اوپــا جـونـگ ڪـی محبوب ترین کاربر انجمن
تنها کسی انتخاب میشود که برترین ارسال کننده روز ، هفته و ماه باشد .

آدرس

آدرس فعلی سایت koreafan.eu است در صورت بروز هر مشکل آدرس بعدی koreafan.. میباشد .

ساماندهي

انجمن کره فن در ستاد ساماندهي پايگاه هاي اينترنتي ثبت شد تاپیک

گروه تلگرام انجمن

گروه تلگرامی انجمن برای اطلاع رسانی از مشکلات انجمن و درخواست ها لطفا عضو بشین کلیک کنید



روانشناسی کودک و نوجوان
زمان کنونی: 05-15-2021، 11:30 AM
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: E L E N A
آخرین ارسال: E L E N A
پاسخ 132
بازدید 12108

امتیاز موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

[-]
کلمات کلیدی
روانشناسی و کودک نوجوان

روانشناسی کودک و نوجوان
نویسنده :E L E N A   آفلاین
#41
چرا کودکان ترسيدن را دوست دارند؟!!!!!


همه ما در دوران کودکي‌مان داستان شنل قرمزي که گرگ مادربزرگ‌اش را با دندان‌هاي بزرگ مي‌خورد، کدو قلقله‌زن که شير و گرگ و پلنگ براي خوردن‌اش جلوي او را مي‌گيرند، خاله سوسکه که همسرش آقا موشه توي ديگ آش مي‌افتد و مي‌ميرد، شنگول و منگول که گرگ مدام به خانه‌شان سر مي‌زند و يکي از بره‌ها را مي‌خورد و ... را شنيده‌ايم. گاهي داستان‌هاي کودکان مملو از صحنه‌هاي ترسناکي است که حتي والدين برخي اوقات دو به شک مي‌شوند که آن را بيان کنند يا نه و اينکه آيا بيان اين صحنه‌ها سبب نمي‌شود کودکان کابوس ببينند؟!

چرا داستان‌هاي کودکان صحنه‌هاي ترسناک دارد؟

برعکس آنچه ما گمان مي‌کنيم بچه‌ها اين قسمت داستان‌ها را بيش از ساير قسمت‌ها دوست دارند. هر چه اين بخش‌ها را پررنگ‌تر کنيم بيشتر به داستان جذب مي‌شوند اما آيا مي‌دانيد چرا؟ چون شادي، غم و ترس جزو احساسات اصلي و ضروري براي بزرگ شدن کودکان است. ترسيدن کودکان از هيولاها، جادوگران، دزدان، حيوانات وحشي و ... خوب است، به شرطي که بتوانند همه آنها را شکست دهند و درنهايت داستان پيروز باشند. اگر توجه کرده باشيد در اکثر داستان‌هاي مربوط به کودکان مردن از گرسنگي، بي‌سرپرست ماندن، ماندن در تاريکي شب، ماندن در ميانه جنگل، گرفتار شدن به دست غريبه‌ها و ... وجود دارد و کودک با شنيدن آنها ترس از جدايي از آنچه دوست دارد و حيات‌اش وابسته به آنهاست، يعني جدايي از والدين را حس مي‌کند. هدف اصلي اين داستان‌ها کانال‌بندي ترس‌ها و از بين بردن تدريجي آن به کمک تخيل است. کودک با شخصيت داستان‌ها هم‌زاد‌پنداري کرده و خود را نزديک به او حس مي‌کند. در واقع صحنه‌هاي ترسناک داستان، ترس خوابيده در عمق وجود کودک را بيرون کشيده و با تبديل کردن کودک به يک قهرمان او را وادار به شکست دادن ترس‌هايش مي‌کند. به همين دليل است که تمامي بچه‌ها در هر عصري علاقه زيادي به داستان شنل قرمزي، بندانگشتي، سفيدبرفي و سيندرلا دارند.
ترس‌هاي موجود در کتاب‌هاي کودکان سبب ايجاد کابوس در کودکان نمي‌شود چون در تمامي داستان‌ها پايان خوبي وجود دارد. در ضمن در هر داستاني کودک آموزه‌هايي را مي‌يابد که باعث حل مشکلات و رهايي از موقعيت‌هاي خطرناک شده است.با پيروز شدن قهرمان داستان بر ترس‌ها، کودک اعتماد به نفس خود را پيدا مي‌کند و ياد مي‌گيرد چگونه در زندگي با ترس بايد مقابله کرد. اين تنها در مورد داستان‌ها صادق نيست.

* وقتي کودک ماسک ترسناک به صورت مي‌زند!

اگر توجه کرده باشيد کودکان علاقه زياد به انتخاب ماسک‌هاي وحشت‌آور دارند. درواقع آنها با گذاشتن اين ماسک‌ها روي صورت بدون آنکه احساس متهم بودن داشته باشند احساسات منفي، عصبانيت و خشونت خود را به والديني که مدام به آنها «نه» مي‌گويند يا برادر بزرگ‌تري که آنها را از بازي کردن بازمي‌دارد، نشان مي‌دهند.

* جذاب‌ترين بازي‌ها، بازي‌هاي ترسناک است

جالب است بدانيد به همان اندازه که بچه‌ها به شنيدن داستان‌هاي دلهره‌آور علاقه دارند بازي‌هاي هيجان‌آور که آنها را بترساند را هم دوست دارند. گرگ‌ام به هوا، قايم موشک از جمله‌ بازي‌هاي اضطراب‌آور است که در هر لحظه از آن کودک احساس ترس و نگراني کرده و مدام جيغ مي‌زند. در بازي قايم موشک کودک براي فرار از والدين خود را در جايي پنهان مي‌کند و در عين حال که مي‌داند نبودن او والدين را نگران مي‌کند خود نيز احساس تنهايي و رهاشدگي را پيدا کرده و به اين ترتيب تا حدي بر ترس از جدايي غلبه مي‌کند. در گرگ‌ام به هوا از تهديدهاي احتمالي مي‌گريزد تا خود را نجات دهد. تمام اين بازي‌ها نه تنها نشاط را در کودکان ايجاد مي‌کند بلکه حساب شده و تربيتي هستند. آنها کودکان را مي‌ترسانند چون ذات کودک ترسيدن را مي‌پسندد. خطرهاي فانتزي به او کمک مي‌کنند بر ترس غلبه کرده و اعتماد به نفس پيدا کند.

منبع: Parents
به نقل از سلامتيران

نویسنده :E L E N A   آفلاین
#31
مهار شیطنت های کودکانه

همانطور که می دانید کودکان بیش فعال بدون فکر کردن رفتار می کنند، بیش از اندازه فعالند و در تمرکز کردن مشکل دارند. این کودکان بر خلاف عقیده والدینشان که فکر می کنند آنها به قصد و برای دست انداختن والدینشان رفتارهایی نامناسب انجام می دهند، متوجه انتظارات والدینشان می شوند اما به خاطر درون نا آرام و پر تلاطمشان نمی‌توانند آرام باشند و برای انجام خواسته ها و انتظارات والدینشان دقت کنند و به جزئیات توجه کنند. با کاربست صحیح راهبردهای ذیل می توانید به کنترل دلخواه خود در این باب دست یابید.

*محیط خانه را برای کودکتان آرام و بدون تنش کنید. اکثر کودکان در پاسخ به حالات اضطرابی و هیجانی موجود در خانه چنین رفتارهایی را مرتکب می شوند.

*برای کودک بیش فعال خود برنامه ریزی کنید و زمان بندی خاصی را برای انجام هر کاری در نظر بگیرید و در این چارچوب رفتاری و زمانی کوچکترین قصور و کوتاهی فرزندتان را نپذیرید. مثلا، اگر قرار است در روز تنها یک ساعت بازی رایانه ای داشته باشد به او یادآوری کنید که فقط 5 دقیقه تا پایان زمان مشخص شده وقت دارد و پس از اتمام آن زمان، دیگر اجازه بازی نخواهد داشت. بدین طریق به مرور زمان شما خواهید توانست به او یاد دهید و او را عادت دهید که چگونه بتواند خود را با شرایط زمانی موجود سازگار کند و از اتلاف وقت و کمبود وقت و ناراحتی متعاقب آن جلوگیری نماید.

نکته: در ابتدای اجرای این برنامه، برای وارد نشدن فشار و استرس به کودک، فرصتهای زمانی لازم برای انجام کارها را خیلی محدود نکنید که کودک نتواند از عهده انجام آنها بر نیاید.

نکته: به کودک خود تفهیم کنید، او خود مسئول انجام وسازماندهی کارهای شخصی و وظایف محوله است و انتظار کمک و یاری از سوی شما را نداشته باشد. حتی زمانی که در تنگنای زمانی نیز قرار می گیرید، فراتر از آن محدوده زمانی مقرر شده، به کودک وقت ندهید و به عهد خود وفادار بمانید تا او را عادت دهید که بایستی خود بتواند از عهده سر و سامان بخشیدن به کارهایش بر آئید و برای انجام کارها به شما متکی نباشد و روی کمک شما حسابی باز نکند.
مقایسه رفتار درست و غلط را به خود کودک واگذار کنید و در صورت عدم توانایی او در این مقایسه، وارد عمل شوید و در این مهم او را یاری دهید

*رعایت و پیروی از قوانین را به او گوشزد کنید و به او یادآور شوید اطاعت از آن قوانین لازم و ضروری است. برخی از والدین نا آگاه، به اشتباه فهرستی از نبایدهای رفتاری را در اختیار کودک قرار می دهند و هرگز نتیجه دلخواه را نیز کسب نمی کنند، لذا برای موفقیت در انجام این طرح بهتر است به تدریج آن هم با کارهای کوچک و آسان شروع کنید و تدریجا به جزئیات رفتاری بپردازید.

نکته: در صورت پیروی از قوانین، کودک را تشویق کنید و به طور غیر مستقیم قانون دیگری را وارد چرخه رفتاری کنید. اما در صورت نافرمانی، او را تنبیه یا سرزنش نکنید بلکه با او قرار دیگری بگذارید ویا از یک قرارداد نشانه ای استفاده کنید. مثلا به او بگویید اگر در مهمانی شلوغ کنی من سرفه خواهم کرد تا تو متوجه اشتباهت شوی و رفتارت را اصلاح کنی.

نکته: نکات منفی و اشتباهات او را مرتب یادآور نشوید، ذکر رفتارهای مثبت و درست بیشترین تاثیر درمانی را دارد. برخی از والدین بی درنگ و پیوسته حتی کوچکترین اشتباهات کودک را تذکر می دهند و در مقابل رفتارهای مثبت و صحیح او را نادیده گرفته و تحسین نمی کنند. بهتر است رفتارهای پسندیده او تشویق کنید و در آن زمان رفتارهای مثبت دیگر متناسب با آن رفتار را به طور غیر مستقیم به او یادآوری کنید.
نکته:

مقایسه رفتار درست و غلط را به خود کودک واگذار کنید و در صورت عدم توانایی او در این مقایسه، وارد عمل شوید و در این مهم او را یاری دهید.

*به او مسئولیت دهید ودر حد توانش از او انتظار داشته باشید. در صورت محول کردن وظیفه ای به کودک بهتر است او را برای اتمام آن کار تشویق کنید و با لحنی دوستانه و با احترام از او بخواهید کارش را به پایان برساند و آن را نیمه کاره نگذاشته و به کار دیگری نپردازد.

*برخی از والدین در برابر رفتار چنین کودکانی ساده اندیشند و به طرز ناموجهی برخورد می کنند و حربه مقابله خود را انتقاد،سرزنش،غرزدن،یادآور ی رفتارهای اشتباه کودک و در بسیاری از موارد تنبیه بدنی قرار می دهند. به جای این روش تربیتی نادرست، توصیه می شود رفتارهای مثبت او را مورد توجه قرار دهید، بسیار او را در آغوش گرفته و نوازش کنید و رفتارهای صحیح او را تشویق کرده و مورد توجه قرار دهید. از آنجایی که این کودکان بسیار نیازمند توجه والدین و اطرافیان هستند و غالبا نیز از این ستایش محروم هستند، توجه ومورد اهمیت قرار گرفتن توسط اطرافیان علی الخصوص والدین و دیگر اعضای خانواده می تواند کلید رهگشا و انگیزه ای برای پیشرفت و بهبود او باشد.

*تغذیه کودک را تا حد امکان کنترل کنید و کمتر اجازه دهید از تنقلاتی چون شکلات، چیپس، پفک، ... و حتی غذاهای آماده و فست فود، ... تا حد امکان کمتراستفاده نمایند. مادران بهتر است در این زمینه خلاقیت نشان داده و مطابق میل و دلخواه کودک و با تزئینات کودکانه غذاهایی سالم و مغذی تهیه کنند.

منبع:mohsenazizi.blogfa.com

نویسنده :E L E N A   آفلاین
#32
سه گام برای کاهش اضطراب امتحانات

هر كسی نگران می شود. از سالمندان گرفته تا خردسالان هر كدام به نوعی با این مشكل سروكار دارند. اما برای بهبود و رفع آن چه باید كرد؟ بخصوص اینكه با نزدیك شدن به فصل امتحانات و افزایش استرس در نوجوانان و جوانان توجه به این موضوع امری ضروری است.
كارشناسان معتقدند چه نگرانی شما بزرگ باشد، چه كوچك، می توانید از سه گام كاربردی زیر در جهت بهبود آن استفاده كنید.

۱) مورد نگرانی را مشخص كنید.
گاهی اوقات، شما دقیقاً می دانید كه نگرانی تان درباره چیست. گاهی هم ممكن است اصلاً ندانید گیر كار كجاست. فرض كنیم نگرانی در مورد یكی از معلمان مدرسه است، اما شاید دلیل واقعی آن، این باشد كه شما با درس ریاضی مشكل دارید نه با معلم آن. بنابراین یك راه حل این است كه از معلم خود برای مسایل ریاضی كمك بخواهید، او نیز به طور حتم با خوشرویی كمكتان خواهد كرد.
برخی مشكلات مانند مسایل خانوادگی، اغلب بزرگ هستند و روی فرزندان تأثیر منفی می گذارند، گاهی هم آنقدر شدید می شوند كه از نظر ما احتمال یافتن راه حل برای آنها به صفر می رسد. در این مواقع اولین گام در جهت رفع نگرانی، تمركز بر روی مورد نگران كننده و تشخیص آن است. اما اگر در این مورد نیز با مشكل مواجه هستید، می توانید با استفاده از گام سه از فرد مورد اعتمادی برای رفع مشكل والدین خود كمك بگیرید.

۲) به راههایی فكر كنید كه به بهتر شدن شرایط ختم می شوند.
تقریباً همیشه و در هر موقعیتی راهی وجود دارد كه به كاهش نگرانی شما كمك كند. اگرتنها و نگران در یك گوشه بنشینید و كاری نكنید، هیچ مشكلی حل نخواهد شد. بنابراین با پیدا كردن راهی مناسب در ایجاد احساسی خوشایند در خود بكوشید.
نمرات درسی در مدرسه اغلب نگران كننده ترین مورد برای بچه ها هستند. اگر این، مشكل شما هم هست، این سؤالات را از خود بپرسید:
▪ چرا نمرات درسی مهم هستند؟ هر كدام چه معنایی دارند؟
▪ من چگونه خود را برای حضور در كلاس آماده می كنم؟
▪ آیا نكات و مطالب درسی را حتی وقتی روز بعد امتحان ندارم هم مرور می كنم؟
▪ آیا مكان مناسبی برای انجام تكالیفم دارم؟
▪ آیا سعی در انجام راههای مختلف مطالعه از قبیل خلاصه نویسی ومرور مطالب، استفاده از فلش كارت و مطالعه گروهی كرده ام؟
لذا، با كمی تفكر بر روی این سؤالات و پاسخ به آنها راحت تر می توانید با مشكلات درسی كنار بیایید.اگر نگرانی شما در رابطه با مشاجره ای است كه میان شما و یكی از دوستانتان اتفاق افتاده برای رفع آن، می توانید مواردی را كه به بهبود رابطه تان كمك می كند، روی كاغذی بنویسید. به طور مثال، نامه ای به دوست خود نوشته و برای رفع كدورت، از او برای شركت در یك برنامه گروهی دعوت كنید.
با تهیه فهرستی از این گونه كارها، می توانید یكی از آنها را كه فكر می كنید مؤثرتر است، برای تجدید رابطه دوستی خود و تحكیم آن انتخاب كنید. اما اگر این توان را در خود نمی بینید كه درباره آنچه می تواند موقعیت شما را بهتر كند فكر كنید، وقت آن است از گام سوم استفاده كنید.

۳) از فرد دیگری كمك بخواهید.
نگرانی و اضطراب باعث احساس تنهایی در شما می شود. پس هنگامی كه مضطرب و نگران هستید، كسی را پیدا كنید تا بتوانید با او حرف بزنید. اما گاهی اوقات افراد می گویند: «من نگران هستم و هیچ كس نمی تواند كاری برای من انجام دهد.»
اما در اینجا دو دلیل وجود دارد تا بفهمید كه این طور نیست:تا وقتی كه احساساتتان را با كسی در میان نگذاشتید، به او اجازه ندهید تا برای كمك به شما تلاش كند، هرگز با اطمینان نمی توانید بگویید كه هیچ كس نیست به شما كمك كند.
تنها از طریق درد دل كردن با فردی دیگر است كه می توانید نسبت به آنچه موجب نگرانی تان شده به احساس خوشایندتری دست پیدا كنید. پس دیگر با مشكلات خود تنها نخواهید ماند. زیرا فرد دیگری مانند پدر، مادر، خواهر، برادر، دوست و یا مشاوری هست كه اكنون او نیز به یافتن راهی برای كمك به شما فكر می كند.

‌● و اما حرف آخر
آیا می دانید نگران بودن آنقدر هم بد نیست؟ مثلاً اگر شما حداقل كمی هم نگران امتحان خود نباشید، ممكن است مطالعه آن را كنار گذاشته و عاقبت پشیمان شوید.
اما برخی از نوجوانان و جوانان نگرانی هایشان آنقدر زیاد است كه آنها را از انجام كارهای لازم باز می دارد. اگر این موضوع در مورد شما نیز صدق می كند توصیه ما این است كه با یك مشاور مشورت كنید.

com.kidshealth.www ترجمه: ملیحه تراب پور

نویسنده :E L E N A   آفلاین
#33
به او نزدیک شوید

شما هم احساس می‌كنید نوجوان شما به زبانی متفاوت صحبت می‌كند؟ شما هم نمی‌توانید حرف‌های او را درك كنید و منظورش را بفهمید؟ اگر چنین حسی دارید، بهتر است به جای این‌كه بیشتر از او فاصله بگیرید و تنهایش بگذارید، سعی كنید به او نزدیك‌تر از قبل شوید.

مطمئن باشید با كمی تلاش و وقت گذاشتن این كار ممكن است؛ البته اگر نخواهید این زحمت را به خودتان بدهید و به فرزندتان نزدیك شوید، باید در آینده منتظر مشكلاتی جدی‌تر باشید.

وقتی بچه‌ها كوچك هستند، نقش پدر و مادر با دوران نوجوانی و جوانی آنها متفاوت است؛ در آن روزها بچه‌ها همیشه در آغوش پدر و مادر هستند و با نوازش و محبتشان سرگرم می‌شوند؛ اما با گذشت سال‌ها و بزرگ‌تر شدن‌شان، همه چیز تغییر می‌كند؛ حالا نوجوان 14 ساله‌ای كه پسر شماست با پسر بچه‌ یك ساله‌ای كه سرش را روی شانه شما می‌گذاشت و به خواب می‌رفت، زمین تا آسمان فرق دارد. پس شما هم باید به شیوه‌ مخصوص او نزدیكش شوید و با او صحبت كنید.

متخصصان می‌گویند نباید بگذاریم شانه‌هایی كه یك روز مكانی برای آرامش كودكان بوده است، حالا تبدیل به مكانی سرد و بی‌احساس شود. همچنین باید بدانیم نوجوانان نه تنها نیاز دارند كه به آنها رسیدگی كنیم، بلكه دوست دارند دائم به آنها یادآوری شود كه چقدر برای ما عزیزند و چقدر به فكر آنها هستیم.

نباید بگذاریم شانه‌هایی كه یك روز مكانی برای آرامش كودكان بوده است، حالا تبدیل به مكانی سرد و بی‌احساس شود. همچنین باید بدانیم نوجوانان نه تنها نیاز دارند كه به آنها رسیدگی كنیم، بلكه دوست دارند دائم به آنها یادآوری شود كه چقدر برای ما عزیزند و چقدر به فكر آنها هستیم.


تغییر رفتار نوجوانان را جدی بگیرید

در این دوران احساسات و افكار نوجوانان تغییر می‌كند و به همین دلیل نقش والدین پررنگ‌تر و حیاتی‌تر از قبل می‌شود. حالا پدر و مادر باید با روشی صحیح و مناسب سعی كنند اعتماد به نفس كودك را افزایش دهند و از او مراقبت كنند. در این سال‌ها، پدر و مادر باید آماده برخوردهایی باشند كه گاه غیر طبیعی به نظر می‌آید. اما آنها تنها كسانی هستند كه می‌توانند مشكلات فرزندشان را حل كنند.

بنابراین مهم است كه رابطه‌ای قوی و محكم با نوجوان خود داشته باشید؛ والدین باید از فرزندان درباره دوستانشان بپرسند و اطلاعاتی دقیق و درست از آنها داشته باشند. به همین دلیل وقتی او از مدرسه و دوستانش تعریف می‌كند یا از آنها شكایتی دارد یا حتی وقتی می‌خواهد از معلمش گله كند باید به حرف‌های او با دقت گوش كنید.
همچنین وقتی نوجوان می‌خواهد تجربه‌ای جدید به دست بیاورد، نباید او را از این كار منصرف كنید، بلكه بهترین كار این است كه درباره اتفاقاتی كه در جریان است با او صحبت كنید. پس از آن نیز به او یادآوری كنید مسوولیت تمام كارهایش را باید خودش بپذیرد؛ البته والدین هم باید همیشه كنار او حضور داشته باشند و در موقع نیاز به نوجوان كمك كنند.

والدین، مهم‌ترین و اساسی‌ترین نقش را دارند

حالا كه فرزند شما تغییر رفتار داده است و دیگر مانند گذشته برخورد نمی‌كند، نقش شما مهم‌تر از قبل می‌شود. در اولین مرحله حواستان باشد با همسرتان هماهنگ باشید. پدر و مادر هیچ وقت نباید نظریه‌هایی متفاوت و حتی گاه متضاد داشته باشند. چون با این كار نوجوان سردرگم می‌شود و دیگر از آنها راهنمایی نمی‌خواهد.
در ضمن فراموش نكنید همان‌طور كه رفتار نوجوان تغییر می‌كند، شما هم باید شیوه برخوردتان را با او تغییر دهید؛ البته همیشه بدانید نوجوان با این‌كه دیگر خیلی كوچك نیست، اما هنوز هم فرزند شماست و به توجه و رسیدگی نیاز دارد. پس همیشه رابطه‌ای دوستانه و صمیمی با او برقرار كنید تا مشكلات كاهش یابد.

منبع:تبیان

نویسنده :E L E N A   آفلاین
#34
چگونه خلاقيت كودكان از بين مي‌رود؟

انگيزه و خلاقيت كودك زماني از ميان مي‌رود كه از ارزيابي، جايزه و رقابت به طرز غلطي استفاده شود و يا هنگامي كه موارد انتخاب خيلي محدود باشد. به گزارش ايسنا، نويسنده‌ي وبلاگ "يادداشت‌هاي يك نقاش" در ادامه به نقل از كتاب شكوفايي خلاقيت، به قوانيني اشاره كرده است كه به جاي آگاه كردن كودك او را كنترل مي‌كند و خلاقيت را مي‌كشد.

چهار روش براي كشتن خلاقيت:

- ارزيابي: صرفا در انتظار ارزيابي بودن، خلاقيت كودك را تضعيف مي كند.

- پاداش: اعتقاد به نيروي مثبت پاداش در قلب جامعه ما جاي گرفته است، اكثر مردم بر اين اعتقاد هستند كه پاداش در مقابل يك رفتار موجب بهبود آن رفتار مي‌شود، اما دقيقا چنين نيست، جالب توجه آنكه پژوهشگران دريافته‌اند براي كارها‌يي كه خيلي ساده هستند(مانند دنبال كردن راه مستقيم و آسان در معماي پر پيچ وخم) پاداش كمك مي‌كند تا مردم سريع‌تر و بهتر كار را انجام بدهند، اما براي كارهايي كه نيازمند بصيرت و حل مسائل پيچيده است، پاداش مانع كار مي شود.

- رقابت: رقابت خيلي پيچيده‌تر از ارزيابي يا پاداش به تنهايي است؛ زيرا شامل هر دو آنها مي‌شود. غالبا رقابت زماني به وجود مي‌آيد كه مردم احساس كنند كار آنها در مقابل ديگران مورد ارزيابي قرار خواهد گرفت و به بهترين آنها پاداش داده خواهد شد. اين يك واقعيت زندگي روزمره است و متاسفانه مي‌تواند خلاقيت را از بين ببرد.

- محدود كردن انتخاب: آنچه كه تفاوت‌ها را به وجود مي‌آورد، فقط به خاطر محدوديت‌هايي كه به كودكان داده مي‌شود نيست، بلكه طرز دادن اين محدوديت‌ها مهم است. اگر كودكان احساس كنند تحت كنترل هستند، انگيزه و خلاقيت آنها آسيب مي‌بيند . در هر حال اگر محدوديت‌ها به طرقي اعمال شود كه باعث شود كه كودكان احساس كنند با تحميل خودشان بر طبق آن محدوديت‌ها عمل مي‌كند، اثرات مخرب بر روي خلاقيت و انگيزه ممكن است به حداقل برسد.

زنده نگاه داشتن خلاقيت در منزل:

به كودكانتان آزادي دهيد به آنها به عنوان يك فرد احترام بگذاريد، از نظر عاطفي در حد اعتدال به آنها نزديك شويد و بر روي ارزش‌هاي اخلاقي و قوانين خاص تاكيد كنند. منزل را به صورت محلي در آوريد كه در آن اقتدار مورد سوال قرار گيرد، فعاليت بازي و خنده و فانتزي به مقدار زياد وجود داشته باشد و شما و كودكانتان بر اساس عادت سعي كنيد كارها را به روش‌هاي جديد و جالب انجام دهيد.

منبع:روزنامه تفاهم

نویسنده :E L E N A   آفلاین
#35
کنترل شدید کودکان و زیانهای آن


طبیعت خود بهترین مربی و معلم برای پرورش استعدادها و نیرو هاست .آنچه رامابوسیله پدران و مادران نمی آموزیم بناچار طبیعت آنهارا به ما خواهد آموخت .

پدران و مادران و مربیان تربیتی باید توجه داشته باشندکه مراقبت دائمی و همیشگی علاوه براینکه امکان پذیر نیست اصولا"زیان آورنیز می باشد.
پدران ومادران باید بکوشنددرمحیط خانه اصول اساسی اخلاق وروشهای صحیح زندگی رابه فرزندان خود بیاموزند و بطور غیر مستقیم تازمانهای محدودی ازآنان مراقبت بعمل آورند با اینکار آنان را به زندگی مستقل آشناسازند.

برخی از پدران براثر فقدان رشد اجتماعی و فسادمحیط،تربیت فرزند خود را بعهده میگیرند و عقیده دارند که باید تمام حرکات فرزندرا بربررسی کامل نمود و در جزئی ترین کارها ،عقاید خودرابه آنان تحمیل می کنند.این عده تربیت فرزند را براساس کنترل شدیداستوار می نمایندودر نتیجه آزادی فکرو عمل از کودک سلب میگردد.این نوع کودکان مانند بردگانی ،اسیر اوامرو نواهی اولیاءخودمیباشند.محیط خانه که باید کانون آسایش و صمیمیت باشدبرای این کودکان حکم زندان را دارد .نتایج شومی که ازاین نوع تربیت عاید اجتماع میگرددفراوان است در اینجا به برخی از آنها اشاره می شود.

1)درچنین وضعی کودک به دورغگوئی عادت می کندچه دراظهارواقعیت بادادوبیدادوگاه باکتک خوردن روبرو خواهد شد.

2)زیان دیگرآن ،نابودی شخصیت و استقلال اوست چه این نوع ملاحظات و سختگیری های بیش ازاندازه نیروی شخصیت کودک راازبین می برد.

3)تعلیم و تربیت وقتی براساس تهدیدوزوراستوار باشد،اثر تربیتی درکودک بوجود نمی آورد.کودک برخلاف میل و خواست خودکاری انجام می دهدوازانجام عملی خودداری می نماید،بدون اینکه چشمه تمایلات اوبجوشش درآمده باشد،روی همین اصل نفی واثبات کودک رانمی توان دلیل تربیت و ارشاد او دانست .

4)فرزندان نیازمندلطف و مهراولیاءخود هستند،این نیازمندی دردوران بلوغ شدت می یابد.رابطه پدر و فرزند،اگربوسیله تهدیدو اجباربرقرارباشدبه مرورزمان فاصله آندو از یکدیگرزیادتر خواهدشد.کودکی که درمحیط خفقان زندگی میکندبناچارخودرابه دامان دیگران می اندازد،چه بسیارنددختران و پسرانی که تاب سختگیری ها رانیاورده،از خانه فرارکرده اند.

5)زیان دیگر اینست که محرومیت ورفتار تندو خشن درروحیه آنان اثر میگذارد و عقده هایی در روان آنان بوجود میآید که پس از گذشت زمان ،عقده ها بصورت کینه توزی ،تند خو ئی،بدبینی،خشونت و گاه بشکل طغیان و سرکشی ظاهر میگردد.

در خاتمه به اولیاءو مربیان یاآوری میشودامروزه به برکت انقلاب اسلامی زنجیرهای استبدادو دیکتاتوری یکی پس از دیگری پاره شده و در چنین شرایطی بیشتر باید کوشش کرد که روابط با فرزندان و شاگردان برمحور تفاهم و دوستی متقابل استوار باشد. به خاطر داشته باشیم که پیامبرا ن خدابا همه تجهیزات روحی و معنوی و الهی از همین روش استفاده نموده و موفق شدند پس بیاییم بجای تند خوئی و زور باصفا و علاقمندی و رقابت ،روابط خود را با فرزاندانمان برقرار سازیم تادر پرورش استعدادهاو رغبت های خدادادی آنان پیروز و موافق باشیم .

منبع:روزنامه تفاهم

نویسنده :E L E N A   آفلاین
#36
نکته برای وقتی که با کودک به خرید میروید
۱) اسباب‌بازی‌هایش را همراه خودتان ببرید: موقع خرید، یکی از اسباب‌بازی‌های محبوب کودکتان را با خود همراه ببرید. هر وقت کودکتان احساس خستگی‌ یا بی‌قراری کرد اسباب‌بازی می‌تواند تا مدتی او را سرگرم کند.
۲) برایش خرید کنید: قبل از آنکه کودکتان شروع به بی‌قراری کند برایش خرید کنید. می‌توانید یکی از چیزهای مورد علاقه کودکتان را قبل از گریه کردن او برایش بخرید تا این خرید جنبه پاداش در برابر گریه کردن او نداشته باشد و بتواند او را مدتی بیشتر با شما همراه کند.
۳) به او توجه کنید: اگر کودکتان خسته و بی‌قرار شد به او بی‌توجهی نکنید.
۵ دقیقه خریدتان را متوقف کنید و با کودکتان حرف بزنید و به او توجه کنید. برایش توضیح دهید که باید چند چیز دیگر بخرید و برای او یک زمان خاص را مشخص کنید. حواستان به این زمان باشد و سر وقت مورد نظر برایش چیزی مثل بستنی یا شکلات بخرید.
۴) خرید را تبدیل به تفریح کنید: سعی کنید تمام ماجرای خرید کردن را برای کودک تبدیل به تفریح کنید. در سوپرمارکت‌ها او را داخل سبد بگذارید و مثل کالسکه‌ هُل بدهید. برایش داستان تعریف کنید. از او در مورد خرید نظر بخواهید. مثلا اینکه چه مارک صابونی دوست دارد و یا سوپ مورد علاقه‌اش چیست؟ این کار علاوه بر اینکه باعث سرگرم شدن او می‌شود به او اعتماد به نفس هم می‌دهد.
۵) از او کمک بخواهید: اگر فرزندتان می‌تواند در خرید کردن به شما کمک کند حتما اجازه بدهید این کار را انجام دهد. موقع حساب کردن کنار صندوق سوپرمارکت و یا فروشگاه هم اجازه بدهید کودک اجناس را به فروشنده بدهد. احساس اینکه کودک در حال کمک کردن به شماست باعث می‌شود او خود را جزیی از این کار بداند و دیرتر احساس بی‌قراری کند.

نویسنده :E L E N A   آفلاین
#37
کودکمان را در مقابل تمسخر ایمن کنیم
برای کودک حساس و کمرو، بسیار دشوار است که وقتی مسخره‌اش می‌کنند، جواب بدهد. بعید نیست که به کسی که او را مسخره کرده، حمله کند اما معمولا توانایی نزاع کلامی‌ را ندارد، ضمنا به‌دلیل اینکه از نگاه‌کردن مستقیم به چشم طرف مقابل امتناع می‌کند، توانایی برخورد با کودکان را از دست می‌دهد.راه مقابله با این مشکل این است که به کودک یاد بدهید که وقتی او را مسخره می‌کنند، پاسخ‌های کلامی‌ساده‌ای بدهد، «مثلا تو این‌جور فکر کن» و وقتی می‌بینید کودکتان بدون احساساتی‌شدن جلوی کسی که مسخره‌اش می‌کند می‌ایستد، از او تعریف کنید.

1.گریستن یا حمله‌کردن موجب می‌شود شخص مورد تمسخر مضحک به‌نظر برسد و شخص مسخره‌کننده جری‌تر شود. معمولا فایده‌ای ندارد که بگوییم «اهمیتی ندارد» برخی کودکان می‌توانند ساکت از کنار افرادی که متلک می‌گویند، رد شوند اما کار ساده‌ای نیست.

2.بهتر است به او یاد دهیم تا عبارات قاطعی به شخص مسخره‌کننده بگوید، ضمنا به او یادآوری کنیم که اگر کسی او را مسخره می‌کند، اوست که ایراد دارد، نه فرزند شما، چون سعی کرده با کوچک‌کردن دیگران، احساس برتری کند.

منبع:سیمرغ

نویسنده :E L E N A   آفلاین
#38
مادر و پدر های پر حرف!
وظیفه هر پدر و مادری است که کودکش را راهنمایی کند و او را با خطرات احتمالی و مسائلی که درجامعه با آنها دست به گریبان خواهد بود، آشنا سازد،اما...

تاحالا چند بار زمانی که خواسته اید با کودکتان صحبت کنید، او به جای دیگری نگاه کرده، غرولند کرده، آه کشیده و از همه بدتر طوری نگاهتان کرده که انگار دلش نمی‌خواهد به حرف شما گوش بدهد این سریالی تکراری که هرشب در خانه‌های ما پخش می‌شود، نه بیننده ای دارد و نه مخاطبی و نه حتی شنونده ای؛ زیرا بازیگران آن تنها حرف می‌زنند ، فریاد می‌کشند و بد و بیراه می‌گویند ، بدون آن که بازی کنند.

مگر می‌شود پدر و مادر خیر و صلاح فرزندشان را نخواهند کمتر پدر و مادری را می‌بینیم که برای فرزندش نقشه نکشیده و او را در اوج موفقیت ندیده باشد «خدایا! می‌شه فریبرز منم مهندس بشه!» «الهی قربونت برم، کی می‌شه بتونم بگم خانم دکتر »و این دلیلی می‌شود تا سعی کنیم کودکانمان اشتباهات ریز و درشت کودکی ما را تکرار نکنند، مثل ما بازیگوشی نکنند و درس بخوانند و درس بخوانند. اما وقتی می‌بینیم که آنها در پی بازی‌های خودشان و در پی دلمشغولی‌های خودشان هستند و به گفته‌های ما بهایی نمی‌دهند یا بهای اندکی می‌دهند، صدایمان را بلند می‌کنیم، حرف‌هایمان را چندین و چند بار تکرار می‌کنیم. آنقدر که کودکمان سرسام بگیرد و بدتر از آن پرچانگی‌های ما برای او امر عادی و بدیهی می‌شود و آن وقت است که با عصبانیت می‌گوییم: «با توام ، مگه توی گوش ات سرب ریختن »شما درست می‌گویید. وظیفه هر پدر و مادری است که کودکش را راهنمایی کند و او را با خطرات احتمالی و مسائلی که درجامعه با آنها دست به گریبان خواهد بود، آشنا سازد. اما چه باید کرد تا کودک بدون آن که در مقابل ما حالت تدافعی بگیرد و سپرش را میان خودش و ما حائل کند و شمشیر به دست در مقام دفاع از خود برآید، به حرف‌های ما گوش بدهد جواب این سؤال بسیار سهل است. سعی کنید خلاصه حرف بزنید، پرحرف نباشید، صراحت لهجه داشته باشید. روشن و واضح، آنچه را که از کودک یا نوجوانتان انتظار دارید، به او بگویید.منفی بافی را کنار بگذارید و مثبت حرف بزنید. کودکی خود را به یاد بیاورید و حرفی را بزنید که وقتی کودک یا نوجوان بودید دوست داشتید پدر و مادرتان به شما بگویند.

وقتی کوتاه، مختصر و موجز با فرزندتان صحبت می‌کنید، فرصت بیشتری می‌یابید تا به او نزدیک شوید و از عقاید و افکار او سردربیاورید. هرچه کمتر حرف بزنید، او بیشتر به حرف‌های شما دل می‌سپارد و این، رمز موفقیت شما خواهد بود.

زمانی که کوتاه صحبت می‌کنید، عجله نمی‌کنید و این امر باعث می‌شود تا تأثیر گفته‌هایتان را پس از مدتی ببینید.
بعضی از ما عادت کرده ایم از این شاخه به آن شاخه بپریم. بعضی اوقات به خاطر این که دوست داریم زودتر به نتیجه مطلوب مان برسیم از روشی به روش دیگر و از توصیه ای به توصیه دیگر پناه می‌بریم، به این امید که فرزندمان سر به راه شود، غافل از این که این کار نه تنها نتیجه مطلوبی نخواهد داشت، بلکه موجب خواهد شد که پرچم سفید را به نشانه تسلیم بالا ببریم. به یاد داشته باشیم که کودکان ما با ما بازی می‌کنند و دراین بازی سعی می‌کنند جدیت ما را مورد آزمایش قرار دهند. آنها می‌خواهند بفهمند ما تا کی می‌توانیم در روش جدید باقی بمانیم و منتظرند ببینند که ما در راند چندم از پای درمی‌آییم. پس به یاد داشته باشید: «حرف اضافی ممنوع.»

منبع:سیمرغ

نویسنده :E L E N A   آفلاین
#39
مناسبترین زمان برای ارتباط با فرزندانمان چه زمانی است؟
بد نيست بدانيد كه هر سيستم ارتباطي داراي دو محور مي باشد. در اين زمينه محور اصلي شما هستيد كه مي بايست به حرف ها و درددل هاي كودكانتان گوش فرا دهيد.

از نقطه نظر رواني و از مجموع تحقيقات و تجربياتي كه در اين زمينه به دست آمده، مناسب ترين زمان براي صحبت با فرزندان زماني است كه آنها بايستي به رختخواب رفته و بخوابند! همواره بسياري از مادران گله دارند كه كودكانشان از خوابيدن به موقع سرپيچي مي كنند و بسياري از آنان تمايل دارند همراه با بزرگترها بيدار بمانند. با در نظر گرفتن اين مسأله، پدر و مادر مي توانند بهترين استفاده را از چنين فرصتي بكنند. يعني در حالي كه براي آنها داستان يا واقعه اي مستند تعريف مي نمايند مي توانند آنان را دعوت به خواب كنند و همچنين اين زمان مناسب ترين موقع براي آشنا كردن فرزند با مطالب جديد است، مثلاً مادر مي تواند با نشان دادن كتابي مصور و تعريف وقايع مرتبط، به اطلاعات كودك بيفزايد و يا از تجربيات دوران كودكي خود كه بسياري براي كودك جذاب است تعريف كند. از ديگر زمان هاي مناسب، زمان صرف ناهار و شام است. خوب است حتي الامكان همه افراد خانواده در سر ميز ناهار و شام حاضر باشند و بعد از صرف غذا است كه شما و پدر گرامي مي توانيد با يكديگر مشغول گپ زدن شويد و در مورد مسايل دلخواه كودكان با آنان به مشاوره بپردازيد. اما توجه داشته باشيد كه با صحبت خود موجبات اخلال در غذا خوردن را فراهم نسازید.

بد نيست بدانيد كه هر سيستم ارتباطي داراي دو محور مي باشد. در اين زمينه محور اصلي شما هستيد كه مي بايست به حرف ها و درددل هاي كودكانتان گوش فرا دهيد. به راستي هيچ چيز بدتر از اين يك كودك را نمي رنجاند وقتي كه احساس كند صحبت هاي او براي والدينش بي ارزش تلقي مي شود و والدين به گفته هاي فرزند چندان توجهي ندارد. در بسياري موارد ممكن است حتي داستان ها و وقايعي كه كودك شما تعريف مي كند ساختگي و حتي احمقانه به نظر رسد. اما اين وظيفه شماست كه تمامي حواس خود را متوجه صحبت هاي فرزند خود كنيد و چه بسا بهتر است در موقع گوش دادن، حتي الامكان يك تماس فيزيكي با او برقراري كنيد و با نوازش كردن فرزند خود، به او احساس امنيت و اعتماد به نفس بدهيد زيرا اين حركت شما به كودك مي فهماند كه نكته ها و حرفهايش براي شما مهم تلقي مي شود.


اما يكي از فوايد پرارزش توجه به گفته هاي فرزند در آن است كه شما در ميان پيام هاي جگرگوشه خود، به چگونگي حالات رواني او پي خواهيد برد و اگر احياناً كودك شما از مسئله اي خاص نگراني داشته باشد به طور قطع اين مشكل در گفته هاي او متبلور خواهد شد. بالاخره اين كه اگر به هيچ وجه وقت گوش دادن به حرف هاي فرزند خود را نداريد، حتماً به او قول بدهيد كه بعداً به حرف هايش گوش خواهيد داد. اما نوع برخورد شما در اين ميان نيز حائز اهميت است. زماني كه به صحبت هاي كودك خود گوش مي كنيد هرگز حالتي به خود نگيريد كه او احساس كند، مي خواهيد محكومش كنيد، زيرا در بسياري از موارد يك برخورد نامعقول مي تواند همه چيز را خراب كند و كودك را به اتخاذ موضعي محتاطانه وادارد؛ موضعي كه در نهايت موجب سلب اعتماد به نفس وي خواهد شد .شما پدر و مادر عزيز بايد همواره اين اصل را مد نظر بگيريد كه از كودكانتان يعني افراد جامعه فردا به هيچ عنوان انتظار نداشته باشيد كه طرز تفكري همانند شما داشته باشند اگر آنان طرز تفكري غير از طرز تفكر شما دارند بايستي مورد تشويق قرار گيرند و نقش واقعي ما در آن است كه فرزندان خود را مستقل از خويش تربيت كنيم و اگر زماني اين امر ميسر گرديد، آن وقت پدر و مادر موفقي خواهيم بود.

منبع:سیمرغ

نویسنده :E L E N A   آفلاین
#40
آیا والدین مدرن، والدین خوبی هستند؟
چرا پس از چندین دهه بررسی و آموزش هنوز هم مشکلات اجتماعی فراوانی در مورد کودکان و نوجوانان وجود دارد؟

پسر هفت ساله تان با عجله به سراغتان می‌آید تا نقاشی تکراری دایناسورش را به شما نشان دهد، درست شبیه همان‌هایی که چند روز و چند هفته قبل کشیده بود. آیا شما به او می‌گویید که مراقب رنگ‌آمیزی بین خطوط باشد یا اینکه قربان صدقه‌اش می‌روید و می‌گویید به به عجب پسر باهوشی! این بهترین دایناسوری است که در تمام عمرم دیده‌ام؟
یا دختر ده ساله شما از مدرسه به خانه می‌آید اما معلوم است حسابی گریه کرده. وقتی دلیل گریه‌اش را می‌پرسیدبغضش می‌ترکد و از اینکه بعضی از همکلاسی‌هایش اورا به خاطر گوشه‌گیری مسخره کرده‌اند می‌گوید. ایا شما به او می‌گویید که باید خودش با تغییر رفتار با آنها کنار بیاید یا اینکه به او قول می‌دهید که دیگر چنین برخوردی را از همکلاسی هایش نمی‌بیند و اشکهایش را پاک می‌کنید؟

اگر پاسخ شما به این دو سؤال گزینه دوم باشد شما نمونه‌ای از پدر و یا مادر مدرن هستید: دوستدار فرزند، محافظ و درگیر مسائل کوچک زندگی او. اما در عین حال بنا به تحقیقاتی که انجام شده، کاری صددرصد اشتباه را در حق فرزندتان انجام می‌دهید حتی اگر به نظرتان رفتار درستی باشد.
در کتاب جدیدی به نام nutureschock که به تازگی در آمریکا به چاپ رسیده است تلاش شده تا به این سؤال بنیادی پاسخ داده شود: چرا پس از چندین دهه بررسی و آموزش هنوز هم مشکلات اجتماعی فراوانی در مورد کودکان و نوجوانان وجود دارد؟

به عقیده پو برانسون و اشلی مریام نویسندگان این کتاب یکی از دلایل اصلی این موضوع می‌تواند نتیجه منفی استراتژی‌های تربیتی والدین باشد چرا که اصولاً آنها از دانش کافی برای تربیت و یا اموزش کودکشان برخوردار نیستند.

در نقطه مقابل بزرگ کردن کودکان به شیوه ویکتوریایی که طی آن کودکان نادیده گرفته شده و در صورت کج رفتاری به شدت تنیبه می‌شدند، والدین مدرن امروز برای انتقاد و اجرای دیسیپلین در خانواده به شدت تضعیف شده‌اند و این موضوع می‌تواند در بلند مدت به کودک آسیب بزند

. تئوری رایج در بین والدین مدرن این است که باید با تمجید مکرر از فرزندان اعتماد به نفس را در آنها بالا برد و حتی برای زمانی که تکالیف روزانه مدرسه شان را انجام می‌دهند از لفظ «آفرین تو خیلی باهوشی استفاده کرد» تا به این ترتیب زندگی موفق‌تر و شادتر در آینده برای آنها رقم بخورد.

اما تحقیقات جدید در دانشگاه کلمبیا که توسط دکتر کارول وک انجام شده عکس این موضوع را ثابت می‌کندو مشخص شده است این رفتار در کودکان زیر ده سال باعث می‌شود آنها در سنین نوجوانی به نوعی به تمجید و تعریف «اعتیاد» پیدا کنند و نتوانند در برابر حوادث غیرمترقبه و شکست‌های احتمالی در زندگی روزمره واکنش مناسبی داشته باشند. بنا به نظر این پزشک اگر که ما دائماً به فرزندمان بگوییم که چقدر باهوش است تصور می‌کنیم با این گفته او را تشویق می‌کنیم اما در واقع فقط انتظار بیش از حد لازم از زندگی در او ایجاد می‌کنیم.


منبع:سیمرغ



موضوعات مشابه ...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  کدوم آهنگ؟تست روانشناسی بیست و دوم(پست اول...!) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 8 1,143 02-23-2017, 04:04 PM
آخرین ارسال: miss mg - ELF
  از کدوم در میری داخل؟تست روانشناسی چهار(پست اول...!) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 10 1,277 02-19-2017, 12:09 PM
آخرین ارسال: Ha ji won
  کدوم چشم؟«شخصیت شناسی عجیب»-تست روانشناسی بیست و یکم(پست اول..!) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 17 2,094 02-19-2017, 02:34 AM
آخرین ارسال: movafagh
  روانشناسی بسیار جالب از شما و زندگی شخصی شما miss mg - ELF 5 1,218 02-18-2017, 01:38 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  عشق ومحبت؟تست روانشناسی هجدهم(پست اول..!) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 9 1,356 02-18-2017, 11:27 AM
آخرین ارسال: Ha ji won
  مثبت اندیشی؟تست روانشناسی بیست و چهارم(پست اول..!) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 7 1,015 02-18-2017, 11:09 AM
آخرین ارسال: Ha ji won
  تست روانشناسی جالب از روی چشم! miss mg - ELF 9 1,197 12-05-2016, 02:09 AM
آخرین ارسال: movafagh
  تست روانشناسی مجرد ها miss mg - ELF 0 575 07-02-2016, 10:57 AM
آخرین ارسال: miss mg - ELF
  کدوم شکل هندسی؟تست روانشناسی بیست و پنجم(پست اول..!) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 16 1,240 04-29-2016, 09:04 PM
آخرین ارسال: Zhykan
  کدوم گل؟؟تست روانشناسی بیست وسوم(پست اول..!) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 11 1,884 04-29-2016, 06:45 PM
آخرین ارسال: miss mg - ELF

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان