اوپــا جـونـگ ڪـی محبوب ترین کاربر انجمن
تنها کسی انتخاب میشود که برترین ارسال کننده روز ، هفته و ماه باشد .

آدرس

آدرس فعلی سایت koreafan.eu است در صورت بروز هر مشکل آدرس بعدی koreafan.. میباشد .

ساماندهي

انجمن کره فن در ستاد ساماندهي پايگاه هاي اينترنتي ثبت شد تاپیک

گروه تلگرام انجمن

گروه تلگرامی انجمن برای اطلاع رسانی از مشکلات انجمن و درخواست ها لطفا عضو بشین کلیک کنید



عزت و افتخار حسینی در مبارزه با انحرافات و بدعت‏ها
زمان کنونی: 05-15-2021، 11:50 AM
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
پاسخ 12
بازدید 1298

امتیاز موضوع:
  • 1 رای - 3 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

[-]
کلمات کلیدی
در مبارزه حسینی انحرافات با عزت افتخار و بدعت‏ها

عزت و افتخار حسینی در مبارزه با انحرافات و بدعت‏ها
نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#14
 اشاره
در پاسخ به این پرسش(1) كه آیا امام حسین علیه‌السلام در برابر اعمال و رفتار معاویه سكوت اختیار كردند یا به مبارزه سیاسی پرداختند و اگر سكوت نكردند، چه مواضع و سیاست‌هایی اتخاذ نمودند، باید گفت: گرچه قیام و حركت نظامی از جانب امام حسین علیه‌السلام علیه معاویه مقدور و سودمند نبود، امّا این امر بدان معنا نبود كه هیچ حركت، مبارزه و اقدامی از سوی آن حضرت در برابر معاویه صورت نگیرد و آن بزرگوار همانند بسیاری از مسلمانان، كه سكوت و حتی تأیید و همراهی با حكومت معاویه را بر اعتراض به وی ترجیح دادند، به گوشه خانه پناه برده و سرنوشت جامعه اسلامی، به ویژه جامعه شیعه را به حال خود رها كنند؛ چرا كه آن حضرت همچون جدّ بزرگوارش رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله صیانت و پاسداری از مبانی و ارزش‌های اصیل دین و مبارزه با بدعت‌ها، فسادها و انحراف‌ها را، وظیفه و رسالت الهی خویش می‌دانستند و در راه تحقق این هدف از هیچ كوششی فروگذاری نمی‌كردند. بنابراین، آن حضرت در شرایط مناسب و مقتضی با موضع‌گیری‌های خویش، جامعه اسلامی را به پیروی از چنین سیره و روشی در مبارزات سیاسی علیه معاویه و كارگزارنش فرا می‌خواندند.در منابع و مآخذ تاریخی و حدیثی، اخبار و گزارش‌های فراوانی در این‌باره ثبت شده است كه به مهم‌ترین آن‌ها در قالب محورهای ذیل اشاره می‌گردد:

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#11
8ـ اعلام كفر پیروان معاویه
چنان‌كه گذشت، معاویه در هر فرصت مقتضی، بنی‌هاشم و در رأس آنان حسین بن علی علیه‌السلام را مورد آزار و اذیت قرار می‌داد. نمونه ذیل، شاهدی بر گفتار ماست:
در سفر حجی كه معاویه در اواخر عمر خود به مكه داشت، با امام حسین علیه‌السلام ملاقات كرد و به آن حضرت گفت: آیا خبر رفتار ما با حُجر و یارانش و شیعیان پدرت به تو رسیده است؟
امام علیه‌السلام فرمود: با آن‌ها چه رفتاری داشتی؟
معاویه گفت: آنان را كشتیم، دفنشان كردیم و بر آنان نماز خواندیم.
معاویه عبارات را به گونه‌ای انتخاب كرده بود كه عمق جان امام حسین علیه‌السلام را بسوزاند: شیعیان پدرت را كشتیم و كفن و دفن كردیم و بر آنان نماز خواندیم!
حضرت در حالی كه لبخندی بر لب داشت، با پاسخی دندان‌شكن به معاویه، بار دیگر عزّت و افتخار حسینی را به نمایش گذاشت:
«این مردم دشمن تو هستند. اما اگر ما پیروان تو را بكشیم آنان را كفن و دفن نمی‌كنیم و بر آنان نماز نمی‌خوانیم...»!(40)

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#12
9ـ مبارزه امام حسین علیه‌السلام با كارگزاران معاویه
امام حسین علیه‌السلام در برابر اعمال و رفتار دست نشاندگان معاویه نیز سكوت اختیار نمی‌كرد و در هر فرصت و شرایط مناسبی كه فراهم می‌آمد، با شیوه‌های درست و مقتدرانه، عملكرد ضد اسلامی آنان را زیر سؤال برده، به افكار عمومی جامعه اسلامی می‌فهماند كه آنان حتی لحظه‌ای شایستگی زمامداری و سرپرستی جامعه اسلامی را ندارند. در این باره نمونه‌هایی از برخورد آن حضرت را با مروان بن حكم و ولید بن عتبة بن ابی سفیان كه در تاریخ آمده است، آورده می‌شود:
الف. مبارزه با مروان، حاكم مدینه
مروان بن حكم همانند پدر ناپاكش، دشمنی دیرینه و كینه كهنه نسبت به رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله و خاندان هاشمی، به ویژه امام علی علیه‌السلام و دو فرزند بزرگوارش امام مجتبی علیه‌السلام و امام حسین علیه‌السلام داشت. او زمانی كه گمان كرد امام حسین علیه‌السلام قصد دارد جنازه مطهر برادر بزرگوارش امام مجتبی علیه‌السلام را در كنار مرقد پاك پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله دفن كند، با همراهی مأمورانش در حالی كه شمشیرهایشان كشیده بود، از این كار ممانعت به عمل آورد. اگر چه امام حسین علیه‌السلام بر اساس وصیت برادر نمی‌تواست اقدام مسلحانه علیه مروان بكند، امّا در برابر این عمل مروان سكوت نكرد و چنین فرمود:
«به خدا سوگند اگر وصیت برادرم حسن علیه‌السلام نبود كه فرموده بود: "مبادا در مورد دفن من به اندازه شیشه حجامت، خون ریخته شود" قطعا می‌فهمیدید كه چگونه شمشیرهای خدا جای خود را از شما می‌گرفت (و حق خویش را از شما می‌ستاند.) شما پیمان شكنی كردید و آنچه را با شما معاهده كرده بودیم به هم زدید.»(41)
همچنین زمانی كه مروان از امام سجّاد علیه‌السلام پرسید: اسمت چیست؟ فرمود: علی. گفت: اسم برادرت چیست؟ حضرت فرمود: علی. مروان گفت: علی و علی؛ پدر تو نمی‌خواهد فرزندان خود را جز علی بنامد!! وقتی علی بن الحسین علیه‌السلام جریان را برای امام حسین علیه‌السلام باز گو فرمود، امام حسین علیه‌السلام فرمود: وای بر فرزند آن زاغ چشم دباغ پوست! اگر صد فرزند هم داشتم نام تمامی آنان را جز علی نمی‌گذاشتم.»(42)
زمانی به ارزش این موضع‌گیری امام علیه‌السلام و نیز اقدام عملی آن حضرت در نامگذاری سه تن از پسران خویش به نام‌های علی اكبر، علی اوسط و علی اصغر، بیش‌تر می‌توان پی برد كه بدانیم این كارها از سوی آن بزرگوار در شرایطی صورت گرفته است كه سخنوران هر منطقه بر فراز منابر به سبّ و لعن علی علیه‌السلام و تبری جستن از وی و خاندانش می‌پرداختند.(43) و نیز صالحان، عابدان و دین‌داران دنیاطلب و خود فروخته آن روزگار با دشمنی نسبت به علی علیه‌السلام و دوستی با دشمنان آن حضرت، به بنی‌امیه و كارگزارانشان تقرّب می‌جستند(44) و از نام‌گذاری فرزندان خود به نام «علی» خودداری می‌كردند.
روزی دیگر، مروان به حسین بن علی علیه‌السلام گفت: اگر شما افتخار فاطمه را نداشتید با چه چیز خود به ما افتخار می‌كردید؟! امام حسین علیه‌السلام كه دید هدف مروان از طرح این پرسش، تخفیف خاندان پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله است، با دستان قوی خویش گلوی مروان را گرفت و فشرد و دستار وی را چنان به دور گردنش پیچید كه مروان از حال رفت؛ سپس او را رها كرد و آنگاه با جماعتی از قریش درباره فضایل و مناقب خود و امام مجتبی علیه‌السلام سخن گفت. جمعیت سخنان حضرت را تصدیق كردند. سپس حضرت درباره مروان و پدرش سخنرانی كرد و آن دو را ملعون‌ترین انسان‌ها نزد خدا و دشمن‌ترین مردم نسبت به رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله و خاندانش معرّفی كرد.(45)
ب. مبارزه با ولید بن عتبه یكی از مهره‌های بنی‌امیه
یكی از تلاش‌های حكومت بنی‌امیه برای به تسلیم واداشتن خاندان رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله ، گرفتن و ربودن امكانات مالی این خاندان بود تا ضمن آن‌كه شیعیان و پیروان آنان از خانواده پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله قطع امید كنند، خود خاندان هاشمی و در رأس آنان امام حسین علیه‌السلام نیز برای امرار معاش و گذران امور زندگی دست نیاز به سوی حكام اموی دراز كنند و به این سبب مجبور به هم سویی و تأیید یا دست‌كم سكوت در برابر جنایات و ستم‌های بنی‌امیه در حق مسلمانان شوند. از این‌رو، به هر دلیل و بهانه‌ای اموال یا املاك امام حسین علیه‌السلام را مصادره می‌كردند. برای نمونه، می‌توان به جریان ذیل اشاره كرد. محمد بن ابراهیم حارث تیمی گوید:
«میان حسین بن علی علیهماالسلام و ولید بن عتبة بن ابی سفیان، كه در آن روز از سوی معاویه حاكم مدینه بود، درباره ملكی كه در «ذی المَرْوه» داشتند، نزاع بود. ولید چون بر سریر قدرت تكیه زده بود، از پرداختن حق امام حسین علیه‌السلام گستاخانه امتناع می‌ورزید. امام حسین علیه‌السلام در برابر این برخورد ولید فرمود: "به خدا سوگند! یا حق را عادلانه می‌پردازی یا شمشیرم را گرفته در مسجد رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله می‌ایستم و مردم را به «حلف الفضول» می‌خوانم."
عبداللّه‌ بن زبیر كه نزد ولید بود چون سخن امام حسین علیه‌السلام را شنید گفت: به خدا سوگند! اگر حسین علیه‌السلام چنین كند من نیز شمشیرم را گرفته كنار او می‌ایستم تا عادلانه حقش پرداخت شود یا همگی بمیریم. مِسْوربن مخرمه و عبدالرحمن بن عثمان(46) نیز چون این جریان را شنیدند، همان گونه سوگند یاد كردند. چون این خبر به گوش ولید رسید (از آشفته شدن اوضاع و شرایط بیمناك شد، از این‌رو) حق آن حضرت را پرداخت.»(47)

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#13
ولید همان كسی است كه زمانی دیگر از رفت و آمد مردم عراق نزد امام حسین علیه‌السلام جلوگیری می‌كرد. امام حسین علیه‌السلام در برابر این اقدام وی نیز سكوت اختیار نكرد و روزی به او فرمود:
«ای كسی كه بر خود ستم روا داشته‌ای، از پروردگارت سرپیچی نموده‌ای، چرا میان من و مردمی كه حق مرا می‌شناسند، مانع می‌شوی؟ همان حقی كه تو و عمویت (معاویه) آن را انكار كرده‌اید.»(48)
آنچه نوشته شد، نمونه‌هایی از موضع‌گیری‌ها و مبارزات امام حسین علیه‌السلام در دهه آخر حاكمیت معاویه بود كه بی تردید حكایت از روحیه تسلیم ناپذیری و ظلم ستیزی آن حضرت در برابر اعمال ضد اسلامی و جنایات معاویه و دستیاران وی دارد. چنین مواضع و برخوردهایی از آن امام همام در روزگاری كه جامعه اسلامی در زندان جهل، غفلت، بی‌عدالتی و خفقان امویان گرفتار آمده بود و حاكمان اموی با حربه زر و زور اقدامات دین ستیزانه خویش را به اوج رسانده بودند، همچون دم مسیحایی در كالبد نیمه جان و رو به مرگ جامعه اسلامی كارگر افتاده به تدریج افكار و اذهان عمومی مسلمانان را برای بر پایی نهضت آن بزرگوار در عصر یزید آماده كرد؛ قیام و نهضتی كه از سال‌ها پیش زمینه‌های آن فراهم آمده بود، امّا به دلیل موانع و مصالحی، تا محرم سال 61 هجری به تأخیر افتاد.

پی‌نوشت‌ها

1ـ در شماره 52 نشریه معرفت، مقاله‌ای با عنوان «مواضع امام حسین علیه‌السلام در برابر حكومت معاویه» از نگارنده به چاپ رسید كه دو پرسش در آن طرح شده بود كه به یكی از آن پرسش‌ها پاسخ داده شد. این نوشتار دنباله آن مقاله است كه به پرسش دوم پاسخ می‌دهد.
2و3ـ درباره مواد پیمان نامه صلح ر.ك: شیخ راضی آل یاسین، صلح الحسن، چاپ چهارم، بیروت، مطبعة علاء الدین، 1399 ه، ص259ـ261 / ص 300ـ360
4ـ ابن قتیبه دینوری، الامامة و السیاسة، چاپ، اول، قم، منشورات الشریف الرضی، 1371 ش، ج 1، ص 208ـ209
5ـ ابومحمد احمد بن اعثم الكوفی، كتاب الفتوح، تحقیق علی شیری، چاپ اوّل، بیروت، دارالاضواء، 1411 ه، ج4، ص341
6ـ شیخ طوسی، اختیار معرفة الرجال (رجال كشّی)، تصحیح و تعلیق: حسن المصطفوی، مشهد، دانشگاه مشهد، ص48 / ابوحنیفه دینوری، الاخبار الطوال، تحقیق: عبدالمنعم عامر، چاپ اول، قاهره، داراحیاء الكتب العربیه، 1960، ص224ـ225
7ـ ابن قتیبه دینوری، همان، ص201 / بلاذری، انساب الاشراف، تحقیق: سهیل زكّاد و ریاض زركلی، چاپ اول، بیروت، دارالفكر، 1417 ه.، ج5، ص128 (با اختلاف در الفاظ)
8ـ عبداللّه‌ علایلی، الامام الحسین علیه‌السلام ، چاپ اوّل، قم، منشورات الشریف الرضی، 1374ش، ص 336
9ـ الولد للفراش للعاهر الحجر
10ـ ابن قتیبه دینوری، همان، ص202ـ204 / بلاذری، همان، ج5، ص128ـ130 / شیخ طوسی، همان، ص49ـ51 / ابن منصور احمد بن علی بن ابی طالب الطبرسی، الاحتجاج، چاپ دوم، بیروت، مؤسسه اعلمی للمطبوعات، 1410ه، ج2، ص297ـ298
11ـ شیخ طوسی، همان، ص52 / ابو منصور طبرسی، همان، ص298
12ـ ابو منصور طبرسی، همان، ص298
13ـ ابوحنیفه دینوری، همان، ص225
14ـ ابوالعباس عبداللّه‌ بن جعفر الحمیری، قرب الاسناد، چاپ اوّل، نجف، منشورات المطبعة الحیدریة، 1369 ه، ص61 / ابوجعفر محمد بن الحسن الطوسی، تهذیب الاحكام، تحقیق و تعلیق سید حسن خرسان، چاپ دوم، نجف، مطبعة النعمان، ج4، ص337، ح935 / محمد بن الحسن الحرّ العاملی، وسائل الشیعة، تحقیق شیخ عبدالرحیم الربانی الشیرازی، بیروت، داراحیاء التراث العربی، ج12 (باب 51 از ابواب ما یكتسب به) ص157، ح4 / مجلسی، بحارالانوار، ج 44، ص 41 و ج 72، ص 382
15ـ ابن عساكر، تاریخ مدینه دمشق، (ترجمة الامام الحسین علیه‌السلام ) ص152، حدیث 197. ابوالفداء اسماعیل بن كثیر الدمشقی، البدایة و النهایة، تحقیق مكتب تحقیق التراث، بیروت، داراحیاء التراث العربی [بی تا]، ج8، ص161.
16ـ ابوجعفر محمد بن جریربن رستم طبری، دلائل الامامة، چاپ سوم، قم، منشورات الشریف الرضی، 1363ش، ص 67
17ـ ابو عمران موسی بن ابراهیم المروزی، مسند الامام موسی بن جعفر(ع) تقدیم و تعلیق: سیدمحمد حسین حسینی جلالی، بیروت، دارالاضواء، 1406ه، چاپ چهارم، ص48، حدیث 34.
18ـ ابن اعثم، كتاب الفتوح، ج ، 341
19ـ حضرت در ادامه روایت، یك معیار و ملاك كلی در این باره ارائه داده می‌فرمایند: «آنچه در اختیار زورمندان است، برخود آنان حرام است، ولی برای مردم در صورتی كه در امور خیر (و اطاعت) صرف كنند و حق دریافت آن را داشته باشند، حلال است.» امام صادق علیه‌السلام نیز در این باره می‌فرمایند: «و عطایای آنان بر كسانی كه در نافرمانی خدا به آنان خدمت می‌كنند، حرام و نارواست.» در این‌باره ر.ك: ابو حنیفه نعمان بن محمد بن منصور بن احمد بن حیّون التمیمی المغربی، دعائم الاسلام، تحقیق آصف بن علی اصغر فیضی، مصر، دارالمعارف، 1379 ه، ج2، ص321ـ322، ح1223
20ـ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج44، 13
21ـ شهری است در منطقه فارس نزدیك اهواز. در فارسی قدیم «جرد» یا «جراد» به معنای «شهر» بوده است، بنابراین «دارابجرد» یعنی شهر داراب (شیخ راضی آل یاسین، همان، ص260).
22ـ شیخ راضی آل یاسین، همان، ص260
23ـ برای نمونه در این باره ر.ك: ابن ابی الحدید، شرح نهج‌البلاغه، ج11، ص43ـ46
24ـ طبری، تاریخ الامم والملوك، ج4، ص187ـ207 / مسعودی، مروج المذهب، ج3، ص13ـ14. ابن عبدالبرّ القرطبی، الاستیعاب، ج1، ص389ـ 391 / ابن اثیر، اسدالغابة، ج1، ص462
25ـ بلاذری، انساب الاشراف، ج37 ص295 / شیخ مفید، الارشاد، ج2، ص15ـ16/ مسعودی همان، ج3، ص 6/ ابوجعفر محمد بن جریربن رستم طبری، دلائل الامامة، ص 61 / ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ص60 و ص80ـ81 / ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی طالب، بیروت، دارالاضواء، 1405 ه، ج 4، ص42. ابن ابی الحدید، همان، ج16، ص49 / سیوطی، تاریخ الخلفاء، ص192.
26ـ یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج2، ص225 / بلاذری، همان، ج3، ص297 ـ 299 / شیخ مفید، همان ج2، ص18 / ابوالفرج اصفهانی، همان ص81 / طبری، دلائل الامامة، ص61ـ62 / ابن ابی الحدید، همان، ج16، ص50 / ابن شهر آشوب، ج4، ص44
27ـ ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، چاپ دوم، قم، منشورات الشریف الرضی، 1374 ش، ص 60
28ـ محمدبن جریر طبری، همان، ج4، ص 171
29ـ ابو منصور طبرسی، همان، ص 299
30ـ سید نوراللّه‌ حسینی مرعشی تستری، احقاق الحق، تهران، انتشارات اسلامیه، 1393 ه، ج11، ص595.
31ـ در نقل «سلیم بن قیس» افزون بر هفتصد نفر آمده است.
32ـ گویا مراد از «این امر» در این‌جا و جاهای مشابه آن «حكومت» است.
33ـ سلیم بن قیس الهلالی، كتاب سلیم بن قیس الهلالی، تحقیق محمد باقر انصاری زنجانی، چاپ اوّل، قم، نشر الهادی، 1378 ش، ص320 ـ32 / ابو منصور طبرسی، همان، ج2، ص296. مشابه این خطبه در كتاب «تحف العقول» از آن حضرت نقل شده است. با توجه به آنكه امام حسین علیه‌السلام تقریبا هر سال به حج مشرف می‌شدند، احتمال دارد كه آن بزرگوار خطبه موجود در تحف العقول را در سالی دیگر ایراد كرده باشند. این احتمال را چند امر تقویت می‌كند: یكی، تردید در زمان ایراد خطبه: در نقل سلیم بن قیس و احتجاج زمان ایراد خطبه سال 58 و یا 59 هجری (یك یا دو سال قبل از مرگ معاویه) ذكر شده است، كه به نظر می‌رسد خطبه تحف العقول در یكی از این دو سال یا سالهای قبل از این تایخ ایراد شده باشد. دوّم، محتوای خطبه: در نقل سلیم بن قیس و احتجاج محتوای خطبه بیش‌تر ذكر مناقب و فضایل اهل بیت علیهم‌السلام و شاهد گرفتن و شهادت دادن جمعیت به آن فضایل و مناقب است و در پایان حضرت از مخاطبان می‌خواهد كه سخنانش را به افراد مورد اعتمادشان برسانند به خلاف خطبه تحف العقول كه محتوای آن بیش‌تر تحریك و تحریض مخاطبان و انذار آنان مبنی بر عدم سكوت در مقابل جنایات حاكمان امری و بیان پیامدهای سكوت و تأیید اعمال آنان، است. علاوه بر این، این خطبه فاقد دعوت صریح آن حضرت برای نقل پیام و بیانات وی به دیگر افراد از سوی مخاطبان است. سوم، مخاطبان خطبه: گزارش سلیم بن قیس و احتجاج حاكی از آن است كه مخاطبان اصحاب و تابعین و خویشاوندان آن حضرت هستند. در حالی كه گزارش تحف العقول ضمن آن‌كه درباره تركیب جمعیت حاضر سكوت كرده است، حاكی از آن است كه همه یا لااقل اكثر حاضران، از علما و شخصیت‌های برجسته مناطق اسلامی هستند و هر یك در منطقه خود صاحب رأی و نفوذ می‌باشد.
34ـ «و بوجهه یستسقی الغمام» این تعبیر، مصرعی از قصیده لامیه معروف و مشهور جناب ابوطالب است كه در شأن و منزلت پیامبر اكرم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله سروده است؛ اصل بیت چنین است:
و اَبیضُ یُسْتَسْقَی الغَمام بوَجْهِهِ ثِمالُ الیَتامی عِصْمةٌ للأَرامل
سپید چهره‌ای كه به آبروی او از ابر طلب باران می‌شود، (او) حامی و پشتیبان یتیمان و بیوه زنان است. در این باره ر.ك: ابن هشام، السیرة النبویة، تحقیق مصطفی سقا و دیگران، چاپ اوّل، بیروت، داراحیاء التراث العربی 1415 ه، ج1، ص309 ـ318. ابن ابی الحدید، همان، ج14، ص79ـ81.
35ـ ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی طالب، 1405ه، ج4، ص38ـ39. این جریان در این مآخذ نیز آمده است: مبرّد، الكامل فی اللغة و الادب، ج3، ص45 ـ46 (به صورت اختصار). محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، ج44، ص207ـ208. همچنین این جریان به امام حسن علیه‌السلام نیز نسبت داده شده است: مجلسی، همان، ج44 ص119ـ120 ح13.
36ـ ابن ابی الحدید، همان، ص409 (ذیل حدیث: آلة الرِّیاسةِ سَعَةُ الصَدْر)
37ـ ابوالعباس مبرّد می‌نویسد: محمد بن هشام می‌گوید: «ابونیزر» از فرزندان بعضی از پادشاهان عجم بوده است، اما نزد من صحیح آن است كه وی از فرزندان نجاشی (پادشاه حبشه) بود كه در كودكی به اسلام تمایل پیدا كرده نزد رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله آمده و اسلام آورد. وی با آن حضرت زندگی می‌كرد و بعد از وفات رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله با فاطمه(س) و فرزندان وی بود. (الكامل فی اللغة و الادب، ج3، ص44).
38ـ مبرّد، همان، ج3، ص45
39ـ مجلسی، همان ج42، ص116ـ117
40ـ ابو منصور طبرسی، همان، ص296ـ297، یعقوبی همان، ص231.
41ـ شیخ مفید، الارشاد، ج2، ص18ـ19.
42ـ ابو جعفر محمد بن یعقوب بن اسحاق الكلینی الرازی، الفروع من الكافی، تحقیق و تعلیق علی اكبر غفاری، چاپ دوّم، تهران، دارالكتب‌الاسلامیة،1362ش،ج6، ص19.
43ـ ابن ابی الحدید، همان ج11، ص44.
44ـ همان، ص46ـ47.
45ـ ابن شهر آشوب، همان، ج4، ص51. ابومنصور طبرسی، همان، ص299.
46ـ عبداله بن زبیر و این دو تن، از نسل شركت كنندگان حلف الفضول بودند و این پیمان برای خاندان آنان افتخار بزرگی بشمار می‌رفت.
47ـ ابن هشام، السیرة النبویة، ج1، ص171ـ172. ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج17، ص295. ابن شهر آشوب جریان دیگری را نیز از برخورد تند و از موضع قدرت امام حسین علیه‌السلام با ولید بن عتبه (زمانی كه او غاصبانه ملكی از آن حضرت را تصرف كرده بود،) نقل كرده است (مناقب آل ابی طالب، ج4، ص68) مشابه جریان برخورد امام حسین علیه‌السلام با ولیدبن عتبه و فراخوانی مردم به حلف الفضول، موضع‌گیری و برخورد امام علیه‌السلام درباره زمینی است كه این بار معاویه تصرف كرده بود. حضرت در اینجا نیز یكی از راه‌هایی را كه برای باز پس گرفتن ملك خویش از دست معاویه مطرح كرد، فراخواندن مردم به پیمان حلف الفضول بود: ابوالفرج اصفهانی، همان، ج17، ص296ـ297.
48ـ بلاذری، انساب الاشراف، ج5، ص317.
نويسنده:محسن رنجبر
منبع:فصلنامه معرفت     منبع:سایت عرفان



پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان