آدرس

آدرس فعلی سایت koreafan.eu است در صورت بروز هر مشکل آدرس بعدی koreafan.. میباشد .

ساماندهي

انجمن کره فن در ستاد ساماندهي پايگاه هاي اينترنتي ثبت شد تاپیک

گروه تلگرام انجمن

گروه تلگرامی انجمن برای اطلاع رسانی از مشکلات انجمن و درخواست ها لطفا عضو بشین کلیک کنید



فتاوای اهانت آمیز وهابیت نسبت به پیامبر خدا
زمان کنونی: 11-28-2020، 11:37 PM
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
پاسخ 6
بازدید 906

امتیاز موضوع:
  • 3 رای - 4.67 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

[-]
کلمات کلیدی
نسبت آمیز پیامبر به اهانت وهابیت فتاوای خدا

فتاوای اهانت آمیز وهابیت نسبت به پیامبر خدا
#1
پیامبر اکرم (ص) از نگاه وهابیت
فتاوای اهانت آمیز وهابیت نسبت به پیامبر خدا (1)



راغب اصفهانی در کتاب مفردات خود می گوید:
بدعت دردین، گفتار و کرداری است که به صاحب شریعت مستند نباشد و از موارد مشابه و اصول محکم شریعت استفاده نشده باشد. (9)
ابن حجر عسقلانی می گوید:
هر چیز جدیدی که ریشه شرعی نداشته باشد، در عرف شرع، بدعت نامیده می شود و هر چه ریشه و دلیل شرعی داشته باشد بدعت نیست. (10)



نویسنده: سیدمجتبی عصیری





بنیان اعتقادی و مبانی فکری وهابیت برگرفته از آموزه های تند و رادیکالیسمی است که ابن تیمیه (متوفّای 728 ه.ق.) آن را در قرن هفتم هجری پایه نهاد و چهار قرن پس از وی با پیمانی تاریخی که میان محمد بن عبدالوهاب (متوفّای 1205 ه.ق.) و حاکمان وقت آل سعود بسته شد روند افراطی گری تشدید گردید و نهایتاً در سال 1344 هـ ق. با صدور فتوایی که توسط ابن بُلَیهِد یکی از علمای وهّابی حجاز و حمایت پانزده تن از علمای دیگر شهر مدینه صورت گرفت و در آن، فرمان به تخریب آثار و شعائر اسلامی سرزمین وحی داده شد زمینه صدور فتاوای بعدی مفتیان افراطی وهّابی در تکفیر و کشتار شیعیان فراهم گردید که این داستان تا امروز ادامه دارد. (1)
همان زمان بود که وهّابیان پس از اشغال شهر مکه، به مدینه منوّره روی آورده و پس از محاصره و جنگ با مدافعان شهر، آن را اشغال و قبور ائمه بقیع و دیگر قبور، همچون قبر ابراهیم فرزند پیامبر و همسران آن حضرت، قبر ام البنین مادر حضرت عباس، قُبّه عبدالله پدر پیامبر، اسماعیل فرزند امام جعفر صادق علیه‌السلام و قُبّه همه صحابه و تابعین را بدون استثنا خراب کردند. (2)

1. فتوای هیئت عالی افتاء عربستان در عدم جواز اهداء ثواب به پیامبر صلی ‌ا لله‌علیه ‌و آله‌ و سلم

شأن، مقام و جایگاه رسول خدا نزد بزرگان وهّابیت تا بدان جاست که هیئت دائمی إفتاء در عربستان سعودی که متشکل از چند تن از بزرگ ترین علما و مفتیان اعظم آن سرزمین است در فتوایی چنین حکم نموده اند:
اهداء ثواب و ختم قرآن برای رسول گرامی جایز نمی باشد، چون اصحاب پیامبر و دیگران چنین کاری نکرده اند. (3)

2. فتوای هیئت عالی افتاء عربستان در عدم جواز صلوات بر پیامبر صلی ‌الله‌ علیه ‌و آله‌ و سلم قبل و بعد اذان!

هیئت دائم إفتای سعودی در پاسخ به سؤالی پیرامون درود و تحیّت بر پیامبر اکرم صلی ‌الله‌ علیه ‌و آله‌ و سلم فتوا می دهد:
درود و صلوات بر پیامبر، چه قبل و چه بعد از اذان، از بدعت هایی است که در دین ایجاد شده است. (4)

3. فتوای بن باز در عدم جواز جشن میلاد رسول اکرم صلی ‌الله‌ علیه ‌و آله‌ و سلم

بن باز مفتی اعظم سابق سعودی می نویسد:
مراسم میلاد پیامبر اکرم جایز نیست؛ چون این عمل به سبب عدم انجام آن از سوی آن حضرت، خلفای راشدین، صحابه و دیگر تابعین، بدعت در دین به شمار می رود. (5)

4. محمد بن عبدالوهاب و کشتن مؤذن به جرم صلوات بر پیامبر در اذان!

زینی دحلان مفتی مکّه مکرّمه می نویسد:
وهّابی ها از درود فرستادن به پیامبر گرامی صلی ‌الله‌ علیه ‌و آله‌ و سلم بر روی منابر و پس از اذان، ممانعت می کردند. مرد صالح نابینایی را که اذان می گفت و پس از اذان به رسول اکرم صلی ‌الله‌ علیه ‌و آله‌ و سلم صلوات می فرستاد نزد محمد بن عبدالوهّاب آوردند. وی دستور داد مؤذن نابینا را به جرم درود بر حضرت، بکشند. اگر بنا باشد این قبیل کارهای زشت وهّابی ها را بنویسم، کاغذها سیاه و دفترها پُر خواهد شد. (6)

5. فتوا در عدم جواز زیارت قبر پیامبر، سلام و دعا نزد قبر شریف!

شیخ صالح فوزان عضو هیئت افتای سعودی فتوا داده است:
رفت و آمد زیاد به کنار قبر رسول اکرم، نشستن در آنجا، سلام دادن به حضرت و همچنین دعا کردن به این نیّت که شاید در آنجا به اجابت برسد، از بدعت ها به شمار می آید. (7)

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#2
اشاره ای به معنای بدعت در پاسخ به فتاوای مفتیان وهّابی

معانی بدعت و ارکان آن

1- برداشت غلط از معنای «بدعت»

خوش بینانه ترین نگاه درباره این گونه فتاوا از سوی مفتیان وهّابی آن است که بگوییم: وهّابیت درک صحیحی از معنا و واژه «بدعت» نداشته و به همین جهت دچار توهّم گردیده و آنچه را مخالف تفکّرات خود دیده اند، بدعت شمارده و با این برچسب دیگران را محکوم نموده اند.
از این رو لازم است نخست معنای بدعت را از دیدگاه لغت و اصطلاح تبیین نموده و آن گاه بدعت را از منظر کتاب و سنّت بررسی نماییم.

2- معنای لغوی «بدعت»

لغت شناسان، بدعت را وجود و اختراع چیزی می دانند که قبلاً وجود نداشته و از آن اثری نبوده است.
جوهری می نویسد:
بدعت به معنای پدید آوردن چیز بی سابقه و عمل نو و جدیدی است که نمونه نداشته باشد. (8)
قطعاً بدعت به این معنا در آیات و روایات منع نگردیده، زیرا نه تنها اسلام مخالف نوآوری و نوپردازی در زندگی بشر نیست، بلکه آن را موافق با فطرت بشری دانسته که همواره او را به نوآوری در زندگی فردی و اجتماعی سوق می دهد.
از همین رو، آنچه مخترعان و مبتکران در نوآوری های خویش به وجود می آورند شامل این تعریف می شود که نه تنها مذموم نیست، بلکه پسندیده و قابل ستایش است.

3- معنای اصطلاحی «بدعت» نزد علمای شیعه و سنی

امّا از نظر شرع و در اصطلاح علما، بدعت معنای دیگری دارد که متفاوت با معنای لغوی آن است، زیرا بدعت نسبت دادن و داخل نمودن مسائلی در دین است که شارع و آورنده دین آن را إبداع و ایجاد نکرده و رضایت به آن نداشته باشد.
معنای بدعت که در دین مورد بحث قرار می گیرد، عبارت از هرگونه افزودن و یا کاستن در دین به نام دین می باشد و این غیر از معنایی است که در معنای لغوی آن گذشت.
راغب اصفهانی در کتاب مفردات خود می گوید:
بدعت دردین، گفتار و کرداری است که به صاحب شریعت مستند نباشد و از موارد مشابه و اصول محکم شریعت استفاده نشده باشد. (9)
ابن حجر عسقلانی می گوید:
هر چیز جدیدی که ریشه شرعی نداشته باشد، در عرف شرع، بدعت نامیده می شود و هر چه ریشه و دلیل شرعی داشته باشد بدعت نیست. (10)
همین تعریف را عینی در شرح خود بر صحیح بخاری، (11) مبارکفوری در شرح خود بر صحیح ترمذی، (12) عظیم آبادی در شرح خود بر سنن ابوداود (13) و ابن رجب حنبلی در جامع العلوم (14) آورده اند.
سیّد مرتضی از متکلّمان و فقهای نامدار شیعه در تعریف بدعت می گوید:
بدعت افزودن چیزی به دین و یا کاستن از آن با انتساب به دین می باشد. (15)
طریحی می گوید:
بدعت، کار تازه ای در دین است که ریشه در قرآن و شریعت ندارد و به خاطر این بدعت نامیده شده، چون همان شخص خودش آن را پدید آورده است. (16)
بنابراین، بدعت با توجّه به معنای لغوی آن اعمّ از معنای شرعی خواهد بود.

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#3
- ارکان بدعت

با توجه به مطالب یاد شده بدعت دارای دو رکن اساسی است:

الف. تصرّف در دین
هرگونه تصرّفی که دین را نشانه گیرد و چیزی بر آن بیافزاید و یا بکاهد به شرطی که عامل این تصرف، عمل خود را به خدا و پیامبر صلی ‌الله‌ علیه ‌و آله‌ و سلم نسبت دهد. به خلاف نوآوری هایی که در پاسخ به روح تنوّع خواهی و نوآوری بشر می باشد. مثلاً بازی های همچون فوتبال، بسکتبال، والیبال و امثال آنها که نمی توان آنها را بدعت شمارد.

ب. ریشه نداشتن در کتاب و سنّت
با توجّه به تعرف اصطلاحی بدعت، مشخص شد امری بدعت است که دلیلی برای آن در منابع اسلامی به صورت خاص و یا عام وجود نداشته باشد، امّا امری که مشروعیّتش در کتاب و سنّت به نحو خاص و یا عام قابل استنباط است و یا مطابق با فطرت سلیم بشری است را نمی توان بدعت نامید.

5- ریشه انحراف وهابیت در معنای «بدعت»

با توجه به آنچه از معنای لغوی و اصطلاحی بدعت و ارکان آن گذشت، مشخص گردید که انتساب بدعت به شخص و یا گروهی به این سادگی نیست که وهابیت می پندارد، بلکه تابع شرایط و ویژگی های خاصی است که تا محقق نشود نمی توان به آن بدعت گفت.
اما آنچه باعث گردیده برخی در این مورد مرتکب اشتباه گردیده و به آسانی دیگران را متهم به بدعت نمایند این است که در حدیثی از رسول خدا صلی ‌الله‌ علیه ‌و آله‌ و سلم آمده: «هر بدعتی گمراهی است». (17)
امّا آیا براساس این روایت می توان هر پدیده ای نو که در جامعه موقعیت و جایگاه ویژه ای پیدا کرد، را از مصادیق بدعت دانست و معتقدان به آن را خارج از دین شمارد؟
پاسخ سؤال منفی است، زیرا همان گونه که قبلاً متذکّر شدیم وظیفه شارع، بیان حکم است نه تعیین مصداق، چه بسا از منظر شخص و یا گروه فکر خاص، یک پدیده در جامعه ای خاص، از مصادیق بدعت شمارده شود، ولی از نظر پیروان مکتب فکری دیگر از شعائر دین و از سنّت های حسنه محسوب شود.

6- وجود دلیل شرعی برای خروج از عنوان بدعت

از مطالب قبل مشخص گردید حقیقت بدعت آن است که کسی به قصد افتراء به خدا و دین، چیزی را به دین اضافه و یا بکاهد.
حال که ملاک تشخیص بدعت مشخص گردید، پس در مواردی که دلیلی شرعی برای عملی وجود داشت از تحت عنوان بدعت خارج می گردد و این می تواند به دو قسم باشد:
1. دلیل خاص قرآنی و یا سنت نبوی در خصوص آن وجود داشته باشد، مانند: جشن برای عید فطر، قربان، اجتماع در عرفه و منی که در راستای امتثال امر الاهی صورت می پذیرد.
2. دلیل عام قرآنی و یا سنت نبوی برای آن وجود داشته باشد، البته مشروط بر آن که مورد جدید و حادث با آنچه در عهد رسالت وجود داشته از حیث حقیقت و ماهیت اتحاد داشته باشد، ولی آن که از نظر شکل و صورت واجد اختلاف و تفاوت باشد، ولی دلیل عام با عمومش شامل هر دو مصداق و مورد گردیده و حجت شرعی در آن محسوب گردد.
به عنوان مثال خداوند سبحان در قرآن کریم می فرماید:
هر نیرویی در قدرت دارید، برای مقابله با آنها [دشمنان]، آماده سازید! و (همچنین) اسب های ورزیده (برای میدان نبرد) تا به وسیله آن، دشمن خدا و دشمن خویش را بترسانید! (18)
از امور واجب برای مسلمانان استعداد و آمادگی کامل در برابر هجوم است.
در آیه فوق دو دلیل فوق موجود است:
دلیل خاص که لازم است براساس آن حکومت اسلامی برای امتثال امر الاهی خود را به تهیه نیروهای اسب سوار که اختصاص به زمان های صدر اسلام بوده مجهز کند.
و اما با دلیل عام، لازم است خود را به توپ و تانک و موشک و دیگر تجهیزات هوایی و زمینی و دریایی پیشرفته روز مجهز کنند تا بتوانند آنچه را که در آیه شریفه به آن دستور داده شده و در عصر پیامبر اکرم صلی ‌الله‌ علیه ‌و آله‌ و سلم وجود نداشته را نیز فراهم سازند.
پس در چنین مواردی نمی توان با این توجیه که دلیل خاص برای آن وجود ندارد از آن چشم پوشی کرد.
به عبارت دیگر و به عنوان مثال در آیه شریفه زیر خداوند می فرماید:
و چون قرآن خوانده شود بدان گوش دهید و ساکت باشید تا مورد رحمت قرار گیرید. (19)
این آیه مسلمانان را به استماع قرآن به هنگام قرائت فرا می خواند؛ ولی مصداق وجود در زمان رسول خدا صلی ‌الله‌ علیه ‌و آله‌ و سلم استماع قرآن به صورت مستقیم از دهان قاری قرآن بود، ولی در زمان حاضر و با پیشرفت تکنولوژی مصداق دیگری برای آن پیدا شده که در آن زمان وجود نداشت، مانند: قرائت قرآن از طریق رادیو و تلویزیون و فرستنده های دیگر.

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#4
7- اصل در اشیاء اباحه است

از مطالب دیگری که در بحث بدعت لازم است به آن دقت گردد «اصالة الاباحه» است. یعنی مادامی که از سوی شارع مقدس نهی و منعی در خصوص موردی خاص وارد نشده، اصل در مباح بودن و جواز انجام آن است.

آیا مراسم بزرگداشت بزرگان دین بدعت است؟

در اول این نوشتار گذشت که وهّابیت، هرگونه مراسم میلاد و یا سوگواری برای پبامبر اکرم صلی ‌الله‌ علیه ‌و آله‌ و سلم را بدعت می شمارند.
از بن باز مفتی اعظم سابق سعودی نقل کردیم که گفته است: مراسم میلاد پیامبر گرامی جایز نیست.
با توجه به نکته یاد شده به خوبی روشن می باشد که نسبت به مراسم بزرگداشت پیامبر گرامی و اهل بیت عصمت و طهارت علیهم‌السلام عمومات و اطلاقاتی در کتاب و سنّت وجود دارد که مشروعیّت آنها را ثابت می کند. در این مختصر به مواردی اشاره می نماییم:

الف - از مصادیق تکریم پیامبر اکرم صلی ‌الله‌ علیه ‌و آله‌ و سلم

خداوند متعال می فرماید:
آنان که به پیامبر ایمان آورده، به تکریم او پرداخته و او را یاری می نمایند و از نوری که همراه وی فرو فرستاده شده پیروی کنند، آنان همان رستگارانند. (20)
از جمله «وَعَزَّرُوهُ» جواز تکریم و تعظیم به صورت کلّی استفاده می شود و مراسم جشن و سرور به مناسبت ولادت رسول اکرم صلی ‌الله‌ علیه ‌و آله‌ و سلم از مصادیق این تکریم به شمار می‌آید.

ب - پاداش رسالت

خداوند متعال می فرماید:
ای پیامبر بگو: «من هیچ پاداشی از شما بر رسالتم درخواست نمی کنم جز دوست داشتن نزدیکانم [اهل بیتم]» (21).
خداوند، در این آیه شریفه، محبّت و مودّت به اهل بیت پیامبر صلی ‌الله‌ علیه ‌و آله‌ و سلم را پاداش رسالت قرار داده است، از این رو هر نوع تکریم از آن بزرگواران در راستای لبیک به ندای حق و ادای پاداش رسالت خواهد بود.

ج - همطراز جشن نزول مائده

نکته جالب توجه داستان مراسم عید سالیانه بنی اسرائیل به مناسبت نزول مائده آسمانی است، که خداوند می فرماید:
عیسی بن مریم عرض کرد: «خداوندا! پروردگارا! از آسمان مائده ای بر ما بفرست! تا برای اول و آخر ما، عیدی باشد، و نشانه ای از تو و به ما روزی ده! تو بهترین روزی دهندگانی!» (22)
وقتی نزول مائده و نعمت زودگذر، شایسته عید و جشن سالیانه باشد چرا روز ولادت و بعثت پیامبر گرامی صلی ‌الله‌ علیه ‌و آله‌ و سلم که حیات جاودانه به بشریّت اهداء نمود، استحقاق جشن و سرور و شادی نباشد؟

د - پاسخ نقضی در برگزاری اعیاد ملی در عربستان

جای بس شگفتنی است که همان هیئت در رابطه با مراسم جشن های دولتی می نویسد:
اگر مقصود از مراسم برگزاری عید به خاطر مصلحت ملّت و تعظیم امور کشور صورت پذیرد، همانند هفته پلیس، آغاز سال تحصیلی، گردهمایی کارمندان دولتی و امثال آنها که قصد تقرّب و عبادت در آن نیست، مانعی ندارد و شامل نهی پیامبر نمی شود. (23)
بدیهی است که چنین تفکری، نهایت تحجّرگرایی و انجماد فکری است؛ زیرا گذشته از این که مخالفت با برپایی جشن تولد، مخالفت با امری فطری است، بلکه هیچ تفاوتی میان جشن ولایت با جشن های دیگر مانند مراسم دولتی وجود ندارد، چون کسانی که برای فرزندان خود مراسم جشن تولّد می گیرند، هیچ گونه قصد تقرّب و یا عبادت ندارند.
ادامه دارد...

 

پی‌نوشت‌ها:
1. ر. ک: به کتاب «شاخ شیطان»، در ردّ فرقه ضالّه وهّابیت از همین نویسنده، فصل چهارم، مروری بر عقاید و مبانی فکری وهّابیت.
2. ر. ک: به کتاب «شاخ شیطان»، در ردّ فرقه ضالّه وهّابیت از همین نویسنده، فصل سوم، آشنایی با فرقه وهّابیت.
3. لایجوز إهداء الثوابِ للرسول صلی الله علیه و سلّم، لا ختمُ القرآنِ و لا غیرِه، لأنّ السلفَ الصالحَ من الصحابة رضی الله عنهم، وَ مَن بعدُهم، لم یفعلوا ذلک. / فتاوی اللجنة الدائمة للبحوث العلمیّة والإفتاء، ج 3، ص 481، فتوای شماره 4994.
دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.

فتاوی اللجنة الدائمة للبحوث العلمیة و الإفتاء، المجلد التاسع ( 71 من 114 ) ثواب القراءة للمیت، السؤال الثالث من الفتوی رقم 2232، اللجنة الدائمة للبحوث العلمیة و الإفتاء، عضو/ عبدالله بن غدیان، نائب الرئیس/ عبدالرزاق عفیفی، رئیس اللجنة/ عبدالعزیز بن عبدالله بن باز، السؤال الثالث من الفتوی رقم ( 2634 )
دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.

4. ذکرُ الصلاةِ و السلام علی الرسولِ صلی الله علیه و سلّم قبل الأذان، و هکذا الجهرُ بها بعد الأذان، مع الأذان، من البدعِ المحدثة فی الدین. / فتاوی اللجنة الدائمة للبحوث العلمیّة و الإفتاء، ج2، ص501، فتوای شماره 9696.
5. لایجوز الأحتفال بمولد الرسول صلی الله علیه و سلّم و لاغیره؛ لأنّ ذلک من البدعِ المحدثة فی الدین، لأنّ الرسولَ لم یفعله و لا خلفاؤُه الراشدون و لا غیرُهم من الصحابةَ و لا التابعونَ لهم بإحسان فی القرونِ المُفَضَّلةِ. / مجموع فتاوی و مقالات متنوعة، ج1، ص183، فتاوی اللجنة الدائمة للبحوث العلمیّة و الإفتاء، ج3، ص18.
6. « وَ یَمنَعُونَ مِنَ الصَّلاةَ عَلَیهِ صَلِّی اللهُ عَلَیهِ وَ سَلَّمَ عَلَی المَنَابِرِ، بَعدَ الأَذانَ؛ حَتَّی أنَّ رَجُلاً صَالِحاً کَانَ أعمَی، وَکَانَ مُؤَذِّنَاً وَ صَلِّی عَلّی النَّبیِّ صَلِّی اللهُ عَلَیه وَ سَلَّمَ بَعدَ الأَذان، بَعدَ أن کَانَ المَنعُ مِنهُم، فَأتَوا بِهِ إلَی إبنٍ عَبدِ الوَهَّابِ فَأَمَرَ بِهِ أن یُقتَلَ فَقُتِلً، وَلَو تَتَبَّعتُ لَکَ مَا کانُوا یَفعَلُونَهُ مِن أمثالِ ذَلِکَ، لَمُلِأَتِ اَلدَّفَاتِرُ وَ الأَورَاقِ. »
فتنه الوهابیه، احمد زینی دحلان، ص20.
تفصیل بیشتر در این گونه جنایات وهابیت را در کتاب شاخ شیطان در ردّ فرقه ضالّه وهابیّت از همین نویسنده جویا شوید.
7. من البِدَعِ التی تقع عند قُبَّةِ الرسول صلی الله علیه و سلّم کثرةُ التردّد علیه، کلّما دخل المسجدَ ذهنب یُسلِّم علیه، و کذلک الجلوسُ عنده، و من البدعِ کذلک، الدعاءُ عند قبر الرسول صلی الله علیه و سلّم أو غیرِه من القبورِ، مظنّةً أنّ الدعاءَ عنده یستجاب. / مجلّه الدعوة، شماره 1612، ص 37.
8. البدعه: إنشاء الشیء لا علی مثال سابق، و اختراعه و ابتکاره بعد أن لم یکن.  / صحاح اللغه، جوهری، ج3، ص113.
9. و البدعه فی المذهب، إیراد قول لم یستنَّ قائلها و فاعلها فیه بصاحب الشریعه و أماثلها المتقدّمه و أصولها المتقنه. / مفردات ألفاظ القرآن، راغب أصفهانی، ص39.
10. و المُحدَثات بفتح الدال جمع مُحدَثَه، و المراد بها: ما أحدث و لیس له أصل فی الشرع و یسمّی فی عرف الشرع بدعه، و ما کان له أصل یدلّ علیه الشرع فلیس ببدعه. / فتح الباری، ج13، ص212.
11. عمده القاری، ج25، ص27.
12. تحفه الأحوذی، ج7، ص366.
13. عون المعبود، ج12، ص235.
14. جامع العلوم و الحکم، ص 160، چاپ هند.
15. البدعه زیاده فی الدین أو نقصانه منه، من إسناد إلی الدین.
رسائل شریف مرتضی، ج 2، ص 264، نشر دار القرآن الکریم - قم.
16. البدعه: الحدث فی الدین، و ما لیس له أصل فی کتابٍ و لا سنّه، و إنّما سُمّیَت بدعه؛ لأنّ قائلَها ابتدعها هو نفسه / مجمع البحرین، ج 1، ص 163، مادّه «بدع»
17. کلّ بدعه ضلاله. / صحیح مسلم، ج3، ص11 - مسند أحمد، ج3، ص310.
18. (وَأَعِدُّواْ لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ وَ مِن رِّبَاطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدْوَّ اللّهِ وَعَدُوَّکُمْ) (انفال : 60)
19. (وَ إِذَا قُرِىءَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُواْ لَهُ وَ أَنصِتُواْ لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ) (اعراف : 204).
20. (فَالَّذِینَ آمَنُواْ بِهِ وَ عَزَّرُوهُ وَنَصَرُوهُ وَاتَّبَعُواْ النُّورَ الَّذِیَ أُنزِلَ مَعَهُ أُوْلَئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ) (اعراف : 157).
21. (لَّا أَسْأَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبَى) (شوری : 23).
22. (اللَّهُمَّ رَبَّنَا أَنزِلْ عَلَیْنَا مَآئِدَةً مِّنَ السَّمَاء تَکُونُ لَنَا عِیداً لِّأَوَّلِنَا وَ آخِرِنَا وَ آیَةً مِّنکَ وَارْزُقْنَا وَأَنتَ خَیْرُ الرَّازِقِینَ) (مائده : 114).
23. و ما کان المقصودُ منه (العید) تنظیمَ الأعمالِ مثلاً لمصلحةِ الأُمَة و ضبط أمورها؛ کأسبُوع المُرُور، و تنظیمِ مواعیدِ الدراسیَّة، و الاجتماعِ بالمُوَظَّفیِن للَعَمَلِ وَنحوِ ذلکَ، ممّا لا یُفضی به إلی التقرّبِ و العِبادَة والتَعظیمِ بالأصالَة، فهو من البِدَعِ العادِیَّة التی لا یَشمُلُها قوله صلی الله علیه و سلّم من أحدث فی أمرنا ما لیس منه فهو ردّ، فلا حَرَجَ فیه؛ بل یکون مشروعا. / فتاوی اللجنة الدائمة للبحوث العلمیّة و الإفتاء: ج3، ص 88، فتوای شماره 9403.

منبع مقاله به نقل از سایت راسخون: عصیری، سید مجتبی؛ (1389)، پیامبر وهابیت، قم: انتشارات رشید، چاپ اول.

 

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#5
فتاوای اهانت آمیز وهابیت نسبت به پیامبر خدا (2)  





از دیدگاه ابن تیمیه و پیروانش زیارت قبر نبی مکرّم اسلام صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم نوعی شرک و گمراهی از سوی شیطان به شمار می رود، حتی اگر زیارت به قصد جلب رضای خداوند سبحان و درک ثواب از سوی او صورت گرفته باشد.



نویسنده: سیدمجتبی عصیری 







 

6. فتوای شاگرد ابن تیمیه در تخریب مساجد بر فراز قبور!

اِصرار و پافشاری در تخریب آثار و نشانه های حرم نبوی تا جایی پیش رفت که در ابتدای امر، ابن قیم جوزیه، شاگرد ابن تیمیه و مروّج افکار وی، مسجد نبوی را به مسجد ضِرار تشبیه نمود و خواستار تخریب آن و دیگر مساجدی که در آن انبیاء و اولیای الاهی مدفون هستند، گردید:
وی در کتاب خود می نویسد:
تخریب مسجد ضِرار از سوی پیامبر دلیلی است بر این مطلب که مساجدی که در آن، قبر وجود دارد فاسدتر از مسجد ضِرار هستند.
حکم اسلام درباره چنین مساجدی آن است که باید تمام آنها با خاک یکسان گردیده و این کار از خراب کردن مسجد ضرار ضروری تر به نظر می رسد. (1)

7. فتوای بن باز در تخریب مساجد بر فراز قبور!

در دوران اخیر، بن باز، مفتی اعظم اسبق عربستان سعودی (متوفّای 1420 ه.ق) فتوا به وجوب تخریب قبر مطهّر پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم صادر و به جهت ترس از افکار عمومی جهان اسلام، آن را در پوشش لزوم تخریب تمام بقاع و بناهای موجود بر فراز قبور، مخفی نمود. (2) او کسی است که از وی نقل شده که همواره می گفت:
خدا را شاکرم که 30 سال امام جماعت مسجد النبی را به عهده داشتم، امّا هر بار که از کنار قبر پیامبر عبور کردم به وی سلام ندادم؛ چرا که معتقدم او مُرده و از بین رفته است. (3)

8. فتوای «البانی» بر دیوارکشی مقابل قبر پیامبر!

از همه تأسف بارتر سخن محمد ناصرالدین البانی است که وی حتّی دیده شدن قبر مطهّر پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم را نیز برنتافته و آرزوی تخریب آن را از سال ها قبل داشته و چون این عمل تاکنون محقق نگردیده از دولت عربستان سعودی مصرّانه می خواهد تا با کشیدن دیواری بلند، مانع دیده شدن قبر آن حضرت گردد.
البانی کسی است که نزد وهّابیت امروز به بخاری دوران شهرت یافته و تصحیحات وی درباره روایات اهل سنّت را مقدّم بر دیگر علمای بزرگ رجال خود می دانند.
وی در کتاب خود تحذیر الساجد مِن اتخاذ القبور مساجد (4) چنین آورده است:
از موارد اسفباری که شاهد آن هستیم گنبد خضراء و بلند مسجد النبی است که بر فراز قبر پیامبر وجود دارد که از قرن ها قبل ساخته شده، در حالی که سال ها قبل می بایست تخریب گردد... واجب است مسجد نبوی به همان شکل سابق خود برگردد و بین مسجد و قبر پیامبر از طرف شمال تا جنوب دیواری کشیده و به طوری فاصله ایجاد شود که در مسجد نبوی هیچ چیز خلافی که مؤسس مسجد از آن راضی نیست، دیده نشود. اعتقاد دارم اگر دولت سعودی خود را پشتیبان توحید واقعی می داند باید انجام این کار را بر خود واجب بداند و چه کسی برای انجام این کار از آنها شایسته تر؟ (5)

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#6
9. نظر محمد بن عبدالوهاب و پیروانش در ارزش پیامبر پس از وفات!

سید امین در کتاب کشف الارتیاب گفته است:
در کتاب خلاصة الکلام آمده است: محمد بن عبدالوهاب همواره درباره رسول گرامی اسلام صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم می‌گفت: پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم سخنی را نمی‌شنود و به همین جهت همواره یکی از پیروان او می گفت: عصای من، بیش از محمّد به کار می آید؛ چرا که عصای من برای کشتن ماری به کار می آید امّا محمّد مرده، از بین رفته و چیزی نمی شنود که بخواهد نفعی به دیگران برساند. (6)
واقعاً که این سخن عرش را به لرزه در آورده، آسمان ها و زمین را شکافته و کوه ها را از جا کنده و به آسمان پراکنده می سازد. اگر - نعوذ بالله - عصای کسی با ارزش تر از پیامبر خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم باشد پس چرا محبّت، ایمان و اطاعت از او واجب باشد؟! چرا در نمازهای پنج گانه بر او صلوات و درود بفرستیم؟ چرا نام او را بر فراز مأذنه ها و منبرها در کنار نام خداوند سبحان بر زبان ها جاری سازیم؟! چرا به سخنان او در هر زمینه و موضوعی به عنوان شاهد سخن و استدلال به کار بریم؟

10. نظر ابن تیمیه و پیروانش در شرک بودن زیارت پیامبر!

از دیدگاه ابن تیمیه و پیروانش زیارت قبر نبی مکرّم اسلام صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم نوعی شرک و گمراهی از سوی شیطان به شمار می رود، حتی اگر زیارت به قصد جلب رضای خداوند سبحان و درک ثواب از سوی او صورت گرفته باشد.
ابن تیمیه در یکی از نوشته های خود آورده است:
شیطان در مسیر انسان قرار گرفته و اعمال زشتش را نیکو جلوه داده تا وی به زیارت قبر پیامبر رود و چنین کسی با این کار خود شرک ورزیده؛ چرا که رضایت غیر خداوند را جلب کرده است. (7)
همو در جای دیگر این کار را همچون پرستش بُتِ لات و عزّی دانسته است:
سرچشمه پرستش بت لات، تعظیم و بزرگداشت شخصی صالح است. (8)
یعنی بزرگداشت و احترام قبر پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم همچون احترام و بزرگداشت بت های لات و عزّی است.
مصیبت از این بالاتر آن که وی در ادامه می گوید:
حتی اگر کسی قصد زیارت قبر رسول خدا را داشته باشد این کار وی، عین دشمنی با خدا، رسول خدا و دین اوست و به عنوان بدعتی در دین به شمار می رود که هرگز از سوی خدا اجازه داده نشده است. (9)

11. عقیده وهابیت در سوگند یاد کردن به پیامبر!

از جمله عقاید وهابیت درباره نبی مکرم اسلام این است که پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم را نمی توان مورد سوگند و ندا قرار داد و با لقب و صفت «سیدنا» صدا نمود. یعنی نمی‌توان گفت: «بحقّ محمّد»؛ «یا محمّد»؛ «سیّدنا محمّد» بلکه سوگند به وی و دیگر مخلوقات، شرک اکبر به شمار رفته و موجب جاودانگی در آتش دوزخ می باشد. (10)
نوه محمد بن عبدالوهاب در کتاب فتح المجید فی شرح کتاب التوحید می گوید:
ابن مسعود گفته است: «اگر شخصی سوگند دروغ به خداوند یاد کند، بهتر از آن است که سوگند راست به غیر خدا یاد کند.» (11)

12. وهّابیت و تبدیل خانه همسر پیامبر به دستشویی و توالت!

رفاعی یکی از علمای بزرگ اهل سنّت کویت خطاب به علمای وهابی عربستان سعودی می‌نویسد:
شما به تخریب خانه ام المؤمنین خدیجه کبری اوّلین حبیبه پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم رضایت دادید و هیچ عکس العملی از خود نشان ندادید با این که آن مکان، محل نزول وحی قرآن بود و در برابر این جنایت، سکوت اختیار کرده و رضایت دادید که آن مکان مقدس به دستشویی و توالت مبدّل شود. چرا از خدا نمی ترسید و از پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم حیا نمی‌کنید؟ (12)

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#7
13. وهّابیت و تبدیل زادگاه پیامبر به محل خرید و فروش حیوانات!

رفاعی در ادامه می نویسد:
زادگاه رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم را ویران و به محل خرید و فروش حیوانات تبدیل کردید که با تلاش افراد صالح و خیّر، از چنگال وهّابی ها در آمد و به کتابخانه مکّه مکرّمه مبدل گردید.... (13)

14. وهابیت و تخریب کتابخانه بزرگ مکه مکرمه!

یکی از جنایات دردناکی که توسط وهابیت صورت گرفت و لکّه ننگ آن تا ابد در پرونده سیاه آنان باقی ماند، آتش زدن کتابخانه بزرگ المکتبة العربیّة بود که متجاوز از 60 هزار عنوان کتاب گران قدر و کم نظیر و بیش از 40 هزار نسخه خطّی بی نظیر که در میان آنها برخی از آثار خطّی دوران جاهلیّت، یهودیّت، کفّار قریش و همچنین آثار خطّی امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام ابوبکر، عمر، خالد بن ولید، طارق بن زیاد و برخی دیگر از صحابه پیامبر گرامی اسلام صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم و قرآن کریم به خط عبد الله بن مسعود وجود داشت.
همچنین در این کتابخانه انواع اسلحه های متعلّق به رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم و نیز بت هایی همچون «لات»، «عُزّی»، «مَناة» و «هُبَل» که هنگام ظهور اسلام مورد پرستش بوده است به بهانه وجود کفریّات، به آتش کشیده و از بین برده شد. (14)

پی‌نوشت‌ها:1. وأبلغ من ذلک أن رسول الله هدم مسجد الضرار، ففی هذا دلیل علی هدم ما هو أعظم فساداً منه کالمساجد المبنیة علی القبور، فإن حکم الإسلام فیها أن تهدم کلها حتی تسوی بالأرض، و هی أولی بالهدم من مسجد الضرارً! و کذلک القباب التی علی القبور یحب هدمها کلها! / إغاثة اللهفان، ج 1، ص 210، ابن قیّم جوزیه.
دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
.
جهت پاسخ به این سخن و دیگر سخنانی که در مورد تخریب بنا بر فراز قبور می آید، ر. ک: شاخ شیطان، فصل چهارم، مروری بر عقاید و مبانی فکری وهّابیت، ص 141.
2. ما حکم البناء علی القبر؟ و ما الحکم لو کان البناء مسجداً؟ الجواب: أما البناء علی القبور فهم محرم، سواء کان مسجداً أو قبة أو أی بناء، فإنه لا یجوز ذلک... و الخلاصة أنه لا یجوز البناء علی القبور، لا مسجد و لا غیر مسجد و لا قبة، و أن هذا من المحرمات العظیمة، و من وسائل الشرک فلایجوز فعل ذلک، و إذا وقع فالواجب علی ولاة الأمور إزالته و هدمه، و ألا یبقی علی القبور مساجد، و لا قباب.
سؤال: فتوای شما در رابطه با ساخت بنا بر فراز قبرها حتّی اگر این ساختمان مسجد باشد، چیست؟
پاسخ: ساخت بنا بر فراز قبرها حرام است؛ چه این بنا مسجد باشد، چه بقعه و یا هر بنای دیگر... و خلاصه آن که این کار از بزرگ ترین محرّمات و از جمله وسایل شرک الاهی که انجام آن جایز نمی باشد و اگر چنین اقدامی در هر جا اتفاق افتاده بر حاکمان و رؤسای کشورهای اسلامی واجب است که این مساجد و ساختمان ها را با خاک یکسان سازند تا هیچ اثری از این مساجد باقی نماند.
دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.

3. ابن باز الذی نقلوا عنه أنه افتخر بأنه صلی إماماً فی المسجد النبوی ثلاثین سنة، و کان یمر من عند قبر النبی و لم یسلم علیه و لا حتی مرة واحدة، لأن النبی رجل جاء و مضی!
دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.

شاید به همین خاطر است که خداوند او را در سنین نوجوانی مبتلا به بیماری چشم و اندکی بعد نابینا گردانید تا حتّی از دیدن ظاهر قبر مطهّر نبی مکرّم اسلام محروم و مصداقی برای این آیه شریفه گردد :
( وَ مَن کَانَ فِی هَذِهِ أَعْمَى فَهُوَ فِی الآخِرَةِ أَعْمَى وَأَضَلُّ سَبِیلاً؛ امّا کسی که در این جهان ( از دیدن چهره حق ) نابینا بوده است، در آخرت نیز نابینا و گمراه تر است! ) ( سوره إسراء، آیه 72 )
4. لزوم خودداری از عبادت در مساجدی که در آنها قبر وجود دارد.
5. و مما یؤسف له أن هذا البناء قد بنی علیه منذ قرون إن لم یکن قد أزیل تلک القبة الخضراء العالیة... فالواجب الرجوع بالمسجد النبوی إلی عهده السابق و ذلک بالفصل بینه و بین القبر النبوی بحائط یمتد من الشمال إلی الجنوب بحیث أن الداخل إلی المسجد لا یری فیه أی محالفة لا ترضی مؤسسه صلی الله علیه و سلم اعتقد أن هذا من الواجب علی الدولة السعودیة إذا کانت ترید أن تکون حامیة التوحید حقا... أرجو أن یحقق الله ذلک علی یدها و من أولی بذلک منها؟
تحذیر الساجد من التخاذ القبور مساجد، ج 1، ص 68، محمد ناصر الدین الألبانی ( متوفای 1420 هـ )، ناشر: المکتب الإسلامی - بیروت: الطبعة: الرابعة.
6. « جَاءَ فِی خُلاصَةِ الکَلاَمِ صَفَحَةِ 230: کَانَ مُحَمَّدُ بنُ عَبدالوَهَّابِ یَقُولُ عَن النَّبیِّ صَلِّی الله عَلَیه وَ آلِه وَسَلَمَ: إنَّهُ طُارِشٌ، وَإنَّ بَعضَ أتبّاعِ هَذَا الشَّیخَ کَانَ یَقُولُ: عَصایَ هَذه خَیرٌ مِن مُحَمَّدٍ، لِأنَّهُ یُنتَفَعُ بِهَا فِی قَتلِ الحَیَّةِ، وَ مُحَمَّدٌ قَد مَات، وَلَم یَبقِ فیهِ نَفعٌ، وَ إنَّمَا هُوَ طَارِشٌ وَ مَضی »
هذه هی الوهابیة، علامه محمد جواد مغنیه، ص 77، به نقل از: کشف الارتیاب، ص 127، چاپ دوّم.
دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.

7. قد زین الشیطان لکثیر من الناس سوء عملهم، واستزلهم عن اخلاص الدین لربهم الی أنواع من الشرک، فیقصدون بالسفر و الزیارة رضی غیر رضی الله، و الرغبة الی غیره، و یشدون الرحال الی قبر نبی...
هذه هی الوهابیة، علّامه محمد جواد مغنیه، ص 63، به نقل از: اقتضاء الصراط المستقیم مخالفة اهل الجحیم، ص 457.
دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.

8. « ان اللات، و هی صنم، کان هیب عبادتها تعظیم قبر رجل صالح » أی إن تعظیم قبر الرسول یستتبع جعله صنماً، تماماً کاللات و العزی.
هذه هی الوهابیة، علّامه محمد جواد مغنیه، ص 64، به نقل از: اقتضاء الصراط المستقیم مخالفة اهل الجحیم، ص 333.
دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.

9. هذه هی الوهابیة، علّامه محمد جواد مغنیه، ص 64، به نقل از: اقتضاء الصراط المستقیم مخالفة اهل الجحیم، ص 334.
دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.

10. ان لا یحلف بالنبی، و لا ینادیه، و لا ینعته بسیدنا، کأن یقول: بحق محمد، و یا محمد، و سیدنا محمد، بل الحلف بالنبی و غیره من المخلوقات هو الشرک الاکبر الموجب للخلود بالنار.
هذه هی الوهابیة، علّامه محمد جواد مغنیه، ص 65،
دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.

11. قَالَ ابنُ مَسعُود: « لَإن أَحلِفُ بِاللهِ کَاذِباً أَحَبُّ إِلَیَّ مِن أَن أَحلِفَ بِغَیرِه صَادِقَاً »
هذه هی الوهابیة، علّامه محمد جواد مغنیه، ص 75، به نقل از: فتح المجید فی شرح کتاب التوحید، ص 414، سال چاپ 1957م.
دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.

12. رَضیتُم وَلَم تُعَارضُوا هَدمَ بَیت السَّیدَة خَدیجَة الکُبری أمِّ المُؤمِنینَ وَ الحَبیبَة الاُولَی لِرَسُولِ رَبِّ العَالَمینَ صَلِّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهَ، ألمَکَانُ الَّذی هُوَ مَهبطُ الوَحیِ الأَوَّلِ عَلَیهِ مِن رَبِّ العِزَّةِ وَالجِلالٍ، وَسَکَتُّم عَلَی هَذا الهَدمِ رَاضِینَ أن یَکُونَ المَکَانُ بَعدَ هَدمِهَ دَوراتِ میَاه وَ بُیُوتَ خلاَءِ وَ میضَاتٍ، فَأَینَ الخَوفُ مِنَ اللهِ؟ وَأینَ الحَیَاءُ مِن رَسُولِهِ الکَریمِ عَلَیهً الصَّلاةُ وَالسَّلامُ
ألنصیحة لإخواتنا علماء نجد، یوسف بن سیّد هاشم رفاعی، ص 59، با مقدمه دکتر محمّد سعید رمضان البوطی.
13. حَاوَلتُم وَلاَزلتُم تُحَاوِلُونَ وَجَعَلتُم دَأبَکُم هَدمَ البُقعَة البَاقِیَةِ مِن آثَارِ رَسُول اللهِ صَلَّیَ اللهُ تَعَالَی عَلَیه وَ آلِهِ وَ سَلَّمُ ألاَ وَهِیَ ( ألبقعةُ الشَّریفَةٌ الَّتی وُلَدَ فِیهَا)، الَّتی هُدمَتُ، ثُمَّ جُعِلَت سُوقَاً لِلَبَهَاثِمِ، ثُمَّ حَوَّلَهَا بّالحیلَةِ الصّالِحونَ إلّی مَکتَبَةٍ هِیَ مَکتَبَةُ مَکَّةِ المُکَرَّمَةِ النصیحة لإخواننا علماء نجد، یوسف بن سید هاشم رفاعی، ص 60.
14. ر. ک: کتاب تاریخ آل سعود، ج 1، ص 158 - کشف الارتیاب، ص 55، 187، 324 - أعیان الشیعة، ج 2، ص 7 - الصحیح من سیرة النبیّ الأعظم، ج 1، ص 81 - آل سعود من أین إلی أین، ص 47.
منبع مقاله به نقل از سایت راسخون: عصیری، سید مجتبی؛ (1389)، پیامبر وهابیت، قم: انتشارات رشید، چاپ اول.





منبع:حرف آخر



موضوعات مشابه ...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  فتاوای محیر العقول وهابیون ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 12 3,233 10-15-2018, 06:11 PM
آخرین ارسال: Pariiii
  شفاعت و توهمات وهابیت Ay Sona 4 893 09-26-2015, 08:17 PM
آخرین ارسال: Ay Sona
  برخی ازفتاوای عجیب وهابیت Ay Sona 4 633 08-13-2015, 06:42 PM
آخرین ارسال: Ay Sona
  روایات اهانت آمیز نسبت به پیامبر خدا ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 5 635 07-20-2015, 06:31 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  مؤسس وهابیت ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 8 1,613 06-05-2015, 11:49 AM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان