آدرس

آدرس فعلی سایت koreafan.eu است در صورت بروز هر مشکل آدرس بعدی koreafan.. میباشد .

ساماندهي

انجمن کره فن در ستاد ساماندهي پايگاه هاي اينترنتي ثبت شد تاپیک

گروه تلگرام انجمن

گروه تلگرامی انجمن برای اطلاع رسانی از مشکلات انجمن و درخواست ها لطفا عضو بشین کلیک کنید



فلسفه و حکمت اسلامی
زمان کنونی: 11-27-2020، 05:09 PM
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: maryam1998
آخرین ارسال: maryam1998
پاسخ 4
بازدید 1511

امتیاز موضوع:
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

[-]
کلمات کلیدی
حکمت اسلامی و فلسفه

فلسفه و حکمت اسلامی
#1
تعریف، موضوع و غایت فلسفه الهی:



در آغاز هر علمی بر ما واجب است که آن را تعریف کرده. موضوع و غایت آن را روشن سازیم.تعریف فلسفه الهی:فلسفه الهی علمی است که در آن از احوال موجود بما هو موجود بحث میشود.(موجود بما هو موجود چیست؟ برای کسانی که به اصطلاحات واقف نیستند میگویم که موجود بما هو موجود یعنی موجود همان گونه که هست.در فلسفه الهی ما از وجود تمامی موجودات بحث میکنیم.)موضوع فلسفه الهی:موضوع هر علمی بحث از عوارض ذاتی آن علم است.موضوع فلسفه الهی موجود بما هو موجود است.غایت فلسفه الهی:غایت این علم شناخت موجودات آنگونه که هستند و تمییز موجودات از یکدیگر و شناخت موجودحقیقی است
نویسنده :maryam1998   آفلاین
#2
[rtl]مباحث کلی وجود[/rtl]

[rtl]مفهوم وجود بدیهی یا نظری[/rtl]
[rtl]بداهت مفهومی :برای دریافت و فهم آن مفهوم نیاز به چیز دیگری نداشته و به راحتی آن را درک میکنیم.مفاهیم نظری:برای فهم صحیح آن محتاج استدلال هستیم.سؤال مفهوم وجود بدیهی است یا نظری؟توجه شما را به این مسأله جلب میکنم که ما از مفاهیم سخن میگوییم و نه از مصادیق. [/rtl]
[rtl]مفهوم وجود بدیهی است و برای ادراک آن نیاز به وساطت شی دیگری نیست.اگر فرض کنیم مفهوم وجود نظری است ما باید آن را تعریف کنیم اما ما هرگز نمیتوانیم وجود را تعریف کنیم چرا که وجود فصل و جنس و عرض خاصی ندارد. بنابر این هر تعریفی از وجود در حد شرح الاسم است.مثلا گفته اند وجود چیزی است که میتوان از آن خبر داد.اما این تعریف فاقد فصل جنس و عرض خاص است. این تعریف چیزی را بر ما روشن نمیکند.پس وجود بدیهی است.نه تنها بدیهی است بلکه از اولیات است.مفهوم وجود بدیهی است چرا که جنس ،فصل وعرض خاص ندارد در حالی که تعریف از آنها ایجاد میشود.[/rtl]

نویسنده :maryam1998   آفلاین
#3
[rtl]مفهوم وجود مشترک معنوی یا مشترک لفظی[/rtl]

[rtl]اشتراک معنوی:مفهوم در مواضع مختلف استفاده میشود؛اما همیشه یک معنا از آن استنباط میشود.مثال زمین[/rtl]
[rtl]اشتراک لفظی: مفهوم در مواضع مختلف استفاده میشود اما در هر موضع معنای متفاوتی استنباط میشود.مثال شیر.شیر در سه معنا استفاده میشود شیر جنگل،شیر آب و شیر نوشیدنی.[/rtl]
[rtl]سؤال: مفهوم وجود اقسام مختلفی دارد مثل وجود واجب و وجود ممکن آیا وجود معنای یکسانی دارد یا معنای مختلفی؟آیا وجود خدا و وجود انسان مفهوما یکسان است؟[/rtl]
[rtl]وجود مشترک معنوی است. به سه دلیل.[/rtl]
[rtl]اولا:اگر ما وجود موجودی را اثبات کردیم سپس در صفتی از صفات آن موجود تردید کردیم.مثلا نفس را اثبات کرده ایم.اما در این که روحانی است یا جسمانی شک داریم.در چنین حالتی اگر وجود مشترک لفظی باشد لازم می اید که وجود معانی مختلفی داشته باشد در حالی که از وجود واحدی بحث میکنیم.پس وجود مشترک معنوی است.[/rtl]
[rtl]ثانیا:وجود و عدم با یکدیگر تناقض دارند. و تمایزی در اعدام نیست.یعنی میان عدم انسان و عدم حیوان تمایزی نیست.اگر وجود مشترک لفظی باشد معنای هر وجود با وجود دیگر متفاوت است.در این صورت ارتفاع نقیضان لازم می آید که محال است پس اشتراک لفظی جود باطل است.وجود مشترک معنوی.قايلان به اشتراک لفظی وجود(اشاعره) آنها در واقع سنخیت علت ومعلول را رد کرده اند.که فساد این قول واضح است.(سنخیت علت ومعلول یعنی علت و معلول باید هم جنس باشند یعنی فقط اگر گندم بکاری گندم برداشت میکنی.)ٍثالثا: در صورت پذیرش اشتراک لفظی وجود علم به طور کلی تعطیل میشود؛چرا که دیگر مفهوم وجود قابل شناخت نخواهد بود.[/rtl]

نویسنده :maryam1998   آفلاین
#4
[rtl] [/rtl]

[rtl]وجود زايد برماهیت و عارض بر آن است.[/rtl]
[rtl]معنای زیادت:زیادت به معنای غیریت مفهومی است.یعنی وجود و ماهیت مفهوما غیریت دارند(هر چند که در خارج وحدت مصداقی دارند.مخاطبان توجه داشته باشند که تمامی مباحث در مورد عالم ذهن است ونه عین.)[/rtl]
[rtl]تعریف ماهیت:چیزی که درجواب ما هو یا آن چیست می آید.زیادت وجود بر ماهیت به این معنا است که ذهن میتواند این دومفهوم را جدا ساخته و یکی را بر دیگری حمل کند.انسان موجود است.ما وجود را از انسان جدا ساخته سپس بر آن حمل میکنیم.[/rtl]
[rtl]ادله زیادت وجود بر ماهیت[/rtl]
[rtl]1.ما وجود را از ماهیت سلب میکنیم.اگراین دو مفهوم در عالم ذهن اتحاد مفهومی داشتند؛سلب آن محال بود.[/rtl]
[rtl]2.حمل وجود بر ماهیت نیازمند دلیل است.اگرماهیت عین یا جز وجود بودحمل وجود نیازمند دلیل نبود.چون حمل وجود بر ماهیت نیازمن دلیل است پس وجودزاید بر ماهیت است.[/rtl]
[rtl]3.حمل نقیض وجو بر ماهیت ممتنع نیست.اگر وجود عین یا جز ماهیت بود حمل عدم بر آن محتمل نبود.حال که میتوانیم عدم را بر وجود حمل کنیم وجود عین یا جز ماهیت نیست.وجود زاید بر ماهیت است.[/rtl]

نویسنده :maryam1998   آفلاین
#5
[rtl]اصالت وجود و اعتباریت ماهیت[/rtl]



[rtl]در جهان خارج موجوداتی وجود دارند.سوأل:آنچه درجهان عینیت خارجی دارد کدام است؟و آنچه تنها اعتبار ذهنی دارد کدام است؟[/rtl]


[rtl]پاسخ سوأل یکی از سه فرضیه زیر است.[/rtl]


[rtl]1-اصالت وجود[/rtl]
[rtl]2-اصالت ماهیت
3-اصالت وجود وماهیت
[/rtl]
[rtl]4-هیچ کدام اصیل نیستند[/rtl]
[rtl](قبل از پاسخ گویی به پرسش لازم است سه مرجع فلسفه اسلامی را بشناسید.[/rtl]
[rtl]1-فلسفه مشاء← اصالت وجودی[/rtl]
[rtl]2-فلسفه اشراقاصالت ماهوی[/rtl]
[rtl]3-فلسفه متعالیهاصالت وجودی[/rtl]
[rtl]اگر بخواهیم عقل گرایان و تجربه گرایان فلسفه اسلامی را بشناسیم.باید گفت ؛ فلسفه مشاء از عقل گرایان فلسفه اسلامی است.سردمدار چنین تفکری ابن سینا است.او از مفاخر فلسفه اسلامی است.وجهه فلسفی او که حتی از وجهه پزشکی او پر مغزتر است هنوز ناشناخته مانده است.فلسفه اشراقی که سردمدار این تفکر سهروردی است.آنها تجربه گرایان فلسفه اسلامی است.مشخصاً منظور از تجربه گرایی تجربه آزمایشی نیست.منظور از تجربه شهود است.فلسفه متعالیه ترکیبی از عقل گرایی صرف ابن سینا،شهود گرایی صرف سهروردی وبا همراهی با فلسفه نوری ایران باستان.)[/rtl]
[rtl]ما چهار فرضیه داشتیم.1-اصالت وجود2-اصالت ماهیت3-اصالت هردو با هم4-هیچ کدام اصیل نیستند.بیایید فرضیه نامحتمل شماره 3 راحذف کنیم.چرا که اگر هم وجود و هم ماهیت حقیقی باشند؛لازم می آید که یک موجود از دو حقیقت مغایر تشکیل شده باشد که محال است.بطلان فرض چهارم به خودی خود واضح و مبرهن است.صحیح بودن فرض شماره چهار به معنای عدم واقعیت جهان خارج است.این همان ادعای سوفسطاییان است.[/rtl]
[rtl]دلایل اصالت وجود و اعتباریت ماهیت[/rtl]
[rtl]1-ماهیت در حد ذات خود نه موجود است ونه معدوم[/rtl]
[rtl]برخی ماهیات در خارج موجود هستند.[/rtl]
[rtl]ماهیات نمیتواند به خودی خود موجود شوند.حال که موجود شدند پس چیزی به آن افزوده شده ودرغیر این صورت انقلاب در ذات است و انقلاب در ذات محال است.آنچه باعث موجودیت ماهیات است وجود است.[/rtl]
[rtl]2-ماهیت مثار کثرت هستند.اگر ماهیت اصیل باشد دراین صورت هیچ حمل شایع صناعی برقرارنمیشود.درحالی که درواقیت حمل شایع برقرار است.پس وجود اصیل و ماهیت اعتباری است.[/rtl]
[rtl]انواع حمل:حمل بر دو نوع است حمل هوهو وحمل شایع صناعی.حملهوهو حملی است در آن موضوع و محمول ماهیتا یکی هستند.مثل انسان انسان است.حمل شایع صناعی حملی است که موضوع و محمول یکی نیستند اما از جهت دیگری اتحاد دارند مثل یخ سرد است.[/rtl]


[rtl]3-ماهیات متواطی هستند در حالی جهان خارج پر از حقایق مشکک است.پس ماهیت اصیل نیست.وجود اصیل است.متواطی←مفاهیمی که برتمامی مصادیقشان یکسان حمل میشوند.مثل اسب ما اسب تر نداریم.مشکک←مفاهیمی که برمصادقاشان یکسان حمل نمیشود.مثل نور.[/rtl]


[rtl] [/rtl]






پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان