آدرس

آدرس فعلی سایت koreafan.eu است در صورت بروز هر مشکل آدرس بعدی koreafan.. میباشد .

ساماندهي

انجمن کره فن در ستاد ساماندهي پايگاه هاي اينترنتي ثبت شد تاپیک

گروه تلگرام انجمن

گروه تلگرامی انجمن برای اطلاع رسانی از مشکلات انجمن و درخواست ها لطفا عضو بشین کلیک کنید



نفوذ یهود در دربار ایلخانان مغول
زمان کنونی: 12-01-2020، 11:16 AM
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
پاسخ 24
بازدید 1490

امتیاز موضوع:
  • 4 رای - 4.75 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

[-]
کلمات کلیدی
در ایلخانان دربار مغول یهود نفوذ

نفوذ یهود در دربار ایلخانان مغول
#1
نفوذ یهود در دربار ایلخانان مغول (1)


در تمامی دورانی که ارغون خان مغول در تکاپوی از سرگیری جنگ صلیبی بود، آبراهام ابولافی نیز در ایتالیا درگیر تبلیغات مسیحایی بود؛ ظهور مسیح بن داوود را پیشگویی می‌کرد و برای لشکرکشی به بیت‌المقدس و جنگ در رکاب او از مسیحیان امداد می‌طلبید.




با مرگ اباقا خان در 16 محرم 681 ق./ 6 مه 1282م. پسر دیگر هلاکو به ‏نام تکودار ایلخان شد. او که از مادر مسیحی بود و نام مسیحی نیکلا را بر خود داشت، نخستین ایلخان مغول است که به اسلام گروید. تکودار پس از گروش به اسلام نام احمد را برگزید، طی نامه‌ای به علمای بغداد تشرف خود به اسلام را به اطلاع ایشان رسانید، شیخ کمال‌الدین عبدالرحمن رافعی را در سمت شیخ‌الاسلام کل ممالک ایران و عراق منصوب کرد و رویه دوستی و اتحاد با دولت ممالیک مصر را در پیش گرفت. این تحول قطعاً برای الیگارشی صلیبی اروپا و متحدین‌ آن سخت تکان‌دهنده بود؛ از این پس نه تنها به حمایت مغولان امیدی نبود بلکه اتحاد قریب‌الوقوع ایلخانان مسلمان ایران و سلاطین مملوک مصر خطری سهمگین برای اروپای صلیبی به ‏شمار می‌رفت. مورخین شوروی می‌نویسند:
وی [تکودار احمد] سیاست تبدیل دولت هلاکویی را به یک دولت مسلمان تعقیب می‌کرد و در صدد بود روابط دوستانه با مملوکان مصر برقرار کند. احمد در یکی از نخستین فرامین خویش خطاب به ساکنان بغداد، مرکز پیشین خلافت عباسیان، اطلاع داد که اسلام پذیرفته و وعده داد که در آینده از مسلمانان حمایت کند. (1)
تکودار احمدخان به اقدام عملی نیز دست زد. او دو هیئت به مصر فرستاد و خواستار دوستی و استقرار روابط بازرگانی و سیاسی میان دو کشور مسلمان شد.
مورخین گروش تکودار به اسلام و چرخش بنیادین در سیاست خارجی و داخلی ایلخانان مغول را در اثر مساعی خاندان جوینی به ‏ویژه خواجه شمس‌الدین محمد جوینی صاحبدیوان می‌دانند. شبانکاره‌ای می‌نویسد:
احمدخان مسلمان بود و مایل [به] ملت مصطفوی. صاحبدیوان در آن کار جان بر میان بست... و احمدخان همه کار فرا خواجه گذاشت و کار مملکت قرار گرفت. (2)
خاندان نیشابوری جوینی از فرهیخته‌ترین خاندان‌‏های ایرانی در دوران اولیه حکومت ایلخانان مغول در ایران است که نقشی موثر در پاسداری از میراث دینی/ فرهنگی این سرزمین و جلب مغولان به آن ایفا نمودند و در این راه سرنوشتی فجیع را به جان خریدند. تبارشان به فضل بن ربیع حاجب خلفای عباسی و وزیر هارون‌الرشید و امین، می‌رسد. اعضای این خاندان در دولت‏‌های سلجوقی، خوارزمشاهی و مغول در سمت‌های عالی دیوانی جای داشتند و به این دلیل صاحبدیوان لقب گرفتند. علاء الدین عطاملک بن محمد جوینی (623-681 ق.) وزیر هلاکوخان مغول و به مدت 24 سال (657-681 ق.) حاکم بغداد بود. او مولف تاریخ جهانگشا است که نامدارترین تاریخ عصر ایلخانان مغول به شمار می‌رود. محمد قزوینی می‌نویسد:
کتاب جهانگشای از همان زمان تألیف شهرت عظیم یافته و قبول عامه بهم رسانیده و طرف وثوق خواص گردیده است. این است که غالب مورخین از معاصران مولف یا متأخرین از او همه به اسم و رسم نقل کرده‌اند و آن را یکی از مآخذ معتبره خود محسوب داشته‌اند... رشیدالدین فضل‌الله، وزیر غازان و اولجایتو، تقریباً تمام مندرجات مجلدات ثلثه جهانگشای را در... جامع‌التواریخ گنجانده است. بعضی مواضع را به طریق تلخیص و اختصار... و پاره‌ای را با بسط و اشباع بیشتر... و برخی را تقریباً همچنان بی‌تصرف و بدون زیاده و نقصان. (3)
نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#2
مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

شمس‌الدین محمد جوینی برادر کوچک عطاملک، نیز در اواخر دوران هلاکو و در تمامی دوران اباقا و تکودار احمد خان یعنی قریب به 22 سال (661-683 ق.)، وزیر اعظم و گرداننده واقعی امور داخلی و دیوانی ایران بود.
خاندان جوینی نقش مهمی در برکشیدن و حمایت از نخبگان و فرهیختگان ایرانی داشتند. خاندان عزالدین بن اثیر، مورخ نامدار، از پرورش‌یافتگان آنان است. خاندان جوینی مورد احترام فراوان بزرگان مسلمان و ایرانی آن عصر بودند. خواجه نصیرالدین طوسی رساله اوصاف‌الاشراف را به نام شمس‌الدین محمد جوینی ساخته است و کتاب ترجمه ثمره بطلیموس در نجوم را به نام پسر او بهاء الدین محمد جوینی. صفی‌الدین ارموی ندیم و منشی عطاملک و شمس‌الدین جوینی بود. کمال‌الدین میثم بحرانی شرح نهج‌البلاغه خود را به نام علاء الدین عطاملک جوینی تألیف کرده است. دیوان خواجه همام‌الدین تبریزی مشحون از مدایح و مراثی این خاندان است. شیخ مصلح‌الدین سعدی شیرازی نیز ارادت فراوان به خاندان جوینی داشت و اشعار متعدد در ستایش آنان پرداخته است. از جمله، در وصف خواجه شمس‌الدین چنین سروده است:
خدایگان صدور زمانه شمس‌الدین ... عماد قُبه اسلام ‌و قبله زوار
محمد‌ بن محمد که یمن همت اوست ... معین و مظهر دین‌‌ محمد مختار
پناه ملت حق تا چنین بزرگانند ... هنوز هست‌ رسول خدای را انصار
(4)
عطاملک و شمس‌الدین محمد در واپسین سال‏های زندگی اباقا خان با دسیسه‌های سهمگین فردی به ‏نام مجدالملک یزدی، که خود از برکشیدگان خاندان جوینی بود، مواجه شدند. بی‌تردید، خاندان جوینی به پیروزی‏‌های دولت مسلمان ممالیک مصر با علقه باطنی می‌نگریستند و این امر بر توطئه‌گرانی چون مجدالملک یزدی پنهان نماند. سرانجام، پس از دسیسه‌های مکرر، در واپسین سال زندگی اباقا خان، عطاملک و شمس‌الدین جوینی به اتهام رابطه با دولت ممالیک مصر و مکاتبه با مسلمانان شام و مصر برای برانداختن اباقا خان دستگیر شدند ولی مرگ نابهنگام ایلخان ایشان را نجات داد. تکودار، ایلخان جدید، اعضای خاندان جوینی را آزاد کرد و آنان را در مشاغل مهم گمارد. دوران کوتاه سلطنت تکودار احمدخان دوران اقتدار خاندان جوینی است. (5) پس از صعود احمدخان تکودار، ارتباط پنهان مجدالملک یزدی با ارغون -که در این زمان ستیز با ایلخان را آغاز کرده بود- فاش شد. به ‏نوشته عطاملک جوینی، در تفتیش اموال مجدالملک کاغذها و پوست‌هایی به لغت عبری به دست آمد که نشانه مشارکت او در عملیات رازآمیز و سحر و جادو تلقی می‌شد. (6) این قطعاً بیانگر ارتباطات یهودی مجدالملک است. مجدالملک یزدی در جمادی‌الاول سال 681‌ ق. به قتل رسید.

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد
دولت خاندان جوینی مستعجل بود. دسیسه‌گرانی از قماش مجدالملک، ارغون پسر اباقا خان را، که حکومت خراسان را به دست داشت، به تصاحب تاج و تخت پدر تحریک کردند و جنگی سخت آغاز شد. خاندان جوینی تمامی توش و توان خود را در راه پیروزی تکودار احمدخان به کار گرفت زیرا، به ‏نوشته عباس اقبال، می‌دانست با صعود ارغون "سیاستی که سلطان احمد به دستیاری خواجه [شمس‌الدین محمد جوینی] و مسلمین متنفذ دیگر در تقویت اسلام و شعایر آن پیش گرفته مغلوب کینه‌کشی ارغون و سایر شاهزادگان متعصب مغول خواهد شد." (7)

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#3
عباس اقبال در جای دیگر نیز شورش ارغون را به تعصب دینی مغولان منتسب کرده و نوشته است:
اسلام سلطان احمد و سعی او در مسلمان کردن مغول و تبدیل بتخانه‌ها و کلیساها به مساجد و احترام قضات و علمای مسلم بسیاری از امرا و شاهزادگان مغول را از او متنفر ساخت. (8)
انتساب این ستیز به تعصب دینی ارغون و هوادارانش بکلی بی‌پایه است. مغولان فاقد تعصب شمنی بودند و به سادگی به آئین‏‌های دینی دیگر تمکین می‌کردند. این امر در سلوک دینی ایشان کاملا مشهود است: چنگیز سلوکی غیر متعصبانه داشت و در سراسر امپراتوری خود به تمامی ادیان آزادی داد. برخی گزارش‌‏ها حتی حاکی از تمایل او به مسیحیت است. در مراکز استقرار نخستین قاآن‌های مغول مسجد و کلیسا و معبد بودا در کنار هم بر پا بود. از همین زمان تلاشی سخت برای مسیحی کردن مغولان آغاز شد و آنان بدون تعصب شمنی و حتی با علاقه به مبلغین مسیحی برخورد کردند؛ همسرانی مسیحی برگزیدند و مسیحیان گروه گروه به قلمرو ایشان مهاجرت کردند. منگو قاآن (1251-1259م.)، نوه چنگیز، از مادری نسطوری زاده شد و به مسیحیت گرایش داشت. قوبیلای قاآن، برادر منگو و قاآن بعدی (1260-1294م.)، بودایی بود. از زمان چنگیز در دربار خان‌های مغول جلسات مباحثه دینی تشکیل می‌شد که در آن روحانیون مسیحی و یهودی و بودایی حضور فعال داشتند. (9) هلاکو نیز چنین سلوکی با ادیان جهانی داشت. اباقا خان و ارغون حتی به ضرب سکه‌هایی دست زدند که بر آن عبارت به ‏نام پدر و پسر و روح‌القدس و نقش صلیب حک شده بود. (10) تکودار نیز پیش از گروش به اسلام مسیحی بود و این امر هیچ تعصبی را علیه او برنینگیخت. صرف‌نظر از جاه‌طلبی‌های فردی، که طبعاً در این‌گونه حوادث جایگاه خاص خود را دارد، ریشه‌های شورش ارغون علیه تکودار احمدخان را باید در تعارض کانون‏‌های سیاسی آن عصر دید نه در تعصب دینی که در نزد مغولان وجود خارجی نداشت. آن کانون‏‌های سیاسی که استحاله دولت ایلخانان مغول به یک دولت مقتدر اسلامی و اتحاد آن با دولت ممالیک مصر را خطری سهمگین برای خود می‌دیدند بی‌شک در پس این حادثه جای داشتند. فضای سیاسی منطقه و تکاپوی سخت کانون‏‌های جنگ‌افروز صلیبی را از یاد نبریم و این حادثه مهم و سرنوشت‌ساز را در خلاء و فاقد پیوندهای منطقه‌ای و جهانی نپنداریم.

بدین‌سان، سلطان احمدخان تکودار در یک کودتای سیاسی شبانه، نه در جنگ، به دست گروهی توطئه‌گر ساقط شد و در 26 جمادی‌الاول 683 ق./ 10 اوت 1284م. به قتل رسید.
در این زمان عطا‌ملک جوینی فوت کرده (ذیحجه 681 ‌ق.) و ریاست خاندان جوینی با خواجه شمس‌الدین صاحبدیوان بود. ارغون فریبکارانه خواجه را، که به اصفهان گریخته و قصد مهاجرت به هند داشت، بخشید و به دربار خود فراخواند. در این زمان امیر بوقای مغول، از گروه توطئه‌گر فوق، در سمت وزارت جای داشت و به یاری یکی از همدستانش، فخرالدین محمد مستوفی قزوینی، به اداره ممالک ایلخان مشغول بود. فخرالدین مستوفی پسر عموی حمدالله مستوفی، مولف تاریخ گزیده و نزهت‌القلوب است. خواجه شمس‌الدین جوینی حاضر شد به ‏رغم جایگاه رفیع 29 ساله‌اش در منصب وزارت، در زیر دست امیر بوقا و فخرالدین مستوفی کار کند ولی توطئه‌گران در پی پایان دادن به حیات خاندان جوینی بودند. سرانجام، بهانه‌ای جستند و در روز دوشنبه چهارم شعبان سال 683 ق. خواجه شمس‌الدین را به قتل رسانیدند. به ‏نوشته شبانکاره‌ای، "علیه‌‏الرحمه که نیکو وزیری بود و خیلی آثار مرضیه او و احسان در حق جمیع الناس استماع افتاده." (11)
ماجرا با قتل خواجه به پایان نرسید. کمی بعد چهار پسر او و در سال‏های 685 و 688 ق. سایر اعضای خاندان جوینی قتل‌عام شدند. بدین‌سان، به حیات این خاندان پایان داده شد. بسیاری از وابستگان خاندان جوینی از جمله مجدالدین ابن‌اثیر، برادر ابن‌اثیر مورخ، نیز در این فاجعه جان باختند. مورخین نقش فخرالدین مستوفی را در برانداختن خاندان جوینی مهم می‌دانند. (12) پیگولوسکایا و همکارانش این حادثه را چنین گزارش می‌کنند:
جلوس ارغون خان بت‌پرست و دشمن مسلمانان و حامی بوداییان و مسیحیان و یهودیان بر تخت سلطنت موجب برکناری و اعدام صاحبدیوان شمس‌الدین جوینی و ضبط املاک او و خانواده‌اش گشت. (13)
ارغون در 7 جمادی‌الثانی 683 ق./ اوت 1284م. در مسند ایلخانیگری ایران و ممالک تابعه جای گرفت و در 6 ربیع‌الاول 690 ق./ 7 مارس 1291‌م. پس از یک دوره بیماری درگذشت. ارغون از آغاز سیاستی خصمانه و جنگ‌افروزانه علیه دنیای اسلام در پیش گرفت و یک تهاجم وسیع از دو جبهه شرق و غرب را به کمک اروپاییان طراحی کرد. رنه گروسه می‌نویسد:
پیشنهاد او عبارت بود از یک هجوم و حمله دسته جمعی. بدین ترتیب که قوای مغول از شام مسلمان [سوریه] حمله‌ور شوند و در همان موقع نیز صلیبیون نیز در عکا [فلسطین] یا در دمیاط [مصر] قوای خود را پیاده کنند و به حمله بپردازند. بعداً اراضی متصرفه را بدین ترتیب بین خود تقسیم کنند: حلب و دمشق نصیب مغولان شود و بیت‌المقدس به صلیبیون تعلق گیرد. برای تأمین این منظور ارغون در سال 1285 نامه‌ای به پاپ هونوریوس چهارم فرستاد که ترجمه لاتینی آن در واتیکان محفوظ است و برنامه و طرز دقیق این حمله را شرح داده است. (14)

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#4
تلاش ارغون و کانون‏‌های جنگ‌افروزی که مشوق او بودند با این نامه به پایان نرسید. او در سال 1287 هیئتی را به ریاست یک کشیش نسطوری به ‏نام ربان صومه راهی بیزانس و ناپل و رم و جنوا و فرانسه و انگلیس کرد. سفیر ارغون همه جا به گرمی پذیرفته شد و در تابستان سال 1288 میلادی با نامه‌هایی از پاپ نیکلاس چهارم، فیلیپ، پادشاه فرانسه، و ادوارد اول، پادشاه انگلیس، به دربار ایلخان بازگشت. ارغون ربان صومه را در سمت عابد مخصوص خود منصوب کرد، در دربار خویش کلیسایی به پا نمود و دستور داد صدای ناقوس آن هیچ‌گاه قطع نشود. (15)
در آوریل 1289، ارغون هیئت دیگری به اروپا گسیل داشت. ریاست این هیئت با مردی جنوایی بود که او را به‏ نام بوسکارل دو ژیزولف (16) می‌شناسیم. ژیزولف حامل نامه‌ای برای فیلیپ، پادشاه فرانسه، نیز بود. ارغون در این نامه، که در آرشیوهای فرانسه موجود است، اعلام کرد که حاضر است به ارض اقدس لشکرکشی کند و "برای لشکریان صلیبی اروپای غربی در آسیای صغیر بیست تا سی هزار اسب و ذخایر لازم آذوقه و علیق را فراهم سازد." پاپ به ارغون پاسخ داد که "مردم را به شرکت در جنگ صلیبی دعوت کرده است." (17)
در سال 1290، ارغون چهارمین هیئت خود را نزد پاپ، فیلیپ و ادوارد اول گسیل داشت. ریاست این هیئت با مغولی به ‏نام چغان یا زغان بود که مسیحی شده و آندره خوانده می‌شد. ژیزولف جنوایی در کنار مغول فوق حضور داشت. این هیئت نیز، به‏ رغم تعارفات معمول، نتوانست از حکمرانان اروپا وعده روشنی دال بر لشکرکشی به فلسطین و مصر و سوریه دریافت کند.
در پایان سده سیزدهم میلادی، در اروپای غربی دیگر کسی که مایل به یک لشکرکشی صلیبی جدید باشد وجود نداشت و عموم چنین اقدامی را خطرناک و بی‌نتیجه می‌دانستند. (18)
در سال 690 ‌ق./ 1291م. الاشرف صلاح‌الدین خلیل، سلطان مملوک مصر (689-693 ق./ 1290-1293م.)، واپسین بقایای متصرفات صلیبیون در فلسطین را آزاد نمود.
در تمامی دورانی که ارغون و درباریان او از تبریز در تکاپوی از سرگیری جنگ صلیبی بودند، آبراهام ابولافی نیز در ایتالیا سخت درگیر تبلیغات مسیحایی بود؛ ظهور مسیح بن داوود را در سال 1290 میلادی پیشگویی می‌کرد و برای لشکرکشی به بیت‌المقدس و جنگ در رکاب او از مسیحیان امداد می‌طلبید.

ادامه دارد...



پی‌‌نوشت‌ها:
1. ن. و. پیگولوسکایا و دیگران، تاریخ ایران از دوران باستان تا پایان سده هیجدهم، ترجمه کریم کشاورز، تهران: موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی، 1349، ج2، ص385.
2. محمد بن علی شبانکاره‌ای، مجمع‌الانساب، به تصحیح میرهاشم محدث، تهران: امیرکبیر، چاپ اول، 1363، ص264.
3. علاء الدین عطاملک جوینی، تاریخ جهانگشای جوینی، به تصحیح محمد بن عبدالوهاب قزوینی، لیدن: بریل، 1329‌ق./ 1911‌م. (چاپ جدید: تهران، بامداد، ارغوان، 136)، صص عز- عح (مقدمه مصحح).
4. کلیات سعدی، تهران: امیرکبیر، 1363، ص723.
5. بنگرید به: عباس اقبال آشتیانی، تاریخ مغول، تهران: امیرکبیر، چاپ ششم، 1365، صص216-217، 220-221.
6. محمد قزوینی، مقدمه تاریخ جهانگشای جوینی، همان مأخذ، ص نو.
7. عباس اقبال آشتیانی، تاریخ مغول، تهران: امیرکبیر، چاپ ششم، 1365، ص228.
8. همان مأخذ، ص224.
9. برتولد اشپولر، تاریخ مغول در ایران، ترجمه محمود میرآفتاب، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ دوم، 1365، ص206.
10. همان مأخذ، ص220.
11. محمد بن علی شبانکاره‌ای، مجمع‌الانساب، به تصحیح میرهاشم محدث، تهران: امیرکبیر، چاپ اول، 1363، ص266.
12. بنگرید به: حمدالله مستوفی، تاریخ گزیده، به اهتمام عبدالحسین نوایی، تهران: امیرکبیر، چاپ سوم، 1364، صص595، 597.
13. پیگولوسکایا، همان مأخذ، صص386-387.
14. رنه گروسه، امپراتوری صحرانوردان، ترجمه عبدالحسین میکده، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ دوم، 1365، ص610.
15. همان مأخذ، ص612.
16. Buscarel de Gisolf
17. پیگولوسکایا، همان مأخذ، ص389.
18. همان مأخذ؛ گروسه، همان مأخذ، ص613.

منبع: شهبازی، عبدالله؛ (1377)، زرسالاران یهودی و پارسی استعمار بریتانیا و ایران، تهران: مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، چاپ دوم (پائیز1390)

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#5
نفوذ یهود در دربار ایلخانان مغول (2)




در تمامی دورانی که ارغون خان مغول در تکاپوی از سرگیری جنگ صلیبی بود، آبراهام ابولافی نیز در ایتالیا درگیر تبلیغات مسیحایی بود؛ ظهور مسیح بن داوود را پیشگویی می‌کرد و برای لشکرکشی به بیت‌المقدس و جنگ در رکاب او از مسیحیان امداد می‌طلبید. 




 
ارتباطات ارغون خان با اروپا هر چند در زمینه از سرگیری جنگ صلیبی جدید نافرجام ماند ولی به توسعه روابط سیاسی و بازرگانی ایلخانان مغول ایران و حکمرانان اروپا انجامید. در حوالی سال 1288 میلادی، سنای جنوا به‏ وسیله ویلهلم آدام -که بعدها اسقف اعظم کاتولیک در شهر سلطانیه شد- طرح زیر را به ارغون پیشنهاد کرد: "ناوگان جنگی مغول باید تمام جهازات تجاری را که از هندوستان می‌آیند بگیرد و نگذارد از طریق دریای سرخ به مصر بروند و مجبورشان کنند که به بندر هرمز در خلیج فارس بروند." ارغون نتوانست این درخواست را تحقق بخشد زیرا ناوگانی چنان نیرومند که توان مقابله با ناوگان مصر را داشته باشد در اختیار نداشت. (19)
تکاپوی جنگ‌افروزانه ارغون تصادفی نبود؛ وی از مشاوره و هدایت یک گروه متنفذ از زرسالاران یهودی بهره می‌برد که اینک به شکلی آشکار در کنار او جای داشتند. مورخین می‌نویسند ارغون کوشید تا به جای ایرانیان، که مورد اعتمادش نبودند، یهودیان و مسیحیان را در دستگاه دولت بگمارد. (20) در دستگاه ارغون، از آغاز، پزشکان و منجمان یهودی جایگاهی متنفذ داشتند و با اتکاء بر همین پایگاه بود که در سال 688 ‌ق./ 1289‌م. یک طبیب یهودی، که او را به ‏نام سعدالدوله می‌شناسیم، وزیر مقتدر ارغون شد.
دایرة المعارف یهود‌ نام واقعی سعدالدوله را به دست نداده است. گویا نام یهودی او مردخای است. (21) به صفی شهرت داشت و به علت سکونت در ابهر زنجان ابهری خوانده می‌شد. پدرش به هیبت الله معروف بود. از سوی ارغون سعدالدوله لقب گرفت. یهودیان مقتدر دیگر در دربار ایلخانان مغول نیز با چنین القابی شناخته می‌شدند چون فخرالدوله و امین‌الدوله برادران سعدالدوله، جمال‌الدوله، مهذب‌الدوله، رشیدالدوله، مودب‌الدوله، شمس‌الدوله، نجیب‌الدوله و غیره. بدین‌سان، دایرة المعارف یهود نام او را به صورت صفی بن هیبت‌الله ابهری ( سعدالدوله ) ثبت کرده است. به‏ نوشته مأخذ فوق، نخست در موصل اقامت داشت. سپس به بغداد رفت و از سال 1284 میلادی به طبابت پرداخت. در 1285 به عنوان عضو دیوان منصوب شد. در 1288 به عنوان پزشک به دربار ارغون رفت. با زبان‌‏های فارسی، عربی، ترکی و مغولی آشنایی داشت. مورد توجه ارغون قرار گرفت و وزیر او شد. (22) درباره پیشینه سعدالدوله و خاندانش اطلاع بیشتر نداریم. پیگولوسکایا و همکارانش از او به عنوان بازرگان یهودی یاد کرده‌اند (23) و برتولد اشپولر او را فردی مشکوک خوانده است. (24)
در آغاز گروه توطئه‌گر دربار ارغون شامل مغولان، مسلمانان و یهودیان بود. بتدریج، تمامی دسیسه‌‏کاران به ‏وسیله گروه یهودی از میدان به در شدند و یهودیان به قدرت مطلقه و بی‌رقیب دربار ایلخان بدل گردیدند:
در زمان قتل خواجه شمس‌الدین جوینی، امیر بوقای مغول قدرتمندترین فرد این گروه بود و به وزارت منصوب شد. می‌نویسند چنان اقتداری یافت که "برای ایلخان از سلطنت جز نام و نشانی باقی نماند." (25) دسیسه‌ و سعایت‌ یهودیان آغاز شد. در این زمان سعدالدوله در بغداد می‌زیست. پزشکان و مشاوران یهودی ارغون وی را از اقتدار امیر بوقا به هراس انداختند و سعدالدوله را به عنوان مردی باکفایت به ایلخان معرفی کردند. با حمایت آنان سعدالدوله در دربار ایلخان و در زمره پزشکان مخصوص او جای گرفت و به سرعت کارش بالا گرفت. سعدالدوله از سستی و اسراف دیوان ایلخان در بغداد سخن‌‏ها گفت و سرانجام در سال 686‌ ق. مأمور گردآوری مالیات بغداد شد و پولی هنگفت روانه خزانه ایلخان کرد. روشن است که افزایش چشمگیر مالیات بغداد جز با سختگیری و فشارهای شدید ممکن نبود. سال بعد نیز چنین شد و ارغون باور کرد که اگر سعدالدوله "عهده‌دار جمع و خرج کل مملکت گردد عین همین عمل را در باب سایر ممالک ایلخانی روا خواهد داشت." بدین‌سان، سعدالدوله وزیر ارغون شد و با دسیسه‌های او امیر بوقا در ذیحجه 687 ق. به قتل رسید. (26)

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#6
مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد


مدتی بعد، فخرالدین محمد مستوفی -عضو مسلمان گروه توطئه‌گر امیر بوقا و یهودیان- نیز چنین سرنوشتی یافت. حمدالله مستوفی این تغییر سلوک سعدالدوله در قبال فخرالدین را به "خبث نفس و حقد جهودی" او منتسب می‌کند:
سعدالدوله چون خواجه فخرالدین مستوفی را مستحق وزارت می‌دید و او را معارض خود می‌دانست با او بد بود و تقبیح صورت احوال او می‌کرد. هرچند میان ایشان در سابق ماده خصومت نبود.
بهرروی، سعدالدوله به این همدست پیشین خود نیز رحم نکرد؛ در مستی فرمان قتل فخرالدین را از ارغون گرفت و او را به قتل رسانید. (27) به ‏نوشته اقبال:
بعد از قتل امیر بوقا کوکب سعادت سعدالدوله اوج گرفت و این مرد جاه‌طلب و ارغون خان، که هر دو از مسلمین بدگمان بودند، شروع به قطع دست این قوم از کارها کردند و قرار شد که در امور جمع و خرج ممالک ایلخانی فقط عیسویان و یهودیان را به کار بگمارند و سعدالدوله عموم اقوام یهود خود را در کارهای مهم ملکی داخل کرد و عراق عرب و الجزیره و آذربایجان را بین ایشان تقسیم نمود و اگر خراسان و بلاد روم هم تیول غازان پسر ارغون و گیخاتو برادر او نبود آن دو مملکت را نیز به چنگ عمال یهود می‌سپرد. (28)
اقبال می‌افزاید: "در سایه اقتدار او یهود اهمیت و اعتبار فوق‌العاده حاصل کردند." (29)
شرف‌الدین عبدالله بن فضل‌‌الله شیرازی در تاریخ وصاف شرحی مفصل از زندگی سعدالدوله به دست داده است. او از گشاده‌دستی سعدالدوله نسبت به خویشان و اتباعش و اقتدار فوق‌العاده آنان سخن می‌گوید. وصاف می‌نویسد: سعدالدوله هروقت می‌خواست هر کاری را بدون مشورت ارغون می‌کرد.
از جانب خود حکام به اطراف ممالک فرستاد، چنانکه برادر خود فخرالدوله را که در جهل مرکب بود حکومت بغداد داد و حکومت [موصل و] دیار بکر و ربیعه و اعمال آن را به برادر خود امین‌الدوله که هِرّ از بر نمی‌شناخت واگذاشت و آذربایجان را به لبید بن ابی ربیع که مردی احمق بود داد و حکومت فارس را به شمس‌الدوله سپرد. (30)
در فرهنگ سیاسی آن زمان، چون امروز، انتصاب خویشان و بستگان ناشایست در مناصب مهم دولتی امری ناستوده و وهن‌انگیز بود. معهذا، علت بدنامی سعدالدوله این نیست؛ حکومت خودکامه یهودیانی آزمند و غارتگر است بر مردم مسلمان و رفتار سرکوبگرانه و خشن ایشان تا بدانجا که منابع تاریخی از توطئه قتل بزرگان ایرانی به دست الیگارشی یهودی دربار ارغون و بالاتر از آن طرح تهاجم به مکه و اشغال خانه کعبه سخن می‌گویند.
این در اواخر زندگی ارغون است؛ آنگاه که ایلخان بیمار و دائم‌الخمر بطور کامل از دنیای خارج کناره‌ گرفته و هیچ کس را جز روحانیون بودایی، پولاد نماینده قوبیلای قاآن در دربار ایلخان، و سعدالدوله به حضور نمی‌پذیرد. (31) سرانجام، این وضع امرای دربار ارغون را به ستوه آورد و آنان به این بهانه که گویا بیماری ارغون توطئه سعدالدوله است در سلخ صفر 690‌ ق./ 5 مارس 1291‌م. او را به قتل رسانیدند. ارغون کمی بعد در 6 ربیع‌الاول همین سال درگذشت. ابن‌خلدون می‌نویسد:
ارغون از دین اسلام رویگردان بود و دین برهمنان را دوست می‌داشت و به پرستش بتان و سحر و ریاضت دلبسته بود. جماعتی از ساحران هند نزد او آمدند و برای حفظ صحت و دوام سلامت او دوایی ترکیب کردند. چون ارغون به خوردن آن دوا ادامه داد به صرع مبتلا شد. (32)
شرف‌الدین شیرازی در تاریخ وصاف دوران اقتدار سعدالدوله را چنین توصیف کرده است:
حکومت او سبب استیلای یهودیان شد و اینان بر اسلامیان استهزا و اهانت آغاز کردند... ایلخان بکلی خود را در اختیار سعدالدوله گذاشت و هرچه می‌گفت می‌پذیرفت... ایلخان چنان به او خو گرفت که لحظه‌ای طاقت دوری او را نداشت.
وصاف می‌نویسد سعدالدوله ایلخان را به ادعای پیغمبری تحریک کرد و حتی در مجامع از نبوت ارغون سخن می‌گفت.
سعدالدوله با ارغون قرار گذاشت که کعبه را بتکده سازد و مردم را بر پرستش بتان الزام کند و بدین اندیشه برای یهودیان عرب نامه نوشت و از آنها در مورد فرستادن سپاه مغول به آن دیار استفسار کرد.
به گزارش وصاف، ارغون در آغاز سلطنت از قتل بیزار بود "ولی در پایان کار در اثر وسوسه سعدالدوله در ریختن خون حریص شده بود چنانکه به خاطر جرمی کوچک صد جان بر باد می‌داد." (33)
به گزارش وصاف، سلطه یهودیان چنان بود که مردم قتل سعدالدوله را زوال دولت یهود دانستند و به انتقام از یهودیان، به‏ ویژه در بغداد، پرداختند. (34)

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#7
مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

حمدالله مستوفی از برکشیدگان و وابستگان خواجه رشیدالدین فضل‌الله -وزیر یهودی‌الاصل دربار غازان خان- است و لذا روایتش را بی‌طرفانه نمی‌توان انگاشت به ‏ویژه که پسر عمش نیز در آغاز شریک دستگاه سعدالدوله بود. لذا، مستوفی درباره ستمگری‌های سعدالدوله و ماجرای پیامبری ارغون و طرح تصرف مکه یکسره سکوت کرده و به عکس از اصلاحات او سخن رانده است. می‌نویسد:
او ضبطی تمام پدید کرد و دست متغلبان از اموال کوتاه گردانید و اخراجات مقرری را ایلغامیشی کرد. جمعی بدین سبب با او بد شدند. (35)
تنها نکته‌ منفی که حمدالله مستوفی در گزارش خود از سعدالدوله نابخشودنی و قابل ذکر یافته نقش او در قتل پسر عمش، فخرالدین مستوفی است.
در میان مورخین معاصر ایرانی، عباس اقبال جمع‌بندی جامعی از روایات تاریخی درباب سعدالدوله به دست داده است. او می‌نویسد:
سعدالدوله در آخر کار چون دید که بسیاری از امرا و علما و متنفذین مسلمان کمر قتل او و یاران یهودی‌اش را بسته‌اند، در صدد برآمد که از استیلای خود بر نفس ارغون استفاده کند و با اجرای طرحی که ریخته بود بنیان عمر ایشان را از بیخ برکند. و آن طرح اینکه روزی به ارغون گفت که نبوت از چنگیز خان به طریق ارث به ایلخانان عادل رسیده و ارغون از جانب خداوند رسول است و چون قیام دین هر رسولی به جهاد و قلع مخالفین متعلق است باید ایلخان امر فرماید تا هر کس سر از قبول دیانت او بپیچد و در زمره ملت جدید در نیاید سرش از تن جدا کنند. و چون ارغون از مسلمین نفرت داشت، امر کرد که مسلمانان را در کارها دخالت و به اردو راه ندهند... سعدالدوله با تصویب ارغون مصمم شد که خانه کعبه را به بتخانه مبدل سازد و مقدمتاً مراسلاتی به اعراب یهود عربستان نوشت و برای فرستادن لشکر به آن صوب امر داد که در بغداد تهیه ببینند و کشتی بسازند و از همکیشان خود یکی را، که خواجه نجیب‌الدین کحال نام داشت، با صورتی شامل اسامی دویست نفر از اعیان و بزرگان خراسان به این مملکت و شمس‌الدوله را با صورت اسامی هفده نفر به شیراز مأمور کرد تا آن عده را به قتل برسانند و راه را جهت پیشرفت طریقه جدیدی که خیال تحمیل آن را بر مردم بلاد داشت صاف کنند. اما در این اثنا ارغون مریض شد و برای اصلاح مزاج به موقان رفت و مرضش شدت یافت. (36)
تاریخ ایران کمبریج از سعدالدوله به عنوان بانفوذترین یهودی در تاریخ ایران پس از استر و مردخای و پس از عزرا و نحمیا یاد می‌کند (37) و کارل یان از استبداد بی چون و چرای سعدالدوله سخن می‌گوید و آن را از عوامل اصلی ثبات دولت ارغون می‌شمرد. (38) برتولد اشپولر می‌نویسد:
[سعدالدوله] به پشتیبانی ارغون، که متعصبانه پیرو دین بودا و دشمن مسلمانان بود، به سرکوبی مسلمانان پرداخت و نیز بستگان ناشایست خود را در امور دولت به کار گمارد. مردم برای دفع وی وسیله‌ای نداشتند... همواره با یهودیان احساس پیوستگی می‌کرد و چون به مقام و منصب رسید، درباره خویشاوندان و هم‌نژادانش بطرز بسیار زننده‌ای تبعیض قایل می‌شد. در دوران حکومت او در بغداد [سال 687 ق.] گروه کثیری از یهودیان از تفلیس به بغداد آمدند و چون می‌پنداشتند دوره سروری آنان فرارسیده است، مردم بین‌النهرین را آنچنان غارت کردند که در مدت کوتاهی شورش بر پا شد و مردم دکان‌های یهودیان را چپاول کردند بطوری که ارغون خود ناگزیر شد که دست یهودیان را تا حدی کوتاه کند. با این همه سعدالدوله بیشرمانه و آشکارا منافعی را که دوران حکومت او برای بستگان و هم‌کیشانش به دنبال داشت می‌ستود. کار این وزیر یهودی به آنجا رسید که میرخواند می‌نویسد "اگر نه شاهزادگان یعنی گیخاتو و غازان در ولایات روم و خراسان بودندی آن دو طرف را نیز به دو کس از جهال اقربای خود دادی." حتی ابوالفرج نیز، که اصل و نسبش یهودی بود اما دیگر با آنان رابطه‌ای نداشت، یأس و فلاکتی را که در آن هنگام بر مردم چیره شده بود یادآور می‌شود. سعدالدوله پا را از این فراتر نهاد و رسماً دخالت مسلمانان را در مناصب عالی ممنوع کرد. این رفتار او آنچنان خشم مردم را برانگیخت که آیات ضد یهودیان را از قرآن شاهد آوردند و پیش از آنکه ایلخان ارغون بمیرد اطرافیان او را واداشتند که سعدالدوله وزیر را بکشند. (39)
در میان مورخین معاصر غیر ایرانی گروهی نیز با سعدالدوله همدلی ابراز داشته‌اند. در کتاب 900 صفحه‌ای رنه گروسه کمتر اشاره‌ای به یهودیان می‌توان یافت تا بدانجا که گویی آنان در تحولات سیاسی تاریخ مغول مطلقاً حضوری نداشته‌اند. گروسه سخت مدافع سعدالدوله است:
سعدالدوله که مردی مدیر و مدبر بود توانست نظم و ترتیبی در امور مالی کشور برقرار کند و از غارتگری اشراف و اعیان جلوگیری نماید... مسلمانان نمی‌توانستند او را مورد ملامت و توبیخ قرار دهند و فقط من‌باب عیبجویی می‌گفتند که وی اهم مشاغل کشوری را به همکیشان خود واگذار نموده... مسلمانان خشکه‌مقدس مدعی بودند که او می‌خواهد با ارغون مذهب تازه‌ای تأسیس کند و مسلمانان را به کفر دعوت کند و خانه کعبه را به بتخانه مبدل سازد. البته این اتهامات جمله بی اساس بود ولی بالمآل موجبات فنای این مرد جلیل‌القدر را فراهم آورد. (40)

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#8
روایت پیگولوسکایا و همکارانش نیز به سود سعدالدوله است. می‌نویسند:
در میان مردم مسلمان شهرها علیه سعدالدوله و یهودیان به تبلیغ پرداختند. به دروغ به سعدالدوله نسبت دادند که می‌خواهد مسلمانان ایران را مورد تعقیب قرار دهد و به مکه لشکر بکشد و کعبه مسلمانان را "بتخانه بت‌پرستان" سازد... سقوط سعدالدوله بهانه‌ای برای ایذا و قتل و غارت یهودیان در سراسر کشور و موجب خرسندی مأموران مسلمان شد. (41)
حبیب لوی مورخ یهودی، طبعاً بکلی منکر جنایات سعدالدوله است و او را به شدت می‌ستاید. همو از تعمیر آرامگاه استر و مردخای، همسر و وزیر خشایارشا، به دست سعدالدوله یا جمال‌الدوله یهودی خبر می‌دهد. (42)
تعلق الیگارشی یهودی دربار ارغون به یادمان استر و مردخای عجیب نیست. در ماجرای سعدالدوله تاریخ به شکلی حیرت‏ انگیز تکرار شد و اسطوره‌های یهودی جان گرفت. کتاب استر به ما می‌گوید که روایات مکرر منابع تاریخی درباره اقدامات سعدالدوله و گروه او در دربار ارغون نمی‌تواند غیرواقعی باشد و کسانی که در این باره تردید کرده‌اند دلیلی جز پیش‌داوری‏‌های یهودگرایانه خود ندارند. اسطوره استر و مردخای یهودیان عصر ارغون را به تحقق خود فرامی‌خواند و چنین بود که سرنوشتی مشابه فرزندان و بستگان هامان وزیر را برای خاندان جوینی و بزرگان مسلمان ایرانی رقم زد. (43)
ماجرای سعدالدوله را با طرح پرسش‌‏های زیر به پایان می‌بریم:
آیا وجود پیوند میان سعدالدوله و الیگارشی یهودی دربار ارغون با تکاپوی آبراهام ابولافی کابالیست در شهرهای ایتالیا معقول و محتمل نیست؟ آیا آن مسیح بن داوودی که آبراهام ابولافی در همین دوران وعده ظهور او را در سال 1290 میلادی می‌داد ارغون شاه مغول نبود؟ و آیا انطباق دقیق تاریخ فوق با زمان اجرای طرح سعدالدوله برای ظهور ارغون در جامه پیامبر دروغین تصادفی است؟
ادامه دارد...


پی‌‌نوشت‌ها:
19. پیگولوسکایا، همان مأخذ، صص389-390.
20. همان مأخذ، ص387.
21. حبیب لوی، تاریخ یهود ایران، تهران: کتابفروشی بروخیم، 1339، ج3، ص94.
22. Judaica, vol. 14, p. 618.
23. پیگولوسکایا، همان مأخذ، ص387.
24. اشپولر، همان مأخذ، ص89.
25. اقبال، همان مأخذ، ص237.
26. همان مأخذ، ص238.
27. مستوفی، همان مأخذ، صص598-599.
28. اقبال، همان مأخذ، ص239.
29. همان مأخذ، ص240.
30. عبدالمحمد آیتی، تحریر تاریخ وصاف، تهران: موسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، 1372، صص133-134.
31. اشپولر، همان مأخذ، ص90.
32. ابن‌خلدون، العبر؛ تاریخ ‌ابن‌خلدون، ترجمه عبدالمحمد آیتی، تهران: موسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، 1368، ج4، ص785.
33. وصاف، همان مأخذ، صص134-136.
34. همان مأخذ، ص138.
35. عبدالمحمد آیتی، تحریر تاریخ وصاف، تهران: موسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، 1372، ص598.
36. اقبال، همان مأخذ، صص241-242.
37. ج. آ. بویل (ویراستار)، تاریخ ایران کمبریج، ترجمه حسن انوشه، تهران: امیرکبیر، 1366، ج5، ص347.
38. ا. پطروشفسکی، کارل یان، جان ماسون اسمیت، تاریخ اجتماعی- اقتصادی ایران در دوره مغول، ترجمه یعقوب آژند، تهران: اطلاعات، 1366، ص76.
39. اشپولر، همان مأخذ، صص90، 248-249.
40. گروسه، همان مأخذ، صص608-609.
41. پیگولوسکایا، همان مأخذ، ص388.
42. حبیب لوی، تاریخ یهود ایران، تهران: کتابفروشی بروخیم، 1339، ج3، صص96-97.
43. بنگرید به:
[url=http://harfeakhar.com/article/show/1495/جنبش-پیامبری/][/url]
منبع: شهبازی، عبدالله؛ (1377)، زرسالاران یهودی و پارسی استعمار بریتانیا و ایران، تهران: مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، چاپ دوم (پائیز1390)

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#9
نفوذ یهود در دربار ایلخانان مغول (3)


در تمامی دورانی که ارغون خان مغول در تکاپوی از سرگیری جنگ صلیبی بود، آبراهام ابولافی نیز در ایتالیا درگیر تبلیغات مسیحایی بود؛ ظهور مسیح بن داوود را پیشگویی می‌کرد و برای لشکرکشی به بیت‌المقدس و جنگ در رکاب او از مسیحیان امداد می‌طلبید.




دود پنج سال پس از مرگ ارغون، در ذیحجه 694 ق./ مارس 1296م.، پسر او به ‏نام غازان خان در 24 سالگی ایلخان مغول در ایران شد. او قریب به نه سال سلطنت کرد و در شوال 703‌‌ ق./ مه 1304‌م. در 33 سالگی به علت بیماری درگذشت.
غازان خان پیشتر به دین اسلام تشرف یافته و نام محمود را بر خود نهاده بود. او به عنوان مسلمان بر تخت نشست و در نخستین یرلیغ (فرمان) دستور داد تمامی سران مغول در ایران اسلام آورند و به جای نام و لقب خان بزرگ ( قاآن )، که در این زمان تیمور نوه قوبیلای قاآن بود، کلمات شهادتین را بر سکه‌ها نقش کنند. (تیمور قاآن بودایی بود.) در 14 محرم 697 ق.، غازان و امرا و سران سپاهش، به جای کلاه، عمامه بر سر نهادند. بدین‌سان، به ‏رغم هفت دهه تکاپوی سخت مسیحیان و یهودیان و بوداییان برای جلب سران مغول، در تحولی که انتظار آن نمی‌رفت، اسلام به پیروزی رسید و بار دیگر به دین رسمی ایران بدل شد. مورخین گروش غازان خان به اسلام را، به ‏رغم اینکه در سلوک غیر‌اسلامی او و جانشینانش اولجایتو و ابوسعید تردید نیست، "واقعه‌ای بس مهم در تاریخ مغولان در ایران" و "پیروزی نهایی اسلام" می‌خوانند. (44) گروش غازان به اسلام بر سران مغول در سراسر مشرق زمین تأثیر فراوان بر جای نهاد و شاهزادگان و امرای فراوانی از مغولان، در همه جا، به اسلام گرویدند.

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

اولجایتو خان برادر غازان، ایلخان بعدی (703-716 ‌ق./ 1304-1316‌م.)، نیز با اینکه از جانب مادر مسیحی بود، مسلمان شد و نام سلطان محمد خدابنده را بر خود نهاد. او ابتدا بر مذهب اهل تسنن بود و سپس به تشیع گروید. مورخین گروش اولجایتو به تشیع را متأثر از علامه حلی می‌دانند. ابن‌بطوطه می‌نویسد:
پادشاه عراق سلطان محمد خدابنده را در زمان کفر مصاحبی بود به ‏نام جمال‌الدین بن مطهر که یکی از فقهای شیعه به شمار می‌رفت. چون این پادشاه به دین اسلام درآمد و مغولان به تبعیت او اسلام پذیرفتند، در مراتب تعظیم و احترام فقیه مذکور بیفزود و این فقیه مذهب تشیع را در نظر پادشاه جلوه داد. (45)

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#10
حافظ ابرو می‌نویسد:
شیخ جمال‌الدین حسن بن المطهر الحلی به حضور آمد و او مرد دانشمند متبحر بود از تلامذه خواجه نصیرالدین و در علوم معقول و منقول مشهور و یگانه جهان. تصنیفات بسیار ساخته... و شیخ جمال‌الدین حسن بن المطهر هرگز بر طریق تعصب بحث نکردی و در توقیر و تعظیم صحابه رضوان الله علیهم مبالغت فرمودی. (46)
ابوسعید بهادرخان پسر اولجایتو و ایلخان بعدی (717-736 ق./ 1317-1334‌م.)، نیز مسلمان بود. با مرگ ابوسعید اقتدار و شوکت دولت هلاکوییان در ایران به پایان رسید و مملکت آنان فروپاشید. پس از او ایلخانان دیگری نیز بودند ولی بیشتر تابع نفوذ وزرا و امرای محلی بودند و به حکمران واقعی شباهت نداشتند. در این زمان دولت‏‌های محلی متعدد -چون چوپانیان، جلایریان (ایلکانیان)، آل‌اینجو در فارس، آل‌مظفر (آل مبارز) در یزد و کرمان و فارس و اصفهان، آل کرت در هرات، سربداران در سبزوار و بخشی از خراسان و گرگان، طغا تیموریان در استرآباد- در سراسر ایران سربرکشیدند.

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

گروش مغولان به اسلام تنها به ایران محدود نبود. از حوالی نیمه سده سیزدهم میلادی، اسلام در میان خانات قبچاق -که تبارشان به جوجی پسر کوچک چنگیز می‌رسید- رواج یافت. گروش برکه -خان قبچاق- (1257-1266م.) به اسلام تحولی در تاریخ این شاخه از دودمان چنگیزی به ‏شمار می‌رود. برکه مخالفت خود را با فتح بغداد به ‏وسیله هلاکو ابراز داشت و از اوایل دهه 1260‌م. با بیبرس -سلطان مملوک مصر- علیه شاخه هلاکویی مغولان در ایران متحد شد. مقارن با سلطنت اولجایتو و ابوسعید در ایران، ازبک، خان اردوی زرین (1313-1341م.)، مسلمانی متعصب بود. او دختری از خاندان خود را به عقد الناصر ناصرالدین محمد، سلطان مملوک مصر، درآورد و سرزمینی مسلمان‌نشین از خود به یادگار نهاد که ازبکستان نامیده می‌شود. (47)



موضوعات مشابه ...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  پروتکلهای یهود(به امضاءنمایندگان درجه 33صهیون)؛ براساس چاپ هشتاد و یکم انگلیسی (1985) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 55 2,363 03-04-2016, 10:29 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  یهود و شبکه بین المللی تجارت ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 8 790 02-29-2016, 12:41 AM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  امضایی با نشان یهود، پای نامه مدعیان مهدویت ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 7 759 09-12-2015, 10:44 AM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  پروتکل یهود ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 14 1,424 05-15-2015, 08:46 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان