Agent3-01 محبوب ترین کاربر انجمن
تنها کسی انتخاب میشود که برترین ارسال کننده روز ، هفته و ماه باشد .

آدرس

آدرس فعلی سایت koreafan.eu است در صورت بروز هر مشکل آدرس بعدی koreafan.. میباشد .

ساماندهي

انجمن کره فن در ستاد ساماندهي پايگاه هاي اينترنتي ثبت شد تاپیک

گروه تلگرام انجمن

گروه تلگرامی انجمن برای اطلاع رسانی از مشکلات انجمن و درخواست ها لطفا عضو بشین کلیک کنید



پرسمان دانشجوانه درمورد دین زرتشت و کتاب آن
زمان کنونی: 12-05-2020، 09:04 AM
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
آخرین ارسال: puchai
پاسخ 1
بازدید 638

امتیاز موضوع:
  • 2 رای - 4.5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

[-]
کلمات کلیدی
و زرتشت آن دانشجوانه دین کتاب درمورد پرسمان

پرسمان دانشجوانه درمورد دین زرتشت و کتاب آن
#1
سلام، به پرسمان خوش آمديد.

پرسش:

آيا دين زرتشت آسماني است؟ نام پيامبر و اسم كتاب او چيست؟ آيا ازدواج با محارم خود را جايز ميدانند؟ آيا كورش دينش زرتشت بوده؟ آيا دليلي براي رد آن هست؟

پاسخ:

كسي كه مي خواهد در مورد آسماني بودن ديني تحقيق كند بايد از بنيادي ترين اعتقادات آن ( خداشناسي و نبوّت و كتاب آسماني ) شروع نموده سپس به آموزه هاي اخلاقي و حقوقي و فردي و اجتماعي و امثال آنها بپردازد، لذا ما جهت اطلاع شما مطالبي از آيين زردشت موجود را ارائه مي نماييم:1.نظر محققين امور اديانقبل از ظهور زردشت ، يعنى پيش از پادشاهى مادها، بوميان غير آريايى ايران دينى داشتند كه آيين مغان ناميده مى شد. كلمه مغ (مگوش ) در زبان قديم ايران به معناى خادم بوده است . به نظر مى رسد مغان سكنه بومى ايران بوده اند و مانند دراويديان هندوستان ، پس از ورود آرياييان سرزمين خود را تسليم آنان كرده اند. واژه المجوس كه در زبان عربى به زردشتيان اطلاق مى شود، از همين كلمه مگوش گرفته شده است. هنگامى كه چند قرن بر ورود آرياييان به ايران  گذشت اين قوم اندك اندك به شهر نشينى روى آوردند و اين مساله در جهان بينى  ايشان تاثير گذاشت .در آن روزگار شخصي بر خاست و آرياييان را به آيين تازه اى دعوت كرد و آيين مغان را برانداخت . اين شخص كه خود را فرستاده خداى خوبى و روشنايى معرفى مى كرد، زردشت نام داشت . وى مدعى بود آيين خود را از آهورمزدا دريافت كرده تا جهان را از تيرگيها پاك كند و آن را به سوى نيكى و روشنايى رهنمون شود. بنا بر اين كلمه مجوس در اصل اسم دين زرتشتيان  نبوده است بلكه آيين مجوس قبل از آيين زرتشت وجود داشته است ؛ لكن از آن جهت كه پيروان آيين مجوس به زرتشت گرويدند و عملاً آيين مجوس در آيين زرتشت منحلّ شد ، در ميان اعراب و در روايات اهل بيت(ع) نيز از آيين زرتشت با نام آيين مجوس ياد شده است. البته اين آيين بعد از زرتشت نيز دچار تحوّلات زيادي شده است. برخي محققين گفته اند: واژه زرتشت قبل از ظهور آيين زرتشت به عدّه اي از پيامبران اطاق مي شده است ؛ لكن بعد از ظهور زرتشت معروف ، اين اسم براي او عَلَم شده است. امروزه زردشتيان به نامهايى چون گبر ، مجوسى و پارسى خوانده مى شوند. كلمه «گبر» در زبان سريانى به معناى كافر بوده از از جانب ديگران به آنان اطلاق گرديده.آيين زردشت حدود يك قرن قبل از ميلاد تحول يافت و آن صورت تحول يافته را آيين مزدَيسنى مى نامند. مزديسنا در لغت به معناى ستايش مزداست . سرگذشت زردشت :دانشمندان در مورد وجود تاريخى زرتشت شك دارند، اما بيشتر آنان وجود وى را نفى نمى كنند. زردشت ، زرتشت ، زرادشت ، زراتشت ، زردهشت و كلماتى از اين قبيل از واژه «زرثوشتر»(Zarathushtra) در گاتها (بخشى از كتاب آسمانى زردشت ) مى آيد كه طبق نظريه صحيحتر معادل زرد اشتر يعنى دارنده شتر زرد است . نام پدرش پوروشسب يعنى دارنده اسب پير، نام مادرش دغدو يعنى دوشنده گاو ماده و نام خاندان وى سپيتمه يعنى سپيد نژاد بود. طبرى مورخ مشهور اسلامي و پيروان او ، اصل زردشت را از فلسطين مى دانند و مى گويند وى از آنجا به ايران آمده است ، اما قول صحيح و معروف آن است كه وى ايرانى و اهل آذربايجان بوده است و محل برانگيختگى او را كوهى نزديك درياچه اروميه مى دانند.درباره زمان زردشت نيز اختلاف است و زمان وى حتى به 6000 سال قبل از ميلاد نيز برده شده است . امّا بر اساس نظريه مشهور، وى درسال 660 قبل از ميلاد به دنيا آمد و در 630 قبل از ميلاد (در سن 30 سالگى ) دعوي نبوّت نمود.گفته شده كه وى در سال 583 ق .م . در سنن 77 سالگى در آتشكده اى در بلخ (افغانستان ) توسط لشكر قومى مهاجم كشته شد است. بعثت زردشت به نبوّت در شاهنامه فردوسى آمده است ، اما اين جريان در قسمت افسانه اى شاهنامه مذكور است ، نه در قسمت تاريخي آن.تعاليم زردشت:  درآيين زردشت سه اصل عملى گفتار نيك ، پندار نيك ، كردار نيك وجود دارد كه مانند آن را در اديان مختلف مى يابيم . احترام به آتش به عنوان يكى از مظاهر خداى روشنايى و افروخته نگه داشتن آن و انجام مراسمى خاص در اطراف آن در معابدى به نام آتشكده مشخصترين ويژگى اين آيين است . همچنين آبادانى ، كشاورزى دامدارى و شهرنشينى مورد ستايش قرار گرفته است . احترام به حيوانات ، مخصوصا سگ و گاو، همچنين خوش رفتارى با مردم نيز جايگاهى ويژه دارد. برخى از آداب و رسوم سرزمين ايران از قبيل مراسم چهارشنبه سورى و سوگند خوردن به روشنايى چراغ و چيزهاى ديگر با تعاليم زردشتى ارتباط دارد. همچنين برخى زنديقان قرون نخست اسلام گرايشهاى زردشتى داشتند. اوستا  كتاب آسمانى زردشتيان اوستا نام دارد كه به معناى اساس و بنيان و متن است . اين كتاب به خط و زبان اوستايى نوشته شده است كه به ايران باستان تعلق دارد و با زبان پهلوى و سانسكريت همريشه است . به عقيده بسيارى از محققان ، خط اوستايى در دوره ساسانيان (226 - 641 م .) پديد آمد و اوستا كه قبلا در سينه ها بود، به آن خط كتابت شد و به قولى اين كار پس از ظهور اسلام صورت گرفته است . زردشتيان و پژوهشگران بر اين مساله اتفاق دارند كه اوستا در اصل بسيار بزرگتر بوده است كه به عقيده برخى روى 12000 پوست گاو نوشته  بود. اوستاى كنونى داراى 83000 كلمه است و احتمالا اصل آن داراى 345700  كلمه (يعنى چهار برابر) بوده است . اوستاى اصلى به 21 نسك (كتاب يا بخش )  تقسيم مى شد و اوستاى كنونى نيز 21 نسك است .اوستا 5 بخش دارد:1.  يسنا (يعنى جشن و پرستش )؛ قسمتى از اين بخش گاتها ناميده مى شود (به معناى سرود). اين بخش كه مشتمل بر ادعيه و معارف دينى و معروفترين قسمت اوستاست ، به خود زردشت نسبت داده مى شود، در حالى كه ساير قسمتهاى اوستا را به  پيشوايان دين زردشت نسبت مى دهند؛2. ويسپرد (يعنى همه سروران ) مشتمل بر نيايش ؛3.ونديداد (يعنى قانون ضد ديو) درباره حلال و حرام و نجس و پاك ؛4. يشتها (يعنى نيايش سرود و تسبيح )؛5. خرده اوستا (يعنى اوستاى كوچك ) درباره اعياد و مراسم مذهبى و تعيين  سرودهاى آنها زردشتيان ، علاوه بر اوستا، تفسيرى به نام زنداوستا و كتب مقدس ديگرى به زبان پهلوى دارند. داستان خلقت و دو گانه پرستى  كسى  نمى داند گرايش زردشتيان به خدايان دو گانه (خداى نيكى و خداى بدى يا خداى روشنايى و خداى تاريكى ) در چه عصرى آغاز شده است . در قسمت گاتها (از يسناى اوستا) كه به خود زردشت نسبت داده مى شود، اهريمن در برابر خرد مقدس صف آرايى مى كند و نه در برابر آهورمزدا كه خداى واحد و فوق پروردگاران روشنايى و تاريكى است . همچنين گروهى از زردشتيان به نام زروانيان در عصر ساسانى پديد آمدند كه معتقد به خداى يكتا به نام زروان بودند و او را از خداى روشنايى و تاريكى برتر مى شمردند. اين فرقه پيروان بسيارى در ايران آن روز داشته است .در آيين زردشت ، آهور مزدا 6 دستيار دارد كه به منزله فرشتگان اديان ابراهيمى هستند. آن دستياران را امشاسپندان يعنى جاويدان مقدس ‍ مى نامند. آنها رهبرى دارند به نام سپنتامئنيو يعنى خرد مقدس و نامهاى خودشان از اين قرار است :1. وهومن (Vohuman)؛2. اشه وهيشته (vahishta-Asha)؛3. خشتره وائيريه (vairya-Xshathra)؛4. سپنته ارمئيتى (armaiti-Spenta)؛5. هئورتات (Haurvartat)؛6. امرتات (Ameretat).پس از آنها يزتها قرار دارند كه 30 عدد از آنها معروفند. اينها تشكيلات خرد مقدس هستند. در مقابل ، اهريمن هم تشكيلاتى دارد. طبق آيين زردشت دوره كهن كنونى جهان 12000 سال است . خداى نيكى مدت 3000 سال  بر جهان حكمرانى مى كرد و در اين مدت خداى بدى در تاريكى به سر مى برد. پس از اين مدت خداى بدى از تاريكى بيرون آمد و با خداى نيكى روبرو شد. خداى نيكى به وى 9000سال مهلت داد كه با او مقابله كند. وى اطمينان داشت كه سرانجام خود او به پيروزى خواهد رسيد. در اين زمان هر دو به آفريدن نيك و بد آغاز كردند و بدين گونه با يكديگر به مبارزه برخاستند. پس از 3000 سال زردشت آفريده شد و از اين زمان به بعد توازن قوا به نفع خداى نيكى گراييد و به سير صعودى خود ادامه داد.آخر الزماندر هزاره گرايى زردشتى  (Millennialism Zoroastrean)انتظار ظهور سه منجى از نسل زردشت مطرح است . اين منجيان يكى پس از ديگرى جهان را پر از عدل و داد خواهند كرد.1. هوشيدر، 1000 سال پيش از زردشت ؛2. هوشيدرماه ، 2000 سال پس از زردشت ؛3. سوشيانس (يا سوشيانت )، 3000 سال پس از زردشت كه با ظهور او جهان پايان مى يابد.بقاى روح:  زردشتيان به جاودانگى روح عقيده دارند. آنان مى گويند روان پس ‍ از ترك جسم تا روز رستاخيز در عالم برزخ مى ماند. همچنين آنان به صراط، ميزان اعمال ، بهشت و دوزخ معتقدند. بهشت آيين زردشت چيزى مانند بهشت اسلام است ، ولى به خاطر مقدس بودن آتش ، دوزخ زردشتى جايى بسيار سرد و كثيف است كه انواع جانوران در آن ، گناهكاران را آزار مى دهند.وضع كنونى زرتشتيان: بيش از هزار سال است كه زردشتيان ايران به بمبئى هندوستان كوچيده اند و اكنون حدود صد و پنجاه هزار نفر از آنان در آن سامان زندگى مي كنند و پارسى ناميده مى شوند. حدود پنجاه هزار نفر از ايشان نيز در يزد، كرمان و تهران سكونت دارند. (ر.ك: آشنايي با اديان بزرگ ، حسين توفيقي)2. تحقيقي در آيات و روايات اهل بيت(ع): خداوند متعال در آيه 17 سوره حج مي فرمايد:« إنِ الَّذينَ آمَنُوا وَ الَّذينَ هادُوا وَ الصَّابِئينَ وَ النَّصارى‏ وَ الْمَجُوسَ وَ الَّذينَ أَشْرَكُوا إِنَّ اللَّهَ يَفْصِلُ بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ إِنَّ اللَّهَ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ شَهيد. ـــ مسلّماً كسانى كه ايمان آورده‏اند، و يهود و صابئان‏و نصارى و مجوس و مشركان ، خداوند در ميان آنان روز قيامت داورى مى‏كند؛خداوند بر هر چيز گواه(و از همه چيز آگاه) است.»بسياري از فقها و مفسّرين و از جمله علامه طباطبايي در الميزان از اين آيه شريفه استفاده نموده اند كه مجوسيان اهل كتابند. در روايات معصومين (ع) نيز تصريح شده كه مجوسيان داراي پيامبر الهي و كتاب آسماني بوده اند ؛ ولي دينشان به اصالت خود باقي نمانده است.( ر.ك:إرشاد القلوب إلى الصواب ؛ج‏2 ،ص375 و الإحتجاج على أهل اللجاج ،ج‏2 ،ص346 ) امّا در مورد نام پيامبر و كتاب  مجوسيان در روايات اهل بيت(ع) سخني گفته نشده است. لكن در روايتي از امام صادق(ع) آمده است كه شخصي به نام زرتشت در ميان مجوسيان ادّعاي نبوّت نمود و عدّه اي را به دين خود درآورد ولي عدّه اي ديگر منكر او شده و وي را از شهر بيرون نمودند و درندگان بيابان او را خوردند. « ... قَالَ فَأَخْبِرْنِي عَنِ الْمَجُوسِ أَ فَبَعَثَ اللَّهُ إِلَيْهِمْ نَبِيّاً فَإِنِّي أَجِدُ لَهُمْ كُتُباً مُحْكَمَةً وَ مَوَاعِظَ بَلِيغَةً وَ أَمْثَالًا شَافِيَةً يُقِرُّونَ بِالثَّوَابِ وَ الْعِقَابِ وَ لَهُمْ شَرَائِعُ يَعْمَلُونَ بِهَا قَالَ ع مَا مِنْ أُمَّةٍ إِلَّا خَلا فِيها نَذِيرٌ- وَ قَدْ بُعِثَ إِلَيْهِمْ نَبِيٌّ بِكِتَابٍ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ فَأَنْكَرُوهُ وَ جَحَدُوا كِتَابَهُ قَالَ وَ مَنْ هُوَ؟ فَإِنَّ النَّاسَ يَزْعُمُونَ أَنَّهُ خَالِدُ بْنُ سِنَانٍ قَالَ ع إِنَّ خَالِداًكَانَ عَرَبِيّاً بَدَوِيّاً مَا كَانَ نَبِيّاً وَ إِنَّمَا ذَلِكَ شَيْ‏ءٌ يَقُولُهُ النَّاسُ قَالَ أَ فَزَرْدُشْتُ؟ قَالَ إِنَّ زَرْدُشْتَ أَتَاهُمْ بِزَمْزَمَةٍ وَ ادَّعَى النُّبُوَّةَ فَآمَنَ مِنْهُمْ قَوْمٌ  وَ جَحَدَهُ قَوْمٌ فَأَخْرَجُوهُ فَأَكَلَتْهُ السِّبَاعُ فِي بَرِّيَّةٍ مِنَ الْأَرْض‏ . ... ــــــــــــ ... [سائل از امام صادق(ع)]پرسيد: از مجوس بفرماييد كه آيا خداوند بر ايشان پيامبرى مبعوث فرمود؟ زيرا من در ايشان كتابى محكم و مواعظى رسا و مثالهايى شافى يافته‏ ام، و نيز آنان به ثواب و عقاب معتقد و برخوردار از دستوراتى دينى بوده و همه آن را رعايت مى‏كنند. امام(ع) فرمودند: هيچ امّتى نيست مگر اينكه در ميانشان انذار دهنده‏اى بوده است ؛ در ميان مجوس نيز پيامبرى با كتاب مبعوث شده ، ولى هر دو (آن پيامبر و كتابش) مورد انكار قوم واقع شدند. سائل پرسيد: آن پيامبر چه كسي بود؟ زيرا مردم فكر مى‏كنند او خالد بن سنان بوده. امام(ع) فرمودند: خالد ، عربى بدوى بوده ، نه پيامبر ، اين چيزى است كه مردم مى‏گويند. سائل پرسيد: آيا آن پيامبر زردشت بوده است؟ امام فرمودند: زردشت با زمزمه  (كلامى نامفهوم) نزد ايشان آمد و ادّعاى نبوّت كرد، گروهى به او ايمان  آورده ، و گروهى منكرش شدند و او را از شهر بيرون كردند و در همان جا خوراك درندگان صحرا شد. ... »( الإحتجاج على أهل اللجاج ،ج‏2 ،ص346) در اين  روايت گرچه به نبوّت يا عدم نبوّت زرتشت تصريح نشده است ، ولي از ظاهر كلام چنين بر مي آيد كه پيامبر حقيقي مجوسيان زرتشت معروف نبوده است و زرتشت به دروغ دعوي نبوّت داشته است. شاهد اين استنباط ، تعبير «أَتَاهُمْ  بِزَمْزَمَةٍ وَ ادَّعَى النُّبُوَّةَ » و« فَأَكَلَتْهُ السِّبَاعُ » است. چون اوّلاً نفرمود از جانب خدا ارسال شد بلكه فرمود پيش آنان آمد و ثانياً فرمود: با زمزمه اي پيش آنان آمد ؛ و زمزمه در لغت صداي نهان غير قابل فهم را گويند. در حالي كه انبياء (ع) ، همواره با سخن بيّن و روشن مبعوث مي  شوند. ثالثاً فرمود: زرتشت را درندگان خوردند. در حالي كه طبق برخي روايات ، درندگان به اولياي (ع) آسيب نمي رسانند.  در نتيجه، آيين زردشت موجود به دليل ترديد در وجود تاريخي بنيانگذارش(زردشت)، كتاب مقدسش (اوستا)، و تحريف در مباني فكري اش نمي تواند دين حق باشد اگرچه بهره اي ازحق را دارد. -ازدواج با محارم : ظاهراً در خود آيين زرتشت، ازدواج با محارم وجود ندارد ولي از دوره ي ساساني ازدواج با محارم بين زرتشتي ها رواج داشته است. آن گونه كه گفته شده، اين كار را يكي از پادشاهان ايران رواج داده و كم كم به آيين زرتشتي سرايت كرده است. - در رابطه با زرتشتي بودن كورش نيز هيچ سند معتبري وجود ندارد، همان طور كه در رابطه با زرتشتي نبودن آن هيچ دليل و مدرك معتبري وجود ندارد. مهمترين سند محكم تاريخي كه بيانگر ديدگاه هاي كوروش شاه هخامنشيان باشد، مربوط به منشور كوروش است. در ادامه، متن منشور كورش را خدمتتان تقديم مي كنيم: منم كورش، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه دادگر، شاه بابل، شاه سومر و اكد، شاه چهارگوشه جهان, پسر كمبوجيه، شاه بزرگ، شاه انشان، نوه كورش، شاه بزرگ، شاه انشان، نبيره چيش پيش، شاه بزرگ، شاه انشان , از دودماني كه هميشه شاه بوده اند و فرمانروايي اش را بل Bel (خدا) و نبو Nabu گرامي مي دارند و با خرسندي قلبي پادشاهي او را خواهانند. آنگاه كه بدون جنگ و پيكار وارد بابل شدم؛ همه مردم گام هاي مرا با شادماني پذيرفتند. در بارگاه پادشاهان بابل بر تخت شهرياري نشستم. مردوك دل هاي پاك مردم بابل را متوجه من كرد... زيرا من او را ارجمند و گرامي داشتم. ارتش بزرگ من به آرامي وارد بابل شد. نگذاشتم رنج و آزاري به مردم اين شهر و اين سرزمين وارد آيد . وضع داخلي بابل و جايگاه هاي مقدسش قلب مرا تكان داد... من براي صلح كوشيدم. نبونيد مردم درمانده بابل را به بردگي كشيده بود، كاري كه در خور شان آنان نبود. من برده داري را برانداختم، به بدبختي هاي آنان پايان بخشيدم . فرمان دادم كه همه مردم در پرستش خداي خود آزاد باشند و آنان را نيازارند، فرمان دادم كه هيچ كس اهالي شهر را از هستي ساقط نكند، مردوك از كردار نيك من خشنود شد. او بر من، كورش، كه ستايشگر او هستم و بر كمبوجيه پسر من وهمچنين بر همه سپاهيان من، بركت و مهرباني اش را ارزاني داشت. ما همگي شادمانه و در صلح و آشتي مقام بلندش را ستوديم. به فرمان مردوك همه شاهان براورنگ پادشاهي نشسته اند. همه پادشاهان سرزمين ها ، از درياي بالا تا درياي پايين (درياي مديترانه تا خليج فارس)، همه مردم سرزمين هاي دور دست، همه پادشاهان آموري Amuri، همه چادرنشينان مرا خراج گذاردند و در بابل بر من بوسه زدند. از ... تا آشور و شوش. من شهرهاي آگاده Agadeh، اشنونا Eshnuna، زمبان Zamban، متورنو Meturnu، دير Der، سرزمين گوتيان و همچنين شهرهاي آن سوي دجله كه ويران شده بود را از نو ساختم. فرمان دادم تمام نيايشگاه هايي را كه بسته شده بود، بگشايند. همه خدايان اين نيايشگاه ها را به جاهاي خود بازگرداندم. همه مردماني را كه پراكنده و آواره شده بودند به جايگاه هاي خود برگرداندم، خانه هاي ويران آنان را آباد كردم. همچنين پيكره خدايان سومر و اكد را كه نبونيد بدون واهمه از خداي بزرگ به بابل آورده بود، به خشنودي مردوك به شادي و خرمي، به نيايشگاه هاي خودشان بازگرداندم، باشد كه دل ها شاد گردد. بشود كه خداياني كه آنان را به جايگاه هاي مقدس نخستين شان بازگرداندم ,هر روز در پيشگاه خداي بزرگ برايم  خواستار زندگاني بلند باشند. بشود كه سخنان پربركت و نيكخواهانه برايم  بيابند، بشود كه آنان به خداي من مردوك بگويند: كورش شاه، پادشاهي است كه تو را گرامي مي دارد و پسرش كمبوجيه.  بي گمان در روزهاي سازندگي، همگي  مردم بابل پادشاه را گرامي داشتند و من براي همه مردم جامعه اي آرام مهيا  ساختم و صلح و آرامش را به تمامي مردم اعطا كردم. باروي بزرگ شهر بابل را استوار گردانيدم... ديوار آجري خندق شهر را، كه هيچيك از شاهان پيشين با بردگان به بيگاري گرفته شده به پايان نرسانيده بودند، به سرانجام رسانيدم. دروازه هايي بزرگ براي آنها گذاشتم با درهايي از چوب سدر و روكشي از مفرغ.
نویسنده :puchai   آفلاین
#2
مرسی مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد



موضوعات مشابه ...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  زبور کتاب داوود علیه السلام ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 3 795 07-09-2015, 07:31 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  بشارت به پیامبر اسلام (ص)ار زبان انجیل و کتاب مقدس ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 13 1,528 07-09-2015, 07:24 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان