آدرس

آدرس فعلی سایت koreafan.eu است در صورت بروز هر مشکل آدرس بعدی koreafan.. میباشد .

ساماندهي

انجمن کره فن در ستاد ساماندهي پايگاه هاي اينترنتي ثبت شد تاپیک

گروه تلگرام انجمن

گروه تلگرامی انجمن برای اطلاع رسانی از مشکلات انجمن و درخواست ها لطفا عضو بشین کلیک کنید



گلستان سعدی + فایل صوتی حکایت ها
زمان کنونی: 03-07-2021، 06:28 AM
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: Տaghar
آخرین ارسال: Տaghar
پاسخ 235
بازدید 11027

امتیاز موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

[-]
کلمات کلیدی
صوتی حکایت فایل سعدی ها گلستان

گلستان سعدی + فایل صوتی حکایت ها
نویسنده :Տaghar   آفلاین
 
حکایت اول (آغاز باب اول)

دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.


پادشاهی را شنیدم به کشتن اسیری اشارت کرد بیچاره درآن حالت نومیدی ملک را دشنام دادن گرفت و سقط گفتن که گفته‌اند هر که دست از جان بشوید هر چه در دل دارد بگوید.


وقت ضرورت چو نماند گریز 
دست بگیرد سر شمشیر تیز
اذا یئسَ الانسانُ طالَ لِسانُهُ 
کَسنّورِ مغلوب یَصولُ عَلی الکلبِ


ملک پرسید چه می‌گوید یکی از وزرای نیک محضر گفت ای خداوند همی‌گوید وَ الْکاظِمینَ الغَیْظَ وَ الْعافِینَ عَنِ النّاسِ ملک را رحمت آمد و از سر خون او در گذشت وزیر دیگر که ضدّ او بود گفت ابنای جنس ما را نشاید در حضرت پادشاهان جز به راستی سخن گفتن این ملک را دشنام داد و ناسزا گفت ملک روی ازین سخن در هم آمد و گفت آن دروغ وی پسندیده تر آمد مرا زین راست که تو گفتی که روی آن در مصلحتی بود و بنای این بر خبثی و خردمندان گفته‌اند دروغی مصلحت آمیز به که راستی فتنه‌انگیز

هر که شاه آن کند که او گوید 
حیف باشد که جز نکو گوید


بر طاق ایوان فریدون نبشته بود


جهان ای برادر نماند به کس 

دل اندر جهان آفرین بند و بس

مکن تکیه بر ملک دنیا و پشت 

که بسیار کس چون تو پرورد و کشت

چو آهنگ رفتن کند جان پاک 

چه بر تخت مردن چه بر روی خاک

نویسنده :Տaghar   آفلاین
حلم شتر چنان که معلومست اگر طفلی مهارش گیرد و صد فرسنگ برد گردن از متابعتش نپیچد اما اگر درهای هولناک پیش آید که موجب هلاک باشد و طفل آنجا به نادانی خواهد شدن زمام از کفش در گسلاند و بیش مطاوعت نکند که هنگام درشتی ملاطفت مذموم است و گویند دشمن به ملاطفت دوست نگردد بلکه طمع زیادت کند.


سخن به لطف و کرم با درشت خوی مگوی 

که زنگ خورده نگردد به نرم سوهان پاک



....................



ندهد مرد هوشمند جواب 

مگر آنگه کزو سؤال کنند

نویسنده :Տaghar   آفلاین
ریشی درون جامه داشتم و شیخ از آن هر روز بپرسیدی که چونست و نپرسیدی کجاست دانستم از آن احتراز می‌کند که ذکر همه عضوی روا نباشد و خردمندان گفته‌اند هر که سخن نسنجد از جوابش برنجد.


تا نیک ندانی که سخن عین صواب است 

باید که به گفتن دهن از هم نگشایی

گر راست سخن گویی و در بند بمانی 

به زانکه دروغت دهد از بند رهایی

نویسنده :Տaghar   آفلاین
وگر نامور شد به قول دروغ 

دگر راست باور ندارند ازو




....................




سگی را لقمه‌ای هرگز فراموش 

نگردد ور زنی صد نوبتش سنگ




....................



از نفس پرور هنروری نیاید و بی هنر سروری را نشاید



چو گاو ار همی بایدت فربهی 

چو خرتن به جور کسان در دهی

نویسنده :Տaghar   آفلاین
گه اندر نعمتی مغرور و غافل 
گه اندر تنگ دستی خسته و ریش
چو در سرا و ضرّا حالت این است 

ندانم کی به حق پردازی از خویش

نویسنده :Տaghar   آفلاین
ارادت بی چون یکی را از تخت شاهی فرو آرد و دیگری را در شکم ماهی نکو دارد


وقتیست خوش آن را که بود ذکر تو مونس 

ور خود بود اندر شکم حوت چو یونس





........................




گر به محشر خطاب قهر کند 

انبیا را چه جای معذرتست

نویسنده :Տaghar   آفلاین
نیک بختان به حکایت و امثال پیشینیان پند گیرند زان پیشتر که پسینیان به واقعه او مثل زنند. دزدان دست کوته نکنند تا دستشان کوته کنند.


پند گیر از مصائب دگران 

تا نگیرند دیگران به تو پند




..................




شب تاریک دوستان خدای 
می‌بتابد چو روز رخشنده
از تو بکه نالم که دگر داور نیست 

وز دست تو هیچ دست بالاتر نیست

نویسنده :Տaghar   آفلاین
گدای نیک انجام به از پادشای بد فرجام



............................



زمین را ز آسمان نثار است و اسمان را از زمین غبار. کلُّ اِناءِ یَتَرشّحُ بما فیه



............................

نویسنده :Տaghar   آفلاین
حق جل و علا می‌بیند و می‌پوشد و همسایه نمی‌بیند و می‌خروشد


عوذ بالله اگر خلق غیب دان بودی 

کسی به حال خود از دست کس نیاسودی

دو نان نخورند و گوش دارند 

گویند امید به که خورده

نویسنده :Տaghar   آفلاین
هر که بر زیر دستان نبخشاید به جور زبر دستان گرفتارآید


نه هر بازو که در وی قوتی هست 

به مردی عاجزان را بشکند دست

ضعیفان را مکن بر دل گزندی 

که درمانی به جور زورمندی

نویسنده :Տaghar   آفلاین
هزار باره چرا گاه خوشتر از میدان 

ولیکن اسب ندارد به دست خویش عنان




.....................




فریدون گفت نقاشان چین را 

که پیرامون خرگاهش بدوزند

بدان را نیک دار، اى مرد هشیار 

که نیکان خود بزرگ و نیک روزند


.......................




بزرگی را پرسیدند با چندین فضیلت که دست راست راهست خاتم در انگشت چپ چرا می‌کنند گفت ندانی که اهل فضیلت همیشه محروم باشند.



موضوعات مشابه ...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  غزلیات صوتی حافظ Տaghar 467 21,416 09-06-2014, 10:43 PM
آخرین ارسال: Տaghar
  بوستان سعدی yalda73 194 14,302 07-22-2014, 05:14 PM
آخرین ارسال: Autumn Lady

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان