آدرس

آدرس فعلی سایت koreafan.eu است در صورت بروز هر مشکل آدرس بعدی koreafan.. میباشد .

ساماندهي

انجمن کره فن در ستاد ساماندهي پايگاه هاي اينترنتي ثبت شد تاپیک

گروه تلگرام انجمن

گروه تلگرامی انجمن برای اطلاع رسانی از مشکلات انجمن و درخواست ها لطفا عضو بشین کلیک کنید



پروتکلهای یهود(به امضاءنمایندگان درجه 33صهیون)؛ براساس چاپ هشتاد و یکم انگلیسی (1985)
زمان کنونی: 11-30-2020، 02:03 PM
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
پاسخ 55
بازدید 2352

امتیاز موضوع:
  • 2 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

[-]
کلمات کلیدی
1985 چاپ امضاءنمایندگان 33صهیون انگلیسی پروتکلهای هشتاد به یهود و درجه براساس یکم ؛

پروتکلهای یهود(به امضاءنمایندگان درجه 33صهیون)؛ براساس چاپ هشتاد و یکم انگلیسی (1985)
نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#31
متن پروتکل های یهود (1)
بر اساس چاپ هشتاد و یکم انگلیسی (1985)


آزادی سیاسی ایده ای بیش نیست و واقعیت خارجی ندارد، اما هر یک از ما باید بداند که چگونه در موقع لزوم از این طعمه برای جذب گروه ها و توده ها به سوی حزب خود و نابود کردن حزب مخالف که حکومت و قدرت را در اختیار دارد استفاده کند

.

پروتکل اول

ما هر اندیشه ای را جداگانه بررسی می کنیم و با مقایسه و نتیجه گیری به توضیح و تبیین آن می پردازیم تا ماهیت آن خود به خود برای ما روشن شود و حقایق همراه و اطراف آن را ببینیم. اما شیوه ی سخن ما ساده گویی و پرهیز از تصنع و آرایه های ادبی خواهد بود.
آنچه اکنون من باید توضیح دهم شیوه ی عملی ماست. من از دو زاویه به شرح این موضوع می پردازم: اول دیدگاه خود ما، و دوم دیدگاه « گوییم ». (1)
پیش از هر چیز باید در نظر داشت که مردم طبیعتاً به دو گروه سالم و ناسالم و خوب و بد تقسیم می شوند و همیشه شمار دومی ها بیش از گروه اول است. بنابراین، بهترین نتایجی که از طریق حکومت بر «گوییم» خواهان تحقق آن هستیم به وسیله ی خشونت و ترور به دست می آید، نه با مباحثات آکادمیک؛ زیرا هر انسانی طالب رسیدن به قدرت است. هر فردی می خواهد - اگر بتواند - دیکتاتور شود. اندکند افرادی که مایل نیستند منافع مردم را فدای منابع خصوصی خود کنند.
چه عواملی گوییم، این حیوانات درنده را از حمله باز می دارد؟ و چه چیز تا به امروز آنها را کنترل کرده است؟
آنان در آغاز پیدایش جامعه، مقهور نیروی بیدادگر کور بودند، ولی بعد قانون بر آنها حاکم شد، اما این قانون در واقع چیزی جز همان نیروی بیدادگر نبود که این بار در لباس دیگری آشکار گردید. از این مطلب نتیجه می گیرم که به موجب ناموس طبیعت، حق با زور است.
آزادی سیاسی ایده ای بیش نیست و واقعیت خارجی ندارد، اما هر یک از ما باید بداند که چگونه در موقع لزوم از این طعمه برای جذب گروه ها و توده ها به سوی حزب خود و نابود کردن حزب مخالف که حکومت و قدرت را در اختیار دارد استفاده کند.
این کار، در صورتی که حزب مقابل گرفتار میکروب ایده ی آزادی موسوم به لیبرالیسم باشد، آسان و ساده خواهد بود؛ زیرا به خاطر پایبندی به این ایده ی صرف از قدرت خود تا حدی کوتاه می آید و این جا، یقیناً، آغاز پیروزی اندیشه ی ماست. در این هنگام وضعیت دیگری به وجود می آید: مهار حکومت سست شده است و کم کم از هم می گسلد. این قانون زندگی است. در نتیجه دست جدیدی می آید و زمام را در اختیار می گیرد و اجزای آن را به هم می پیوندد؛ زیرا نیروی کور توده ی مردم حتی یک روز نمی تواند بدون رهبر و پیشوا دوام بیاورد. سپس حکومت جدید به راه خود ادامه می دهد اما تمام کاری که می تواند بکند این است که بر جای حکومت پیشین که ایده ی لیبرالیسم آن فرسوده و به کام نیستی فرو برده است تکیه زند.
در گذشته این طور بود، اما امروز قدرت طلا جانشین قدرت حکومت های طرفدار لیبرالیسم گشته، و زمان حاکمیت دیانت سپری شده است. امکان ندارد مردم ایده ی آزادی را تحقق بخشند؛ زیرا هیچ یک از آنها طرز استفاده ی دقیق و عاقلانه از آن را نمی داند. ببینید، برای مثال اگر شما برای مدتی به یک ملت استقلال عمل و خودمختاری بدهید چندی نمی گذرد که هرج و مرج او را فرا می گیرد و کارهایش مختل می شود و از این لحظه به بعد خصومت میان جمعیتها و توده ها بالا می گیرد، چندان که میان طبعات مختلف درگیری به وجود می آید و در بحبوحه ی این آشفتگی، حکومت ها می سوزند و به تلّی از خاکستر تبدیل می شوند.
چنین حکومتی سرنوشتش اضمحلال است؛ خواه او خود، خویشتن را به وسیله ی قیامهای تحلیل برنده ی داخلی مدفون سازد و خواه این قیامها او را به سمت پنجه های دشمن خارجی سوق دهد. در هر دو حال، این حکومت مرده به شمار می آید و ناتوان تر از آن است که بتواند از جا برخیزد و لغزش خود را جبران کند. او اینک در مشت ماست. در این هنگام قدرت مجهز سرمایه وارد میدان می شود و سر یک ریسمان ناپیدا را به طرف حکومت جدید می فرستد و این حکومت چون به آن ریسمان نیاز شدید دارد، خواه ناخواه، دست به سویش دراز می کند و آن را می گیرد، که اگر این کار را نکند سقوط خواهد کرد.
ممکن است هواداران لیبرالیسم بگویند که این شیوه با اصول اخلاقی منافات دارد. ما از آنها سؤال می کنیم: وقتی هر کشوری دو دشمن دارد و آن کشور مجاز است که در نبرد با دشمن خارجی خود از هر وسیله و روش و نیرنگی، مثل پنهان نگه داشتن کامل نقشه های هجوم و دفاع خود از دشمن، شبیخون زدن و یا حمله به او سپاهی عظیم که دشمن از آن بی اطلاع است، استفاده کند و هیچ یک از این کارها خلاف اصول اخلاقی به شمار نمی آید، آیا استفاده از این راهها برای نابودی دشمن داخلی که بدتر از دشمن خارجی است و موجودیت جامعه و منافع توده ی مردم را تهدید می کند، اولویت ندارد؟ چگونه می توان گفت که استفاده از وسایل و طرق مذکور در مورد اول رواست و در مورد دوم ناروا؟ حقیقت تردید ناپذیر این است که اگر این وسایل در آن جا مطلقاً بلامانع و رواست در این جا نیز ناروا نبوده و نباید به آن اعتنایی کرد.

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#21
از چه طریق می توان تعلیم در مدارس شهرستان ها و روستاها را کنترل کرد و از آنچه در این مدارس می گذرد آگاهی یافت؟ این کار باری ما دشوار نیست؛ چون امکان ندارد چیزی پنهان بماند. هر سخنی که حکومت بگوید و یا حتی شخص پادشاه اظهار دارد، به دلیل آن که بر سر زبانها می افتد و مردم آن را برای یکدیگر بازگو می کنند، بسرعت در سراسر کشور و سپس در خارج از آن شایع و منتشر می شود.
برای آن که مؤسسات و سازمانهای «گوییم»، پیش از فرا رسیدن زمان موعود، متلاشی نشود لعاب نازکی از برادری فراماسونری روی آن ها کشیده ایم و ظاهری داده ایم که به آنها هیبت و وقار می بخشد. و همان طور که فنرهای یک دستگاه مکانیکی متحرک محکم می شود، فنرهای این دستگاه ها را محکم گرفتیم. این فنرها محکم و کنترل شده بودند اما اکنون بی نظمی ناشی از رواشماری های لیبرالیسم جای آن را گرفته است. ما در اجرای قوانین و انتخابات عمومی و خط دادن به مطبوعات و آزادی افراد کاملاً مداخله کردیم، اما مداخله ی اصلی ما که یکی از اصول برنامه های ما را تشکیل می دهد، در آموزش و پرورش است؛ زیرا این دو سنگ بنای زندگی آزاد هستند.
ما نسل جوان «گوییم» را فریفته و گیج کردیم و با تربیت آنها بر اساس اصول و نظریاتی که می دانیم غلط و دروغ است و در عین حال ما به آنها تلقین کردیم، به فسادشان کشاندیم.
ما بدون آن که در قوانین فعلی تغییرات اساسی ایجاد کنیم توانستیم هاله ای از عظمت و شکوه پیرامون آنها ایجاد کنیم. بدین ترتیب که قوانین را پیچیده و معقد کردیم و در نتیجه به انبوهی از تفاسیر ضد و نقیض شدند و با این کار به نتیجه ی مطلوب خود رسیدیم. یعنی، اولاً به دلیل متناقض بودن این شرح و تفسیرها، معانی قوانین دستخوش غموض و ابهام گردید و راه ها به روی جویندگان آن بسته شد. ثانیاً، به دلیل ناممکن بودن جمع میان مقاصد مختلف و محکم شدن حلقه ی معضلات به طوری که قوانین مانند خانه ی عنکبوت در هم تنیده شد، پی بردن به مغز و لب این قوانین از حیطه ی فهم حکومت ها خارج گردید.
ریشه ی نظریات قضاوت در همین جا نهفته است. (4)
ممکن است بگویید که اگر بگوییم، پیش از آن که برنامه های ما به پایان خود برسد، از آنها بو ببرند، اسلحه به دست گرفته بر ضد ما قیام خواهند کرد. در جواب می گویم که ما در غرب (=اروپا) مانور وحشتناکی تدارک دیده ایم که قویترین دلها را به لرزه می اندازد: حرکتهای سری ویرانگر، لانه ها و کانونهای مخفی و سیاهچال ها. همه ی اینها آماده خواهند بود تا همزمان در پایتخت ها و شهرهای بزرگ منفجر شوند و همه ی مؤسسات و آرشیوها را به باد فنا دهند. (5)

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#22
پروتکل دهم

امروز سخن خود را با تکرار خلاصه ای از آنچه قبلاً گفتیم آغاز می نمایم، و از همه ی شما خواهش می کنم به این نکته توجه داشته باشید که حکومت ها و ملت ها در تحلیل مسائل سیاسی به ظواهر امر بسنده می کنند و از آن پا فراتر نمی گذارند.
آری، وقتی نمایندگان گوییم جز به عیاشی و کامجویی نمی اندیشند، چگونه آنها می توانند به عمق مسائل راه یابند؟ منافع ما اقتضا می کند که به این توضیح کوتاهی که دادم توجه کنیم؛ زیرا وقتی از مسائلی چون تقسیم قدرت، آزادی عقیده، آزادی مطبوعات، آزادی مذهب، حقوق تشکیل جمعیت ها، برابری در مقابل قانون، احترام به حق مالکیت و حق سکنی، بستن مالیات (غیر مستقیم) و قدرت قوانین در ایجاد واکنش در جامعه (6) بحث می کنیم، این موضوع [توجه به توضیح فشرده بالا- م] به ما کمک شایانی خواهد کرد. این مسائل آنقدر مهم و دقیق هستند که نباید به صورت علنی و در برابر چشم و گوش مردم مورد بحث قرار گیرند و اگر ضرورت اقتضا کرد و ناچار شدیم این کار را بکنیم باید به بیان اجمالی آنها بسنده نماییم و از تصریح و تعیین و تفصیل اجتناب ورزیم و همین قدر بگوییم که ما این قوانین جاری را قبول داریم. علت این که باید از تصریح و توضیح بیشتر این مسائل خودداری ورزیم و زبان در کام کشیم این است که وقتی از یک اصل یا قاعده به طور دقیق که هرگونه شبهه ای را از بین می برد، نام نبریم، آزادی عمل پیدا می کنیم و امور را هر طور که خودمان بخواهیم پیش می بریم بدون آن که کسی متوجه قضیه شود. برعکس، اگر اصل یا قاعده ای را مشخص و معین کنیم مثل این است که آن را در معرض بحث و گفتگو گذاشته باشیم و این چیزی است که ما از آن پرهیز می کنیم.
توده ی مردم، طبیعهً، فریفته ی نوابغ صحنه ی سیاست و اعمال شجاعانه، بی باکانه و گستاخانه ی آنها هستند و زبان به اعجاب و ستایش آن اعمال می گشایند. مثلاً می گویند: این کاری است که جز از یک حرامزاده ی پست سر نمی زند، اما براستی فوق العاده و وحشتناک است! یا: درست است که این کار حقه بازی و فریب است اما بی نهایت ماهرانه و زیرکانه می باشد! (7)
از چیزهایی که ما به آن تکیه می کنیم جلب توجه ملت ها به ساختن اسکلت اساسی نظام جدید است که ما خود طرح آن را ریخته ایم. به همین سبب، قبل از هر چیز لازم است جان های خود را مسلح کنیم و دلهایمان را مخزن روحیه ی بی پروایی سازیم که نه ترس می شناسد و نه از عواقب کار می هراسد و هر مانعی را از سر راه خود بر می دارد؛ روحیه ی درنده خویی و بیدادگری، روحیه ای که در سینه ی کارگزاران فعال و دلیر ما موج می زند. وقتی موفق شدیم کودتای خود را به انجام برسانیم به مردم خواهیم گفت:

«شما در وضع بدی به سر می بردید. کارهایتان مختل و از هم پاشیده بود. بدبختی شما و جامعه تان را فرا گرفته و همه چیز شما تباه شده بود. و اکنون ما آمده ایم تا عوامل این همه بدبختی را از بین ببریم و این عوامل عبارتند از: تمسک به غرور و افتخارهای ملی گرایانه، موضوع مرزهای جغرافیایی و پول مخصوص هر کشور. با این حال شما آزاد هستید که این کودتای ما را تأیید و یا محکوم کنید، اما اگر پیش از آن که تحقیق کنید و خدمتی را که به شما خواهیم کرد به محک تجربه بزنید، در مورد ما داوری کنید آیا این داوری عادلانه و منصفانه خواهد بود؟»

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#23
وقتی این کار را کردیم  این طور حرف زدیم، توده ی مردم گول ما را خواهند خورد و زبان به ستایشمان خواهند گشود و سرشار از امید و آرزو ما را مثل یک قهرمان پیروز روی دست های خود بالا خواهند برد. بدین ترتیب، فوایدی که از نیرنگ «رأی گیری» یا حق انتخاب در پی آنها هستیم، بروز می کند؛ زیرا، کاری کرده ایم که این وسیله ی فریبنده دستیابی به «عصای سلطنت جهانی» را برای ما تضمین می کند. وقتی افسون «رأی گیری» در همه جا نفوذ کرد و هر گروه و دسته ای را، هر چند کم اهمیت، فرا گرفت و بر جمعیت ها و تشکیلات حاکم شد، آخرین ثمرات خود را به بار خواهد آورد؛ زیرا مردم قبل از آن که درباره ی ما قضاوت کنند، بر شناختن ما اتفاق نظر خواهند کرد. برای آن که این ثمرات و فواید، آن گونه که میل ماست، سالم بماند باید حق «رأی گیری» را تعمیم بدهیم و کاری کنیم که همه ی افراد، بدون هیچ گونه تبعیضی میان افراد و طبقات، در آن شرکت کنند تا بدین وسیله اکثریت مطلق آراء را از آن خود کنیم؛ اکثریتی که اگر فقط طبقه ی درس خوانده ی ثروتمند در انتخابات شرکت کنند، مسلماً نصیب ما نخواهد شد.
اگر ما خصلت «خود مهم بینی» و غرور را در جان مردم تزریق کنیم پیوند خانواده را از هم گسسته ایم و ارزش های فرهنگی آن را از بین برده ایم، و افرادی را که به دلیل برخورداری از قدرت تفکر، احتمال دارد از توده ی فرماندار ما جدا شوند و راه مخالفت با ما در پیش گیرند، از سر راه برداشته ایم؛ زیرا هرگاه این افراد در صدد انجام یک چنین کاری (مخالفت با ما) برآیند، توده ی مردم که در طرف ما هستند بر ضد آنها برخواهند خاست و زبانشان را خواهند برید. چرا که توده ی مردم عادت کرده اند فقط از ما حرف شنوی داشته باشند چون در مقابل این حرف شنوی و اطاعت به آنها پاداش مادی می دهیم. با این روش، ما یک نیروی بی فکر، کور و خشن به وجود می آوریم که بدون راهنمایی عمال ما، عمالی که آنها را مسند ریاست نشانده ایم و از همین توده هستند و در مشت ما قرار دارند، نمی توانند دست به هیچ حرکتی در هیچ سمتی بزنند. وانگهی، ملت در پذیرفتن این نظام و تسلیم در برابر آن درنگ نخواهد کرد؛ چون می داند که به دست آوردن روزی و دستیابی به منافع و خواسته های خود همه و همه منوط به پیروی از این رهبران و حکامی است که برای آنها منصوب شده اند.
طرح تأسیس حکومت را فقط یک نفر از ما باید بریزد؛ زیرا اگر چند نفر این کار را به عهده بگیرند اختلاف نظر و تضاد پیش می آید و حکومت پیوستگی لازم را پیدا نمی کند. ما باید این طرح را از جنبه ی عملی آن مورد مداقه قرار دهیم اما به هیچ رو نباید با بحث های علنی به بررسی آن بپردازیم تا به دقت و استحکام آن لطمه ای نخورد و پیوستگی و ارتباط اجزای آن و مقاصدی که در هر فقره ی آن گنجانیده و مبهم رهایشان کرده ایم از آنها گرفته نشود. اگر از طریق گذاشتن طرح در معرض رأی گیری به توده ی مردم اجازه دهیم که درباره ی آن به بحث و گفتگو بپردازند و تغییر و تبدیل پیشنهاد کنند، در واقع به آنها اجازه داده ایم عقاید ناسازگاری را که حدیقف ندارد، اظهار کنند و، چون از فهم درستی برخوردار نیستند، میان آنها برخورد عقاید و آراء پیش می آید. علاوه بر این، توده کوته فکرتر از آن است که به اعماق این طرح پی ببرید. بنابراین، ما باید حاصل نبوغ رجال خود را آماج چنگ و دندان توده ی پست و حتی گروه رهبری آنها نکنیم. این طرح های انقلابی در حال حاضر قادر نخواهد بود تشکیلات موجود را بکلی دگرگون کند بلکه نهایت کاری که می تواند بکند ایجاد تغیر در زمینه ی اقتصادی است ولی از آن جا که نتایج، همه، یکی است، در بستر حرکت پیشرفت و تکامل نیز تغییری هماهنگ و همسو با برنامه ی ما به وجود خواهد آمد.
در تمام کشورها نهادهایی را می بینیم که گرچه در هر کشوری نامی دارند اما معنای آنها یکی است: مجلس نمایندگان مردم، کابینه، وزارتخانه، مجلس سنا، مجلس شورای عالی، قوه ی مقننه، قوه ی مجریه و امثال اینها. نیازی نیست که من ارتباط ارگانیک این نهادها با هم را برای شما توضیح دهم چون خودتان این مطلب را خوب می دانید. فقط توجه شما را به این نکته جلب می کنم که هر یک از این نهادها وظیفه ی مهمی در حکومت به عهده دارد. این نهادها وظایف اداری، (8) قانون گذاری و اجرایی حکومت را میان خود تقسیم کرده اند و همانطور که اعضای بدن انسان به عنوان یک مجموعه وظایف خود را انجام می دهند این نهادها نیز وظایفی را که به عهده گرفته اند، به انجام می رسانند و اگر یک عضو از این مجموعه آسیب ببیند سایر اعضا نیز تحت تأثیر آن آسیب خواهند پذیرفت و در نتیجه تمام بدن تباه خواهد شد و مرگ به سراغش خواهد آمد.
زمانی که سموم لیبرالیسم را به پیکر حکومت تزریق کردیم تمامی شریان های آن مسموم می شوند و این یک بیماری کشنده است (9) و باید منتظر مرگ حکومت بود.

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#24
لیبرالیسم حکومتهای مشروطه را که جای تنها حکومت حافظ «گوییم»، یعنی حکومت استبدادی، (10) را گرفتند، به وجود آورد و مشروطه - همانطور که خودتان خوب می دانید - فقط مدرسه ای است برای آموزش رشته های اختلاف، آشوبگری، بدفهمی، مشاجره، تضاد آراء و دعواهای بی ثمر حزبی. در یک جمله، مشروطه مدرسه ای است برای فراهم آوردن عناصری که شخصیت حکومت را درهم می شکند و فعالیت آن را می کشد. تریبون آدم هایی پرحرف که در تخریب حکومت دست کمی از مطبوعات ندارد، شروع به انتقاد از ضعف و ناتوانی حکومتگران می کند و آنها را آدمهای بی بو و خاصیتی جلوه می دهد. این عامل، حقیقتاً، نخستین عامل در قیام بر ضد بسیاری از حکام و به زیر کشاندن آنها از اریکه ی قدرت بوده است.
پادشاهان ساقط شدند و عصر حکومت جمهوری فرا رسید. در این هنگام، ما از میان مرکوب ها یا غلامان خود یک نفر را انتخاب می کنیم و به عنوان رئیس جمهور در رأس حکومت می گذاریم (11) و این همان مین و ماده ی منفجره ای است که زیر صندلی ملت گوییم و به عبارت صحیح تر ملت های گوییم کار گذاشته ایم.
در آینده ی نزدیک نظام مسؤولیت رؤسای جمهور را ایجاد خواهیم کرد. (12) در آن هنگام ما در وضعی قرار خواهیم گرفت که به ما امکان می دهد تا، بدون اعتنا به ارزش های ظاهری، برنامه های خود را که رئیس جمهوری گوش به فرمان ما در برابر آنها مسؤول است، پیاده کنیم. از آن پس، دیگر برای ما اهمیتی ندارد اگر دیدیم که در هنگام بروز بحران پیچیده ی ناشی از مشکل دستیابی به رئیس جمهور جدید، داوطلبان این منصب به جان هم افتاده اند و یکدیگر را از بین می برند؛ زیرا چنین بحران هایی کشور را به کام مصیبت بسیار سختی فرو می برد.
برای آن که ثمره ی برنامه های خود را بچینیم انتخابات ریاست جمهوری برگزار خواهیم نمود و رئیس جمهور را از کسانی انتخاب خواهیم کرد که گذشته ی سیاهی دارند، اما هنوز این گذشته بر ملا نشده است. مانند افرادی که در رسوایی پاناما و یا امثال آن دست داشته اند. یک چنین رئیس جمهوری یقیناً نوکر و گوش به فرمان ما خواهد بود و اهداف ما را پیاده خواهد کرد؛ زیرا از این که گذشته اش برملا شود و رسوا گردد می ترسد. به علاوه آن که، او، همچون دیگر افراد، طبیعهً مایل است جاه و مقام و امتیاز و منزلت آشکاری را که از راه سیاست به دست آورده است، حفظ کند.
و اما مجلس نمایندگان؛ کار این مجلس این خواهد بود که رؤسای جمهور را انتخاب و از آنها حمایت و دفاع کند، اما حق قانونگذاری درباره ی رئیس جمهور جدید و حق تغییر قوانین موجود را از آن سلب خواهیم کرد؛ زیرا، این حق را ما به رئیس جمهور مسؤول که مرکوب رام و فرمانبردار ماست، وا می گذاریم. طبیعی است که رئیس جمهور به دلیل قدرتی که دارد آماج حمله قرار خواهد گرفت و باران انتقاد و عیبجویی از هر طرف بر سر او باریدن خواهد گرفت، لکن ما وسیله ای در اختیارش خواهیم گذاشت که از خودش دفاع کند. این وسیله همان حق رفراندوم و به حکمیت خواندن ملت است که بالاتر از نمایندگان هستند. و ملت (یا اکثریت توده ی مردم) هم کور است و عادت به فرمانبرداری و اطاعت دارد. به غیر از این، ما رئیس جمهور را به حق اعلان جنگ (13) نیز مسلح خواهیم کرد و در توجیه واگذاری این امتیاز خواهیم گفت که چون رئیس جمهوری فرمانده ی کل نیروهای مسلح و حاکم کشور است این حق باید در اختیار او باشد تا عنداللزوم از امنیت کشور و قانون اساسی جدید جمهوری دفاع کند؛ زیرا او نماینده ی قانون اساسی و نسبت به حفظ آن مسؤول است.
گذشته از این، ما حق سؤال از حکومت یا استیضاح آن را در مورد تدابیری که اتخاذ می کند، به بهانه ی حفظ اسرار سیاسی دولت، از مجلس نمایندگان می گیریم. بالاتر از این، تعداد نمایندگان را به حداقل ممکن تقلیل می دهیم. با این کار بلوای سیاسی کاهش پیدا می کند و کسانی که سودای پرداختن به مسائل سیاسی را دارند، از صحنه کنار می روند. در عین حال، اگر مجلس ندای مخالفت سر دهد، چون تعداد نمایندگان کم هستند، با یک همه پرسی، آنها را از سر راه خود بر می داریم. انتخاب رئیس و نایب رئیس مجلس نمایندگان و سنا با رئیس جمهور خواهد بود و پارلمان ها به جای آن که جلسات متعدد تشکیل دهند به تشکیل هر چند ماه یک بار آنها بسنده خواهند کرد. رئیس جمهور، به عنوان رئیس قوه ی مجریه، همچنین حق تشکیل یا انحلال پارلمان را خواهد داشت و در صورت انحلال، تشکیل پارلمان جدید به تأخیر خواهد افتاد. برای آن که نتایج این اعمال کاملاً غیر قانونی گریبان گیر رئیس جمهور نشود و پیش از تحقق کامل برنامه های ما، که مسؤولیت اجرای آنها را به عهده ی رئیس جمهور گذاشته ایم، بال او را نشکند وزرا و دیگر کارمندان عالی رتبه ی اداری را تشویق خواهیم کرد که از رئیس جمهور پیروی نکنند و با خواسته ها و تمایلات او همراهی نشان ندهند و خود سرانه تصمیم بگیرند. (14) بدین ترتیب، مسؤولیت اقدامات، به جای رئیس جمهوری، به گردن اینها می افتد. اکیداً توصیه می کنیم که این روش ما فقط در مورد مجلس سنا یا شورای حکومتی و یا هیأت وزیران پیاده شود و هرگز به افراد واگذار نگردد.
آن گاه رئیس جمهور، به اشاره ی ما، منشأ این گروه را تضاد و تفاسیر گوناگون قانونی اعلام خواهد کرد و سپس همه ی آنها را، باز هم به اشاره ی ما، ملغی خواهند نمود و، به بهانه ی این که مصالح عالیه ی حکومت اقتضا می کند، قوانین موقتی جدیدی پیشنهاد و وضع و حتی از قانون اساسی تخطی خواهد کرد.
با این تدابیر، ما خواهیم توانست قدرت را به دست گیریم؛ قدرتی که به وسیله ی آن قوانین اساسی جهان را تدریجاً و گام به گام از بین می بریم (15) و زمینه را برای آن انتقال بزرگ فراهم می آوریم. وقتی این قوانین را از بین بردیم کلیه ی حکومتها را واژگون و آنها را دنباله رو و فرمانبردار قدرت خود می کنیم.
اعتراف به حکومت استبدادی و مطلقه ی ما ممکن است حتی پیش از نابود شدن قوانین اساسی، صورت بگیرد. این وضع زمانی پیش می آید که ملتها از ناتوانی حکام و مخالفتهای آنها با قوانین به ستوه آمده باشند (و این چیزی است که ما در راه آن فعالیت می کنیم) و فریاد بردارند: «اینها را ببرید و به ما پادشاهی بدهید که بر تمام جهان حکومت کند و میان ما اتحاد برقرار سازد و اختلافات مرزی، افتخارات ملی و نژادی، تعصبات دینی و وامهای کمرشکن را که همگی از عوامل تفرقه و جدایی ماست از میان بردارد و صلح و آرامش را که حکام و نمایندگان سابق (16) ما نتوانستند آن را تأمین کنند، به ما ارزانی دارد».
البته شما خوب می دانید که اگر بخواهیم کاری کنیم که همه ی ملت ها این فریاد را برآوردند باید در کشورهای مختلف عواملی را به وجود آوریم که ذهن مردم را به خود مشغول کند و موجبات نگرانی و ناآرامی آنها را فراهم آورد و این خود رابطه ی حکومتها  و مردم را تیره می سازد. ادامه ی این وضع قوای انسانی را فرسوده می کند، اختلافات کشنده را به جان آنها می اندازد، نفرت و دسیسه و حسد و قحطی و انواع بیماری ها که میکروب آنها را عمداً منتشر کرده ایم، در بین مردم انتشار می یابد و در نتیجه، «گوییم»، تنها راه نجات خود از این مصائب را در پناه بردن به قدرت فراگیر، که مجهز به پول و هر چیز دیگری از این قبیل است، می بیند.
بدیهی است که اگر ما به ملت ها مهلت نفس کشیدن و استراحت بدهیم امید رسیدن به روزی که انتظارش را می کشیم، شدیداً کاهش پیدا می کند.

 

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#25
پروتکل یازدهم

شورای عالی دولت یا مجلس شورای عالی همواره نیرومندترین مفسر قدرت حکومت خواهد بود و به صورت ماسک قوه ی قانونگذاری یا به اصطلاح همان «کمیته ی وضع قوانین و سازمانهای تابعه ی حاکم» باقی خواهد ماند. (17)
این همان برنامه ی قانون اساسی جدید است. ما شرایط لازم را برای قانون، حق و عدالت به وجود خواهیم آورد، به طوری که به نظر رسد این سه عنصر در جایگاه شایسته ی خود قرار گرفته اند. ما این کار را از سه طریق انجام می دهیم:
1- در قالب لوایح قانونی که به قوه ی مقننه احاله می شود.
2- در قالب تصویبنامه های شورای وزیران. (18)
3- در صورت دست دادن فرصت به وسیله ی کودتا.
بعد از بیان این مطالب، اینک به جنبه ی دیگری می پردازیم و اجزایی را که برای ایجاد دگرگونی و انقلاب در دستگاه های دولت، در راستای هدف تعیین شده ی ما، وجودشان ضروری است، توضیح می دهیم. منظورم از این اجزا عبارت است از: آزادی مطبوعات، حق تشکیل جمعیت ها و احزاب و هیأت ها، آزادی عقیده، حق شرکت در انتخابات و امثال اینها که باید برای همیشه از صفحه ی ذهن انسان پاک و محو شوند و یا تغییرات بنیادی در آنها داده شود، به شرط آن که این تغییرات در همان فردای روز اعلام قانون اساسی جدید صورت گیرد. این کار در این زمان شدنی است و ما تمامی دستورهای خود را یک دفعه صادر می کنیم و هیچ چیزی از آن را به آینده موکول نمی کنیم؛ زیرا اگر کمترین تأخیری در این زمینه صورت گیرد هرگونه اصلاح و تغییر مهمی که بعداً در قانون اساسی به عمل آید حتماً خطرناک خواهد بود؛ چون اگر ماده ی اصلاحیه خشن و روش پیشنهاد آن نیز با خشونت همراه باشد، با توجه به کوته نظری پیشنهاد کننده در موضوع پیشنهادی خود، باد به غبغب خواهد انداخت و فکر خواهد کرد که این تغییر باب ارائه ی چنین پیشنهادهایی را به روی امثال او خواهد گشود و در این هنگام خواهند گفت (19) که ما به اشتباهات خودمان اعتراف کرده ایم و این امر به شکوه و جلال حکومت خطاناپذیر ما لطمه می زند. یا خواهند گفت که ما از ترس، تن به تسلیم و همراهی با آنان داده ایم که در این صورت هیچ کس از ما سپاسگزار نخواهد بود، بلکه گمان خواهند کرد که ما تن به اجبار داده ایم و در کار خود شکست خورده ایم. همه ی اینها به خوشنامی قانون اساسی جدید ما ضربه می زند. آنچه ما می خواهیم این است که تا تنور انقلاب و تغییرات ناگهانی داغ است، مردم اعتراف کنند ما قدرتمند هستیم و هیچ کس نمی تواند به اندازه ی یک تار مو ما را که سر تا پا قدرتی هراس انگیز هستیم، از جایمان دور کند. لذا احدی را به حساب نمی آوریم و هیچ ترسی ما را ناچار به پیروی از نظر دیگران نمی کند و همیشه و همه جا آماده هستیم تا هر که را زبان به اعتراض بگشاید خرد کنیم، و ثابت نماییم که بر «گوییم» کاملاً مسلطیم و دوست نداریم قدرت خود را با آنها تقسیم کنیم. ما این کار را در حالی انجام می دهیم که سرها از آنچه اتفاق افتاده، هنوز گیج است و مردم را ترس فرا گرفته. لذا چشم های خود را بر روی آنچه می بینند، می بندند و منتظر می مانند تا ببینند آینده چه می شود.
«گوییم» مانند رمه ای گوسفند است و ما به منزله ی گرگ، و شما می دانید که اگر گرگ به گله بزند چه بر سر گوسفندها می آید.

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#26
عامل دیگری که «گوییم» را وامی دارد تا همه چیز را نادیده بگیرند، این است که به آنها وعده می دهیم که پس از خلاص شدن از شر دشمنان صلح و رام کردن کلیه ی احزاب، آزادی هایی را که از آنان گرفته ایم مسترد خواهیم داشت، اما مدت ها خواهد گذشت و آنان همچنان منتظر آزادی های از دست رفته ی خود خواهند بود.
اکنون می پرسم که چرا ما این سیاست را اختراع و آن را در اذهان گوییم تزریق کرده ایم بدون آن که به آنها فرصت دهیم تا درباره ی انگیزه و مقصود ما از این سیاست بیندیشند؟ آیا جز به خاطر این که از طریق حیله و فریب به چیزهایی دست می یابیم که با پیمودن راه مستقیم هرگز نمی توانیم به آنها برسیم. این همان شالوده ای است که مؤسسات سری فراماسونری ما بر آن استوار است؛ مؤسساتی که این گوییم حیوان چیز مهمی درباره ی آنها نمی دانند و از اهداف پشت پرده ی آنها جز مشتی ظن و گمان اطلاعی ندارند. ما گوییم را به کاروان بزرگ باشگاهها و محافل فراماسونری جذب کردیم و این محافل شروع به پاشاندن خاکستر در چشم اعضای خود کردند. خداوند به ما قوم برگزیده، نعمت اسارت، تبعید، تفرق و پراکندگی در جهان را ارزانی داشت. این امور که در گذشته نشان ضعف ما بودند بعدها سبب قدرت ما شدند؛ قدرتی که امروز ما را در آستانه ی حکومت جهانی قرار داده است. ما تا به این جا رسیده ایم و فقط مانده است که ساختمان عظیم حکومت آینده ی خود را بر این شالوده ها استوار کنیم و این کار چندان دشوار نیست.

 

پی نوشت ها:
1- خ.ت: آزادی، برابری و برادری.
2- خ.ت: حق آزادی، وظیفه ی برابری و ایده ی برادری.
3- خ.ت: این ارتباط اگر شخصی نباشد به هر حال از طریق وفادارترین برادران ما صورت خواهد گرفت.
4- خ.ت: مکتبی که می گوید نباید به الفاظ قانون پایبند بود بلکه باید به کمک وجدان داوری کرد از همین جا نشأت گرفته است.
5- خ.ت: در این هنگام در کلیه ی شهرها، راه آهنهای ویژه ی پایتختها و مترو به وجود خواهد آمد و از طریق این نقبها و حفره های مخفی تمامی شهرهای جهان و سازمانها و آرشیوهای آنها را منفجر و نابود خواهیم کرد.
در پاورقی ترجمه ی تونسی به نقل از اصل انگلیسی آمده است که احتمالاً این تعبیر مجازی است و اشاره به ابزارهایی چون بلشویسم دارد.
6- خ.ت: و قابلیت عطف به ماسبق شدن قوانین.
7- خ.ت: عجب شکستن رسوایی خورد؛ اما چقدر ماهرانه عمل کرد؛ چقدر فریبکار است، اما چقدر دقیق و جسورانه عمل کرد!
8- خ.ت: قضایی.
9- خ.ت: ... چهره ی دولت دگرگون و به بیماری کشنده ی کم خونی Decomposation of the blood مبتلا می شود و...
10- Autocracy
11- خ.ت: به جای پادشاه کاریکاتوری در قالب رئیس جمهور می گذاریم.
12- خ.ت: در آینده ی نزدیک رئیس جمهور را شخصی مسؤول قرار خواهیم داد.
13- خ.ت: حق اعلان حکومت نظامی.
14- خ.ت: ما وزیران و دیگر کارمندان عالیرتبه ی اداری پیرامون رئیس جمهور را تحریک خواهیم کرد که، با صدور فرامین خودسرانه و از پیش خود، دستورهای او را مسخ کنند و بدین ترتیب آنها را مجبور می سازیم که، به جای رئیس جمهور، بار مسؤولیت را به دوش کشند.
15- خ.ت: این اقدامات به ما امکان می دهد هرگونه حقوق یا امتیازاتی را که قبلاً، یعنی در زمانی که قدرت را در اختیار نداشتیم، واگذار کرده بودیم، بتدریج مسترد داریم.
16- خ.ت: نمایندگان کنونی.
17- خ.ت: شورای دولت (State Counceil) قدرت فرمانروا را مشخص و تبیین خواهد کرد. این شورا- که قدرت یک هیأت قانونگذاری رسمی را دارد- به مسؤولین حکومتی دستور صادر خواهد کرد.
18- خ.ت: توسل به فرامین عمومی، دستورهای مجلس سنا و شورای حکومتی و تصمیمات هیأت وزیران.
19- خ.ت: چون اگر این تغییرات با خشونت و قاطعیت همراه باشد و به زور و بدون بصیرت تحمیل شود مردم را عصبانی خواهد کرد؛ زیرا ترس آنها را برخواهد داشت که مبادا تغییرات جدید دیگری در همین راستا به وجود آید. از طرف دیگر، اگر این تغییرات امتیازاتی، ولو بیشتر، به مردم بدهد خواهند گفت که ما به خطایمان اعتراف کرده ایم و...
منبع: نویهض، عجاج، پروتکل های دانشوران صهیون، برنامه عمل صهیونیسم جهانی، ترجمه حمیدرضا شیخی، مشهد: بنیاد پژوهشهای اسلامی، چاپ پنجم (1387).

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#27
پروتکل دوازدهم

واژه ی آزادی را که تفسیرات مختلفی از آن ارائه می شود، ما این گونه تعریف می کنیم: «آزادی یعنی این که تو حق داری آنچه را قانون اجازه داده است انجام دهی». این تعریف، در زمان مناسب، برای ما سودمند خواهد بود؛ زیرا زمام همه ی آزادی ها به دست خواهیم گرفت؛ چون این قوانینند که حرف آخر را می زنند و به اقتضای مصالح ما و آن طور که ما می خواهیم وضع و حذف می شوند.
ما با مطبوعات به این شیوه عمل خواهیم کرد: در حال حاضر مطبوعات چه نقشی ایفا می کنند؟ آیا پیوسته در راه برانگیختن و تحریک و شعله ور ساختن عواطف که در خدمت هدف ما هستند، کار می کنند یا در خدمت اهداف خودخواهانه ی احزاب می باشند؟ (1) از همین جاست که غالب مطبوعات، بی ارزش، دروغگو و جعال هستند و جانب افراط را در پیش می گیرند و اکثر مردم هم از اهدافی که مطبوعات دنبال می کنند، بی خبرند. اما ما مطبوعات را زین می کنیم و بر آنها لگام می زنیم و دهنه ی آنها را محکم می گیریم. با تولیدات رنگارنگ چاپخانه ها و انتشاراتی ها نیز همین کار را می کنیم؛ زیرا تا زمانی که همچنان در معرض یورش های نشریات و کتاب ها هستیم خلاص شدن ما از شر حملات مطبوعات بی معنا و بی فایده است. ما نسبت به فراورده های گوناگون نشر و چاپ که چاپخانه ها دست به انتشار آنها می زنند، عنایت ویژه ای نشان خواهیم داد. امروز انتشار مطبوعات، به دلیل وجود رقیب، پرخرج و هزینه است و ما این مسأله را، که تماماً بر محور مطبوعات می چرخد، به منبع درآمد سرشاری برای حکومت خود تبدیل خواهیم کرد. به این ترتیب که نوعی مالیات پستی برای آنها وضع، و نیز مجبورشان خواهیم کرد که پیش از صدور پروانه ی انتشار، ودیعه ی مالی در اختیار ما بگذارند. این تدبیر شامل همه ی نشریات و روزنامه ها و مجلات خواهد شد و حکومت ما را از هرگونه حمله ی مطبوعاتی حفظ خواهد کرد. در این صورت ما می توانیم هرگونه حمله ی احتمالی از جانب مطبوعات را، در هر زمان، از طریق جریمه های بی رحمانه ی مالی و کسر این جریمه ها از ودیعه ای که در اختیار ما گذاشته اند، در نطفه خفه کنیم. این مالیات ها، ودیعه ها و جریمه ها منبع درآمد هنگفتی برای حکومت خواهند بود. البته روزنامه های احزاب، اندوخته ی مالی برای هزینه ی انتشار خود نخواهند داشت و ما به محض آن که حمله ی خود را تکرار کنند آنها را تعطیل خواهیم کرد. (2) هیچ احدی، هر چند خود را مصون و در امان بپندارد، نخواهد توانست با انتقادی ولو ناچیز به هاله ی تقدسی که پیرامون حکومت ما را گرفته است، خدشه ای وارد آورد.
بهانه ی ما برای توقیف هر نشریه ای این خواهد بود که آن نشریه با مندرجات غیر موجه و بی دلیل خود به افکار عمومی توهین کرده است. (3) خواهش می کنم به این نکته توجه داشته باشید که در بین روزنامه هایی که به ما حمله می کنند روزنامه هایی هستند که ماهیت آنها بر کسی آشکار نیست. این روزنامه های نقابدار را خود ما مخفیانه به وجود آورده ایم. بنابراین، اگر این روزنامه ها به ما حمله و انتقاد کردند، حمله ی آنها به موضوعاتی است که خود ما قبلاً تصمیم گرفته ایم آنها را تغییر دهیم. در چنین موقعیتی به انتقاد ضرری در برنخواهد داشت.
بدون خواست ما، روزنامه ها هیچ خبری را منتشر نخواهند کرد. این موضوع، همان طور که در همین تعداد اندک بنگاه های خبری که اخبار سراسر جهان به آنها مخابره می شود می بینیم، در حال حاضر نیز تقریباً پیاده می شود. خود اداره خواهیم کرد و هیچ خبری در جهان پخش نخواهد شد، مگر آن که ما خود آن را دیکته کنیم. وقتی ما تا به حال موفق شده ایم به وضعیت رضایت بخشی دست یابیم - زیرا هیچ حکومتی نیست که ما نتوانسته باشیم به زوایای آن که گوییم احمق آن ها را «اسرار حکومت» می نامند پی ببریم - (4) پس موقعی که قدرت جهانی ما، در قالب پادشاه ما که حکومتش سراسر کره ی زمین را فرا خواهد گرفت، به رسمیت شناخته شود چه وضعی خواهیم داشت؟

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#28
به مسأله ی مطبوعات و نشر در آینده باز می گردیم. هر کس بخواهد انتشاراتی یا کتابفروشی و یا چاپخانه باز کند باید از یکی از مؤسسه های آموزشی مدرک و جواز بگیرد که در این صورت اگر لغزش یا مخالفتی از او سر بزند بی درنگ مدرکش را می گیریم. با این وسیله و تدابیر ابزار نشر فکری به صورت ابزاری آموزشی در دست حکومت ما قرار خواهد گرفت و در نتیجه، زمینه ای برای گمراه کردن توده ی مردم از طریق پیچیده و ستایش پوچ از برکات و دستاوردهای پنداری عصر پیشرفت و روشنایی، باقی نمی ماند. کیست از ما که نداند این دستاوردهای خیالی و موهوم راهی است که یکراست به بیراهه ها و سرگردانی های تفکر جنون آمیز منتهی می شود و این تفکر جنون آمیز صاحب خود را به جایی می برد که بذرهای هرج و مرج به وجود می آید و این بذرها ابتدا در بین خود مردم و سپس در بین آنها و حکومت پراکنده می شود؛ چرا که ترقی یا به تعبیر بهتر ایده ی ترقی عاملی بود که مردم را به سمت آزادی بی حد و مرز در هر چیز سوق داد. تمام کسانی که آزادی خواه نامیده می شوند اگر عملاً هرج و مرج طلب نباشند، دست کم در عالم فکر آنارشیست هستند. هر یک از این افراد کورکورانه در پی خیالات خود حرکت می کند و روز به روز بر افراط و دیوانگی او افزوده می شود، تا آن که در چاله ی هرج و مرج سقوط می کند و داد و فریاد و اعتراض راه می اندازد، آن هم فقط به خاطر این که دوست دارد مخالفت کند و نه به خاطر هیچ چیز دیگر.
اکنون به بررسی مجلات، رساله ها (5) و دیگر مطبوعات ادواری می پردازیم. اینها را نیز مانند دیگر مطبوعات مشمول مالیات پستی خواهیم کرد، و ملاک دریافت این مالیات تعداد صفحات نشریه خواهد بود. ما این نشریات را به نام قانون ملزم به پرداخت به ودیعه ی مالی خواهیم کرد. بر کتاب هایی که از کمتر از سی فرم (6) فراهم آمده باشند مالیات مضاعف خواهیم بست و مجلات ادواری را که در شمار کتابچه ها یا جزوات قلمداد خواهیم کرد. هدف از این کار دو چیز است: اول این که تعداد این مجلات، که بی ارزش ترین و مسموم کننده ترین مطبوعات هستند، کاهش پیدا کند. دوم این که نویسندگان مجبور شوند به نوشتن کتاب های مفصل خسته کننده روی آورند که این عامل، به علاوه ی عامل گرانی کتاب، خوانندگان را از مطالعه ی آنها رویگردان می کند. درست در همین زمان، ما، خود، مجلاتی را برای فعال کردن حرکت ذهنی در راستای اهداف خودمان منتشر خواهیم کرد. قیمت این مجلات ارزان و مطالب نیز به گونه ای خواهد بود که خوانندگان را به مطالعه ی آن ها راغب کند. مالیات پستی از سوداهای نویسندگان تا حد زیادی خواهد کاست و آنها خود را در محدوده ای تنگ محصور خواهند یافت و در زمان مقتضی جریمه های مالی به سراغشان خواهد رفت و زیر فشار این جریمه  ها از حرکت باز خواهند ایستاد و سرانجام تسلیم ما خواهند شد. با وجود این، اگر باز هم نویسنده ای پیدا شود که جرأت حمله به ما را پیدا کند چاپخانه ای نخواهد یافت که پیش از مراجعه ی به ما برای گرفتن اجازه ی چاپ، اثر او را به چاپ برساند. بدین ترتیب ما می توانیم پیش از چاپ هر نوشته ای به مطالب آن پی ببریم و با کشف دسیسه، آن را خنثی کنیم. با این حال که به محتوای آن نگاه می کنیم. اگر مطلبی در آن یافتیم که لازم است آن را برای افکار عمومی توضیح دهیم، خود ما این کار را می کنیم.

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#29
ادبیات و مطبوعات بزرگترین و مهمترین ابزار آموزشی هستند. به همین دلیل حکومت ما افسار بیشتر مطبوعات را به دست خواهد گرفت و با این کار تأثیرات سوء و زیانبخش روزنامه های مستقل را خنثی خواهد کرد. با این تدبیر ما بالاترین نیروی جهت دهنده به افکار عمومی را در اختیار خود گرفته ایم. اگر برای مثال، برای دیگران پروانه ی انتشار ده روزنامه صادر کنیم، باید به دار و دسته ی خودمان پروانه ی انتشار سی روزنامه را بدهیم. در هر زمینه ی دیگری نیز باید بر اساس همین نسبت عمل کرد. البته، افکار عمومی در این اعمال ما شک نخواهد کرد، چون تمام روزنامه های وابسته به ما، ظاهراً گرایشهای مختلف و آرای متضاد را به چاپ خواهند رساند. این امر توده ی مردم را گمراه و رقبای ما را که نسبت به ما بدگمان نیستند به ما نزدیک خواهد کرد و ما آنها را خواهیم گرفت و چنگ و دندانهای آن ها را خواهیم کشید و دیگری خطری از جانب آنها ما را تهدید نخواهد کرد. (7)
روزنامه های رسمی که سخنگوی ما هستند در ردیف اول قرار دارند. این روزنامه ها همواره پاسدار منافع ما هستند و از همین رو تأثیر زیادی در مسیر حرکت افکار عمومی نخواهند داشت.
در ردیف دوم روزنامه هایی هستند که صبغه ی نیمه رسمی دارند. هدف این روزنامه ها جذب افراد بی طرف و بی تفاوت است.
در ردیف سوم روزنامه هایی هستند که به توصیه ی ما در ظاهر با ما مخالفت می ورزند. دست کم یکی از این روزنامه ها باید سخت از در مخالفت با ما درآید که در این صورت دشمنان واقعی ما در اعماق وجود خود و با زبان بی زبانی از این وضع احساس خشنودی خواهند کرد، غافل از آن که این یک نمایش فریبنده است. این نیرنگ کارگر می افتد و در نتیجه دست آنها برای ما رو می شود.
تمام روزنامه هایی که از ساغر ما می نوشند، چهره ها، قیافه ها و گرایش های مختلفی را به خود خواهند گرفت: از آریستوکراسی گرفته تا جمهوری و انقلابی و حتی آنارشیسم و اسمهای دیگری از این دست. این روزنامه ها همچون «ویشنو» (8)، الهه ی هندی، صدها دست خواهند داشت و هر چشمی از آنها یک جنبه از افکار عمومی را زیر نظر خواهد گرفت. چنانچه نبض فلان روزنامه نگار سرعت بگیرد و تبی آشکار شود آن دست ها افکار عمومی را به سمت خواسته ی ما هدایت خواهند کرد؛ (9) زیرا یک بیمار هیجانی تعادل فکری خود را از دست می دهد و حاضر می شود توصیه هایی را که به وی تسکین و آرامش می دهد، بپذیرد. آن دیوانه هایی که خیال می کند سخنان و نظریات ارگان حزبی خود را تکرار می نمایند، در واقع، اندیشه های خود ما و یا آنچه را ما می خواهیم، به زبان می آورند. آنها گمان می کنند که به کالای خود چنگ زده اند در حالی که پرچمی که زیر آن می ایستند و از آن دفاع می کنند پرچم ماست که بر فراز سرشان در اهتراز است.
برای آن که ارتش مطبوعاتی ما، بر این روشی که گفتیم، سازمان یابد لازم است به تمام مسائل مربوط به آن توجه نشان دهیم. (10) ما زیر پوشش اداره ی مرکزی مطبوعات، کانون های ادبی تشکیل خواهیم داد که در آنها دستورالعمل ها، فرامین و کلمات رمز خود را، بدون آن که کسی متوجه شود، به عمال خود انتقال می دهیم. در این کانونها بحث هایی به صورت نفی و اثبات، موافق و مخالف صورت خواهد گرفت، اما همه ی آنها نمایشی و ساختگی است و به عمق و جوهر حساس قضیه پرداخته نخواهد شد. روزنامه هایی که در رکاب ما حرکت می کنند روزنامه های رسمی سخنگوی حکومت را مورد حملات شدید و بیرحمانه قرار خواهند داد؛ زیرا این کار به ما فرصت می دهد تا پیرامون موضوع (برنامه های خود) با چنان گستردگی و تفصیلی سخن بگوییم که از طریق صدور بیانیه های رسمی در مواقع دیگر، امکانپذیر نیست. دلیل سودمند بودن این سیاست برای ما کاملاً آشکار و روشن است.
این حمله ی مطبوعاتی به ما، فایده ی دیگری نیز در بر دارد و آن این است که مردم باور می کنند آزادی های کامل همچنان وجود دارد این به عمال ما فرصت می دهد تا ثابت کنند که مخالفان ما افرادی هستند فقط پرگو و یاوه گو تا حرف بزنند و با دلیل حرف های خود را ثابت کنند، این کار را نمی کنند و از اثبات ادعاهای خود با دلایل واقعی و منطقی عاجزند. این موضوع، با توجه به دستورالعمل هایی که ما در این زمینه به عمال خود داده ایم، کاملاً محکم کاری شده است.
اقداماتی از این قبیل، که بسیار دقیق است و از دیدگان افکار عمومی پنهان، بهترین وسیله برای جلب اعتماد و اطمینان افکار عمومی نسبت به حکومت ماست. به برکت این اقدامات ما می توانیم، هر وقت که لازم باشد، افکار عمومی را درباره ی یک موضوع سیاسی تهییج یا آرام کنیم و یا آن را به او بقبولانیم یا ذهن او را درباره ی یک موضوع دچار شک و تشویش سازیم. امروز مطالب درست و حق را منتشر می کنیم و فردا مطالب کذب و باطل و بهتان آمیز را. گاه واقعیت ها را و زمانی مطالب ضد و نقیض آنها را و در این میان همواره مواظبیم که پایمان نلغزد و به سر درنیاییم. پیروزی ما بر دشمنانمان تضمین شده و قطعی است؛ چون آنها مثل ما روزنامه ای در اختیار ندارند که افکار خود را به وسیله ی آن منتشر کنند. وقتی مشکلی برای آنها پیش آید که لازم باشد آنها را ساکت کنیم به حل سطحی آن اکتفا می ورزیم.
این ترّهات را عنداللزوم روزنامه های ردیف سوم منتشر خواهند کرد، اما ما نسبت به آنها اظهار خشم و عدم رضایت خواهیم کرد و بلکه به وسیله ی روزنامه های نیمه رسمی ما تکذیب خواهند شد.

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#30
حتی در این زمان، ما نمونه ای از طرز تفکر خود را می یابیم. این نمونه روزنامه های فرانسه است. در این روزنامه ها آثار فراماسونری مشهود است؛ چه، مطبوعات چی های این کشور مقیدند که راز حرفه ی مطبوعاتی را نگه دارند. اگر از آنها راجع به منبع فلان خبر بپرسی مانند رمال های زمان قدیم پاسخی مبهم می دهند و سپس خاموش می شوند. این روزنامه نگاران هیچ گاه نام منبع خبر خود را فاش نمی کنند مگر آن که قبلاً در این زمینه تصمیم جمعی گرفته باشند که این البته مطلب دیگری است. حتی یک روزنامه نگار را پیدا نمی کنید که راز مربوط به خود را فاش سازد. زیرا هیچ روزنامه نگاری نمی تواند به عضویت خانواده ی قلمزنان و نویسندگان در آید، مگر آن که در گذشته ی او لکه ی ننگی وجود داشته و به محض آن که کمترین نشانه ی نافرمانی از او سر زد این گذشته ی ننگین برملا می شود. تا زمانی که این لکه ها فقط برای تعداد معدودی شناخته شده باشد آن روزنامه نگار همچنان در نظر توده ی مردم خوشنام خواهد بود و مردم عوام را به خود جذب خواهد کرد و با غرور و افتخار به دنبالش راه خواهند افتاد.
این محاسبات و برنامه های ما هم اکنون روستانشینان و دهاتی ها (11) را در برمی گیرد. بنابراین، در جاهایی که با مسائل آسایش، امنیت، خواسته ها و تمایلات این مردم تماس پیدا می کند باید آنها را برانگیخته و تحریک نماییم، و وقتی به حرکت درآمدند و برآشفته شدند، داستان آنها را در برداریم و به پایتخت ببریم و به اهالی آن بگوییم: این است خواسته ها و آرزوهای روستانشینان. (12)
بدیهی است که سرچشمه ی خواسته های پایتخت نشینان و روستانشینان، هردو، ما هستیم. آنچه ما از حالا تا زمان رسیدن به قله ی حکومت نیازمند آنیم این است که پایتختها را پی کنیم. ضربه ی پی کننده از روستاها وارد خواهد شد، و سپس به پایتخت نشینان خواهیم گفت: این نظر مردم است. یعنی نظر اکثریتی که عمال ما به آنها نظم و ترتیب و سازمان داده اند. زمانی که فرصت روانی مناسب دست داد باید از بحث و گفتگوی پایتخت نشینان درباره ی هر موضوعی که اتفاق افتاده است، به بهانه ی این که دیگر کار از کار گذشته و روستانشینان - که اکثریت را تشکیل می دهند - آن را پذیرفته و تأیید کرده اند و راه برگشتی وجود ندارد، جلوگیری به عمل آوریم.
در دوره ی حکومت جدید که دوره ی انتقال به حکومت جهانی ماست، باید جلو روزنامه ها را از نشر هر نوع رسوایی و افتضاحی گرفت؛ زیرا لازم است مردم باور کنند که رژیم جدید برای همه ی انسان ها خیر و برکت به ارمغان آورده، جانها از نگرانی به درآمده آرام گرفته اند، جنایات از بین رفته و جامعه از میکروب این وبا پاک شده است. روی حوادث جنایی باید سرپوش گذاشته شود به طوری که فقط قربانیان آنها که طبعاً از بین رفته اند و کسانی که تصادفاً شاهد آنها بوده اند که اینها نیز از بین خواهند رفت، از این حوادث اطلاع داشته باشند.



موضوعات مشابه ...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  نفوذ یهود در دربار ایلخانان مغول ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 24 1,485 02-29-2016, 10:35 AM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  یهود و شبکه بین المللی تجارت ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 8 786 02-29-2016, 12:41 AM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  امضایی با نشان یهود، پای نامه مدعیان مهدویت ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 7 755 09-12-2015, 10:44 AM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  مختصات تشیع انگلیسی را بشناسید ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 8 736 08-13-2015, 12:25 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  پروتکل یهود ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 14 1,423 05-15-2015, 08:46 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان