آدرس

آدرس فعلی سایت koreafan.eu است در صورت بروز هر مشکل آدرس بعدی koreafan.. میباشد .

ساماندهي

انجمن کره فن در ستاد ساماندهي پايگاه هاي اينترنتي ثبت شد تاپیک

گروه تلگرام انجمن

گروه تلگرامی انجمن برای اطلاع رسانی از مشکلات انجمن و درخواست ها لطفا عضو بشین کلیک کنید



چهل فرسخ پياده‌روي براي زيارت سرور شهیدان
زمان کنونی: 12-01-2020، 05:23 AM
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
پاسخ 2
بازدید 510

امتیاز موضوع:
  • 2 رای - 4.5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

[-]
کلمات کلیدی
شهیدان زيارت براي فرسخ سرور چهل پياده‌روي

چهل فرسخ پياده‌روي براي زيارت سرور شهیدان
#1
يكي از دوستان بنده نقل مي‌كرد که پنجاه سال پيش كنار ضريح حضرت سيّدالشهدا (ع) مشغول زيارت بودم، ناگهان متوجّه پيرمردي شدم كه با لباسي كه مملو از گرد و غبار بود وارد حرم مطهّر شد، پس به سمت ضريح آمد و خطاب به حضرت سيّدالشهدا (ع) عرض كرد: «ثروتي نداشتم كه با آن مركبي كرايه كنم، از منزل تا حرم را كه چهل فرسخ بود به عشق زيارت تو، با پاي پياده آمدم.» اين چه عشق و شوري است كه پيرمرد فقير و ناتوان را به حرم معشوق مي‌كشاند.
در بيابان گر به شوق كعبه خواهي زد قدم
سرزنش‌ها گر كند خار مغيلان، غم مخور
(حافظ شیرازی)
سپس آن پیرمرد به حضرت عرض كرد: «براي اولين بار به كربلا آمدم. از آن جايي كه آدرس نداشتم، از ديگران مسير حرم شما را مي‌پرسيدم تا به اينجا رسيدم. سواد كافي ندارم تا زيارت‌نامة شما را بخوانم، امّا حسين جان! در روز قيامت در ميان جمعيت انبوه نمي‌توانم شما را پيدا كنم. به اينجا آمدم تا به شما بگويم، در روز قيامت، خود در جست‌جوي من باش، دست مرا بگير و مرا در كنار خودت در بهشت قرار بده.»

ادامه دارد....
نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#2
زائران حسینی، شریک ثواب شهدای کربلا
افرادی که برای زیارت حضرت سیدالشهدا (ع) به کربلا می‌روند و برای مصائب ایشان اشک می‌ریزند در پاداش عظیمی که برای شهدای کربلا در نظر گرفته شده شریک هستند. این حقیقت را جابر بن عبدالله انصاری[1] از رسول خاتم (ص) نقل کرده است.
عطیه عوفی[2] نقل می‌کند که با جابر براى زيارت حضرت سيّدالشهدا (ع) به كربلا آمديم. جابر غسل كرد و بر خود عطر زد. از آن‌جایی که جابر نابینا بود، دستش را گرفتم و بر قبر مطهّر حضرت سيّدالشهدا (ع) گذاشتم. ناگهان بیهوش شد و به زمین افتاد. بر صورت ایشان آب ریختم تا به هوش بیاید. بعد از آنکه به‌هوش آمد با سوز دل سخنانى جگرسوز به محضر حضرت امام حسين (ع) عرضه داشت؛ سپس به شهداى گرانقدر كربلا سلام كرد و در پايان گفت: «ما نيز در مجادله، مقاتله و يارى ذرّية خاتم پيامبران (ص) و شهادت در محضر او شريك بوديم.»
عطيّه که از کلام جابر شگفت زده شده بود پرسید: «ما رنجى نبرديم و شمشيرى نزديم، سرهاى اين گروه از بدن جدا و همسران‌شان بيوه، و فرزندان‌شان يتيم شدند، چگونه در اجر با ايشان شريك هستیم؟» جابر در پاسخ گفت: «عطيّه! من خود از رسول‌خدا (ص) شنيدم كه فرمود: هر كس عمل قومى را دوست دارد، در ثواب آن عمل با آنان شريك است.» سپس گفت: «اى عطيّه! رسول‌خدا (ص) فرمود: نيّت من و اصحابم بر همان نيّت حسين (ع) و اصحاب اوست‏.»[3]
از این حکایت مهم و معتبر می‌توان دو نتیجه مهم گرفت؛ اول آنکه نيّت خير دارای ارزش فراوانی است و می‌تواند انسان را به كاروان نور متصل سازد. دوم آنکه نيّت و عمل امام‌حسين (ع) و يارانش از چه عظمتى برخوردار است كه رسول‌خدا (ص) براى شركت در ثواب شهداى كربلا نیّت خود را همانند نیت حضرت سیدالشهدا (ص) و یاران‌شان می‌داند.
چه نيكوست تمام مردم نيّت خود را در همة شؤون حيات در جهت نيّت شهداى كربلا قرار دهند، سپس آن نيّت پاك و نورانى را به مرحله اجرا بگذارند تا اخلاق و عمل‌شان نيز به نور حقيقت منوّر شود و در حدّ خود به فوز عظيم برسند.

ادامه دارد....

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#3
حضور امام حسين (ع) در لحظة جان دادن
کسانی که توفیق نوحه‌خوانی و ذکر مصیبت برای حضرت سید الشهدا (ع) را دارند به مقامات فراوانی دست می‌یابند. یکی از این موارد آن است که در هنگام جان دادن، حضرت سید الشهدا (ع) بر بالین‌شان حاضر می‌شود تا جان دادن برای آنان آسان شود.
زمانى كه در شهر مقدس قم مشغول تحصيل علوم اسلامى و معارف‏ اهل‌بيت:‏ بودم، گاهى براى دیدار با والدین به تهران مى‏آمدم. در اين میان با يكى از دوستان شهيد، مجاهد فى سبيل اللّه، نواب صفوى آشنا شدم و به وسيله او به گروهى پيوستم كه تعدادى از آنان، از اولياى خدا و بندگان خاص حق بودند. پيوستن به آن گروه براى بنده كه در سنين جوانى بودم، بركات معنوى فراوانی داشت و در تربيت و رشد معنوى و حالاتم بسيار مؤثر بود.
آن گروه، انسان‌هایی با كمال، مؤمن، دانا، عاشق‏ اهل‌بيت: بوده‏ و در گريه و سوز و گداز براى مصائب آل‌محمّد:كم نظير بودند. يكى از آنان انسان باكرامت و بزرگوارى به نام حاج غلام على قندى بود. روزى مرا به خانه‏اش دعوت كرد، اتاقى را به من نشان داد و گفت: «اين اتاق را مدت‏ها در اختيار "نظام رشتى" كه از منبرى‏هاى والاقدر و داراى سوز و حال كم نظير بود، قرار داده بودم. نظام كه پس از فوت همسرش با تنها دخترش مى‏زيست، در اين اتاق زندگى مى‏كرد. او وقتى منبر مى‏رفت و براى مردم ذكر مصيبت مى‏نمود، هیچ‌کس مثل خودش گريه نمى‏كرد و ناله نمى‏زد.
روز آخر عمرش در همين جا وضو گرفت، دخترش را صدا زد و گفت: دخترم كنار من بنشين و دست در دست من بگذار، هنگامى كه دستت را فشردم به سرعت مرا بلند كن، زيرا ارباب باوفايم حضرت امام حسين (ع) به بالينم مى‏آيد و من مى‏خواهم نسبت به آن بزرگوار اظهار ادب كنم!
دختر مى‏گويد: كنار پدر نشستم و دست در دستش گذاشتم، چون دستم را فشرد به سرعت او را از ميان رختخواب بلند كردم، مشاهده كردم که مودّبانه می‌گفت: "السلام عليك يا ابا عبداللّه!" و سپس با حالتى خوش جان داد و از دنيا رفت.»


پی نوشت ها:

[1]. «جابربن عبدالله بن عمروبن حرام بن کعب بن غنم بن کعب بن سلمه ی انصاری»، به سال دوم بعثت در یثرب زاده شد. وی در یازده سالگی، یعنی سال سیزدهم بعثت، همراه با پدرش در عقبه دوم نزد رسول خدا(ص) رسید و اسلام آورد. پدرش، عبدالله، در جنگ احد به شهادت رسید. جابر نیز در نوزده غزوه شرکت کرد. وی همچنین در جنگ بدر حضور داشت، اما چون خردسال بود، به جای شرکت مستقیم در جنگ به رزمندگان آب می‌داد.
جابر یکی از پیروان مقاوم و شجاع و از یاران مخلص رسول خدا(ص) بود که بارها رسول خدا(ص) به وی عنایت، و برای او دعا کرد. جابر خود نقل کرده است: «پیامبر اکرم(ص) در لیلة البعیر، 25 بار برایم طلب استغفار کرد». او پس از رحلت رسول خدا(ص) در زمرة یاران امیر مؤمنان، علی(ع) قرار گرفت. جابر در جنگ‌های جمل، صفین و نهروان در کنار آن حضرت جنگید و مردم را به پیروی از علی(ع) فراخواند. آورده‌اند که جابر در کوچه‌های مدینه با صدای بلند به مردم می‌گفت: علی(ع) خیرُ البشر فَمَن اَبی فَقَد کفَر؛ «علی(ع) بهترین فرد است و هرکس از پیروی او روی گرداند، به حقیقت کفر ورزیده است».
(بحارالأنوار:38/5)
جابر پس از علی(ع) با وجود کهولت سن، در همه ی مراحل زندگی، همراه و حامی اهل بیت: بود. وی نخستین کسی است که در اربعین شهادت امام حسین(ع) به زیارت قبر آن حضرت شتافت. می‌گویند جابر تا زمان امام باقر(ع) زنده بود و سلام رسول خدا(ص) را به ایشان رساند. جابر سرانجام پس از نود سال عمر با برکت، به سال 78 هجری در مدینه دیده از جهان فروبست.
[2]. عطیة بن سعد جناده عوفی کوفی، از شیعیان امیرالمؤمنین(ع) بود. کنیه‌اش «ابوالحسن» بود و بین سال‌های 36 تا 40 هجری، در کوفه به دنیا آمد. پدرش نزد امیرالمومنین(ع) رفت و عرض کرد: یا امیرالمؤمنین! صاحب نوزاد پسری شده‌ام. نامی برای او انتخاب کن. آن حضرت فرمود: این عطیه‌ی خداوند است. از این رو نام او را عطیه نهادند. مادر عطیه اهل روم بود. عطیه از راویان فضایل مولا علی(ع) و از مفسّران قرآن به شمار می‌رود. کتاب تفسیر وی پنج جلد است. عطیه بعد از شهادت امام حسین(ع) همراه با جابر بن عبدالله انصاری از کربلا گذشت و به زیارت تربت پاک حضرت سیّد الشهدا(ع) نائل شد. از این رو در شمار نخستین زائران کربلا قرار گرفته است. سر‌انجام در سال 111 هجری، دار فانی را وداع گفت.(سفينه البحار:2/206؛ طبقات الكبري:6/306)
[3] . بحار الأنوار: 98/ 195، حديث 31؛ «عن الأعمش عن عطية العوفي قال: خرجت مع جابر بن عبد الله الأنصاري رحمه الله، زائرين قبر الحسين بن علي بن أبي طالب(ع) ، فلما وردنا كربلاء دنا جابر من شاطى الفرات، فاغتسل ثم ائتزر بإزار وارتدى بآخر ثم فتح صرة فيها سعد فنثرها على بدنه، ثم لم يخط خطوة إلا ذكر الله حتى إذا دنا من القبر قال ألمسنيه فألمسته فخر على القبر مغشياً عليه فرششت عليه شيئاً من الماء فأفاق وقال: يا حسين(ع) ! ثلاثا ثم قال: حبيب لا يجيب حبيبه ... والذي بعث محمداً(ص) بالحق لقد شاركناكم فيما دخلتم فيه. قال عطية: فقلت لجابر: كيف ولم نهبط وادياً ولم نعل جبلاً ولم نضرب بسيف و القوم قد فرق بين رؤوسهم وأبدانهم وأولادهم وأرملت الأزواج، فقال لي: يا عطية! سمعت حبيبي رسول الله(ص) يقول: من أحب قوماً حشر معهم و من أحب عمل قوم أشرك في عملهم و الذي بعث محمداً(ص) بالحق إن نيتي ونية أصحابي على ما مضى عليه الحسين(ع) وأصحابه.»

برگرفته از
کتاب: آیین اشک عزا در سوگ سید الشهدا علیه السلام
نوشته: استاد حسین انصاریان



پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان