند. 
وى در اين زمينه از ابن ابى ذئب، عبدالعزيز ماجشون، ابن ابى حازم و محمّد بن اسحاق نام مى برد(6). 

ابن عبدالبرّ در مورد مالك مى گويد: 
ابن ابى ذئب درباره مالك به بدى و با تندى و خشونت سخنانى گفته است كه از ذكر آن كراهت دارم(7). 
افراد ديگرى نيز درباره مالك سخن گفته اند; ابراهيم بن سعد مالك را نفرين مى كرد. 

البتّه عبدالرحمان بن زيد بن اسلم و ابن ابى يحيى نيز در مورد مالك سخنانى دارند(8). 

1) الكامل فى الادب: 1 / 159.
(2) مدلّس: يعنى كسى كه تدليس مى كند وعيب را مى پوشاند. تدليس در اصطلاح علم حديث در يك تقسيم بندى كلّى دو نوع است:
الف) تدليس در اسناد، به اين معنا است كه راوى، حديث را از كسى نقل مى كند كه او را نديده يا حديث را از او نشنيده باشد، يا يك راوى ضعيف را اسقاط كند، 
تا حديث «حسن» يا «صحيح» تلقى شود. در مورد تدليس گفته شده است: تدليس برادر دروغ است.
ب) تدليس در صفات راوى توسّط ناقلين، به اين معنا است كه به قصد مخفى داشتن حقيقت راوى را با صفاتى يا كنيه اى غير واقعى وصف كند يا بنامد.
(3) الكفاية فى علم الروايه: 365.
(4) العلل و معرفة الرجال: 1 / 179.
(5) الأغانى: 2 / 75.
(6) تاريخ بغداد: 10 / 224.
(7) جامع بيان العلم وفضله: 2 / 157.
(8) جامع بيان العلم وفضله: 2 / 158.

نویسنده :ƓὄὄƉ ǤIRĿ   غایب
#9
ج ـ بررسى سند روايت مالك 
سومين محور بررسى روايت مالك از نظر سند است. اين روايت در الموطّأ سندى ندارد. سيوطى در شرح الموطّأ مى نويسد: 

ابن عبدالبرّ اسناد اين كتاب را از طريق حديث كثير بن عبداللّه بن عمرو بن عوف از پدرش از جدّش متّصل كرده است(1). 

ما در ادامه درباره اين سند طبق روايت ابن عبدالبرّ در كتاب التمهيد سخن خواهيم گفت





-------------------------------------------------------------------------------
(1) تنوير الحوالك: 2 / 208.

نویسنده :ƓὄὄƉ ǤIRĿ   غایب
#10
سند روايت در السيرة النبويه ابن هشام 


اين روايت در السيرة النبويه ابن هشام نيز بدون سند نقل شده است. در آن كتاب عنوانى با عبارت «خطابه رسول خدا صلى اللّه عليه وآله در حجّة الوداع» 

آمده است. آن گاه نگارنده در ذيل اين عنوان مى نويسد: ابن اسحاق مى گويد: سپس رسول خدا صلى اللّه عليه وآله به سفر حج رفت . . . و (در پايان مراسم حج) 

براى مردم خطبه خواند(1). 

راوى اين خطابه ابن اسحاق است. به نظر اكثر علماى بزرگ و رجال شناسان، ابن اسحاق فرد مقدوح و مجروحى بوده كه مورد نقد و تضعيف قرار گرفته است. 

وى به تدليس (فريبكارى در حديث) و به قَدَرى بودن و تشيّع متّهم است. تعداد بسيارى از علما از جمله: سليمان تيمى، يحيى قطّان، وهب بن خالد 

و مالك بن انس در مورد ابن اسحاق گفته اند كه او فرد بسيار دروغگويى است(2). 




----------------------------------------------------------------------------------------
(1) السيرة النبويه: 4 / 603 .
(2) شرح حالش را در كتاب هاى رجالى بنگريد. همچنين براى آگاهى بيشتر از شرح حال ابن اسحاق مى توانيد به مطالبى مراجعه كنيد كه حافظ ابن سيّد الناس (متوفاى سال 734) در مقدمه سيره خود به نام عيون الاثر در مورد او نگاشته است



پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان

MyBB SQL Error

MyBB has experienced an internal SQL error and cannot continue.

SQL Error:
1017 - Can't find file: './koreafan_ZnvhsUg/mybb_threadviews.MYI' (errno: 2 "No such file or directory")
Query:
INSERT INTO mybb_threadviews (tid) VALUES('12843')