Agent3-01 محبوب ترین کاربر انجمن
تنها کسی انتخاب میشود که برترین ارسال کننده روز ، هفته و ماه باشد .

آدرس

آدرس فعلی سایت koreafan.eu است در صورت بروز هر مشکل آدرس بعدی koreafan.. میباشد .

ساماندهي

انجمن کره فن در ستاد ساماندهي پايگاه هاي اينترنتي ثبت شد تاپیک

گروه تلگرام انجمن

گروه تلگرامی انجمن برای اطلاع رسانی از مشکلات انجمن و درخواست ها لطفا عضو بشین کلیک کنید



پروتکلهای یهود(به امضاءنمایندگان درجه 33صهیون)؛ براساس چاپ هشتاد و یکم انگلیسی (1985)
زمان کنونی: 11-24-2020، 09:18 PM
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
پاسخ 55
بازدید 2300

امتیاز موضوع:
  • 2 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

[-]
کلمات کلیدی
1985 چاپ امضاءنمایندگان 33صهیون انگلیسی پروتکلهای هشتاد به یهود و درجه براساس یکم ؛

پروتکلهای یهود(به امضاءنمایندگان درجه 33صهیون)؛ براساس چاپ هشتاد و یکم انگلیسی (1985)
نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#51
متن پروتکل های یهود (1)
بر اساس چاپ هشتاد و یکم انگلیسی (1985)


آزادی سیاسی ایده ای بیش نیست و واقعیت خارجی ندارد، اما هر یک از ما باید بداند که چگونه در موقع لزوم از این طعمه برای جذب گروه ها و توده ها به سوی حزب خود و نابود کردن حزب مخالف که حکومت و قدرت را در اختیار دارد استفاده کند

.

پروتکل اول

ما هر اندیشه ای را جداگانه بررسی می کنیم و با مقایسه و نتیجه گیری به توضیح و تبیین آن می پردازیم تا ماهیت آن خود به خود برای ما روشن شود و حقایق همراه و اطراف آن را ببینیم. اما شیوه ی سخن ما ساده گویی و پرهیز از تصنع و آرایه های ادبی خواهد بود.
آنچه اکنون من باید توضیح دهم شیوه ی عملی ماست. من از دو زاویه به شرح این موضوع می پردازم: اول دیدگاه خود ما، و دوم دیدگاه « گوییم ». (1)
پیش از هر چیز باید در نظر داشت که مردم طبیعتاً به دو گروه سالم و ناسالم و خوب و بد تقسیم می شوند و همیشه شمار دومی ها بیش از گروه اول است. بنابراین، بهترین نتایجی که از طریق حکومت بر «گوییم» خواهان تحقق آن هستیم به وسیله ی خشونت و ترور به دست می آید، نه با مباحثات آکادمیک؛ زیرا هر انسانی طالب رسیدن به قدرت است. هر فردی می خواهد - اگر بتواند - دیکتاتور شود. اندکند افرادی که مایل نیستند منافع مردم را فدای منابع خصوصی خود کنند.
چه عواملی گوییم، این حیوانات درنده را از حمله باز می دارد؟ و چه چیز تا به امروز آنها را کنترل کرده است؟
آنان در آغاز پیدایش جامعه، مقهور نیروی بیدادگر کور بودند، ولی بعد قانون بر آنها حاکم شد، اما این قانون در واقع چیزی جز همان نیروی بیدادگر نبود که این بار در لباس دیگری آشکار گردید. از این مطلب نتیجه می گیرم که به موجب ناموس طبیعت، حق با زور است.
آزادی سیاسی ایده ای بیش نیست و واقعیت خارجی ندارد، اما هر یک از ما باید بداند که چگونه در موقع لزوم از این طعمه برای جذب گروه ها و توده ها به سوی حزب خود و نابود کردن حزب مخالف که حکومت و قدرت را در اختیار دارد استفاده کند.
این کار، در صورتی که حزب مقابل گرفتار میکروب ایده ی آزادی موسوم به لیبرالیسم باشد، آسان و ساده خواهد بود؛ زیرا به خاطر پایبندی به این ایده ی صرف از قدرت خود تا حدی کوتاه می آید و این جا، یقیناً، آغاز پیروزی اندیشه ی ماست. در این هنگام وضعیت دیگری به وجود می آید: مهار حکومت سست شده است و کم کم از هم می گسلد. این قانون زندگی است. در نتیجه دست جدیدی می آید و زمام را در اختیار می گیرد و اجزای آن را به هم می پیوندد؛ زیرا نیروی کور توده ی مردم حتی یک روز نمی تواند بدون رهبر و پیشوا دوام بیاورد. سپس حکومت جدید به راه خود ادامه می دهد اما تمام کاری که می تواند بکند این است که بر جای حکومت پیشین که ایده ی لیبرالیسم آن فرسوده و به کام نیستی فرو برده است تکیه زند.
در گذشته این طور بود، اما امروز قدرت طلا جانشین قدرت حکومت های طرفدار لیبرالیسم گشته، و زمان حاکمیت دیانت سپری شده است. امکان ندارد مردم ایده ی آزادی را تحقق بخشند؛ زیرا هیچ یک از آنها طرز استفاده ی دقیق و عاقلانه از آن را نمی داند. ببینید، برای مثال اگر شما برای مدتی به یک ملت استقلال عمل و خودمختاری بدهید چندی نمی گذرد که هرج و مرج او را فرا می گیرد و کارهایش مختل می شود و از این لحظه به بعد خصومت میان جمعیتها و توده ها بالا می گیرد، چندان که میان طبعات مختلف درگیری به وجود می آید و در بحبوحه ی این آشفتگی، حکومت ها می سوزند و به تلّی از خاکستر تبدیل می شوند.
چنین حکومتی سرنوشتش اضمحلال است؛ خواه او خود، خویشتن را به وسیله ی قیامهای تحلیل برنده ی داخلی مدفون سازد و خواه این قیامها او را به سمت پنجه های دشمن خارجی سوق دهد. در هر دو حال، این حکومت مرده به شمار می آید و ناتوان تر از آن است که بتواند از جا برخیزد و لغزش خود را جبران کند. او اینک در مشت ماست. در این هنگام قدرت مجهز سرمایه وارد میدان می شود و سر یک ریسمان ناپیدا را به طرف حکومت جدید می فرستد و این حکومت چون به آن ریسمان نیاز شدید دارد، خواه ناخواه، دست به سویش دراز می کند و آن را می گیرد، که اگر این کار را نکند سقوط خواهد کرد.
ممکن است هواداران لیبرالیسم بگویند که این شیوه با اصول اخلاقی منافات دارد. ما از آنها سؤال می کنیم: وقتی هر کشوری دو دشمن دارد و آن کشور مجاز است که در نبرد با دشمن خارجی خود از هر وسیله و روش و نیرنگی، مثل پنهان نگه داشتن کامل نقشه های هجوم و دفاع خود از دشمن، شبیخون زدن و یا حمله به او سپاهی عظیم که دشمن از آن بی اطلاع است، استفاده کند و هیچ یک از این کارها خلاف اصول اخلاقی به شمار نمی آید، آیا استفاده از این راهها برای نابودی دشمن داخلی که بدتر از دشمن خارجی است و موجودیت جامعه و منافع توده ی مردم را تهدید می کند، اولویت ندارد؟ چگونه می توان گفت که استفاده از وسایل و طرق مذکور در مورد اول رواست و در مورد دوم ناروا؟ حقیقت تردید ناپذیر این است که اگر این وسایل در آن جا مطلقاً بلامانع و رواست در این جا نیز ناروا نبوده و نباید به آن اعتنایی کرد.

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#41
قواعد مربوط به هر یک از مراحل سنی به طور مشخص کنترل و برای هر کدام آنها حرفه ای در خور و متناسب با زندگی ایشان تعیین خواهد شد. فقط افراد نابغه که همیشه بوده و خواهند بود به علت هوش سرشار و نبوغی که دارند می توانند از مرز این مراحل در صحنه ی زندگی بگذرند، اما بدبختی این شخصیت های تابناک و درخشان این است که رفقا و همراهانش افرادی کودن و بی استعداد هستند، و لذا این تیره بختان سعی می کنند با کسانی که برتر از آنها هستند و به حکم فطرت یا لیاقت در انجام دقیق و متقن کارها برایشان امتیاز دارند رقابت کنند. شما، خود می دانید که به سبب جهل گوییم نسبت به این موضوع چه بدبختی ها و مصیبت هایی به سر آنها آمده است. (18)
کسی که متصدی حکومت می شود و می خواهد در دل مردم کاملاً جا باز کند و تصویر زیبا و خوبی از خود در ذهن های آنها داشته باشد، باید تا زمانی که بر سر کار است به هر وسیله ای، چه از طریق مدارس و چه در میادین عمومی، مقاصد و کارها و فعالیت های خود را که موجبات رفاه ملت را فراهم می آورد به آگاهی آنها برساند.
ما هر نوع آموزش خصوصی و آزاد را از بین خواهیم برد؛ زیرا دانش آموزان، در هر مرحله ی آموزشی، حق خواهند داشت با والدین و خانواده ی خود در اماکن عمومی، همچون باشگاه ها، جمع شوند. در این اجتماعات که در ایام تعطیلی برگزار می شود، استادان درباره ی روابط انسانی و قوانینی با ارائه ی شواهد و نمونه ها و درباره ی قید و بندهای ناشی از روابط ناخودآگاه مردم با یکدیگر و بالاخره فلسفه ی نظریات جدیدی (19) که هنوز برای جهانیان آشکار نشده اند، به ایراد خطابه و سخنرانی خواهند پرداخت. ما ارزش این نظریات را تا آن جا بالا خواهیم برد که اهمیت و اعتبار عقاید دینی را پیدا کنند. ما این کار را در مرحله ی انتقال به سمت دستیابی نهایی به دین خویش انجام خواهیم داد. (20)
اکنون که از معرفی برنامه های عملی خود برای زمان حال و آینده فراغت حاصل کردم فشرده ای از مبانی این نظریات را برای شما بازگو می کنم. به طور خلاصه، ما از تجربه ی چندین قرنه، به این نکته پی می بریم که ملت همواره براساس آراء و افکار زندگی می کند و به وسیله ی آنها مسیر خود را می پیماید و این آراء را از طریق آموزش در طول مراحل زندگی خود فرا می گیرد. روش ها و طرق این آموزش مختلف است و ما به وسیله ی این اختلاف روش ها تمام آثار گذشته را از میان برخواهیم داشت و آموزش را در انحصار خود خواهیم گرفت و در نتیجه سر رشته ی هرگونه فکر مستقلی که در گذشته برای جذب ملت ها و کشیدن افکار آنها به طرف خودمان از آن استفاده می کردیم، در دست ما قرار خواهد گرفت.
روش آموزشیی که بر اندیشه ها لگام می زند و ذهن ها را کور می کند امروز در روش معروف به دروس عینی (Object Lessons) متبلور است. (21) هدف از این روش تنبل کردن اذهان گوییم و سوق دادن ان به سمت کودنی و سستی است. در این روش ذهن منتظر می ماند که نمونه هایی از اشیای محسوس و ملموس به او داده شود تا از طریق مشاهده (به جای اندیشیدن) ماهیت آنها را بشناسد. این روش را بزرگترین عمال بورژوازی ما در فرانسه پایه گذاری کردند (22) و اکنون در این کشورها کاملاً موفق شده و جای خود را باز کرده است.

 

پی نوشت ها:
1- خ.ت: با فراماسونهای گوییم که بیش از حد اطلاعات دارند و این زیادی اطلاعات برای سلامت ما زیان آور است، همین رفتار را در پیش خواهیم گرفت. همچنین فراماسونهایی را که به هر دلیلی بخشوده ایم در حال ترس همیشگی از تبعید باقی خواهیم گذاشت.
2- خ.ت: چنین تدابیر و اقداماتی به ملتها خواهد فهماند که به قدرت ما نمی شود تجاوز کرد.
3- Russian Autocracy
4- نوسیوس کرنلیوس سولا یا سیلا، دیکتاتور روم باستان (از 136تا 79 ق.م) بود. وی ابتدا معاون ماریوس بود ولی بعد در ردیف رقیبان او درآمد. سولا مردی شجاع و مکار بود و به همین جهت او را «شیر- روباه» لقب داده بودند-م.
5- خ.ت: بیشتر کسانی که وارد جمعیتهای سری می شوند ماجراجویانی هستند که می خواهند به هر نحو راه خود را در زندگی باز کنند و تمایلی به تلاش و رنج و زحمت ندارند. با وجود چنین مردمی به آسانی می توانیم اهداف خود را دنبال و کاری کنیم که دستگاه ما را به حرکت درآورند.
6- خ.ت: زیرا ما هدف نهایی از هر کاری را می دانیم در حالی که گوییم بیشتر چیزهای مربوط به فراماسونری را نمی دانند و نمی توانند حتی نتایج نزدیک کارهایی را که می کنند، ببینند.
7- Collectivism
8- خ.ت: ما هرگز به قربانیان این گوییم حیوان اعتنا نکردیم. درست است که ما نیز شمار زیادی از ملت خود را قربانی کردیم اما اکنون مقام و موقعیتی در جهان به او داده ایم که قبلاً خواب رسیدن به آن را هم نمی دید. قربانیان ما- که بالنسبه کم هستند- ملت ما را از نابودی حفظ کردند.
9- Superhuman Nature
10- خ.ت: آنها (گوییم) حقیقت را فقط می بینند، اما آن را پیش بینی نمی کنند.
11- خ.ت: ویژگی اصلی قوانین لزوم اطاعت از حکومت خواهد بود.
12- خ.ت: سوء استفاده ی مردم- به استثنای حاکم- از قدرت کیفر بسیار شدیدی به همراه خواهد داشت، به طوری که دیگر هیچ کس تمایلی نشان نخواهد داد که قدرت خود را از طریق این کار تجربه کند.
13- خ.ت: فردی که در برابر خطاهایش حتی بیش از حد لازم کیفر می بیند در واقع سربازی است که در میدان نبرد دستگاه اداری در راه حکومت و عقیده و قانون می میرد. این سه عنصر حتی به کسانی که ارابه ی جامه را هدایت می کنند و رهبری آن را به دست دارند اجازه نمی دهند که به خاطر منافع شخصی از جاده ی اصلی منحرف شوند.
14- خ.ت: زیرا هر فردی که خواهان حفظ منصب خویش است باید برای تضمین آن کورکورانه از ما اطاعت کند.
15- خ.ت: و نیز به این دلیل ساده که حکام وقتی قضات را تعیین می کنند به آنها فشار نمی آورند و تأکید نمی کنند که وظیفه ی خودشان را بفهمند.
16- خ.ت: تعلیم حقوق مدنی.
17- خ.ت: و این نکته ای است که شما خود می توانید در نظام تربیتی گوییم ببینید.
18- خ.ت: ...این برنامه ها مخصوص طبقات و گروههای مختلف تنظیم خواهد شد و تعلیم آنها به طور کاملاً دقیق جدا از هم صورت خواهد گرفت. بسیار اهمیت دارد که به این نظام تشویق کنیم. هر طبقه یا گروهی ملزم خواهد شد که بسته به موقعیت و یا کار خاص خود این برنامه ها را آموزش ببیند. نبوع تصادفی همواره دانسته و خواهد دانست که چگونه به طبقه ی بالاتر نفوذ کند اما به خاطر این پدیده ی کاملاً استثنایی نباید مرز طبقات گروه ها را درهم آمیزیم و نباید به یک چنین افرادی (غیر یهودیانی که استثنائاً نابغه از کار درآمده اند) اجازه دهیم که به مراتب بالا دست یابند؛ زیرا آنها می توانند مناصب کسانی (یهود) را اشغال کنند که اصولاً برای احراز آنها آفریده شده اند. شما خود می دانید که چگونه این امر برای گوییم شوم و بدیمن بوده است. چرا که آنها تسلیم ایده ی کاملاً احمقانه فرق نگذاشتن میان طبقات اجتماعی شده اند.
19- خ.ت: نظریات جدید فلسفی.
20- خ.ت: ما این نظریات را سکوی پرش به طرف درستی ایمان و دیانت خود قرار خواهیم داد.
21- خ.ت: ما قبلاً نظامی برای به تسلیم کشاندن اندیشه های مردم به وجود آورده ایم که به نظام آموزش برهانی یا نظری (Demonstrative education) موسوم است.
22- خ.ت: یکی از بهترین عمال ما در فرانسه، به نام بوروی (Bouroy)، بنیانگذار نظام جدید آموزش برهانی یا نظری است.
منبع: نویهض، عجاج، پروتکل های دانشوران صهیون، برنامه عمل صهیونیسم جهانی، ترجمه حمیدرضا شیخی، مشهد: بنیاد پژوهشهای اسلامی، چاپ پنجم (1387).

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#42
پروتکل هفدهم

اصولاً کار وکالت، افرادی خونسرد، سنگدل، لجوج و پست بار می آورد. کسانی که به این حرفه می پردازند تمام هم و غمشان این است که به یکی از نکات کشدار و مبهم قانون بچسبند و مدتها دور آن بچرخند. هر حق و باطلی را تجویز می کنند تا محملی برای دیدگاه خودشان در دفاع از موکل خویش پیدا کنند، نه این که به مصالح عمومی که برای جامعه اهمیت دارد خدمت نمایند. آنها برای رسیدن به این هدف خود حاضرند دست به هر عمل خلافی بزنند. سعی می کنند به هر قیمتی شده است و با تمسک به هر نکته ی ریز و کوچکی در مواد قانون متهم را تبرئه و آزاد کنند، و بدین سان شکوه عدالت را به بازی می گیرند. همین عامل ما را بر آن می داد تا حرفه ی این افراد را در چهارچوب تنگی قرار دهیم؛ چهارچوبی که موجب کنترل این حرفه و حفظ کرامت آن می شود و آن را در جایگاه قوه ی اجرائیه می گذارد. این کار به خاطر مصلحت عمومی صورت می گیرد. وکلای مدافع (همچون قاضیان) از حق تماس با طرفین دعوی (1) مروم و منع خواهند شد. آنها موظفند کاری را که دادگاه برایشان تعیین و مشخص می کند، انجام دهند. آنچه را دادگاه در اختیار آنها می گذارد مطالعه و بررسی می کننند و بر اساس آن گزارشهای مستند به مدارک قطعی را تهیه می نمایند و آن گاه، پس از استنطاق دادگاه از متهم درباره ی وقایع ملموس دعوی، به دفاع از موکل خود می پردازند. حق الوکاله بر اساس زحماتی که وکیل مدافع متحمل شده است پرداخت خواهد شد، نه با توجه به ارزش دفاعی که کرده است. این روش موجب می شود که وکیل مدافع در تهیه ی دفاعیات و توضیحات خود فقط مصلحت عدالت را در نظر بگیرد و لذا او در این کفه ی ترازوی عدالت همچون دستیاری برای دادستان کل در آن کفه ی دیگر خواهد بود. این اقدامات همچنین سبب می شود که رسیدگی های قضایی زمان کمتری را به خود اختصاص دهد و حرفه ی دفاع بر اساس پایه هایی آبرومند و بدون غرض ورزی و انحراف از مسیر عدالت استوار شود. در این صورت انگیزه ی وکیل مدافع در دفاع از موکل خود نه سودجویی او که الهام وجدان پاک خواهد بود. این روش همچنین به فساد ناشی از سازش و تبانی وکلای مدافع که امروزه ما شاهد آن هستیم و نتیجه اش همراهی وکلای مدافع با آن طرفی است که سود بیشتری به جیب آن ها سرازیر می کند، خاتمه خواهد داد.
ما در گذشته تلاش کرده ایم تا نفوذ روحانیون گوییم را از بین ببریم و آنها را از چشم مردم بیندازیم. هدف ما از این کار لطمه زدن به رسالت آنهاست؛ رسالتی که ممکن بود همواره سد راه ما شود. در حال حاضر این نفوذ روز به روز رو به کاهش می رود.
هم اکنون آزادی وجدان (2) در همه جا حاکم است و ما تا فروپاشی کامل مسیحیت چند سالی بیشتر فاصله نداریم. در برخورد با ادیان دیگر با دشواری کمتری مواجه خواهیم شد، اما صحبت کردن راجع به آنها فعلاً زود است. ما حلقه را بر روحانیت و روحانیون تنگ خواهیم کرد تا از این طریق دامنه ی نفوذ آنها جمع شود و در مقایسه با موفقیت های گذشته آنها سیر قهقرایی بپیماید.

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#43
وقتی زمان نابودی دربار پاپ فرا رسد انگشتان یک دست نامرئی آشکار خواهد شد و به مردم اشاره خواهد کرد که پیش به سوی این دربار. اما وقتی ملت ها به دربار پاپ یورش بردند ما تحت پوشش دفاع از آن و جلوگیری از خونریزی به سوی این دربار خواهیم شتافت و با این بازی دست های خود را در شکم آن فرو خواهیم برد و تا زمانی که قوای آن کاملاً متلاشی نشود و از حرکت باز نایستد، آنها را بیرون نخواهیم کشید.
آن گاه پادشاه یهود پاپ حقیقی سراسر جهان و پاتریاک کلیسای بین المللی خواهد شد.
در خلال این دوره که مشغول آموزش سنت ها و باورهای نوین مذهبی، به عنوان مقدمه ای برای رسیدن به دین ما، به جوانان هستیم، هرگز علیه کلیساهای فعلی اقدام آشکاری نخواهیم کرد، بلکه به مبارزه ی با آنها، از طریق حملات ویرانگر انتقادی که به اختلاف و تفرقه می انجامد، بسنده خواهیم کرد.
به طور کلی مطلبی که فعلاً می توان گفت این است که مطبوعات امروز ما باید به حملات انتقادی گزنده خود به کارهای دولت ها، ادیان و اشتباهات و نقاط ضعف گوییم ادامه دهند. لحن این حملات باید بی نهایت شدید و بدور از آداب معمول در نامه نگاری ها باشد تا تمامی وسایل در تضعیف و درهم شکستن ابهت و نفوذ این عناصر دست به دست هم دهند. تنها کسانی که از عهده ی این روش بخوبی برمی آیند مردان نابغه ی قبیله ی با استداد ما هستند و بس.
سلطنت ما از خدایی «ویشنو» (3) که صورت الوهیت در او تجسم یافته است، دفاع خواهد کرد. ما با صد دست خود کلیه ی مهارهای دستگاه حیات اجتماعی را در اختیار خواهیم گرفت (4) و با چشم های خود، بدون کمک گرفتن از پلیس رسمی، همه ی زوایا و خفایا را خواهیم دید؛ چون ما به این پلیس نیازی نداریم؛ زیرا با وجود آن که حق دخالت دارد و این سلاحی است که خود ما او را به آن مجهز کرده ایم تا در بین گوییم فعالیت کند، به دلیل آن که به صورت مانعی در راه حکومت ها درآمده است کارش مناسب حال ما نیست. برنامه های ما حکم می کند که یک سوم مردم جاسوسی دو سوم دیگر را بکنند. این جاسوسی برخاسته از احساس وظیفه و براساس خدمت داوطلبانه در راه حکومت می باشد. بنابراین، جاسوسی و خبرکشی نه یک کار شوم آور که فضیلت و امتیاز خواهد بود، و چنانچه کسی در این باره زبان به سرزنش و دشنام بگشاید کیفرش را خواهد چشید تا عزت و احترام جاسوسی حفظ شود. (5)
ما جاسوسان خود را از بین طبقات بالا و پایین جامعه، اداری های عیاش و خوشگذران، روزنامه نگاران، نویسندگان، ناشران، کتابفروشان، کارمندان دوایر و دواوین، افرادی که از طریق داد و ستد و خرید و فروش با توده ی مردم ارتباط زیاد دارند، کارگران، رانندگان، خدمتکاران و غیره انتخاب خواهیم کرد. این افراد درست مثل پلیس بدون قدرت هستند: حق هیچ گونه اقدامی در رابطه با موضوعات گزارش های خود ندارند و در این زمینه مطلقاً فاقد صلاحیت می باشند. آنها فقط موظفند ببینند و بشنوند و دیده ها و شنیده های خود را گزارش دهند. اطمینان از درستی این گزارش ها و دستگیری وظیفه ی گروهی مسؤول و ماهر از افسران پلیس خواهد بود و مسؤولیت اجرای اوامر دستگیری را نیز نیروهای ژاندارمری و پلیس شهری به عهده خواهند داشت. چنانچه کسی در رابطه با مسائل حکومت مخالفتی را ببیند و آن را به اطلاع دولت نرساند به مخفی نگه داشتن اطلاعاتی که لازم است به حکومت گزارش دهد متهم و در صورت ثابت شدن این اتهام به مجازات محکوم خواهد شد.

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#44
همانطور که امروز برادران ما، با احساس این نکته که مسؤولند و در صورت اهمال و تقصیر باید شدیداً حساب پس دهند، مکلفند اگر در بین خویشاوندان و نزدیکان خود شنیدند کسی از دین یهود برگشته و یا قصد اغتشاش علیه هیأت قباله (6) را دارد و یا به آن تهمت می زند جریان امر را به این هیأت گزارش دهند، در زمان برقراری حکومت علنی و عالمگیر نیز وضع به همین منوال خواهد بود و همه ی رعایای ما، بدون استثنا، وظیفه خواهند داشت که با این کار به دولت خدمت کنند.
یک چنین تشکیلاتی می تواند با سوء استفاده از قدرت، قانون شکنی، رشوه خواری و دیگر مفاسدی که ما خود به توصیه ی دانشمندانمان، از طریق نظریات حقوق بشر پیشرفته، در بین گوییم رواج داده ایم مبارزه کند. اکنون باید پرسید: ما چگونه و به چه وسیله توانستیم عوامل ایجاد بی نظمی و اختلال در حکومت های «گوییم» را خلق کنیم؟ یکی از این عوامل که مؤثر بود استفاده از مزدوران و جاسوسان است. ما این عده را به بهانه ی این که وظیفه شان اعاده نظم و حق است، می آوریم و آنها با استفاده از پست های مناسبی که در اختیارشان گذاشته ایم عوامل اغتشاش و آتش افروزی را فراهم می آورند و با به کار گرفتن بدترین خصلت های خویش، یعنی خوی ویرانگری، عناد، غرور، استفاده ی غیر مسئوولانه از قدرت و بدتر از همه ی اینها خودکشی در راه پول، در این زمینه وارد عمل می شوند.

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#45
پروتکل هجدهم

هرگاه مصالح ما اقتضا کند که دفاع سری خود را با اتخاذ تدابیر خشن و بی رحمانه (که این خطرناک ترین سم برای هیبت حکومت است) تقویت کنیم، به وسیله ی تعدادی از سخنرانان زبان آور، عوامل وقوع بی نظمی و پیدایی مظاهر خشم و نارضایی مردم را در جامعه به وجود می آوریم. عده زیادی از مردم که فریب حرف را می خورند، دور این سخنرانان جمع شده به دنبال آنها راه خواهند افتاد و ما حالت هیجان عمومی را بهانه قرار داده، از طریق مزدوران خود - که فرمانبردار ما هستند و در دستگاه پلیس حکومت های گوییم کار می کنند - به خانه ها و منازل هجوم برده دست به تفتیش و مصادره می زنیم، مردم را بازجویی می کنیم و آنها را تحت نظر می گیریم و آزادی هایشان را محدود می سازیم، و بدین ترتیب ترس و نگرانی بر همه جا سایه افکن می شود.
از آن جا که بیشتر توطئه چینان ذاتاً برای این کار آمادگی دارند و صرف اقدام به این عمل را برای خود شأن و مرتبتی می دانند و به آن عشق می ورزند، ما هم جلو آنها را باز خواهیم گذاشت و به هیچ رو مزاحمشان نخواهیم شد، چنان که گویی اصلاً بین ما و آنها رابطه ای نیست. منتها در میان آنها جاسوس های مخفی می گماریم تا به وسیله ی آنها توطئه ها برملا شود. لازم است بدانیم که هر چه کشف توطئه های ضد حکومتی فزونی یابد، از هیبت و اقتدار حکومت کاسته می شود؛ زیرا مردم کشف این توطئه ها را نشانگر ضعف حکومت تلقی می کنند و دلیل آن را در موضع گیری ها و ناتوانی ابزار کار او می بینند. بدتر از این، فکر می کنند که حکومت، مردم را در کام ستم فرو برده و این خود، مؤثرترین عامل در ویرانی آن است. شما می دانید که ما از طریق ترورهای متعدد سلاطین گوییم به دست عمال خود - که همچون گوسفند براحتی رام می شوند و هر چه بگویی اطاعت می کنند، فقط به این شرط که از آن ها تمجید، و در برابر مردم به عنوان قهرمانان جهان سیاست از آنها یاد شود - هیبت این سلاطین را درهم شکستیم و با این کار حکومتگران را مجبور کرده ایم که با اتخاذ تدابیر دفاعی علنی، که در واقع جزء اسرار حکومت است، به ضعف خود اعتراف کند و این خود کلید فروپاشی قدرت و حکومت است.
کار محافظت از حکام ما را گروه بسیار کوچکی از نیروهای گارد (7) به عهده خواهد گرفت؛ زیرا ما به هیچ رو، حتی در ذهن خود هم قبول نمی کنیم که ممکن است توطئه ی کثیفی بر ضد یکی از آنها صورت گیرد و او نتواند شخصاً آن را کشف و خنثی کند. ما حتی احتمال این را که فرمانروا در یک چنین وضعیتی شکست بخورد، نمی پذیریم؛ چون اگر این احتمال را بپذیریم - همان طور که گوییم معمولاً این احتمال را در مورد حکام خودشان می پذیرند - معنایش خود به خود و به نظر ما صدور حکم اعدام است، حکمی که اگر بی درنگ دامنگیر شخص حکمران ما نشود ناگزیر در آینده ای نزدیک دامن خاندان او را خواهد گرفت.
رعایت ظواهر، اقتضا می کند که پادشاه ما قدرت خود را فقط در راه خیر و مصلحت ملت به کار گیرد و به هیچ وجه حق ندارد در پی سودجویی برای خود یا خاندانش باشد. این رفتار درست مقام و منزلت او را تا سر حد تقدس در چشم مردم بالا می برد؛ زیرا پی می برند که رفاه جمعی و فردی آنها منوط به تقویت و تحکیم این نظام است.
تدابیر دفاعی علنی نشانگر ضعف درونی دستگاه حکومت است. (8)
هر زمان که پادشاه ما به میان مردم برود جمعیت انبوهی از زن و مرد، که ظاهراً از توده ی مردم هستند و آمده اند تا پادشاه را از نزدیک ببینند (اما در حقیقت محافظ او می باشند)، به صورت دایره هایی تو در تو پیرامون او را خواهند گرفت، به طوری که به نظر می رسد این یک حرکت خودجوش مردمی است. سایر افراد ملت در پشت سر این حلقه های جمعیت قرار خواهند گرفت. اگر توده ها به جلو هجوم بیاورند، این حلقه ها برای حفظ نظم، آنها را به عقب خواهند راند. چنانچه یکی از مردم سعی کند صفوف جمعیت را بشکافد تا خود را به پادشاه برساند و نامه ای را به دست او بدهد کسانی که در دایره ی نزدیک به پادشاه قرار دارند نامه را از او خواهند گرفت و در برابر چشم همه ی مردم آن را به پادشاه خواهند داد، تا مردم مطمئن شوند که نامه های آنها به دست پادشاه می رسد و او شخصاً آنها را می بیند و به کس دیگری واگذار نمی کند. اصولاً شعار قدرت و حضور آشکار و همیشگی آن در اذهان مردم مستلزم این است که مردم وقتی می گویند: «کاش پادشاه از این مسأله مطلع شود. یا کاش این موضوع به گوش پادشاه برسد!!» بتوانند به تقاضای این چنینی خود دست یابند.
اگر سیستم دفاعی سری به صورت رسمی و آشکار درآید، آن هیبت اقتدار مرموز حکومت از بین می رود، و در نتیجه هر آدمکشی وقاحت و سبکسری را به آن جا می رساند که خود را از محافظان پادشاه قوی تر به شمار آورد و سعی کند قدرت خویش را به منصه ی ظهور برساند؛ لذا در انتظار فرا رسیدن لحظه ای می نشیند که به طعمه ی خویش حمله برد و به خواسته ی خود دست یابد.
ما پیش از این گوییم را به پیمودن روش دیگری وادار می کردیم، و به کمک همین روش توانستیم سرانجام اتخاذ تدابیر دفاعی علنی را که اکنون گوییم به آن رسیده اند، ببینیم.
در حکومت ما با جنایتکاران و مجرمان مدارا نخواهد شد. آنها را به محض سوء ظن بازداشت خواهیم کرد. ترس از افتادن در ورطه ی یک قانون مبهم به هیچ وجه نباید اجازه دهد که متهم به جرم سیاسی یا هر جرم کوچک دیگری فرصت فرار از مجازات را پیدا کند؛ زیرا این جا، جای مدارا و ترحم نیست. در عین حال اگر موردی پیش بیاید که به دلیل تأویل و تفسیرهای کشدار یک نکته لازم باشد اجازه ی تجدید نظر در انگیزه های جرم داده شود این کار خواهد شد و این حداکثر کاری است که می توان کرد؛ اما با مجرمین سیاسی هرگز نباید برخورد مسامحه آمیز کرد. اینها خود را گرفتار مسائلی کرده اند که احدی جز دستگاه حاکمه از رموز و اسرار آنها آگاه نیست، و البته هر حکومتی نیز قادر به درک درست اسرار سیاست واقعی نمی باشد.

 

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#46
پروتکل نوزدهم

ما گرچه اجازه نخواهیم داد که افراد خودسرانه امور سیاسی را بازیچه ی خود قرار دهند، اما از طرف دیگر ارائه ی هرگونه یادداشت، عریضه و پیشنهاد به حکومت را تشویق خواهیم کرد و حکومت همه ی اینها و طرح های گوناگون آنها را که بهبود حال ملت می انجامد مورد بررسی قرار خواهد داد. فایده ی این کار این است که افکار ملت و کاستی ها و تمایلات او را برای ما آشکار می سازد. در هر حال، ما با مطالب پیشنهادی برخورد فعال می کنیم. به این صورت که اگر خوب و بجا باشند آنها را می پذیریم و به کار می بندیم و اگر قانع کننده نباشند با بیان این دلیل که پیشنهادها سست و مبتنی بر تصوری کوته بینانه از امور است، آنها را رد می کنیم.
به راه انداختن آشوب و فتنه، در واقع همچون پارس کردن توله سگی در برابر فیل است؛ زیرا پارس کردن به حکومتی که از یک نظام استوار و پلیس هوشیار برخوردار می باشد (9) دلیل بر آن است که پارس کننده یا میزان توانایی و قدرت خود را درک نمی کند و یا نمی داند فیلی که به او پارس می کند چیست. کافی است که به اشاره ی ما این فیل، با یک نمونه ی صحیح، قدرت خود را نشان دهد، آن گاه خواهید دید که چگونه سگ ها از عوعو کردن باز می ایستند و به محض دیدن فیل در برابر او دم می جنبانند.
برای آن که افسر شجاعت و قهرمانی را از سر مجرم سیاسی برداریم او را در ردیف دزدها، جنایتکاران، آدمکشان و دیگر مرتکبان پست ترین و شنیع ترین جنایات، محاکمه خواهیم کرد. بدین ترتیب، موضوع برای افکار عمومی مبهم می گردد و حقیقت این مردی که تا دیروز برای آنها خوشنام بود و ناگهان امروز او را متهم به جرایمی این چنین می بینند، بر آنها مشتبه می شود و با دیده ی حقارت به او می نگرند و رهایش می کنند. (10)
تاکنون ما نهایت سعی خود را به کار بردیم - و فکر می کنیم موفق نیز شده ایم - تا دریافتیم که گوییم توانایی به راه انداختن آشوب را ندارند. برای رسیدن به این هدف، مطبوعات، تریبون های عمومی و بویژه کتاب های درسی همچون کتب تاریخی را که با وسواس زیاد نوشته شده اند به استخدام گرفتیم و در آنها به طور ضمنی، و نه مستقیم و بی پرده، از شهادت و ارزش آن ستایش کردیم. اینها چیزهایی است که اهمیت و ارزش شهادت به اصطلاح در راه مصالح ملت را بالا می برد. نتیجه ی این عمل ما این شد که شمار آزادیخواهان گوییم فزونی گرفت و هزار هزار به ما پیوستند و به صفوف چهارپایان ما ملحق شدند.

 

پی نوشت ها:

1- خ.ت: حق تماس با موکلین خود.
2- خ.ت: آزادی عقیده.
3- ویشنو (Wishnu) دومین خدا از خدایان سه گانه ی هند است، اولین خدا «برهما» با خدای خلقت است. دومین خدا «ویشنو» یا خدای حیات و حافظ کل است و سومین خدا «شیوا» است که خدای مرگ و مهلک کل می باشد. خصوصیت ویشنو این است که دستهای باز فراوانی دارد.
4- خ.ت: حکومت ما همچون خدای هند، ویشنو، صدها دست خواهد داشت و هر دستش یک چرخ از دستگاه اجتماعی را در اختیار خواهد گرفت.
5- خ.ت: ...امتیاز خواهد بود. از طرف دیگر کسانی که گزارشهای دروغ بدهند بشدت مجازات خواهند شد تا درس عبرتی شود برای دیگر گزارشگران که از مصونیت خود سوء استفاده نکنند.
6- قباله یا قبله یا قبالا و یا قبّالا یک واژه ی قدیمی عبری است به معنای سری که حدود نوزده قرن از عمر آن می گذرد. این واژه در هیچ یک از شکلهای آن در کتابهای عربی - مگر به صورت تصادفی - نیامده است و به طور کلی این واژه بندرت به گوش عربها خورده است.
امروزه این کلمه به معنای زیر به کار می رود:
1- معنای ظاهری آن در نزد یهود عبارت است از «تصوف» یهودی.
2- اما چنان که خواهیم دید در واقع و حقیقت امر، «تصوف» پوششی است. باری مخفی نگه داشتن ماهیت وحشتناک سری آن و گمراه کردن اذهان.
3- قبالا مخفی ترین، قدیمی ترین، ناشناخته ترین و مستورترین سازمان دانشوران صهیون است. قبالا بزرگترین لانه ی این دانشوران است، و اینان فرزندان جانباز در راه آن هستند. بنابراین، محور اصلی «یهودیت جهانی» قبالاست.
4- قبالا مکان شناخته شده ای ندارد و با زمان حرکت می کند. «فراماسونری یهودیت جهانی» یکی از ابزارهای این تشکیلات است و «دانشوران صهیون» مجریان نامه ی آن. چرا که این سازمان از دانشوران صهیون است و دانشوران صهیون از آن.
5- خواننده ی رمانهای اروپایی معمولاً نام «قبالا» و «کهال» را همراه با توطئه های بسیار پیچیده مشاهده می کند. این نام با ابهام آغاز می شود و با ابهام و پیچیدگی پایان می پذیرد.
6- قبالا در نظر «دانشوران صهیون» قدرتی است بالاتر از هر قدرت دیگری و دستور قتل و ترور و تخریب را صادر می کند. بزرگترین صحنه ی نمایش آن روسیه ی تزاری بود، و بعد از 1918 به دست صهیونیستهای پیرو عقیده ی «تجمع و یورش» سرو کله ی آن در فلسطین پیدا شد.
7- در بین نویسندگان و مورخان معاصر عرب کسی را سراغ نداریم که به مسأله ی «قبالا» پرداخته باشد. حتی مورخ خوشنام، جرجی زیدان، نیز در کتابهای خود بویژه در داستان فتح اندلس که در آن از فعالیتهای پنهان و شیوه های سری یهود در اسپانیا و تظاهرشان به مسیحیت مفصلاً سخن می گوید، چیزی از «قبالا» نمی گوید.
8- کتابچه ی 122 صفحه ای شیعه المسونیین، چاپ «مطعبه الاباء المرسلین الیسوعیین»، بیروت 1885، تا حد زیاید نقاب از رسواییهای فراماسونری یهودیت برمی دارد، اما هیچ نامی از «قبالا» نمی برد.
9- ظاهراً معنای تحت اللفظی و لغوی «قبالا» قبول و دریافت و گرفتن است و اینها همه به معنای تلقین و تلقن می باشد.
10- شاید میان این کلمه ی عبری و فعل «قبل» در عربی ارتباط ریشه ای وجود داشته باشد. از جمله مصادر این فعل عربی «قباله» و «قباله» است. برای توضیح مطلب مثالی می آوریم: مثلاً فلان شخص ملتزم می شود که کاری را انجام دهد یا وامی را بپردازد. در این جا انجام مورد التزام «قباله» است و تعهدنامه یا سند کتبی التزام «قباله». «قباله» نیز داریم که به معنای مقابل و روبه روست. مثلاً می گوییم: جلست قبالته (= روبه روی او نشستم). هیچ کدام از اینها با «قباله ی» عبری ارتباط ندارد. از فعل «قبل» و گونه های مزید آن مصادر و اسامی چندی به چشم می خورد که در فرهنگنامه ها آمده اند و این جا محل ذکر آن ها نیست.
11- در فرهنگ انگلیسی - عربی معانی عجیبی از «قبالا» می بینیم. این واژه هم با «باء» مخفف نوشته شده و هم با «باء» مشدد:
Cabbala,Cabala,Cabal اسم فاعل آن Cabbaler، مصدر جعلی اش. Cabbalism و نسبت به آن: Cabbalistical, Cabbalistic, Cabbalist.
اولین معنای نخستین واژه، Cabal، عبارت است از یک باند سری چند نفره که برای هدفی پنهان دسیسه می چینند و نقشه می ریزند. از این کلمه فعل لازم «پنهانی توطئه چید» را به کار می برند. پس، کلمه ی «قبله» به معنای تصوف یهودی برای سرپوش نهادن است.
12- این «تصوف» همان تعالیم سری مکیده شده از تلمود است و به عقیده ی یهود، تعالیم تلمود همان اسرار شفاهیی است که موسی به هفتاد نفر از بنی اسرائیل و برادرش هارون و یوشع بن نون سپرد و سپس این اسرار از گروهی به گروه دیگر منتقل شد: از یوشع به «داوران» از داوران به «انبیاء» (بعد از داود و سلیمان) و از انبیاء به انجمن «سنهدرین» و از این انجمن به گردآورندگان تلمود در قرن اول و دوم میلادی رسید و از تلمود تعالیم «قبالا» سربرداشت. پیروان قبالا در هر عصری تا به امروز همان «دانشوران صهیون» بوده و هستند.
13- از این رو، ما که درصدد ارائه ی بحثی مستوفا پیرامون «دانشوران صهیون» هستیم بر آن شدیم تا نهایت کوشش خود را در افشای «قبالا» به کار گیریم. در بخش چهارم این کتاب از قبالا مفصلاً بحث کرده ایم، و ذکر این اجمال در این پاورقی فقط برای جلب توجه خواننده به اهمیت موضوع است؛ زیرا گر خواننده از کنه «قبالا» آگاه نشود، همچون خواننده ی رمانهای غربی، در حالتی از ابهام و گیجی می ماند. پروتکل ها مخصوص این نوشته نشده است که در میان یهود پخش شود بلکه هدف از نوشتن آنها تدوین یک دستورالعمل برای چند صد تن از «دانشوران» است. به همین دلیل پروتکل هفدهم نام «قبالا» را بی پروا می برد، چه، در روزی که پروتکلها نوشته می شد نمی دانست که بزودی روزی برای جهانیان برملا خواهد شد، در صورتی که حتی به آن روز هم نکشید بلکه در همان لحظه ی تولدش برای جهان فاش شد.
7- خ.ت: پادشاه ما به وسیله یک گارد کاملاً سری محافظت خواهد شد؛ چون ما هرگز به احدی نخواهیم داد که فکر کند حاکم ما شخصاً از عهده ی خنثی کردن توطئه علیه خویش بر نمی آید، و لذا از ترس ناچار می شود خود را از دسترس این توطئه ها دور نگه دارد؛ زیرا اگر اجازه بروز چنین تفکری را بدهیم - تفکری که در میان گوییم حاکم است - سند مرگ پادشاه خود را امضا کرده ایم، و این مرگ اگر به سراغ شخص پادشاه نباید یقیناً به سراغ سلسله و دودمان او خواهد رفت.
8- خ.ت: محافظت علنی از پادشاه برابر است با اعتراف به ناتوانی و ضعف قدرت او.
9- خ.ت: زیرا در حکومتی که از نظر اجتماعی، نه از نظر پلیسی، بخوبی سازمان یافته است، پارس کردن سگ به فیلی مشکلی ایجاد نمی کند.
10- خ.ت: ... محاکمه خواهیم کرد. در این صورت افکار عمومی به جرایم سیاسی با همان دیدی نگاه خواهد کرد که به جرایم عادی می نگرد، و داغ رسوایی و ننگی را که بر پیشانی مجرمان عادی می زند بر پیشانی مجرمان سیاسی نیز خواهد زد.

منبع: نویهض، عجاج، پروتکل های دانشوران صهیون، برنامه عمل صهیونیسم جهانی، ترجمه حمیدرضا شیخی، مشهد: بنیاد پژوهشهای اسلامی، چاپ پنجم (1387).

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#47
پروتکل بیستم

امروز درباره ی برنامه ی مالی که چون دشوارترین مسأله و هدف نهایی است و حرف آخر را می زند و تأثیر خود را در تمام برنامه های ما می گذارد بحث از آن را به بخش پایانی این گزارش موکول کردم، صحبت می کنیم. پیش از هر چیز یادآوری می کنم که قبلاً در جایی از صحبت هایم به طور گذرا اشاره کردم که حاصل تمامی کارها و فعالیت های ما را ارقام تعیین می کند.
زمانی که سلطنت خود را برپا کردیم، حکومت اتوکراسی ما، نظر به اصل محافظت از خویش، از تحمیل مالیات های احمقانه به ملت اجتناب خواهد ورزید؛ زیرا این نکته را فراموش نمی کند که او به منزله ی پدر و سرپرست آنهاست. اما از آن جا که نظام اداری دولت هزینه های زیادی را می طلبد، دولت ناچار است پول لازم را فراهم آورد. او برای انجام این کار، از بهترین و ساده ترین راه ها استفاده خواهد نمود و در عین حال، توازن در این زمینه را نصب العین خود خواهد کرد.
در حکومت آینده ی ما پادشاه از خصوصیتی معنوی و شرعی بهره مند خواهد بود؛ خصوصیتی که به موجب آن مالک همه چیز در حکومت به شمار می آید (و می تواند این قدرت مالکیت را از حالت نظری و معنوی به حالت فعلی و عینی درآورد) و حق دارد، برای سامان دادن به گردش پول در کشور، دست روی تمام اموال و املاک بگذارد. بر همین اساس، نظام مالیات های عمومی می تواند جای خود را به نظام مالیات تصاعدی دارایی ها و املاک بدهد. به این ترتیب مالیات تصاعدی پرداخت می شود بدون آن که به مالیات دهنده ستم یا اجحافی شده باشد؛ چون این مالیات به نسبت درصدی (1) از بهای دارایی ها و اموال گرفته می شود. ثروتمندان باید بدانند که موظفند مقداری از زیادی ثروت خود را در اختیار دولت بگذارند تا او به آنها اجازه ی کسب شرافتمندانه بدهد. می گویم شرافتمندانه، چون سیستم کنترل و نظارت بر دارایی ها به هرگونه سرقت و قاچاق کالا در پوشش قانون کاملاً پایان خواهد داد.
این اصطلاح اجتماعی باید از بالا شرع شود. هم اکنون زمان برای این کار مناسب و وسایل آن فراهم است و صلح و امنیت در گروه این اصلاح می باشد.
مالیات بستن به فقرا بذر انقلاب را می افشاند، و همچون موریانه ای است در پیکر حکومتی که در پی به دست آوردن اندک پولی از فقرا که هیچ گاه مشکلش را حل نخواهد کرد، له له می زند و ثروت زیاد توانگران را که در اختیار اوست رها می کند. افزون بر این، گرفتن مالیات از سرمایه داران از انباشت ثروت در دست عده ای محدود، یعنی همان کاری که ما در حکومت های گوییم کرده ایم تا کفه ی توانگران رادر مقابل کفه ی دیگر یعنی قدرت مالی دولت سنگین تر کنیم، جلوگیری می کند.
مالیات تصاعدی به نسبت درصدی از سرمایه، درآمدش به مراتب بیشتر از مالیات فعلی است (2) که بر مشمولان مالیات و کالاها و دارایی ها بسته می شود.
البته حاکمیت سیستم مالیاتی اخیر در بین ملت های گوییم به نفع ماست، چون در ایجاد ناآرامی و اغتشاش به ما کمک می کند.

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#48
نیرویی که پادشاه ما در حکومت آینده خود به آن تکیه خواهد کرد بر دو امر استوار است: توازن مالی و امنیت دائم. برای این منظور، لازم است که سرمایه داران از قسمتی از درآمد خود صرف نظر کنند تا ماشین حکومت چنان که باید به حرکت خود ادامه دهد. هزینه های دولت را باید همان کسانی تأمین کنند که مالیات تصاعدی باری به دوش آنها نمی گذارد و آن قدر پول دارند که هزینه ها را بشود از آنها گرفت.
اخذ مالیات ها برای رفع نیازهای دولت به این شیوه کینه ی طبقات فقیر را نسبت به توانگران از بین خواهد برد؛ زیرا فقرا ملاحظه خواهند کرد که ثروتمندان با پرداخت رضایتمندانه ی مالیات ها دولت را کمک مالی می کنند و موجبات آرامش و رفاه را فراهم می آورند.
برای آن که طبقات تحصیل کرده از هزینه هایی که به موجب سیستم مالیات تصاعدی متحمل می شوند زبان به شکوه نگشایند و واقعیت ها چنان که هست روشن شود، کلیه ی مخارجی که از محل این مالیات ها هزینه می گردد (به استثنای پول هایی که به مصرف امور تاج و تخت و دستگاه های اداری می شود) با ذکر آمار و ارقام مفصلاً توضیح داده خواهد شد.
آن که بر تخت حکومت می نیشیند نباید مانند افراد عادی دارایی شخصی داشته باشد، چون در حکومت همه چیز حکم وقف خواهد داشت و او به منزله ی متولی آنها خواهد بود. در غیر این صورت شخصیت او به عنوان حاکم با شخصیت فردی که اموال خصوصی دارد منافات پیدا خواهد کرد. مالکیت فردی حاکم معنایش این است که حق او در حکومت از بین رفته است. (3)
نزدیکان و خویشاوندان حاکم - به استثنای ورثه ی او که به هزینه ی دولت اداره می شوند - یا باید در سلک کارمندان دولت درآیند و یا کار دیگری برای خود دست و پا کنند تا بتوانند مثل بقیه ی مردم حق مالکیت فردی را احراز نمایند. چرا که همخونی آنها با پادشاه این حق را به آنها نمی دهد که خزانه ی دولت را چپاول کنند.
خرید و فروش، دریافت وجوه نقدی و ارث، کلاً مشمول مالیات تصاعدی خواهد بود. همچنین فروش دارایی های منقول و غیر منقول به صورت نقد یا غیر نقد اگر فاقد اظهاریه ی پرداخت مالیات باشد مالک سابق مجبور خواهد شد که از لحظه ی پایان معامله تا زمان کشف آن بهره ی مالیات بدهد؛ زیرا این معامله قاچاق و غیر قانونی به شمار می آید. لیست نقل و انتقالات و معاملات با ذکر نام و آدرس مالکین قبلی و فعلی، هر هفته باید به ادارات دارایی محلی داده شود. در این گونه موارد نیز مالیات سبکی به نسبت یک درصد گرفته خواهد شد. شما می توانید تصور کنید که مجموع این مالیات ها در یک بار با مجموع درآمد چند باره ی دولت های گوییم برابری می کند.
خزانه باید مبلغ معینی به عنوان ذخیره نگه دارد و مازاد بر آن را به جریان بیندازد. این ذخیره (4) بایستی صرف کارهای عمومی شود؛ زیرا زمام کار در مشاغل عمومی و از جمله درآمدها در دست حکومت خواهد بود و در نتیجه کارگران به حکومت وابسته شده نسبت به آن و حکومتگران وفادار خواهند ماند؛ چرا که مصلحت آنها در این امر است. بخشی از ذخیره (4) باید برای پاداش به مخترعین و کسانی که در راستای تولیدات بهتر کار می کنند اختصاص داده شود.

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#49
نباید کمترین مبلغی از ذخیره و نیز مبالغی که برای ایجاد توازن اختصاص یافته اند در دوایر خزانه داری راکد بماند؛ چرا که اصولاً پول برای این به وجود آمده است که در جریان باشد. هرگونه رکودی در این زمینه ماشین حکومت را از حرکت بازمی دارد. چون پول برای حکومت به مثابه ی سوخت برای ماشین است و چنانچه این سوخت دچار توقف شود ماشینها و چرخهای دولت از چرخش باز می ایستد.
گذاشتن اوراق بهره (5) به جای اسناد خزانه، (6) ولو به مقدار کم، درست منجر به همین رکود می شود و نتیجه ی سوء این جایگزینی روشن است.
ما اداره ی حسابرسی به وجود خواهیم آورد؛ دیوانی که به موجب آن حاکم می تواند هر لحظه ای که اراده کند از درآمدها و هزینه های دولت - به استثنای بیلان ماه جاری که هنوز خاتمه نیافته و بیلان ماه گذشته که لیست آن هنوز به مراجع آن تسلیم نشده است - آگاه شود.
تنها کسی که چپاول خزانه ی دولت به صلاح او نیست، صاحب آن یعنی حاکم است. همین عامل موجب می شود که نظارت او بر خزانه داری سلامت آن را تضمین کند و اموال و سرمایه ی خزانه بیهوده خرج نشود.
مراسم و تشریفات درباری؛ نظیر ملاقات ها، جشن ها و غیره که میزان قابل توجهی از وقت حاکم را می گیرد، لغو خواهد شد، تا فرصت کافی برای نظارت بر گردش کارها و روند امور و رسیدگی به مشکلات و مصالح و مهمات مملکت پیدا کند. بنابراین، قدرت حاکم چونان غنیمتی، تاراج درباریان و نزدیکان و کسانی که برای کسب جاه و جلال و خودستایی اطراف شاه را گرفته اند و دنبال منافع شخصی خود هستند و مصالح دولت اصلاً برایشان اهمیتی ندارد، نخواهد شد.
بحران های اقتصادیی که ما برای گوییم آفریدیم، فقط از  طریق خارج ساختن پول از جریان صورت گرفته است. در نتیجه ی خارج ساختن پول از دست دولت مبالغ هنگفتی از سرمایه ها راکد شد و دولت به نوبه ی خود مجبور گردید از صاحبان این پول ها وام بگیرد. بهره ی این پول ها بار مالی سنگینی به دوش دولت گذاشت و سیستم مالی آن اسیر و برده ی این دیون یا سرمایه ها گشت... وانگهی، انحصار صنعت در دست سرمایه داران بزرگ به جای توزیع آن در بین تعدادی میانمایه شیره ی ملت و حکومت، هر دو، را کشید.
انتشار پول در زمان حاضر به شیوه ای است که با نیازهای فرد فرد مردم اصلاً تناسب ندارد و نمی تواند نیازهای تمام کارگران را برآورده کند. مقدار انتشار پول باید با رشد جمعیت هماهنگ باشد و در این محاسبه باید نوزادان را نیز به شمار آورد؛ زیرا اینها از همان لحظه ی تولد جزء مصرف کنندگان محسوب می شوند. پس، اصلاح نظام انتشار پول مسأله ای است که برای همه ی جهان اهمیت دارد.
شما می دانید که عمل کردن به معیار طلا، دولت هایی را که از آن استفاده کرده اند، به نابودی کشانده است؛ چرا که این معیار نتوانست جای نیاز به پول را بگیرد. در نتیجه، وضع روز به روز وخیمتر شد؛ لذا ما ناچار شدیم تا آن جا که ممکن است طلا را از جریان خارج کنیم.
در حکومت ما ارزش کار نیروی انسانی جای معیار طلا را خواهد گرفت، خواه این ارزش با کاغذ محاسبه شود یا هر چیز دیگر. ما پول را به اندازه ی نیازهای عادی در هر زمینه، منتشر خواهیم کرد و هر از چند گاهی نیز موالید را اضافه و متوفیان را از شمار حذف خواهیم نمود.
حساب های دولت بر اساس استقلال ادارات خواهد بود و هر اداره ای در قبال کارهایی که می کند مسؤول است (روشی که امروز در فرانسه معمول است).

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#50
برای آن که در پرداخت بستانکاری های دولت که برای ادامه ی فعالیت دستگاه های آن ضرورت دارد تأخیری صورت نگیرد، طی صدور فرامینی از سوی حاکم مبلغ و شروط آنها تعیین خواهد شد. این کار به طرفداری های معمول وزارتخانه ها (7) از فلان مؤسسه ی تحت حمایت آنها در برابر مؤسسه ای دیگر پایان می دهد و بدین ترتیب از آسیب در امان می مانیم.
برای حفظ انسجام میان درآمدها و هزینه ها، همواره بین آنها موازنه برقرار خواهد شد.
طرح هایی که برای اصلاح و بهبود تشکیلات و نهادهای گوییم می ریزیم در قالب هایی خواهد بود که موجبات ترس و نگرانی آنها را فراهم نیاورد. ما با بیان این نکته که وضعیت ملت های گوییم به سبب فساد و انحراف مالی آنها دچار اختلال شده است، لزوم این طرح های اصلاحی را برای آنان توضیح خواهیم داد. نخستین عنصر این فساد و تباهی، چنان که خواهیم دانست، از این جا ظهور می کند که: بودجه ی سالانه طبق معمول تنظیم می شود، اما چندی نمی گذرد که بر اثر اصلاح فزاینده و سال به سال آن، بیمار و دستخوش تورم می شود؛ چون گوییم این بودجه را تا میانه ی راه می برند و در آن جا چرخهای آن عیب بر می دارد و حرکتشان به کندی می گراید؛ لذا برای رفع این خلل بودجه ای اضافی تهیه می بینند و سه ماهه آن را نیز خرج می کنند و باز برای جبران کاستی ضمیمه ی مالی دیگری دست و پا می کنند و سرانجام، همه ی اینها به یک بودجه ی تصفیه شده منتهی می شود. سال جدید فرا می رسد و ناچار این سال نیز بر میراث سال گذشته از جمله بودجه ی تصفیه شده مبتنی می شود و اینها همه اشتباه و عیب و تباهی است؛ زیرا انحرافی که در سال جدید پیش می آید به پنجاه درصد می رسد و طی ده سال بودجه به سه برابر بالغ می شود. علت آن که خزانه ی دولت های گوییم خراب و سرانجام تهی می شود، همین راه ها و روش هاست که خود ما برای این دولت ها ساخته ایم. پس از این مرحله نوبت وام ها می رسد و باقیمانده ی خزانه ی آنها را فرو می بلعد و به ورشکستگی می کشاند.
بر شما پوشیده نیست که تشکیلات اقتصادی از این نوع - که ما خود به قصد تخریب آنها به گوییم پیشنهاد و عرضه کرده ایم - مناسب و لایق پیاده شدن در حکومت ما نیست.
هر قرضی دلیل بیماری دولت و فهم و شناخت نادرست آن از حقوق خود است. چرا که وام ها چونان شمشیر داموکلس بر فراز سر حکومتگران است. آنها به جای آن که از طریق اخذ مالیات های موقت از مردم نیاز پولی خود را برآورند دست کمک خود را به سوی بانک های ما دراز می کنند. وام های خارجی همچون زالویی است که بر پیکر دولت می چسبد که تا از خون سیر نشود یا خود دولت آن را نکند و دور نیندازد از بدن او جدا نمی شود. اما حکومت های گوییم ناتوان تر از آنند که این زالو را از پیکر خود بکنند لذا به راهی ساده تر و آسان تر پناه می برند و با به کارگیری زالوهای بیشتر و بیشتر درصدد درمان بیماری خود بر می آیند تا آن که رگ های آن ها خشک می شود و خون از جریان باز می ایستد.
معنای واقعی قرضه ی داخلی چیست؟ (8) قرض عبارت است از انتشار اسناد خزانه به وسیله ی دولت ها که به موجب آنها پرداخت بهره ای با نسبت درصدی از مجموع سرمایه ی وام گرفته شده الزام آور می شود. اگر قرض با بهره ی پنج درصد باشد در مدت بیست سال دولت بی جهت بهره ای معادل اصل مبلغ قرضه و در چهل سال دو برابر این مبلغ و در شصت سال سه برابر آن را خواهد پرداخت. این در حالی است که اصل وام هنوز پرداخت نشده و به صورت دینی بر عهده ی خزانه داری باقی مانده است.



موضوعات مشابه ...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  نفوذ یهود در دربار ایلخانان مغول ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 24 1,471 02-29-2016, 10:35 AM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  یهود و شبکه بین المللی تجارت ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 8 778 02-29-2016, 12:41 AM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  امضایی با نشان یهود، پای نامه مدعیان مهدویت ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 7 740 09-12-2015, 10:44 AM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  مختصات تشیع انگلیسی را بشناسید ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 8 712 08-13-2015, 12:25 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  پروتکل یهود ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 14 1,409 05-15-2015, 08:46 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان