آدرس

آدرس فعلی سایت koreafan.eu است در صورت بروز هر مشکل آدرس بعدی koreafan.. میباشد .

ساماندهي

انجمن کره فن در ستاد ساماندهي پايگاه هاي اينترنتي ثبت شد تاپیک

گروه تلگرام انجمن

گروه تلگرامی انجمن برای اطلاع رسانی از مشکلات انجمن و درخواست ها لطفا عضو بشین کلیک کنید



نگاهی به عقائد فرقه انحرافی شیخیه
زمان کنونی: 11-29-2020، 08:29 AM
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
پاسخ 6
بازدید 1752

امتیاز موضوع:
  • 2 رای - 4 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

[-]
کلمات کلیدی
شیخیه به انحرافی فرقه نگاهی عقائد

نگاهی به عقائد فرقه انحرافی شیخیه
#1
مکتب شیخیه ( کشفیه - پایین سری ) در اوایل قرن 13 ه.ق به وسیله احمد بن زین الدین معروف به « شیخ احمد احسایی » (1166-1241 ق) پدید آمد. مکتبی که نه تنها خود دستخوش تحولات زیاد گردید، بلکه باعث به وجود آمدن تحولات بسیار دینی و اجتماعی و حتی نظامی در کشور ایران شد و بذر بابیت و بهائیت پاشیده گردید.





مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد




شیخ احمد احسایی ، گرچه در حوزه های علوم دینی حضور داشت، اما کمتر به درس اساتید حاضر می شد و مدعی بود که در فراگیری علوم، شاگرد کسی نبوده و تنها آنچه را می داند از راه خواب به دست آورده است. شاگردان او نیز این ادعا را درباره استاد خود تصدیق می کردند. (1)
این نکته به رغم آن که حکایت از نوعی بلوغ و رشد فکری دارد، می تواند نشانگر نقطه ضعفی نیز باشد، زیرا برخی از علوم و معارف، چیزی نیستند که در قالب الفاظ و مفاهیم قرار گرفته و هر کسی بتواند بدون استاد آنها را به دست آورد. همان طور که در مورد فلسفه و عرفان همیشه تذکر داده اند که خواندن این درس ها، بدون استاد موجب زحمت برای خود و دیگران می گردد. پیروان شیخیه، چنان در حق شیخ احمد مبالغه کرده که ادعا نموده اند: «شیخ خدمت حضرت حجت (عج) رسیده است.» (2) این در حالی است که حتی برخی از بزرگان، به انحراف و بلکه تکفیر شیخ احمد، حکم داده اند.

بدن هورقلیایی

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

یکی از مهم ترین اندیشه های شیخ احمد احسایی « بدن هور قلیایی » است که این بدن در شهر « جابلقا و جابرسا » قرار دارد. او به گمان خود، با این نظریه سه مساله مهم دینی و عمیق فلسفی را تحلیل نموده است، یعنی: معراج جسمانی رسول خدا صلی الله علیه و آله، حیات امام زمان علیه السلام در طول بیش از ده قرن و معاد جسمانی را با این عقیده تفسیر کرده و هر سه را از یک باب می داند. او نه تنها زمین محشر را « هور قلیایی » می داند، (3) بلکه معتقد است که امام زمان علیه السلام نیز با بدنی غیر عنصری و تنها هور قلیایی و در شهر « جابلقا و جابرسا » زندگی می کند. برای روشن شدن بحث لازم است در ابتدا این واژگان نامانوس و مأخذ آنها را توضیح دهیم، سپس دیدگاه شیخیه را نقل کرده، آن گاه به نقد و بررسی آن بپردازیم.
نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#2
واژه شناسی

عبدالکریم صفی پور می گوید: « جابلص (بفتح باء و لام یا به سکون لام) شهری است به مغرب و لیس وراءه انسی، و جابلق شهری است به مشرق برادر جابلص ». (4)
اما وی اشاره ای به هورقلیا ننموده است. در پاورقی برهان قاطع آمده است: « هورقلیا ظاهراً از کلمه عبری « هبل » به معنای هوای گرم، تنفس و بخار و « قرنئیم » به معنای درخشش و شعاع است، و کلمه مرکب به معنای تشعشع بخار است». (5)
خلف تبریزی گوید: « جابلسا (بضم بای ابجد و سکون لام و سین بی نقطه بالف کشیده) نام شهری است در جانب مغرب. گویند هزار دروازه دارد و در هر دروازه هزار پاسبان نشسته اند. برخی به جای «لام»، راء قرشت آورده گویند شهری است به طرف مغرب، لیکن در عالم مثال، چنان که گفته اند: « جابلقا و جابرسا و هما مدینتان فی عالم المثل » و به اعتقاد محققان « منزل آخر سالک است در سعی وصول قید به اطلاق و مرکز به محیط ». (6) و سپس گوید « جابلقا » منزل اول سالک باشد.
شیخ احمد احسایی معتقد است که « هورقلیایی »، لغتی سریانی و از زبان صابئین گرفته شده است. (7)
به احتمال قوی، شیخ احمد سه واژه « هورقلیایی » ، « جابلقا » و « جابرسا » را از شیخ اشراق گرفته باشد (8) البته این کلمات در بعضی از روایات نیز به کار رفته است و شیخ احمد - که گرایش اخباری گری داشته و برخی از اصطلاحات فلسفی را مطالعه کرده بود - به تلفیق و ترکیب آنها پرداخت. او از اندیشه های باطنی مذهب اسماعیلیه نیز کمک گرفت و از مجموع آنها مذهب « کشفیه » را بنا نهاد. در مذهب اسماعیلیه و حتی اندیشه های مسیح نیز نوعی گرایش به « جسم لطیف » یا « جسم پاک » و... وجود دارد، مثلا « هانری کربن » معتقد است: « ارض ملکوت هورقلیا ، ارض نورانی آیین مانوی در عالم ملموس اما ورای حس است و با عضوی که خاص چنین ادراکی باشد، شناخته می شود. و به نوعی از مسیحیت و اندیشه مسیحیان درباره جسم لطیف داشتن عیسی متاثر است». (9)
ظاهراً اولین کسی که اصطلاح « عالم هورقلیایی » را در جهان اسلام مطرح کرد، سهروردی است. وی در فلسفه اشراق (در بحث از «احوال سالکین») پس از توضیح انوار قاهره و انوار معلقه ، می گوید: «آنچه ذکر شد احکام اقلیم هشتم است که جابلق و جابرص و هورقلیای شگفت در آن قرار دارد». (10)
در « مطارحات » آمده است: «جمیع سالکان از امم انبیای سابق نیز، از وجود این اصوات خبر داده و گفته اند که این اصوات در مقام جابرقا و جابرصا نیست، بلکه در مقام هورقلیا است که از بلاد افلاک عالم مثالی است». (11)
در این عبارت بین دو شهر « جابلقا و جابرصا »، با عالم « هورقلیا » تفاوت گذاشته شده و مقامی بالاتر از آن دو شهر شمرده شده است. « شهرزوری » نیز همین گونه ادعا کرده است. (12)
مقصود از آن که « هورقلیا » را اقلیم هشتم شمرده اند، این است که تمام عالم جسمانی، به هفت اقلیم تقسیم می شود و عالمی که مقدار داشته و خارج از این عالم باشد، اقلیم هشتم است. خود آن اقلیم نیز، به هفت اقلیم قابل تقسیم است، اما چون آگاهی و دانش ما از آن اقلیم اندک است، آن را تنها یک اقلیم قرار داده اند. (13)
قطب الدین شیرازی ، تفاوت جابلقا و جابرسا را این گونه بیان می کند: « جابلقا و جابرصا نام دو شهر از شهرهای عالم « عناصر مثل » است و هورقلیا از جنس « افلاک مثل » است. پس هورقلیا بالاتر است». پس از آن می گوید: «این نام ها را رسول خدا صلی الله علیه و آله بیان کرده است و هیچ کس حتی انبیا و اولیا علیهم السلام با بدن عنصری، نمی توانند وارد این عالم شوند». (14)
عارف بزرگ محمد لاهیجی در شرح این بیت شبستری که:
بیا بنما که جابلقا کدام است / جهان شهر جابلسا کدام است
گفته است: «در قصص و تواریخ مذکور است که جابلقا شهری است در غایت بزرگی در مشرق، و جابلسا نیز شهری است به غایت بزرگ و عظیم در مغرب - در مقابل جابلقا - و ارباب تاویل در این باب سخنان بسیار گفته اند. و آنچه بر خاطر این فقیر قرار گرفته، بی تقلید غیری به طریق اشاره دو چیز است: یکی آن که جابلقا عالم مثالی است که در جانب مشرق ارواح واقع است که برزخ است میان غیب و شهادت، و مشتمل است بر صور عالم. پس هر آینه شهری باشد در غایت بزرگی، و جابلسا عالم مثال و عالم برزخ است که ارواح بعد از مفارقت « نشأه دنیویه » در آن جا باشند و صور جمیع اعمال و اخلاق و افعال حسنه و سیئه که در نشأه دنیا کسب کرده اند - چنانچه در احادیث و آیات وارد است - در آن جا باشند. و این برزخ در جانب مغرب اجسام واقع است و هر آینه شهری است در غایت بزرگی و در مقابل جابلقا است. خلق شهر جابلقا الطف و اصفایند، زیرا که خلق شهر جابلسا به حسب اعمال و اخلاق ردیه - که در نشاه دنیویه کسب کرده اند - بیشتر آن است که مصور به صور مظلمه باشند. و اکثر خلایق را تصور آن است که این هر دو برزخ یکی است. اما باید دانست که برزخی که بعد از مفارقت نشأه دنیا، ارواح در آن خواهند بود، غیر از برزخی است که میان ارواح مجرده و اجسام واقع است، زیرا که مراتب تنزلات وجود و معارج او « دوری » است، چون اتصال نقطه اخیر به نقطه اول، جز در حرکت دوری متصور نیست.
و آن برزخی که قبل از نشاه دنیوی است، از مراتب تنزلات او است و او را نسبت با نشأه دنیا اولیت است و آن برزخی که بعد از نشاه دنیویه است، از مراتب معارج است و او را نسبت با نشاه دنیوی آخریت است... و معنای دوم آن که شهر جابلقا مرتبه الهیه - که مجمع البحرین وجوب و امکان است - باشد که صور اعیان جمیع اشیاء از مراتب کلیه و جزویه و لطایف و کثایف و اعمال و افعال و حرکات و سکنات در او است و محیط است « بما کان و ما یکون »، و در مشرق است، زیرا که در یلی مرتبه ذات است و فاصله بینهما نیست، و شموس و اقمار و نجوم اسما و صفات و اعیان از مشرق ذات طلوع نموده و تابان گشته اند و شهر جابلسا نشأه انسانی است که مجلای جمیع حقایق اسمای الهیه و حقایق کونیه است. هر چه از مشرق ذات طلوع کرده در مغرب تعین انسانی غروب نموده و در صورت او مخفی گشته است.» (15)
با توجه به آنچه گذشت، روشن می شود که مراد از عالم « هورقلیایی »، همان عالم مثال است و چون « عالم مثال » بر دو قسم اول و آخر است، گفته اند: این عالم دارای دو شهر جابلقا و جابرسا است. عالم مثال یا خیال منفصل یا برزخ بین عالم عقول و عالم ماده، چیزی است که عارفان و فیلسوفان اشراق به آن معتقداند و فلاسفه مشاء آن را نپذیرفته اند.
اشراقیان، عالم عقول مجرده را « انوار قاهره » گویند، و عالم مثال را « انوار مدبره » می نامند، و عالم اجسام و مادیات را « برزخ » ، « ظلمت » یا « میت » می نامند.
عالم مثال دارای دو مرحله است:
اول مثال در قوس نزول که بین غیب مطلق و شهادت مطلق قرار دارد. این عالم را برزخ قبل از دنیا می نامند و به وسیله قاعده امکان اشرف، اثبات می گردد. این مثال را « جابلقا » گویند.
دوم مثال در قوس صعود است که بین دنیا و آخرت قرار دارد و « کما بدأکم تعودون » و پس از افول و غروب نفس ناطقه از این بدن ظلمانی، نفس وارد عالم برزخ شده و از آن جا به قیامت کبری می رود. این مثال را « جابرسا » گویند. (16)
در برزخ اول، صورت هایی که وجود دارند، با قلم اول تعیین شده و مصداق « السعید سعید فی بطن امه » می باشند. این صور تقدیرات و مقدراتی است که « قلم این جا برسید سر بشکست ». و در برزخ دوم صورت هایی که وجود دارند، صور اعمال و نتایج اخلاق و افعال انسانی است.
صورت هایی که در برزخ اول وجود دارند، از غیب به شهادت می رسند و صورت هایی که در برزخ دوم هستند، از شهادت به غیب و از دنیا به آخرت رفته و تنها در قیامت کبری ظهور و بروز می یابند.
مکاشفات عارفان نیز به برزخ اول تعلق می گیرد، نه به برزخ دوم. و لذا خواجه عبدالله می گوید: «مردم از روز آخر می ترسند و من از روز اول».
اما احتمال آن که مراد از « جابلقا » عالم اعیان ثابته و محل صور مرتسمه در ذات و مجمع البحرین وجوب و امکان باشد و جابلسا به معنای حضرت کون جامع (انسان) باشد، بسیار بعید است و با احکامی که درباره این دو شهر گفته شده، سازگاری ندارد.

ادامه دارد...

 

پی نوشت ها:

1) دلیل المتحیرین، ص22، فهرست، ج1، ص141، اعیان الشیعه، ج2، ص590.
2) روضات الجنات، ج1، ص91.
3) ارشاد العوام، ج2، ص151.
4) منتهی الارب، ج1، ص156.
5) برهان قاطع، ج4، ص2391.
6) برهان قاطع، ج2، ص551.
7) جوامع الکلم قسمت سیم، رساله 9، ص1.
8) فرهنگ فرق اسلامی، ص266.
9) تاریخ فلسفه اسلامی، ص105.
10) مجموعه مصنفات شیخ اشراق، ج2، ص254، ترجمه حکمة الاشراق، دکتر سجادی، ص383.
11) مجموعه مصنفات شیخ اشراق، ج1، ص494، انواریه، ص222.
12) شرح حکمة الاشراق، ص574.
13) انواریه، ص244.
14) شرح حکمة الاشراق، ص556 و ص517، شبیه این کلام در « انواریه » ص194 آمده است.
15) مفاتیح الاعجاز، ص134.
16) برخی از شیخیه نیز گفته اند: زمین محشر زمین هورقلیایی است. ر.ک: ارشاد العوام، ج2، ص151منبع:حرف آخر

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#3
آشنایی با پیشوایان و کتب مع[b]روف شیخیه[/b]
مؤسس فرقه‌ی ضاله‌ی شیخیه « شیخ احمد بن زین‌الدین احسایی » است. وی در سال 1166 هجری قمری در خانواده‏ای سنی مذهب در روستای احسا یکی از مراکز قدیمی شیعه در نزدیکی کشور بحرین متولد شد. پدر و اجداد او بادیه نشین بوده و چندان معروف نبودند. او در‌20سالگی مقدمات علوم دینی را به اتمام رسانده و به طرز مشکوکی پیرو مذهب تشیع گردید و در شیعه‌گری بسیار متعصب شد.

نویسنده: سید حبیب الله تدینی


مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

- شیخ احمد احسایی

مؤسس فرقه‌ی ضاله‌ی شیخیه « شیخ احمد بن زین‌الدین احسایی » است. وی در سال 1166 هجری قمری در خانواده‏ای سنی مذهب در روستای احسا یکی از مراکز قدیمی شیعه در نزدیکی کشور بحرین متولد شد. پدر و اجداد او بادیه نشین بوده و چندان معروف نبودند. او در‌20سالگی مقدمات علوم دینی را به اتمام رسانده و به طرز مشکوکی پیرو مذهب تشیع گردید و در شیعه‌گری بسیار متعصب شد.
شیخ در سال 1186 پس از شیعه شدن به کربلا و نجف مهاجرت نمود و نزد اساتیدی که عمدتاً از علمای اصولی بودند، درس خواند و از سال 1212 جذب عقاید و افکار پیشوای اخباریون کربلا یعنی «شیخ یوسف بحرانی» [1] گردید. شیخ در سال 1221 هجری قمری در سن 55 سالگی از جنوب ایران عازم زیارت قبر مطهر امام رضا علیه السلام ‌شد و مدتی نیز در یزد و اصفهان اقامت نمود.
سفر شیخ احمد به ایران توسط عوامل نفوذی انگلیس و علمای درباری و شاهزاده‌های عیاش قاجار برنامه‌ریزی شده بود و همین افراد مشکوک، از او به گرمی استقبال نمودند ولی در قزوین هنگامی که منکر معاد جسمانی شد و اصل معاد را از اصول دین حذف نمود، توسط شهید ثالث «ملا محمد تقی برغانی» تکفیر و ناچار به ترک ایران گردید.
«فتحعلی شاه» قاجار در اثر تبلیغات طرف‌داران شیخ به او علاقه‌مند گردید و او را به تهران دعوت نمود و جذب افکار غلوآمیز او شد. شیخ رابطه‌ای بسیار صمیمی با فرزند ارشد فتحعلی‌شاه یعنی «محمد علی میرزا» (دولت شاه) برقرار کرد و سالانه مبلغ 700 تومان که به پول آن زمان مبلغ کلانی بود، از شاهزاده دریافت می‌نمود. شیخ احمد افزون بر این مستمری، کمک‌های دیگری نیز از دولت شاه دریافت می‌کرد. به عنوان مثال در کتاب «قصص‌ العلما» نوشته‌ی «میرزا محمد تنکابنی» پرداخت قرض هزار تومانی شیخ توسط دولت شاه و خرید یک قصر در بهشت در قبال این خدمت، آمده است. شیخ احمد درباره‌ی ائمه‌ی اطهار، اغراق و غلو می‌کرد و با لعن و دشنام به خلفای سه ‌گانه، اهل سنت را برضد شیعیان تحریک می‌نمود.
شیخ احمد احسایی بسیار خرافی بود و گاه مثل مرتاض‌های هندی سرگرم ریاضت‌های شاق می‏ شد و آن چه به ذهن خیالاتی او خطور می‌کرد، به عنوان مطالب فوق علمی و مکاشفه مطرح می‌گردید. وی مدت‌ها سرگرم علوم غریبه نظیر کیمیا، ریمیا و... بود و بر طلسمات و رمل و اسطرلاب نیز تأکید داشت. شیخ خود را سرآمد عالمان روزگار و متصل به علم لدنّی می‌دانست و هیچ سؤالی را بی‏ جواب نمی‌گذاشت و هنگام سخنرانی آیاتی از قرآن‌، حدیث، اشعار و مطالب فلاسفه و عرفا را با نکاتی از جفر و حروف طلسمات و علوم غریبه ترکیب می‌کرد و نظراتی متضاد با اسلام ارایه می‌کرد.
نزد پادشاهان و حکام ظالم قاجار بسیار چاپلوس و اهل تملق بود و همواره از کمک ظلمه و طواغیت برخوردار بود. پس از بر ملاشدن انحراف‌های شیخ احمد احسایی و مقابله‌ی بعضی از علمای اصولی با او، شیخ با سرافکندگی از ایران به عراق و از آن جا عازم مکه شد و در سال 1241 ﻫ..ق. در 75 سالگی در مدینه مرد و در بقیع مدفون گردید. وی در کتاب «شرح زیارت جامعه‌ی کبیره» هدفی جز تحریک اهل سنت و راه‌اندازی جنگ شیعه و سنی نداشت و دلایلی بر کفر ابوبکر، عمر و عثمان اقامه نمود و همین مطالب هم موجب قتل و غارت شیعیان کربلا توسط نیروهای عثمانی در سال 1241 هجری قمری گردید.

2- سیدکاظم رشتی

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#4
سیدکاظم رشتی

سیدکاظم رشتی فرزند سیدقاسم رشتی از شاگردان خاص شیخ احمد احسایی و دومین پیشوای شیخیه است. او در سن30 سالگی به عنوان رکن رابع و رهبر شیخیه انتخاب شد. [2] وی به علت جوانی و بی‌سوادی، تحریف‌های زیادی در متون اسلامی وارد نموده و در کتب خود روایات مجعول و اسراییلیات را ترویج داده است. او اراجیف و مطالب ضداسلامی خود را حاصل دریافت و مکاشفه از امامان معصوم علیهم‌السلام می‌دانست. در الهیات و فلسفه بیش‌تر از اسراییلیات استفاده نموده و در عمده‌ی مباحث خود حتی از نام‌های عبری برای ملائکه استفاده می‌کرد. به نظر می‌رسد کاظم رشتی بیش‌تر تحت نفوذ یهود بوده و جاسوسان زیادی از جمله « علی محمد باب » از طرف یهود به حلقه‌ی درس او نفوذ کرده بودند.
مهم‏ترین کتاب سیدکاظم رشتی کتاب « شرح قصیده » است که در آن به تفصیل به موضوع قراء ظاهره و رکن رابع می‌پردازد و شاگردان را به پیروی از رکن رابع ترغیب می‌کند و از آنان می‌خواهد که بگردند و باب امام ‌‏غایب را پیدا کنند. او در سال 1259 مرد و به شاگردانش گفت من رکن رابع را معرفی نمی‌کنم، امام زمان ظاهر خواهد شد، شما باید بگردید و او را پیدا کنید.

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد  مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

پس از مرگ سیدکاظم رشتی، 5 ‏نفر به عنوان رهبران فرقه مطرح شدند. گروهی « حاج محمدکریم‌خان کرمانی » را به‌عنوان رکن رابع پذیرفتند که گروه اکثریت را تشکیل می‌دادند و هنوز هم فعالیت آنان ادامه دارد. با توجه به این که اکثریت قاطع شیخیه پس از مرگ کاظم رشتی دور حاج محمدکریم‌خان کرمانی جمع شدند، بیش‌تر محققین، وی را سومین رهبر شیخیه می‌دانند. البته افرادی هم‌چون «میرزا شفیع تبریزی»، «میرزا طاهر حکاک اصفهانی» و «ملاحسن گوهر» نیز ادعای رکن رابع داشتند و در همین زمان «سیدعلی محمد باب» نیز خود را جانشین سیدکاظم می‌دانست. علی محمد باب فرقه ‏ای را تأسیس کرد که هیچ سنخیتی با عقاید اسلام نداشت

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#5
- حاج محمدکریم خان کرمانی

وی نوه‌ی فتحعلی شاه قاجار و از شاهزادگان و دانشمندان قاجار بود و از بزرگان شیخیه به حساب می‌آید. با توجه به این که حاج محمد کریم خان کرمانی از نظر علمی و تسلط به فنون مختلف سرآمد شیخیه بود و تألیفات متعددی داشت، بیش‌تر شیخیه از او اطاعت کردند ولی بخت با او یار نبود و دشمنان اسلام حمایت مالی و تبلیغی خود را از شیخیه برداشته و به تقویت بابیه همت گماشتند، به همین دلیل رهبر جدید شیخیه به شدت با مسلک بابیه درگیر شد به ‌طوری که حاج محمدکریم خان به دشمن درجه یک بابیه مبدل گردید و تألیفات مهمی برضد بابیه نوشت، به همین علت است که بهائیت با رهبران شیخیه بعد از شیخ احمد و سیدکاظم دشمن بوده و در کتب خود فقط دو رهبر اول این فرقه را تأیید و تکریم می‌نمایند. نفوذ روحانی و توان علمی کرمانی به قدری زیاد بود که «عباس افندی» رهبر دوم بهائیان درباره‌ی او گفته است، اگر حاجی محمد کریم‏خان با ما بود، بابی‏ گری و بهایی گری رشد چشم‏گیری می‌کرد.

4- حاج محمد خان کرمانی

پس از مرگ حاج محمدکریم‏خان، برادرش « حاج محمدخان » به ‏عنوان رکن رابع شیخیه مطرح شد. وی انسانی کم سواد و فاقد شرایط لازم برای رهبری شیخیه بود.

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد   مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#6
- حاج زین العابدین خان کرمانی

بسیاری از محققین، فارغ از فساد عقیده‌ی شیخیه، «زین العابدین خان» را مردی با تقوا و اهل عبادت می‏ دانند. او معروف به «سرکار آقا» است و هنوز هم بسیاری از پیروان شیخیه در استان کرمان طبق آرا و نظرهای او عمل می‌کنند.

6- حاج ابوالقاسم خان ابراهیمی


وی بدون هیچ تشخصی به‏ صورت موروثی به ‏عنوان ششمین رکن رابع مطرح شد.

7- عبدالرضا ابراهیمی


« عبدالرضا ابراهیمی » به‌عنوان هفتمین رکن رابع نزد شیخیه محبوبیت لازم برای رهبری را دارا بود. البته نفوذ و تسلط او به ‏واسطه‌ی پیروزی انقلاب اسلامی دچار ضعف شده و در اوایل انقلاب اسلامی کشته شد و شیخیه پس از او به «سید‌علی موسوی» در بصره‌ی عراق روی آوردند.

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد  مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

8- سید علی موسوی

در حال حاضر رهبری شیخیه به «سیدعلی موسوی عراقی» ساکن بصره رسیده است. موسوی به ‌طور مرتب بین کویت و امارات در تردد است و گاهی نیز به استان کرمان مسافرت می‌نماید. موسوی با توجه به موقعیت علمی خود در میان شیخیان همه کاره است و تجمع‌های گسترده‌ی شیخیه با حضور او شکل می‌گیرد. در هر صورت شیخیه هم‌چنان خود را شیعه‌ی اثنی عشری می‌دانند و منتظر ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه هستند و با تکیه بر مشرب فقهی اخباری و شیخی، مخالف سرسخت بابی‌گری و بهایی‌گری می‌باشند.
جمعیت فعلی شیخیه را در ایران و عراق حدود40‏هزار نفر برآورد می‌کنند که اکثر آنان در استان کرمان، تهران و تبریز سکونت دارند و عده‌ای نیز در استان‏ های فارس، یزد و اصفهان پراکنده‌اند و روز به ‏روز از رونق آنان کاسته می‌شود. آن چه در پایان این بحث قابل تذکر است این که فرقه‌ی ضاله‌ی شیخیه به ‌عنوان مادر بابی‌گری و بهایی‌گری فرزند شوم خود را قبول ندارد و مطالب زیادی برضد این فرقه‌های دست‌ساز استعمار به رشته‌ی تحریر در‌آورده‌اند ولی به خوبی می‌دانند که آتش فتنه‌ی بابی‌گری از گور سران شیخیه شعله‏ ور شده است.

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#7
مهم‌ترین کتب شیخیه
1- « جوامع الکلم » شامل رساله های متعدد و مملو از مطالب غیرعلمی و سست است که در آن خرافه‌های زیادی به ‏نام مطالب علمی، جمع‌آوری شده است.
2- کتاب « شرح الزیارة » در شرح زیارت جامعه‌ی کبیره که در آن مطالب بسیار غلوآمیزی درباره‌ی امامان شیعه علیهم‌السلام گفته شده که با آیات قرآن و روایات صحیحه منافات دارد و شکی نیست این کتاب با کمک مالی اجانب برای شیوع جنگ شیعه و سنی تألیف شده است.
3- کتاب « حیات نفس » در مباحث کلامی و اصول عقاید که اصل امامت را با سلیقه‌ی برخی از فرق تصوف تبیین نموده و اصل معاد و عدل را نیز حذف نموده است.
4- کتاب « عرشیه » که بر مبنای شرح رساله‌ی عرشیه‌ی ملاصدرای شیرازی است.
در انتهای بحث، ذکر این نکته لازم است که هدف اصلی دشمنان اسلام از تأسیس فرقه‌ی ضاله‌ی شیخیه و حمایت‌های بی‌دریغ از ایشان، حذف اصول و مبانی دین مبین اسلام هم‌چون تمسک به قرآن، اصل مترقی مهدویت و انتظار، اصل حرکت آفرین اجتهاد و مرجعیت شیعه و... می‌باشد و برای آنان فرقی نمی‌کند که برای حذف این مبانی از چه گروهی استفاده کنند، از این رو هنگامی که بابیت و بهائیت این مأموریت را به نحو بهتری انجام دادند از رونق و اعتبار شیخیه نزد دشمنان اسلام کاسته شد ولی شیخیه، خود مسبب و زمینه ساز ظهور و بروز فرقه‌های ضاله‌ای هم‌چون بابیت و بهاییت است.


پی نوشت ‏ها:
[1] وی یکی از علمای معتدل اخباری بود و به‌واسطه‌ی نوشتن کتاب « حدائق الناظرة فی احکام عترة الطاهرة » به « صاحب حدائق » مشهور گردید.
[2] پس از مرگ سید کاظم رشتی رکن رابع بعدی مشخص نشد لذا عده ی زیادی ادعای رکنیت نمودند و همین امر موجب شد شیخیه به 12 شاخه تقسیم شود. که مهم ترین شاخه‏ ی اصلی شیخیه شاخه‏ ی کرمانی‏ ها بودند. بلافاصله پس از مرگ سید کاظم پسرش سید احمد ادعای رکنیت کرد و به مدت 36 سال خود را رهبر فرقه می‏ دانست پس از او پسرش سید قاسم ادعای رهبری شیخیه را داشت ولی به خاطر کم ‏سوادی مقبول اکثریت فرقه قرار نگرفت.
هم‏چنین عده ‏ای پیرو محمدباقر خندق ‏آبادی شدند که به باقریه معروفند، عده ای پیرو میرزا شفیع تبریزی شدند، عده ‏ای پیرو حمزه شریعتمدار مازندرانی شدند، عده ‏ای پیرو ملا محمد ممقانی شدند که در تبریز در مناظره با باب هم حضور داشت، عده ‏ای پیرو میرزا حسن گوهر شدند، عده ‏ای پیرو میرزا باقر اسکویی همدانی و میرزا موسی احقاقی، میرزا حسن احقاقی شدند که به احقاقی‏ ها معروفند، عده ‏ای نیز پیرو میرزا موسی ثقةالاسلام شدند ولی عمده ‏ی شیخیه به علت قرابت رهبر شیخیه‏ ی کرمان با قاجاریه و تمکن مالی بهتر آنان به شاخه‏ ی کرمان پیوستند؛ ابتدا محمدرحیم خان و کمی بعد محمد کریم‏خان که از دانشمندان شیخیه بود به عنوان رکن رابع مطرح شد. لازم به ذکر است علی محمد باب نیز به واسطه‏ ی یک سال شاگردی پای درس سید کاظم ادعای رکنیت کرد ولی به زودی ادعای خود را به بابیت، قائمیت، نبوت و الوهیت تغییر داد.

منبع:حرف آخر



موضوعات مشابه ...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  کلیات فرقه اسماعیلیه ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 1 457 02-26-2016, 02:07 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  فرقه اسماعیلیه ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 3 693 02-21-2016, 07:25 AM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  فرقه های نوظهور در E ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 1 451 07-20-2015, 10:54 AM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان