آدرس

آدرس فعلی سایت koreafan.eu است در صورت بروز هر مشکل آدرس بعدی koreafan.. میباشد .

ساماندهي

انجمن کره فن در ستاد ساماندهي پايگاه هاي اينترنتي ثبت شد تاپیک

گروه تلگرام انجمن

گروه تلگرامی انجمن برای اطلاع رسانی از مشکلات انجمن و درخواست ها لطفا عضو بشین کلیک کنید



مریمیه ؛ از فریتیوف شوان تا سید حسین نصر
زمان کنونی: 11-28-2020، 09:02 PM
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
پاسخ 52
بازدید 3357

امتیاز موضوع:
  • 4 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

[-]
کلمات کلیدی
حسین سید فریتیوف مریمیه شوان از نصر ؛ تا

مریمیه ؛ از فریتیوف شوان تا سید حسین نصر
#1
مریمیه ؛ از فریتیوف شوان تا سید حسین نصر (1)
در ایران « سید حسین نصر » را بعنوان اندیشمندی مسلمان و « سنت گرا » می‌شناسند که از بد حادثه، به دلیل وقوع انقلاب اسلامی و پیوندهایش با فرح پهلوی، ملکه سابق ایران، مجبور به مهاجرت به ایالات متحده آمریکا شد. کم‫تر کسی نامی از « مریمیه » شنیده و نصر را بعنوان عضو قدیمی و «شیخ» کنونی این طریقت می‌شناسد.



طریقت مریمیه را فردی بنام « فریتیوف شوان » بنیان نهاد، و با مرگ شوان (1998) رهبری آن به « مارتین لینگز » (متوفی 2005) و « سید حسین نصر » انتقال یافت. رساله حاضر تحقیقی است درباره طریقت مریمیه و مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد سیر تطور آن از شوان تا نصر.‬‬
این تحقیق بطور عمده با بهره‌گیری از کتاب و مقالات « مارک سجویک » و مقالات « مارک کاسلو » و کتب و مقالات و مصاحبه‌های منتشر شده چهره‌های سرشناس مریمیه، مانند شوان و لینگز و نصر، و گفتگو با افراد مطلع تدوین شده است. اساس کار یادداشت‌های برگرفته از کتاب سجویک است. نحوه استفاده از این کتاب انتقادی بوده و نگارنده، ضمن بهره‌گیری از تحقیق مفید و منحصر بفرد سجویک، نگاه مستقل خود را دنبال کرده است. در متن به تمامی منابع ارجاع داده شده است.
کتاب سجویک با عنوان « بر ضد جهان مدرن: سنت‌گرایی و تاریخ پنهان فکری سده بیستم » در سال 2004 منتشر شد. [1] مارک سجویک انگلیسی و استاد سابق دانشگاه آمریکایی قاهره و استاد کنونی دانشگاه آرهوس دانمارک و دبیر انجمن اروپایی مطالعات باطنی‫گرایی غربی [2] و از معدود محققانی است که بطور تخصصی در زمینه « سنت‌گرایی » کار می‌کند. او دارای وبلاگی در این موضوع است [3] که از برخی مطالب آن استفاده شده است.‬‬
مارک کاسلو از نزدیکان شوان، بنیان‌گذار و رهبر مریمیه بود که بهمراه چند تن دیگر از نزدیکان شوان، از جمله زن سوم شوان، در سال 1991 در شهر بلومینگتون ایندیانا (آمریکا) جنجال بزرگ قضایی - مطبوعاتی علیه شوان بپا کرد. کاسلو دارای وبگاهی است که در آن سه مقاله مفصل و مهم درباره مسائل درونی کلنی شوانی‫ها در بلومینگتن درج شده است.‬‬
سجویک برای آشنایی با مسائل درونی فرقه مریمیه و گرفتن برخی مدارک با کاسلو دیدارهایی انجام داده است. سجویک گویا مسلمان است زیرا کاسلو او را «انگلیسی مسلمان شده» می‌خواند. بنوشته کاسلو، سجویک، پس از انتشار کتابش، در مصاحبه‌ای، در پاسخ به این سؤال که آیا « ترادیشنالیست » است، گفت: «نه، من ترادیشنالیست نیستم، هر چند به برخی نظرات و مواضع ترادیشنالیست‫ها علاقه دارم.»‬‬
کتاب سجویک در دوران 8 ساله پس از انتشار در ایران ناشناخته ماند؛ یعنی برغم اهمیت کتاب فوق برای ایرانیان، که می‌توانست آن را به اثری پرفروش تبدیل کند، نه تنها به فارسی ترجمه و منتشر نشد، بلکه حتی معرفی کوتاهی از آن به نشریات ایران راه نیافت. بعلاوه، نشریات انگلیسی‌زبان مربوط به ایران و خاورمیانه و جهان اسلام، که در غرب منتشر می‌شوند، و نشریات فارسی چاپ ایالات متحده آمریکا و بریتانیا، چون « ایران نامه »، که علی‌القاعده باید کتاب سجویک را معرفی کنند، درباره آن سکوت کامل در پیش گرفتند.
سجویک کتاب خود را در فضایی منتشر کرد که از سوی وکلای مریمیه در زیر فشار بود. درباره فشارهایی که فرقه فوق، با استفاده از اهرم‌های قضایی، برای ساکت کردن منتقدان وارد می‌کند توضیح خواهیم داد. به این دلیل، سجویک مجبور شد بخش‌هایی از کتاب و تصاویر برهنه ‫نگاری‫ های شوان و عکس‌های برهنه شوان و مناسک جنسی مریمیان را حذف کند.‬‬‬‬
بنوشته کاسلو، [4] به دلیل تهدید از سوی فرقه شوان، کتاب سجویک را قبل از انتشار وکلای انتشارات دانشگاه آکسفورد (ناشر کتاب) با دقت مورد بررسی قرار دادند و شواهد و حقایق مهمی را حذف کردند. «نتیجه، کتابی شد دستکاری شده که بخشی از آن نوشته وکلای ناشر است و بخشی نوشته فرقه شوان.» سجویک در سال 2004، پس از انتشار کتاب، برای کاسلو نوشت که مایکل فیتزجرالد، وکیل فرقه شوان، «من و ناشر، انتشارات دانشگاه آکسفورد، و ویراستار و هر کسی را که در نشر کتاب سهیم باشد، به اقامه دعوی در دادگاه تهدید کرد.» کاسلو، به دلایلی که توضیح خواهیم داد، منتقد کتاب سجویک است ولی می‌نویسد: سجویک با انتشار این کتاب شهامت نشان داد، زیرا فرقه شوان کوشید مانع او شود و او را تهدید کرد، و حتی کوشیدند به زور شغلش را از او بگیرند. «به این دلیل نمی‌توانم به خاطر این شهامت سجویک را تحسین نکنم. ایستادگی در مقابل یک فرقه دینی خطرناک کار آسانی نیست.»
آخرین پژوهش در زمینه مریمیه، کتاب « ستاره هومن » است به زبان فرانسه که در سال 2010 در میلان در 622 صفحه منتشر شد با عنوان « از حکمت جاودان تا پرنیالیسم آمریکایی ». [5] این کتاب رساله پایان‌نامه دکتری ستاره هومن است زیر نظر آنتون فوره.
نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#2
« آنتون فوره » [6] که اکنون بازنشسته است، استاد برجسته دانشگاه سوربن در زمینه جریان‌های باطنی‫گرای غربی است که این حوزه مطالعاتی را به رشته دانشگاهی بدل کرد. فوره از بنیان‌گذاران انجمن اروپایی مطالعات باطنی‫گرایی غربی در سال 2005 است که سجویک دبیر آن است. آن‌گونه که مندرجات وبلاگ سجویک نشان می‌دهد، ستاره هومن از سال 2006 از راهنمایی غیررسمی سجویک برخوردار بوده است. [7]‬‬‬‬
مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد
پس از انتشار، سجویک کتاب ستاره هومن را در وبلاگ خود معرفی کرد و « طلعت هالمان »، استاد دانشگاه در آمریکا، در کامنت مورخ 10 اوت 2012 ذیل مقاله فوق نوشت: «در مکاتبه من با ستاره هومن معلوم شد از او خواسته شده هر مطلب منفی که اعتبار شوان را مخدوش کند، حذف شود.» [8]
کتاب ستاره هومن نیز، برغم اهمیت آن برای ایرانیان، تاکنون به فارسی ترجمه نشده است.
کتاب مهم دیگر در این زمینه، « آموزگاران غربی در کسوت‫های شرقی » [9] در 650 صفحه، نوشته « اندرو راولینسون » است درباره غربیانی که در کسوت رهبران فرقه‌های دینی شرقی، اعم از صوفی مسلمان و هندو و بودایی، جای گرفته‌اند. راولینسون نخستین کسی است که سجویک را، در زمان تدریس سجویک در دانشگاه آمریکایی قاهره، با چهره دیگری از شوان، بجز چهره‌ای که پیروان یا دوستداران شوان ترسیم می‌کنند، آشنا کرد. راولینسون در کتاب خود تصاویر برهنه شوان و مناسک جنسی فرقه او را درج کرده است. کتاب راولینسون مورد استفاده سجویک بوده است.‬‬

 

کتاب‌های مریمیه در ایران

مسکوت گذاردن 8 ساله کتاب سجویک در حالی است که آثار سید حسین نصر و پسرش ولی نصر ، به سرعت در ایران معرفی و ترجمه و با کیفیت عالی منتشر و در نشریات و وبگاه ‏های پرخواننده تبلیغ می‌شود.
تبلیغ مریمیه در ایران محدود به حسین و ولی نصر نیست و شامل شوان و سایر شخصیت‌های اصلی مریمیه می‌شود. نگاهی به فهرست چند کتاب‌ منتشرشده از شوان به فارسی، یا کتاب‏ هایی که مشتمل بر مقالات شوان و پیروان اوست، مؤید این ادعاست. این بجز کتب و مقالات فراوان است که در ترویج عقاید شوان و پیروانش در ایران منتشر شده و بر علاقمندان به اصالت‌گرایی اسلامی و سنت‌گرایی اصیل تأثیر گذارده است. باید بیفزاییم که کتاب‏ های مریمیه در ایران، مانند کتاب‏ های این فرقه در اروپا و آمریکا، با چاپ بسیار نفیس منتشر می ‏شود:
1. فریتیوف شوئون، شناخت اسلام، ترجمه سید ضیاء‌الدین دهشیری، تهران: مؤسسه مطالعات هنر اسلامی، چاپ اوّل، 1363، 228 صفحه.
2. فریتیوف شوئون، اسلام و حکمت خالده، ترجمه فروزان راسخی، تهران: نشر هرمس و مرکز بین‌المللی گفتگوی تمدن‌ها، چاپ اوّل، 1384، 312 صفحه.
3. فریتیوف شوئون، عقل و عقل عقل، ترجمه بابک عالیخانی، تهران: نشر هرمس و مرکز بین‌المللی گفتگوی تمدن‌ها، چاپ اوّل، 1384، 166 صفحه.
4. جام نو و می کهن : مقالاتی از اصحاب حکمت جاویدان، بکوشش مصطفی دهقان، تهران: مؤسسه تحقیقات و توسعه علوم انسانی، چاپ اوّل، 1384، 539 صفحه.
5. رنه گنون و فریتیوف شوئون و لئو شایا، هرمس و زبان مرغان، تهران: جیحون، چاپ اوّل، 1387، 260 صفحه.
در اردیبهشت 1388 حسین خندق ‏آبادی، مدیر « مجموعه سنت‫گرایان » در انتشارات حکمت (تهران) از نشر آثار مهم « سنت‫گرایان » در 15 جلد خبر داد. بعداً، نام این مجموعه به « مجموعه حکمت جاویدان » تغییر کرد. تا آن زمان چهار عنوان از این مجموعه، با کیفیت عالی، منتشر شده بود:‬‬‬‬
1. تیتوس بورکهارت، جهان‌شناسی سنتی و علم جدید، ترجمه حسن آذرکار؛
2. تیتوس بورکهارت، کیمیا: علم جهان، علم جان، ترجمه گلناز رعدی آذرخشی و پروین فرامرزی؛
3. رنه گنون، نگرشی به مشرب باطنی اسلام و آیین دائو، ترجمه دل آرا قهرمان؛
4. رنه گنون، بحران دنیای متجدد، ترجمه حسن عزیزی.
اسامی کتاب‌های منتشر شده بعدی چنین است:
1. مارتین لینگز، رمز و مثال اعلی، ترجمه فاطمه صانعی؛
2. تیتوس بورکهارت، مبانی هنر مسیحیت، ترجمه امیر نصری؛
3. کیت کریچلو، تحلیل مضامین جهان‫شناختی نقوش اسلامی، ترجمه سید حسن آذرکار؛‬‬
4. سید حسین نصر، هنر و معنویت اسلامی، ترجمه رحیم قاسمیان؛
5. کنت اولدمیدو، سنت‌گرایی: دین در پرتو فلسفه جاویدان، ترجمه رضا کورنگ بهشتی؛
6. تیتوس بورکهارت، فاس: شهر اسلام، ترجمه مهرداد وحدتی دانشمند. [10]
بخش عمده این « سنت‫ گرایان » که انتشارات حکمت ترجمه و نشر آثار آن‌ها را در دستور کار خود قرار داد، چهره‌های شناخته شده مریمیه هستند که خود را در پشت شهرت گنون و سنت‌گرایی پنهان می‌کنند.‬‬
ناشر فوق اعلام کرد که در انتشار « مجموعه حکمت جاویدان » «کوشش شده نظر مشورتی دکتر غلامرضا اعوانی، دکتر محمود بینای مطلق، دکتر هادی شریفی، دکتر بابک عالیخانی و دکتر شهرام پازوکی لحاظ گردد.» [11]

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#3
 سجویک و آشنایی با مریمیه

مارک سجویک در «سرآغاز» کتابش نحوه آشنا شدن خود با مریمیه و انگیزه تألیف کتاب را شرح می‌دهد: [12]
سجویک در دوران تدریس در دانشگاه آمریکایی قاهره و کار در زمینه تاریخ اسلام و سفر به کشورهای مختلف متوجه پیوندی پنهان و مرموز میان گروه قابل توجهی از اساتید دانشگاه و محققان غربی می‌شود که در حوزه اسلام کار می‌کنند؛ و سرانجام در می‌یابد که حلقه اتصال تمامی آن‌ها تعلق به یک طریقت مخفی است که فردی بنام « فریتیوف شوان » رهبر آن است. این طریقت در واقع یک فرقه صوفی غربی است که در طول بیش از هفتاد سال موجودیت خود، هیچ گاه حتی نامش، مریمیه، را نیز علنی نکرده است. «و بسیار سخت است کاملاً مخفی نگه داشتن همه چیز که صدها نفر در آن دخالت داشته‌اند در بیش از هفتاد سال.»
نخستین بار اندرو راولینسون، استاد انگلیسی بازنشسته ساکن فرانسه، سجویک را با چهره دیگری از شوان آشنا می‌کند؛ چهره‏ای بکلی متمایز با آن‌چه شنیده می‌شود. راولینسون نویسنده کتاب «آموزگاران غربی در کسوت‫های شرقی» است؛ درباره غربیانی که در کسوت رهبران فرقه‌های دینی شرقی، اعم از صوفی مسلمان و هندو و بودایی، جای گرفته‌اند.‬‬

 

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

از دیدگاه راولینسون، شوان نه «صوفی زاهد» بلکه «شارلاتان» است که قطعاً دیگران را فریب می‌دهد و شاید خود نیز به فریب‫ های خویش باور کرده است. راولینسون برای اثبات مدعایش عکس‌هایی از شوان را با پست برای سجویک می‌فرستد؛ عکس‌هایی که شوان را در لباس رئیس قبایل سرخپوست آمریکا نشان می‌دهد در حالی که دختران جوان برهنه، که تنها بیکینی به تن دارند، او را احاطه کرده‌اند. در عکس دیگر، شوان برهنه است و کلاه‫خود وایکینگ‫ ها را به سر دارد. در میان عکس‌هایی که راولینسون برای سجویک فرستاد، نقاشی شوان از « مریم باکره » نیز وجود داشت: «تابلویی از شوان که زنی را کاملاً برهنه، با اندام تناسلی نمایان، نشان می‌دهد!»
سجویک حیران می‌شود که چرا گروهی از مهم‌ترین نویسندگان غربی در حوزه مطالعات اسلامی پیرو مردی هستند که یا کلاه پردار سرخپوستی بر سر می‌گذارد و یا برهنه است و چنین نقاشی‫های غیرمعمول و خلاف عرف می‌کشد. [13] به این ترتیب، آشنایی سجویک با کارهای خلاف عرف در فرقه مریمیه آغاز می‏شود؛ اعمالی که حداقل از نظر اسلامی خلاف عرف است. [14]‬‬
سجویک ماجرای عکس‌ها و نقاشی‫های شوان را با « آلن گولد » [15] مطرح می‌کند. گولد، استاد دانشگاه آمریکایی قاهره، کسی است که اوّلین بار شوان را به سجویک معرفی کرد و کتابی از شوان به او داد. گولد ده‌ها سال در خاورمیانه زندگی می‌کرد و مکرر به عربستان سعودی می‌رفت. [16] گولد با عکس‌ها و نقاشی‫های شوان آشناست و به سجویک می‌گوید امری خلاف قاعده رخ نداده و مشکل از درک ناقص سجویک از «قاعده» است. [17]‬‬‬‬
سجویک در سفر به ایالات متحده آمریکا برای دیدار با پروفسور حسین نصر به واشنگتن دی. سی. می‌رود. در میان اساتید دانشگاه آمریکایی قاهره علاقمندان به نصر را دیده و کنجکاو است او را بشناسد. در زمان سفر از پرینستون به واشنگتن، یکی از دانشجویان سابقش در قاهره به او می‌گوید: «نصر استاد دانشگاه در مطالعات اسلامی است؛ مطمئن نیستم که این [عنوان] چیست ولی بسیار بزرگ‌تر از استاد خشک و خالی است، این را فراموش نکن.» سجویک در واشنگتن این را کاملاً حس می‌کند؛ زمانی که از منشی نصر وقت ملاقات می‌گیرد و سویت محل کار نصر را می‌بیند که شباهتی به دفتر استاد معمولی دانشگاه ندارد. ملاقات انجام می‌شود و نصر برای سجویک توضیح می‌دهد که نظرات گنون و دیگران را نه « گنونیانیسم » بلکه « ترادیشنالیسم » باید نامید، زیرا این نظرات را اوولا و شوان بیش‌ از گنون بسط داده‌اند.
این گفته نصر، بیان گر تعلق او به شوان است و تلاش برای کاستن جایگاه بزرگ فکری گنون، که سایه بزرگ خود را بر امثال شوان و نصر افکنده، و در مقابل ارتقاء جایگاه شوان و خود نصر. سجویک جرئت نمی‌کند از نصر درباره عکس‌ها و نقاشی‫ های شوان بپرسد، زیرا نصر سخنانی مشابه با گولد درباره «قاعده» می‌گوید و توضیح می‌دهد که «هیچ چیز خلاف قاعده وجود ندارد.»‬‬
دو سال بعد سجویک به تهران می‌رود و بقایای « آکادمی مُعظم ترادیشنالیستی » را می‌بیند که نصر در دوران زندگی در ایران آن را اداره می‌کرد و درمی‌یابد که نصر در ایران بسیار بیش از آمریکا نفوذ داشته، نفوذ وی حتی پس از انقلاب تداوم یافته و وی به راستی افتخار ملاقات با «مردی بزرگ» را داشته است. [18]
منظور سجویک از بقایای آکادمی مُعظم ترادیشنالیستی نصر، « انجمن شاهنشاهی فلسفه ایران » است که از سال 1380 با نام « مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران »، وابسته به وزارت فرهنگ و آموزش عالی، به فعالیت خود ادامه می‌دهد.

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#4
بارون اوولا و نئوفاشیسم ایتالیا

 گفتیم که نصر در دیدار با سجویک، از «اوولا» و «شوان» بعنوان کسانی نام می‌برد که بیش از گنون « ترادیشنالیسم » را توسعه بخشیدند. تعلق نصر به شوان روشن است؛ ولی چرا اوولا؟مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد
« بارون جولیوس اوولا » [19] اشراف‌زاده سیسیلی، هر چند پس از مطالعه آثار گنون شیفته او شد و به دوست ماسونش، « آرتورو رگینی » گفت: گنون «رهبر بی‌رقیب زمانه ماست»، [20] هر چند از گنون تأثیر گرفت و علاوه بر ترجمه کتاب « بحران جهان مدرن » گنون به ایتالیایی، در کنار ترجمه کتاب « انحطاط غرب » اشپنگلر، کتاب تأثیرگذار خود را با نام « قیام علیه جهان مدرن » (1934) [21] نگاشت، و هر چند، بنوشته هنسن، بعنوان برجسته‌ترین نماینده آراء گنون در ایتالیا شناخته می‌شود، [22] ولی دارای تمایزات اساسی فکری و اخلاقی با گنون بود.
گنون مسلمانی معتقد و مقید بود که تحول فردی از طریق مراقبه را راه نجات غرب می‌دید در حالی که اوولا به تغییر از طریق قدرت سیاسی دل بسته بود. به این دلیل، اوولا به فاشیسم ایتالیا روی آورد، با این امید که بتواند دولت موسولینی را به ابزار تحقق آرمان‫هایش بدل کند. این تلاش به بهای توقیف نشریه اوولا تمام شد. به دلیل این‌گونه عقاید، کتاب قیام علیه جهان مدرن و سایر آثار اوولا در دهه 1970 به یکی از منابع الهام راست‌گرایان افراطی و نئوفاشیست های ایتالیا و بمب‌گذاری‌های ایشان بدل شد. بعلاوه، اوولا به « جادوگری » علاقمند بود و در این زمینه مقالاتی منتشر کرد که در سال‌های اخیر به انگلیسی منتشر شده است. [23] او در دهه 1920 محفلی مخفی مرکب از 12 یا 15 نفر در پیرامونش داشت. یکی از اعضای محفل اوولا زنی روس، اصالتاً از یهودیان لهستان، بنام « ماریا ناگلوسکا » [24] بود. [25]‬‬‬‬

 
مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد
 


ناگلوسکا بعداً، در دهه 1930، در پاریس محفلی رازآمیز را اداره می‌کرد که کار آن « جادوی جنسی » [26] بود. «جادوی جنسی» به معنی بهره‌گیری از شهوت جنسی برای دستیابی به قدرت‌های فراطبیعی است. ماریا ناگلوسکا در مناسک جنسی از نمادهای شیطانی استفاده می‌کرد و خود را « زن شیطانی » می‌خواند. طبق آموزه‌های این زن، شیطان را باید بعنوان نیرویی در درون بشر شناخت نه نیرویی خارجی، مخرب و دشمن انسان. ناگلوسکا می‌گفت: «خرد در خدمت شیطان است.» او شیطان را نماد تمایل بشر به شادی و آزادی معرفی کرده و این‌گونه نوشت: «برادرانم ... انسان آزاد درون تو شیطان است و او می‌خواهد از شادی جاودان بهره‌مند شوی.» [27]
بنوشته « گارت مدوی »، نویسنده « تاریخ شیطان پرستی »، ماریا ناگلوسکا در مناسک فوق برهنه روی میز دراز می‌کشید و مردی جامی را بر روی آلت جنسی او قرار می‌داد و چنین وردی را خطاب به ابلیس می‌خواند: «ای لوسیفر ، می‌خواهم روشن شوم با کمک زنی که می‌داند چگونه به من عشق بورزد...» [28]

[url=http://harfeakhar.com/article/show/1168/مریمیه-از-فریتیوف-شوان-تا-سید-حسین-نصر-(2)/][/url]

پی نوشت ها:
1. Mark Sedgwick, Against the Modern World; Traditionalism and the Secret Intellectual History of the Twentieth Century, Oxford University Press, 2004.
2. The European Society for the Study of Western Esotericism (ESSWE)
دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.

دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.

3. دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.

4. نقل‌قول‌های مارک کاسلو برگرفته از مقاله زیر است که آدرس آن در بحث «کاسلو و افشاگری علیه شوان» درج خواهد شد.
Mark Koslow, “The Spiritual Fascism of Rene Guenon and His Followers”.
5.  Setareh Houman, De la philosophia perennis au pérennialisme américain, Milan: Archè, 2010.
بنگرید به: ف. ر.، «از حکمت جاویدان تا پرنیالیسم آمریکایی»، جهان کتاب، سال پانزدهم، شماره 10-12، دی- اسفند 1389، صص 106-107.
6.  Antoine Faivre (b. 1934)
بنگرید به زندگی‫نامه آنتون فوره در وبگاه رسمی انجمن اروپایی مطالعات باطنی‫گرایی غرب و نیز در ویکی‌پدیای انگلیسی:‬‬‬‬
دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.

دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.

7.  در 17 ژوئن 2006 ستاره هومن به سجویک نوشت: «در حال حاضر مشغول کار بر روی پایان‌نامه ‏ام هستم؛ رساله‌ای که زیر نظر دکتر آنتون فوره از Ecole Pratique des Hautes Etudes (پاریس، فرانسه) تهیه می‌شود. موضوع رساله من پرنیالیسم در محافل روشنفکری ایالات متحده در اواخر سده بیستم و اوائل سده بیست و یکم است ... من در این زمینه قبلاً کتاب منتشرشده نداشته‎ام. کتاب قبلی منتشرشده من درباره نیچه بوده و ترجمه هایی از فرانسه به فارسی... »
دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.

8. دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.

9.  Andrew Rawlinson, The Book of Enlightened Masters: Western Teachers in Eastern Traditions, Chicago: Open Court, 1997.
10. وبگاه انتشارات حکمت، 14 اردیبهشت 1392.
دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.

11.  «انتشار آثار مهم جریان سنت‌گرایی»، باشگاه اندیشه، 30 تیر 1387.
دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.

12.  Sedgwick, Against the Modern World, pp. 3-17.
13.  ibid, p. 9.
14.  ibid, p. 10.
15.  Alan Gould
16.  ibid, p. 8.
17.  ibid, p. 10.
18.  ibid, p. 10.
19.  Baron Julius Evola [Giulio Cesare Andrea Evola] (1898-1974)
20.  ibid, p. 98.
21.  Julius Evola, Revolt against the Modern World, Translated by Guido Stucco, Rochester, Vermont: Inner Traditions International, 1995.
22.  H. T. Hansen, “A Short Introduction to Julius Evola”, ibid, p. ix.
23.  Julius Evola, Introduction to Magic: Rituals and Practical Techniques for the Magus, Rochester, Vermont: Inner Traditions International, 2001.
24.  Maria de Naglowska (1883-1936)
25.  Sedgwick, ibid, p. 103.
26.  Sexual Magic
27.  Maria de Naglowska, Advanced koreafan.eu Magic: The Hanging Mystery Initiation, Rochester, Vermont: Inner Traditions, 2011, p. 81.
28.  Gareth J. Medway, Lure of the Sinister: The Unnatural History of Satanism, New York University Press, 2001, p. 19.
منبع: وبگاه عبدالله شهبازی / دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#5
مریمیه ؛ از فریتیوف شوان تا سید حسین نصر (2)

« رنه گنون » [29] اندیشمند فرانسوی - مصری، در سال 1886 به دنیا آمد و در سال 1951 در قاهره درگذشت. گنون بعنوان بنیان‌گذار جریان فکری در غرب شناخته می‌شود که به « ترادیشنالیسم » [30] معروف است.

نویسنده: عبدالله شهبازی


پیروان شوان و نصر در ایران در پوشش نام و آراء گنون برای خود اعتبار کسب می‌کنند. آنان خود را وارث فکری و معنوی رنه گنون و « سنت گرایی » گنونی معرفی می‌کنند در حالی که، آن‌گونه که خواهیم دید، رفتار و عملکرد شوان در تقابل با سیره و عقاید گنون بود، بنحوی که اقدامات شوان را عامل افسردگی شدید و مرگ زودرس گنون در 64 سالگی می‌دانند.
 مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد


پیروان شوان در ایران، که خود را در پوشش گنونی پنهان کرده‌اند، عموماً دارای مناصب و عناوین شامخ دانشگاهی هستند، و وجهه و نفوذشان از این طریق است. این در حالی است که گنون اندیشمندی غیردانشگاهی بود و بی‌اعتنا به قالب‌های دانشگاهی غرب. گنون با تأخیر بسیار، در 30 سالگی (1915)، از سوربن مدرک لیسانس در رشته فلسفه اخذ کرد و این بالاترین مدرک تحصیلی اوست. گنون در سال‌های بعد (1917-1918) در مدرسه‌ای در الجزایر به تدریس فلسفه پرداخت و پس از بازگشت به پاریس در 1919 رساله‫اش را با عنوان مقدمه عمومی بر مطالعه آئین‌های هندو به دانشگاه سوربن ارائه داد ولی « سیلوین لوی »، هندوشناس مشهور یهودی - فرانسوی، آن را بعنوان پایان‌نامه دکتری نپذیرفت. کمی بعد، در سال 1921، گنون رساله فوق را منتشر کرد. این اوّلین کتاب گنون است. معهذا، بعدها که گنون، پس از مرگ، به شهرت رسید و اندیشه‌هایش رسوخ یافت، سوربن او را از مفاخر علمی فرانسه شمرد و تدریس آراء گنون را آغاز کرد.‬‬

 

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#6
مفاهیم بنیادین در ترادیشنالیسم

در زبان فارسی معادل «سنت‌گرایی» را برای «ترادیشنالیسم» به کار گرفته‌اند و این معادل رواج کامل یافته است. «ترادیشنالیسم» یا « جنبش ترادیشنالیست » نام یک جریان فکری است که با عقاید رنه گنون هوّیت یافت و در این معنا با مفهوم متعارفی که از « سنت » در مقابل « تجدّد » می‫فهمیم متفاوت است. [31]‬‬
منظور ترادیشنالیست‫ها از « ترادیشن » (سنت) آن چیزی نیست که در عرف زبان فارسی یا در مباحث جامعه شناسی و توسعه از «سنت» می‫فهمیم. گنون به این برداشت ساده از مفهوم «سنت» در اندیشه خود معترض است. از منظر گنون، «سنت» حقایق یا اصولی است که «در معنایی وسیع از مبدأ الهی جاری شده و خارج از محبس زمان و مکان، تجلیات گوناگون نظیر ادیان، هنر و مانند آن یافته است.» و «ذات ‌قدسی از آن حیث که ذات قدسی است، مبدأ سنت است و به خونی می‌ماند که در شریان‌های سنت ‌ساری و جاری است. سنت حضور ذات قدسی را در تمام نقاط جهان هستی گسترش می‌دهد و تمدنی می‌آفریند که ذات قدسی حضوری فراگیر در آن دارد.» [32] گنون حتی فلسفه را نیز «سنت» نمی‌داند به این دلیل که «در مرتبه راسیونل [عقلانی] و اساساً دنیوی است.» [33]‬‬‬‬
بنابراین، ترادیشنالیست‫ها با ارائه مفهوم «سنت» یک منظومه فکری ارائه می‌دهند که با معنای متعارف سنت تفاوت دارد. این جریان فکری را گاه « گنون گرایی » [34] می‌نامند ولی خود آنان ترجیح می‌دهند خویشتن را «ترادیشنالیست» بنامند.‬‬‬‬
« ویتال پری » از پیروان « فریتیوف شوان » (ترادیشنالیست های شوانی)، که با او آشنا خواهیم شد، «سنت» را این‌گونه تعریف کرده است:‬
‫«سنت تداوم وحی است. انتقال متصل اصول، علوم و قوانین جهان‫شناختی و معنوی برآمده از دین وحیانی، از طریق نسل‌های بی‌شمار است؛ [در سنت] هیچ امری فروگذار نشده است، از پایه‌ریزی نظام‌های اجتماعی و موازین رفتار تا احکام و قواعدی که به کنترل و تنظیم هنرها و طرح‌ها و نحوه تزیین و پوشیدن لباس مربوط می‌شود؛ سنت دربردارنده علوم ریاضی، فیزیکی، پزشکی و روان‫شناختی و افزون بر آن مشتمل بر علومی است که از حرکت ‏های فلکی گرفته می‏ شوند. آنچه که آن را کاملاً در مقابل علم مدرن ما، که اساساً نظامی بسته می‌باشد، قرار می‏ دهد این است که سنت همه چیز را به مراحل بالاتر هستی و در نهایت به اصول غایی، که مسائلی کاملاً ناشناخته برای بشر جدید هستند، ارجاع می دهد.» [35]‬‬‬‬‬‬
در اندیشه سنت‫گرایان، « حکمت خالده » ( جاودان خرد ) [36] و « دین خالده » [37] مفاهیم بنیادین است. به این نگرش، که به جاودانگی حکمت و جوهر دینی ازلی و ابدی قائل است، « پرنیالیسم » [38] می‌گویند. در زبان فارسی معادل‌های چون « پایدارگرایی » و « پایاگرایی » و « خالده گرایی » را برای پرنیالیسم به کار برده‌اند. پرنیالیسم گذشته‫گرایی نیست؛ آینده‫گرایی نیز هست. « پرنیال » حکمتی است که در زمان و مکان جاری و ساری است و از آغاز تا پایان امتداد دارد. خندق ‏آبادی، دبیر مجموعه « حکمت جاویدان » پرنیالیسم را این‌گونه توضیح داده است:‬‬‬‬‬‬‬
«این جریان که در آمریکا بیش‌تر به سنت‌گرایی و در فرانسه به حکمت جاویدان معروف است، شامل افرادی می‌شود که معتقدند «ما سخنانی حکمی داریم که از آغاز تاریخ بشریت بوده و می‌توان آن‌ها را دینی به معنای وحیانی کلمه در نظر گرفت که پس از این نیز وجود خواهند داشت.» این افراد موضوعات دیگر را نسبت به نزدیک یا دور بودن به این اندیشه می‌سنجند. یعنی از نظر آن‌ها ما چیزی از خودمان نداریم و اصلاً نمی‌توانیم داشته باشیم. این‌که ما چیز جدیدی بگوییم، مبنای مدرن دارد و یک آدم سنتی هرگز چنین چیزی نمی‌گوید. یک سنت‌گرا همیشه به چیزهایی غیر بشری قائل است که به صورت‌های مختلفی ظهور کرده‏اند. سنت‌گرایان کاملاً با ابداع مخالف‫اند. در عالم سنت‌گرایی همیشه روابط استاد - شاگردی وجود داشته. آن‌ها به ابداع قائل نیستند بلکه از کشف سخن می‌گویند. این جریان در قرن نوزدهم با گنون شروع شد. گنون بیش‌تر در زمینه‌های فلسفی و در درگیری با جریانات مختلف معنویت‌گرا در فرانسه مثل جریانات تئوسوفی یا فراماسونری و... مباحث خود را مطرح کرد. پس از گنون، کوماراسوامی در زمینه هنر سنت‌گرایان تحقیق و سپس شووان در زمینه دین‌شناسی کار کرد. بعد از آن‌ها هم بورکهارت، لینگز، سید حسین نصر و... در این حوزه فعالیت کرده‌اند. از دیگر ایرانیانی که در این زمینه فعال‌اند می توان دکتر محمود بینا ‌مطلق، دکتر غلامرضا اعوانی، دکتر هادی شریفی و دکتر بابک عالیخانی را نام برد.»‬‬
خندق‌آبادی در پاسخ به این پرسش که چرا این افراد از واژه سنت استفاده می‌کنند نه دین، گفت:

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

«چون مباحث آن‌ها هم شامل دین می‌شود و مهم‌ترین ادیان دنیا را در بر می گیرد مانند دین اسلام، مسیحیت، بودا، هندو ... و هم شامل سنت‌های افلاطونی و هرمسی است. آن‌ها به حقایقی قائل‌اند که منشأ غیر بشری دارند و در ادوار مختلف تاریخ بشر ظهور و بروز متفاوتی داشته‌اند و گاه کم‏رنگ‌تر و گاه پررنگ‌تر بوده اند. آن‌ها به نوعی تکثرگرایی دینی خاصی قائل‌اند و برای توجیه سخنان خود مثل صوفیه از باطن ادیان سخن می‌گویند، یعنی از مبادی و مبانی مشترکی که در باطن ادیان وجود دارد، هرچند در شریعت و ظاهر با هم اختلاف دارند. بنابراین سنت‌گرایان نظریه تکثرگرایی خاصی دارند که همه ادیان مهم را معتبر می‌داند.
مهم‌ترین نظریه سنت‌گرایان وحدت متعالی ادیان است که در کتاب شووان آمده است. مارتین لینگز مثال معروفی دارد، او می‌گوید افراد در ادیان مختلف مثل آدم‌‌هایی‌اند که پای کوه ایستاده‌اند و هرچه بالاتر می‌روند به هم نزدیک‌تر می‌شوند تا در نوک کوه به هم می‌رسند. در واقع نقطه پائین کوه حکم شریعت و بالای کوه حکم باطن ادیان را دارد و مسیری هم که طی می‌شود طریقت آن است. افراد باید در یک مسیر و سنت مشخصی قرار داشته باشند و نمی‌توان گفت من کمی از اسلام و کمی از مسیحیت را انتخاب می‌کنم. باید در یک مسیر باشند و بیش‌تر در آن عمیق شوند تا به نقطه مشترک برسند. در نتیجه سنت‌گرایان هیچ اصراری به تغییر دین ندارند. سنت‌گرایان در ادیان عمیق می‌شوند نه این‌که از ادیان فرا بروند. این فرارفتن بیش‌تر با جریان‌های معنویت‌گرای مدرن هم‌خوان است و سنت‌گرایان با چنین چیزهایی به‌طور شدید مخالف‫ اند. یک سنت‌گرای مسلمان همیشه مسلمان باقی می‌ماند و به شریعت قائل است اما عمیق‌تر می‌شود و هرگز مثلاً یک مسیحی را نفی نمی‌کند. این یکی از ویژگی‌های این جریان است که سنت‌های اصیل دیگر را انکار نمی‌کنند...‬‬
سنت‌گرایان به شریعت ادیان به عنوان یک ابزار نگاه می‌کنند. سنت‌گرایان هرگز در اصول، اجتهاد جدّی نمی‌کنند، در حالی که بعضی از جریانات روشنفکر یا نوگرا این کار را می‌کنند و سنت‌گرایان بطور کامل با این‌ها مخالف‫اند. سنت گرایان بعضی از تفاسیر رایج مثلاً تثلیث را نمی‌پذیرند و تفسیری را از آن ارائه می‌کنند که با آموزه‌های باطنی‌شان هماهنگ باشد. یعنی سنت‌گرایان تفسیرهای خودشان را بر مبانی سنتی بنا می‌کنند و با مبانی مدرن مخالف‫اند و از ورود به بازی مدرن اجتناب می‌کنند ... آن ها قائل به سنت جاویدان، وحدت متعالی ادیان و بُعد باطنی‌اند. مبنای سنت‌گرایان به مبنای عرفان بسیار نزدیک است. بسیاری از سخنان آن‌ها با توجه به شرایط روز کاملاً عارفانه است. البته، چند موضوع وجود دارد که آن‌ها را از عرفا جدا می‌کند؛ یکی از آن‌ها توجه به ادیان دیگر است. مثلاً مباحث اسلامی را با اصطلاحات هندی بیان می‌کنند چون کاملاً آن را معتبر می‌دانند. البته به تفاوت دو فضا توجه دارند اما نقاط اشتراک را هم در نظر می گیرند...» [39]‬‬‬‬
چنان‌که خواهیم دید، در اندیشه شوان و پیروانش خالده‫گرایی گنونی، که در نهایت در اسلام تجلی می‌یافت، به « یونیورسالیسم » [40] فرا-اسلامی بدل می‌شود. منظور از یونیورسالیسم (جامع‫گرایی) تلاش برای ایجاد عقاید و مناسکی است که جامع همه ادیان باشد.‬‬
می‌گویند شوان از همان آغاز اسلام را تنها ابزاری برای نیل به غایت، یعنی «حکمت خالده» (خرد جاودان) یا «دین خالده» می‌دانست. او در همان اوائل کارش نوشت که «دین خالده» را فراتر از «قوانین مقدس» ادیان مرسوم می‌داند و خود را «در قالب‌هایی» که برایش «اعتبار ندارند محصور نمی‌کند.»
یونیورسالیسم شوان، بویژه در سال‌های پایانی عمرش، پس از مهاجرت به آمریکا، به پیدایش عقاید و مناسکی انجامید که در زبان انگلیسی با واژه Cult بیان می‌شود. این مفهوم با Sect متفاوت است. «سکت» به گروهی کوچک اطلاق می‌شود که به دین معین تعلق دارند ولی عقاید یا مناسک خاصی دارند که آن‌ها را از قاطبه پیروان آن دین متمایز می‌کند. ولی «کالت» گروه کوچکی است که، معمولاً با تعصب، از عقاید دینی خاص خود پیروی می‌کنند که جزو ادیان رایج نیست. [41]
بدین سان، « مریمیه » شوان که رسماً مدعی بوده و هست که تنها یک طریقت صوفی است، به «فرقه» و سرانجام به آئینی جدید بدل شد که در کلنی شوانی‫ ها در بلومینگتن آمریکا خود را « پرایماردیالیست » ( نخستین‫ گرا ) می‌خوانند.‬‬‬‬
اعتقادات «جامع» و «فرا-اسلامی» شوان را در این نوشته « مایکل فیتزجرالد » از گردانندگان کلنی بلومینگتن، به روشنی می‌توان دید. او در زندگینامه شوان می‌نویسد:
«اجرای برخی نسخه‌های دینی باید باید با تمامیت تمدن سنتی منطبق باشد. لذا، اصرار بر اجرای برخی نسخه‌های ظاهری، به دلیل اوضاع نامعمول جهان مدرن، این خطر را در بردارد که نیت اصلی دین را مخدوش کند و این نسخه‌ها به جای این که به تقویت حیات معنوی درونی بینجامد به مانعی در راه آن بدل شود.» [42]

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#7
زمانه گنون
گنون انسانی پردغدغه، صادق و جستجوگر بود که در فضای بحران سیاسی و اقتصادی و فرهنگی جهان غرب در اوائل سده بیستم میلادی، سال‌های پرتنش جنگ جهانی اوّل و پس از آن، راه معنویت را برای نجات بشریت جستجو ‌می‏ کرد. در سال‌های فوق، به دلیل بحران گسترده و عمیق و کم‌سابقه فوق، جنبش‌های کمونیستی و سوسیالیستی اوج گرفته و در روسیه به انقلاب 1917، فروپاشی نظام تزاری و تأسیس حکومت بلشویکی، انجامیده بود.
جنگ اوّل جهانی ده میلیون کشته و بیست میلیون معلول جنگی برجای گذارد و ورشکستگی صنایع و کشاورزی و تنگدستی بیش‌تر مردم تهیدست اروپا را در پی داشت. این عوامل رشد حرکت‌های انقلابی را پدید آورد و در محافل حاکمه غرب وحشت جدّی از خطر سلطه بلشویسم ایجاد کرد. در سال 1918 در کشور مقتدری چون آلمان شورش ‏های وسیعی رخ داد که به انقراض نظام سلطنتی و استقرار جمهوری انجامید. ناآرامی در آلمان تا 1923 ادامه داشت و چند شورش خونین و گسترده را سبب شد. در سال 1919 در مجارستان سوسیالیست ‏ها به قدرت رسیدند و تحت تأثیر بلشویک ‏های روسیه تأسیس «جمهوری شوروی» را اعلام کردند. این جمهوری پس از 133 روز مقاومت به دست نیروهای نظامی قدرت‏ های غربی سرکوب شد. در سال‏ های 1918-1920 حرکت ‏های کارگری و انقلابی در فرانسه و ایتالیا نیز در اوج بود. در بریتانیا، بزرگ‏ترین قدرت دنیای آن روز، وضع بهتر نبود: در سه سال نخست پس از پایان جنگ جهانی (1919-1921) به ترتیب 000/ 591 /2 ، 000/ 932 /1 و 000/ 800/ 1 کارگر انگلیسی در اعتصاب بودند. حزب نوپدید کارگر، که در آن زمان در جناح چپ سیاست بریتانیا قرار داشت و از حمایت کارگران برخوردار بود، روز به روز اقتدار بیش‌تر می‌یافت و حتی کار به جایی رسید که در 2 فوریه 1920 دولت لوید جرج کنفرانسی با شرکت وزرای کابینه برای بررسی امکانات نظامی موجود در بریتانیا به منظور سرکوب انقلاب داخلی تشکیل داد. سرانجام به علت فشار کارگران و طبقات متوسط و پائین مردم بریتانیا در 23 ژانویه سال 1924 دولت رمزی مکدونالد، با گرایش ‏های سوسیالیستی، به قدرت رسید و قریب به 9 ماه در قدرت ماند. این نخستین بار در تاریخ بریتانیا بود که دولتی سوسیالیستی رأی اکثریت مردم را به دست می‌آورد. حتی ایالات متحده آمریکا، که فاتح اصلی جنگ بود و در این دوران کشورهای اروپایی را با 200/ 7 میلیارد دلار بدهی به وام‌دار خود بدل کرده بود، از بحران در امان نماند و در سال 1919 شاهد بزرگ‫ترین اعتصاب کارگری تاریخ خود تا آن زمان بود که بیش از چهار میلیون نفر را در بر گرفت.‬‬
در این فضا، اندیشمندانی چون « اسوالد اشپنگلر » [43] آلمانی و « آرنولد توین بی » [44] انگلیسی و « رنه گنون » فرانسوی و برخی متفکران دیگر غربی از «انحطاط غرب» و فروپاشی «تمدن غربی» سخن می‌گفتند. کتاب دو جلدی و تأثیرگذار انحطاط غرب اشپنگلر در سال‌های 1918 و 1922 منتشر شد. اشپنگلر بعداً، در سال 1931، کتاب انسان و تکنیک را منتشر کرد که در آن درباره مخاطرات تکنولوژی و صنعتی کردن برای فرهنگ بشری سخن گفته بود. رویکرد همدلانه اندیشمندان غربی به «شرق» و به تمدن اسلامی در آن سال‌ها نیز به گنون منحصر نبود. برای مثال، آرنولد توین‌بی، مورخ نامدار انگلیسی، در سپتامبر 1921 طرح تدوین کتاب گران‌سنگ خود را درباره تاریخ تمدن پی ریخت و چهل سال پسین زندگی‌اش مصروف تدوین و نشر این کتاب، در 12 جلد و با نام بررسی تاریخ، شد. رویکرد توین‌بی به شرق و به اسلام هم‫دلانه بود. معهذا، این گنون بود که به دریافتی «اسلامی» از اسلام رسید و زندگی خود را وقف این اعتقاد کرد.‬‬‬

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#8
گنون و تئوسوفیسم



راهی که گنون پیمود دشوار و پرفراز و نشیب بود. او که به دنبال دریافتی معنوی از هستی بود، در 20 سالگی، در سال 1906، به « تئوسوفیسم » پیوست؛ جریانی که در فضای آن زمان غرب رنگ و بوی عرفان شرقی می‌داد و به این دلیل برای جوانان سرخورده از مصائب زمانه و جویای معنویت جاذبه داشت.
واژه تئوسوفیسم را در فارسی گاه با معادل‌هایی کلی چون «حکمت الهی» و «عرفان» عرضه می‌کنند که موجب خطاهای جدّی می‌شود. تئوسوفیسم «عرفان» نیست هر چند مدعی نوع خاصی از «عرفان» است.
تئوسوفیسم نام یک جریان فکری و سازمانی است با پیوندها و مناسک « ماسونی » که کلنل « هنری الکات » [45] و « هلنا بلاواتسکی » [46] در سال 1875، با تأسیس « انجمن جهانی تئوسوفی » در نیویورک بنیان نهادند. در سال 1879 مرکز انجمن به بمبئی انتقال یافت و پس از خرید املاک وسیعی در آدیار، در حومه شهر مدرس هند، مرکز انجمن را بطور دائم به این محل منتقل کردند. [47] منطقه فوق امروزه یکی از محلات مدرس است و « بزانت نگر » [48] نامیده می‌شود. پس از الکات و بلاواتسکی، زنی بنام « آنی بزانت » [49] رهبری تئوسوفیسم را به دست گرفت. کلنل الکات آمریکایی بود و بعنوان نماینده ویژه « راترفورد هایس » [50] نوزدهمین رئیس‫جمهور ایالات متحده آمریکا، در هند فعالیت می‌کرد. « مادام بلاواتسکی » مهاجر از روسیه بود و معروف به توانایی در علوم خفیه. آنی بزانت انگلیسی و از خاندان وود بود که از دیرباز در تکاپوهای استعماری فعال بودند.‬‬
تئوسوفیسم تأثیرات بزرگ فکری بر جای نهاد که هنوز پابرجاست. ظهور « آریایی‌گرایی » در اروپای غربی و سپس « نازیسم » از پیامدهای تئوسوفیسم بود به دلیل جایگاهی که تئوسوفیست‫ها برای « نژاد آریایی » در « تمدن‌سازی » قائل شدند و این ایده را به شکل گسترده تبلیغ کردند. [51] سهم تئوسوفیسم در پیدایش نازیسم تا بدانجاست که نشان « صلیب شکسته » که در اواخر سده نوزدهم و اوایل سده بیستم، البته در ترکیب با نماد « ستاره داوود » بعنوان آرم انجمن جهانی تئوسوفی به کار می‌رفت، عیناً به آرم حزب نازی بدل شد. [52]‬‬

 

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#9
ماکس مولر و انجمن تئوسوفی

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

پیوندهای انجمن تئوسوفی با کانون‌های قدرتمند زرسالار غرب را از همان آغاز می‌توان ردیابی کرد. این فرقه بدون پشتوانه عظیم مالی و سیاسی نمی‌توانست به جایگاهی چنین تأثیرگذار دست یابد.
« فریدریش ماکس مولر » [53] بعنوان برجسته‌ترین شخصیت آکادمیک حامی تئوسوفیسم شناخته می‌شد و بنوشته « آرتور لیلی » مشاور و راهنمای فکری کلنل الکات بود. [54] اگر آن‌گونه که الکات و بلاواتسکی و بزانت مدعی هستند، و تئوسوفیست‫ها باور دارند، که تعالیم و دستورات خود را از « استاد غیبی » می‌گرفتند، «استاد» بلاواتسکی باید ماکس مولر باشد؛ و تنها «استادی» چون ماکس مولر است که می‌تواند کتابی حجیم و سنگین چون « آموزه سرّی » [55] را به بلاواتسکی دیکته کند. ماکس مولر بعدها، در سال 1893، هم‌زمان با برگزاری اوّلین کنگره جهانی ادیان در شیکاگو، کتاب خود را در تبلیغ تئوسوفیسم، با عنوان « تئوسوفی یا دین روانشناختی » [56] منتشر کرد. فریدریش ماکس مولر آلمانی است. او در سال 1846 به استخدام کمپانی هند شرقی بریتانیا درآمد و به تحقیق در متون دینی « سانسکریت » و دین‫شناسی تطبیقی مشغول شد. از 1848 تا پایان عمر ساکن آکسفورد بود. او در جایگاه خود مرجعیت تام یافت و بسیاری از محققان نامدار بعدی در نزد او با فرهنگ و اساطیر و ادیان شرقی آشنا شدند. ماکس مولر عضو شورای مشاوران خصوصی ملکه ویکتوریا بود. [57] « جیوانجی مودی » فراماسون نامدار پارسی هند، ماکس مولر را برجسته‌ترین محقق سده نوزدهم در زمینه ادیان، ادبیات، اسطوره‌ها و فولکلور باستانی شرق می‌داند. [58]‬‬‬‬
ماکس مولر بنیان‌گذار آریایی‌گرایی است، زیرا نخستین کسی است که اقوام سلت، ژرمن، اسلاو، یونانی، ایتالیایی، ایرانی و هندی را در یک گروه‌بندی نژادی جای داد و آن‌ها را از اقوام « تورانی » که در سده نوزدهم به اقوام ترک اطلاق می‌شد، و « سامی » متمایز کرد و « آریایی » نامید. واژه « آریا » برگرفته از متون سانسکریت است به معنی «نجیب» و «اصیل». باید بیفزاییم که در همین دوران « آرمینیوس وامبری » شرق‫شناس نامدار یهودی ساکن مجارستان، که بگفته خود جاسوس « دیزرائیلی » صدراعظم یهودی‌تبار بریتانیا، بود، با اخذ واژه « توران » از شاهنامه فردوسی، در کار پرداخت « پان تورانیسم » ( پان ترکیسم ) بود. [59]‬‬

 

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#10
سیمای مرموز مادام بلاواتسکی

هلنا بلاواتسکی دختر یک نظامی آلمانی ساکن روسیه بود. پدرش، کلنل «پیتر هاهن» [60] ظاهراً از یک خاندان اشرافی قدیمی آلمان در منطقه مکلنبرگ [61] بود. کلنل هاهن آلمانی با دختری روس از خانواده فادایف ازدواج کرد که مادرش از از جانب مادر به خاندان نامدار اشرافی دالگورکی تعلق داشت. از این پس از نقش پدر در زندگی هلنا اطلاع نداریم زیرا مادر هلنا با پدرش، آندری فادایف، [62] زندگی می‌کرد که در قفقاز مناصبی داشت.
فادایف و دختر و نوه‌اش (هلنا) در سال 1847 به تفلیس مهاجرت کردند و فادایف به کار در دستگاه نایب‫السلطنه قفقاز پرداخت. اندکی بعد، در 7 ژوئن 1849 هلنای هفده ساله به همسری ژنرال نیکیفور بلاواتسکی [63] شصت ساله، نایب‌الحکومه ایروان، درآمد. هلنا سه ماه بعد از خانه شوهر گریخت.‬‬
از این زمان، تا سال 1873، یعنی به مدت 24 سال، درباره زندگی مادام بلاواتسکی اطلاع دقیق در دست نیست. گفته می‌شود که وی به قسطنطنیه (استانبول) رفت و بهمراه یک کنتس روس به سیروسیاحت در مصر و یونان و اروپای شرقی پرداخت. تئوسوفیست‫ها ادعا می‌کنند که بلاواتسکی در تبت در نزد «استادان غیبی» آموزش دید و با «اسرار» آن‌ها آشنا شد. درباره سفر بلاواتسکی به تبت افسانه‌هایی نقل می‌شود تا از او چهره‌ای خارق‌العاده تصویر شود. آرتور لیلی در بررسی دقیق خود نشان می‌دهد که این ادعاها صحت ندارد و سفر به تبت رخ نداده زیرا منابع پراکنده از حضور بلاواتسکی در اروپای شرقی، یونان، مصر، پاریس و لندن در این سال‌ها خبر داده‌اند. [64]‬‬

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد
دامنه این افسانه‫پردازی‫ها تا بدانجاست که مجله تئوسوفیست در شماره اوت 1893 ادعا کرد بلاواتسکی در سال 1867 در جنگ‌های داخلی ایتالیا، در قشون مازینی و گاریبالدی، کشته شده و یکی از «استادان غیبی» برای اشاعه حقیقت در جهان وارد کالبد او شده است. [65] ارتباط مادام بلاواتسکی با سازمان مخفی توطئه‌گران ایتالیا، به رهبری « مازینی » [66] بعید نیست زیرا در میان نزدیکان و حامیان بلاواتسکی در زمان استقرار در نیویورک فردی ایتالیایی را می‌شناسیم بنام « مسیو ب. » که عضو فرقه کاربوناری و قبلاً منشی مازینی بوده است. [67]‬‬‬‬
در سال 1871 مادام بلاواتسکی را در قاهره می‌یابیم که کارگردانی یک انجمن « احضار روح » را به دست دارد. توصیفی که از انجمن فوق ارائه شده نشان می‌دهد که وی به تنهایی کار نمی‌کرده و از دفتر و دستک و دستیارانی برخوردار بوده و پشتوانه مالی کافی داشته است. [68]
در سال 1873 مادام بلاواتسکی در پاریس است. او با کشتی عازم نیویورک می‌شود و با کلنل هنری الکات دیدار می‌کند و اندکی بعد، در 1875، انجمن تئوسوفی را در نیویورک تأسیس می‌کنند. گفتیم که در سال 1879 مرکز فرقه به بمبئی و سپس به مدرس هند انتقال یافت. در پایان عمر بلاواتسکی، انجمن تئوسوفی حدود یکصد هزار عضو داشت.
بلاواتسکی مدعی بود که با استادان غیبی ارتباط دارد، به دستور و با هدایت آن‌ها انجمن تئوسوفی را تشکیل داده و آموزه‌ها و کتاب‌ها و کردارش الهام شده از سوی این استادان غیبی است. [69] در آینده از زبان کاظم‌زاده ایرانشهر، تئوسوفیست بهائی، با «استادان غیبی» آشنا خواهیم شد. این استادان « مهاتما » نامیده می‌شدند. مهاتما واژه سانسکریت به معنی «روح بزرگ» است. «استادان غیبی» در طول زندگی بلاواتسکی هماره حافظ و آموزگار او بوده‌اند ولی در میان آنان یک استاد بنام موریا بطور اخص متولی بلاواتسکی بوده است. استاد غیبی دیگر، که پس از موریا بیش‌ترین نقش را در فرقه تئوسوفی داشت، « کوت هومی » نامیده می‌شد. بلاواتسکی مدعی بود که اوّلین بار در سال 1851 در لندن موریا در کالبد مادی با او دیدار کرد و از آن پس مرتب موریا و کوت هومی را می‌بیند یا دستورات آن‌ها را به صورت نامه دریافت می‌کند. برخی نزدیکان بلاواتسکی مدعی بودند این دو موجود بر آن‌ها نیز ظاهر شده‌اند. وجود این دو استاد غیبی چنان برای تئوسوفیست‫ها بدیهی بود که، بنوشته آرتور لیلی، یک نقاش آلمانی تئوسوفیست چهره‫شان را ترسیم کرد. [70] البته، بلاواتسکی مدعی ارتباط با استادان غیبی دیگر نیز بود؛ مانند ایلاریون (استاد یونانی) و سراپیس (استاد مصری) یا استاد نارایان، که بلاواتسکی مدعی بود بخش‌هایی از کتاب ایزیس مکشوف [71] را او الهام کرده است. خانم بزانت، رهبر بعدی فرقه، نیز ادعاهای بلاواتسکی را تأیید و تکرار کرد و مدعی شد که انجمن تئوسوفی را «برادران سفید» ایجاد کردند تا «جهان را از مرداب ماتریالیسم نجات دهند.» بنوشته بزانت، هلنا بلاواتسکی «پیامبر برادری سفید بود» و «برخی از ما و خود من از اعضای آن هستیم.» [72]‬‬‬‬



پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان