آدرس

آدرس فعلی سایت koreafan.eu است در صورت بروز هر مشکل آدرس بعدی koreafan.. میباشد .

ساماندهي

انجمن کره فن در ستاد ساماندهي پايگاه هاي اينترنتي ثبت شد تاپیک

گروه تلگرام انجمن

گروه تلگرامی انجمن برای اطلاع رسانی از مشکلات انجمن و درخواست ها لطفا عضو بشین کلیک کنید



زلف در اشعار فارسی
زمان کنونی: 09-21-2020، 04:22 PM
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: E L E N A
آخرین ارسال: E L E N A
پاسخ 37
بازدید 6031

امتیاز موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

[-]
کلمات کلیدی
در زلف اشعار فارسی

زلف در اشعار فارسی
نویسنده :E L E N A   آفلاین
#39
فتنه‌ام بر زلف و بالای تو ای بدر منیر
قامتست آن یا قیامت عنبرست آن یا عبیر
گم شدم در راه سودا ره نمایا ره نمای
شخصم از پای اندرآمد دستگیرا دستگیر
گر ز پیش خود برانی چون سگ از مسجد مرا
سر ز حکمت برندارم چون مرید از گفت پیر
ناوک فریاد من هر ساعت از مجرای دل
بگذرد از چرخ اطلس همچو سوزن از حریر
چون کنم کز دل شکیبایم ز دلبر ناشکیب
چون کنم کز جان گزیرست و ز جانان ناگزیر

نویسنده :E L E N A   آفلاین
#31
تاب زلفت سایه آویزد به طرف آفتاب
خط مشکینت شکست آرد به حرف آفتاب
دیده در ادراک آغوش خیالت عاجز است
ذره کی یابدکنار بحر ژرف آفتاب
بینی‌ات آن مصرع عالی است کز انداز حسن
دخل نازش دارد انگشتی به حرف آفتاب
ظلمت ما را فروغ نور وحدت جاذب است
سایه آخر می‌رود ازخود به طرف آفتاب
بسکه اقبال جنون ما بلند افتاده است
می‌توان عریانی ماکرد صرف آفتاب

نویسنده :E L E N A   آفلاین
#32
مشاطه تا به روی تو زلف دوتا نهاد

بس مرغ دل که پای به دام بلا نهاد

بی چون اگر گناه شمارد نگاه را

پس در رخ تو این همه خوبی چرا نهاد

نویسنده :E L E N A   آفلاین
#33
روز من زان زلف میدانم سیه خواهد شدن
حال من زان خال میدانم تبه خواهد شدن
قد اگر این است پر تنها ز پا خواهدفتاد
جلوه‌گر این است پر دلها زره خواهد شدن
ماه نو صد ناز خواهد کرد بر مهر آن زمان
کان چنان نازان به آنطرف کله خواهد شدن
گر خرام این است بس جانها ز پا خواهد فتاد
گر روش این است بس دلها زره خواهد شدن

نویسنده :E L E N A   آفلاین
#34
تا لب سرخ تو دارد تب حوّایی را
آدمی نیست که نشناخته رسوایی را
یوسف مصر دلش شور تو را خواهد زد
تو اگر کوک کنی ساز زلیخایی را
باید از هر چه دوات است سیامشق کند
میرعماد آن خط ابروی چلیپایی را
با چه حالی به تماشا بنشینم امشب
این به هم ریخته زلف تماشایی را
تو اگر لطف کنی چند غزل بنشینی
مفتخر می کنی امشب من و تنهایی را

نویسنده :E L E N A   آفلاین
#35
یک روز به شیدایی در زلف تو آویزم
زان دو لب شیرینت صد شور برانگیزم
گر قصد جفا داری اینک من و اینک سر
ور راه وفا داری جان در قدمت ریزم
بس توبه و پرهیزم کز عشق تو باطل شد
من بعد بدان شرطم کز توبه بپرهیزم
سیم دل مسکینم در خاک درت گم شد
خاک سر هر کویی بی فایده می‌بیزم
در شهر به رسوایی دشمن به دفم برزد
تا بر دف عشق آمد تیر نظر تیزم

نویسنده :E L E N A   آفلاین
#36
هواخواه توام جانا و میدانم که میدانی
که هم نادیده میدانی و هم ننوشته میخوانی


ملامتگو چه دریابد میان عاشق و معشوق؟
نبیند چشم نابینا خصوص اسرار پنهانی


بیفشان زلف و صوفی را به پابازی و رقص آور
که از هر رقعه دلقش هزاران بت بیفشانی


گشادِ کار مشتاقان در آن ابروی دلبند است
خدا را یک نفس بنشین، گره بگشا ز پیشانی


ملک در سجده آدم زمین بوس تو نیت کرد
که در حسن تو لطفی دید بیش از حد انسانی


چراغ افروز چشم ما نسیم زلف جانان است
مباد این جمع را یارب غم از باد پریشانی


دریغا عیش شبگیری که در خواب سحر بگذشت
ندانی قدر وقت ای دل مگر وقتی که درمانی


ملول از همرهان بودن طریق کاردانی نیست
بکش دشواری منزل به یاد عهد آسانی


خیال چنبر زلفش فریبت میدهد حافظ
نگر تا حلقه اقبال ناممکن نجنبانی

نویسنده :E L E N A   آفلاین
#37
گر زلفت به هر تاری اسیر تازه‌ای دارد
مبارک باشد اما دلبری اندازه‌ای دارد
تغافل برد از حد شوخ چشم من، نمی‌داند
جفا قدری، ستم حدی و ناز اندازه‌ای دارد
محبت را لب خاموش و گویا هر دو یکسانست
چو بلبل، آتش پروانه هم آوازه‌ای دارد
اگر سودای لیلی بر سرت افتاد مجنون شو
که هر شهری به صحرای جنون دروازه‌ای دارد
دل مجذوب خود را با تغافل بیش از این مشکن
که در قانون خوبان امتحان اندازه‌ای دارد

نویسنده :E L E N A   آفلاین
#38
ﺯﻟﻒ ﺑﺮ ﺑﺎﺩ ﻣﺪﻩ ﺗﺎ ﻧﺪﻫﯽ ﺑﺮ ﺑﺎﺩﻡ
ﻧﺎﺯ ﺑﻨﯿﺎﺩ ﻣﮑﻦ ﺗﺎ ﻧﮑﻨﯽ ﺑﻨﯿﺎﺩﻡ
ﻣﯽ ﻣﺨﻮﺭ ﺑﺎ ﻫﻤﻪ ﮐﺲ ﺗﺎ ﻧﺨﻮﺭﻡ ﺧﻮﻥ ﺟﮕﺮ
ﺳﺮ ﻣﮑﺶ ﺗﺎ ﻧﮑﺸﺪ ﺳﺮ ﺑﻪ ﻓﻠﮏ ﻓﺮﯾﺎﺩﻡ
ﺯﻟﻒ ﺭﺍ ﺣﻠﻘﻪ ﻣﮑﻦ ﺗﺎ ﻧﮑﻨﯽ ﺩﺭﺑﻨﺪﻡ
ﻃﺮﻩ ﺭﺍ ﺗﺎﺏ ﻣﺪﻩ ﺗﺎ ﻧﺪﻫﯽ ﺑﺮ ﺑﺎﺩﻡ
ﯾﺎﺭ ﺑﯿﮕﺎﻧﻪ ﻣﺸﻮ ﺗﺎ ﻧﺒﺮﯼ ﺍﺯ ﺧﻮﯾﺸﻢ
ﻏﻢ ﺍﻏﯿﺎﺭ ﻣﺨﻮﺭ ﺗﺎ ﻧﮑﻨﯽ ﻧﺎﺷﺎﺩﻡ
ﺭﺥ ﺑﺮﺍﻓﺮﻭﺯ ﮐﻪ ﻓﺎﺭﻍ ﮐﻨﯽ ﺍﺯ ﺑﺮﮒ ﮔﻠﻢ
ﻗﺪ ﺑﺮﺍﻓﺮﺍﺯ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺳﺮﻭ ﮐﻨﯽ ﺁﺯﺍﺩﻡ
ﺷﻤﻊ ﻫﺮ ﺟﻤﻊ ﻣﺸﻮ ﻭﺭ ﻧﻪ ﺑﺴﻮﺯﯼ ﻣﺎ ﺭﺍ
ﯾﺎﺩ ﻫﺮ ﻗﻮﻡ ﻣﮑﻦ ﺗﺎ ﻧﺮﻭﯼ ﺍﺯ ﯾﺎﺩﻡ
ﺷﻬﺮﻩ ﺷﻬﺮ ﻣﺸﻮ ﺗﺎ ﻧﻨﻬﻢ ﺳﺮ ﺩﺭ ﮐﻮﻩ
ﺷﻮﺭ ﺷﯿﺮﯾﻦ ﻣﻨﻤﺎ ﺗﺎ ﻧﮑﻨﯽ ﻓﺮﻫﺎﺩﻡ
ﺭﺣﻢ ﮐﻦ ﺑﺮ ﻣﻦ ﻣﺴﮑﯿﻦ ﻭ ﺑﻪ ﻓﺮﯾﺎﺩﻡ ﺭﺱ
ﺗﺎ ﺑﻪ ﺧﺎﮎ ﺩﺭ ﺁﺻﻒ ﻧﺮﺳﺪ ﻓﺮﯾﺎﺩﻡ
ﺣﺎﻓﻆ ﺍﺯ ﺟﻮﺭ ﺗﻮ ﺣﺎﺷﺎ ﮐﻪ ﺑﮕﺮﺩﺍﻧﺪ ﺭﻭﯼ
ﻣﻦ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﮐﻪ ﺩﺭﺑﻨﺪ ﺗﻮﺍﻡ ﺁﺯﺍﺩﻡ



موضوعات مشابه ...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  اشعار استاد شهریار iNSANE 188 9,072 05-19-2017, 04:43 PM
آخرین ارسال: Xiaoyan
Star اشعار احمد شاملو iNSANE 13 4,524 11-09-2016, 06:32 PM
آخرین ارسال: Xiaoyan
  اشعار امید صباغ نو iNSANE 23 4,777 11-09-2016, 10:00 AM
آخرین ارسال: iNSANE
  اشعار مریم حیدرزاده iNSANE 6 2,758 11-09-2016, 09:20 AM
آخرین ارسال: iNSANE
  اشعار هوشنگ ابتهاج iNSANE 13 4,565 11-08-2016, 02:44 PM
آخرین ارسال: iNSANE
  اشعار اخوان ثالث iNSANE 10 3,782 11-08-2016, 02:30 PM
آخرین ارسال: iNSANE
  اشعار عبدالصابر کاکایی iNSANE 21 5,050 11-08-2016, 02:08 PM
آخرین ارسال: iNSANE
Star اشعار زنده یاد سید احمد حسینی iNSANE 12 4,267 11-08-2016, 11:18 AM
آخرین ارسال: iNSANE
Heart اشعار کوتاه شمس لنگرودی iNSANE 55 6,943 11-08-2016, 10:27 AM
آخرین ارسال: iNSANE
  اشعار علی صالحی yalda73 24 5,200 06-22-2016, 03:32 PM
آخرین ارسال: ..::QueeN::..

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان