اوپــا جـونـگ ڪـی محبوب ترین کاربر انجمن
تنها کسی انتخاب میشود که برترین ارسال کننده روز ، هفته و ماه باشد .

آدرس

آدرس فعلی سایت koreafan.eu است در صورت بروز هر مشکل آدرس بعدی koreafan.. میباشد .

ساماندهي

انجمن کره فن در ستاد ساماندهي پايگاه هاي اينترنتي ثبت شد تاپیک

گروه تلگرام انجمن

گروه تلگرامی انجمن برای اطلاع رسانی از مشکلات انجمن و درخواست ها لطفا عضو بشین کلیک کنید



دل نوشته ها وخاطرات قدیما
زمان کنونی: 05-15-2021، 12:44 PM
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
پاسخ 48
بازدید 5140

امتیاز موضوع:
  • 7 رای - 4.71 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

[-]
کلمات کلیدی
نوشته قدیما دل وخاطرات ها

دل نوشته ها وخاطرات قدیما
نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#50
ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺳﮑﻪ ﻣﯽ ﮔﺮﺩﻡ
ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺑﻪ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﻫﺎ ﺯﻧﮓ ﺑﺰﻧﻢ
ﺑﻪ ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﺧﻮﺏ
ﺑﻪ ﺩﻝ ﻫﺎﯼ ﺑﺰﺭﮒ
ﺑﻪ ﭘﺪﺭ ﭘﯿﺮﻡ
ﺑﻪ ﺟﻮﺍﻧﯽ ﻣﺎﺩﺭﻡ
ﺑﻪ ﮐﻮﺩﮐﯽ ﮐﻪ ﮐﻮﭼﻪ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﮐﺮﺩ
ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺯﻧﮓ ﺑﺰﻧﻢ
ﺑﻪ ﺩﻭﭼﺮﺧﻪ ﯼ ﺧﺴﺘﻪ ﺍﻡ
ﺑﻪ ﻣﺴﯿﺮ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﺍﻡ
ﮐﻪ ﺧﻨﺪﻩ ﻫﺎﯼ ﻣﺮﺍ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﮐﺮﺩﻩ
ﺑﻪ ﻧﯿﻤﮑﺖ ﻫﺎﯼ ﭘﺮ ﺍﺯ ﯾﺎﺩﮔﺎﺭﯼ ﻣﻬﺮ
ﺑﻪ ﺳﻔﺮﻩ ﯼ ﻭﺻﻠﻪ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﯼ ﺧﺎﻟﯽ ﺍﺯ ﻧﺎﻥ
ﺑﻪ ﺯﻣﺴﺘﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺯﻣﯿﻦ ﻗﻬﺮ ﻧﺒﻮﺩ
ﺑﻪ ﭼﺮﺍﻍ ﻧﻔﺘﯽ ﺭﻧﮓ ﻭ ﺭﻭ ﺭﻓﺘﻪ ﺍﯼ
ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﯼ ﻣﺎ ﺭﺍ
ﺑﺎ ﻋﺸﻖ ﺩﻭﺭ ﻫﻢ ﺟﻤﻊ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ
ﻣﯽ ﺩﺍﻧﻢ ﺁﻥ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﻫﺎ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻣﺤﻞ
ﮐﻮﭺ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ
ﻣﯽ ﺩﺍﻧﻢ ﻫﯿﭻ ﺳﮑﻪ ﺍﯼ
ﺩﺭ ﻫﯿﭻ ﮔﻮﺷﯽ ﺗﻠﻔﻨﯽ
ﺩﯾﮕﺮ ﻣﺮﺍ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﻭﺻﻞ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﮐﺮﺩ

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#41
دهه شصت :
یعنی شیفت صبح مدرسه آخر حال و شیفت بعد از ظهر ضدحال
یعنی عشق زنگ ورزش و با زیرشلواری مدرسه رفتن

یعنی بخاری نفتی و مکافات روشن کردنش
یعنی از این تمبر کوچیکا بسته ای 10تا تک تومن
یعنی بوی نارنگی و سیب قاچ شده توی کیف
یعنی بستنی خوردن و تکرار “بستنیش خوشمزه تره مامان !”

یعنی ویدئو قاچاقی کرایه کردن و یواشکی دیدن
یعنی صف طولانی شیر ، از اون شیشه ای ها که خامه اولشو با انگشت پاک می کردیم !
یعنی ته کلاس بچه تنبلا ، ردیف جلو خرخونا

یعنی صدآفرین ، هزار آفرین ، کارت تلاش
یعنی زنگای اول ریاضی ، زنگای آخر انشا و تعلیمات مدنی
یعنی از این بستنی توپیا که شکل زی زی گولو بود
یعنی مشق شب نوشتن فقط با دوتا مداد : سیاه و قرمز
یعنی تلویزیون سیاه و سفید که فقط دوتا کانال می گیره
یعنی بوی رب گوجه همسایه توی حیاط ، لواشک پهن کرده تو سینی و سفره رو پشت بوم

یعنی کلاسی 45نفر هر نیمکت سه نفر
یعنی میکرو ، سگا ، آتاری کرایه کردن ساعتی 20تومن
یعنی دوست داشتن ، دوست داشته شدن ، صفا ، صمیمیت ، عشق …

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#42
یه قل دوقل با پنش تا سنگ،منچ و مارپله،جامدادی لاکی که شبیه یه مداد گنده بود،فرفره ساختن با سر نوشابه،شلیک پوست پرتقال توسط خودکار،اول مهر همه بچه ابتداییها با کله تراشیده،ستاره گذاشتن مبصر جلوی اسم بچه هایی که بیشتر شلوغ میکردن،دلهره های پای تخته رفتن سر کلاس ریاضی،یه تومن میدادیم چشمون میکردیم تو سوراخ شهر فرنگ و جهار تا عکس توش که عوض میشد رو نگاه میکردیمو کیف میکردیم،نه خونه تو حیاط مدرسه با سنگ یا هسته آلوچه،…و خیلی از خاطرات مشترکی که با کارتونهای تکرارنشدنیه اون زمان داشتیم،اشکی که واسه کشته شدن پینتو مادر جکی و جیل ریختیم،دلمون واسه لوسین میسوخت وقتی آنت کشتی چوبیشو که بهش هدیه داده بود و انداخت شکوند و و و و دلم گرفت و تنگ شد واسه اون روزا

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#43
بچه که بودیم جاده ها خراب بود؛
نیمکت مدرسه ها خراب بود،
شیرای آب خراب بود!
زنگای در خونه ها خراب بود….
ولی….
آدما سالم بودن…!
فکر کنم آخرین نسلی بودیم که بدون ریا زندگی کردیم
روحمون شاد و یادمون گرامی

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#44
وایییییییییی چه حالی میکردیم خدااااااااااااااااااااااااااااااا
یاد پلوکپی بخیر
یاد لواشکهای ترش با رنگ مصنوعی و جوهرلیموها بخیر
یاد چشم چشم دو ابرو دماغ و دهن یه گردو بخیر
یاد دارت بازی بعد از مدرسه نزدیک ۴شنبه سوری بخیر

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#45
میدونین بجه ها ما دهه شصتیا قدر داشته هامونو میدونیم چون از بچگی واسه داشتن هر چیزی زحمت کشیدیم. واسه خریدن یه سگا دو سال انتظار کشیدیم-خوب درس خوندیم-به بابامون گیر سه پیچ دادیم تا بالاخره واسمون خریدن.با یه توپ کم باد دولایه سه چار هفته بکوب بازی کردیم.اینه که حالا وقتی یه لپ تاپ یا یه گوشی گرون میخریم جوری نگرش میداریم که بعد ۶سال با نو مو نمیزنه

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#46
نسل ما همون نسلی هست که میو میو عوض میشه سوباسا ساعت ۲ ظهر جمعه معلق ۱ هفته رو هوا میموند . کفشایی که تهش چراغ داشت عشق میکردیم دمپایی های ته بسته .بستنی های به شکل زیزی گولو . نسلی که به جای موبایل یه نخ میبستیم به ۲ تا لیوان با هم حرف میزدیم . یادش بخیر کاش واس ۱۰ دقیقه هم میشد بر میگشتم به اون دوران

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#47
دهه شصتی بودن یک مفهوم هست،ربطی به سال تولد نداره، ربط مستقیم به وضعیت مالی پدر داره، چه بسا دهه هفتادی هایی که دهه شصتی هستن.

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#48
تو فیلمای ایرانی اولین کاری که برای عروسی گرفتن میکنن اینه که یه نفر میاد میوه‌ها رو میریزه تو حوض ?

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#49
این نماینده ها که قهرماشون تو کودکی قیصر و داش آکل و علی بی غم و یه سری زیر بار زور نرو بودن این شدن!

ماها که الگومون نوجوان سیزده ساله(‌شهید فهمیده)  نابغه قرآنی(سید محمدحسین طباطبایی) و یه سری باهوش، شجاع و فداکار... بود این شدیم!

وای بحال کودکان امروز که الگوهاشون کچیلک و با خط کش هواپیما ساز و... ان

دیدم که میگم!



پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان