آدرس

آدرس فعلی سایت koreafan.eu است در صورت بروز هر مشکل آدرس بعدی koreafan.. میباشد .

ساماندهي

انجمن کره فن در ستاد ساماندهي پايگاه هاي اينترنتي ثبت شد تاپیک

گروه تلگرام انجمن

گروه تلگرامی انجمن برای اطلاع رسانی از مشکلات انجمن و درخواست ها لطفا عضو بشین کلیک کنید



گلچین داستانهای کوتاه و خواندنی
زمان کنونی: 09-18-2020، 04:50 PM
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: yalda73
آخرین ارسال: yalda73
پاسخ 102
بازدید 3848

امتیاز موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

[-]
کلمات کلیدی
داستانهای خواندنی و کوتاه گلچین

گلچین داستانهای کوتاه و خواندنی
نویسنده :yalda73   آفلاین
#61
دخترک از میان جمعیتی که گریه کنان شاهد اجرای تعزیه اند رد میشود
عروسک و قمقمه اش را محکم زیربغل میگیرد
شمر باهیبتی خشن، همانطور که دور امام حسین میچرخد و نعره میزند، از گوشه ی چشم دخترک را می پاید
دختر با قدم های کوچکش از پله های سکوی تعزیه بالا می رود
از مقابل شمر میگذرد، مقابل امام حسین می ایستد و به لب های سفید شده اش زل میزند قمقمه را که آب تویش قلپ قلپ صدا میدهد، مقابل او می گیرد
شمشیر از دست شمر می افــتــــد و رجزخوانی اش قطع میشود
دخترک می گوید: "بخور برای تو آوردم" و بر میگردد روبروی شمر می ایستد
مردمک های دخترک زیر لایه براق اشک میلرزد
توی چشم های شمر نگاه میکند و با بغض میگوید: بـــابـــای بــــــد..!!!....

فرستنده : ♫♥فاطمه79♥♫

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

نویسنده :yalda73   آفلاین
#51
امیرطاها
میخوام بدونم این پستم که عاشقانه ای بین من و مادرم وحضرت فاطمه ، امام حسین و حضرت ابوالفضل چند تا لایک داره
دو سالی بود مغازه زده بودم
خیلی دوست داشتم مادرمو بفرستم با پول خودم کربلا
مادرم مکه رفته بود ولی قسمت نشده بود بره کربلا
هر وقت تلویزیون کربلارو نشون میداد میزد زیر گریه خیلی ناراحت بود نتونسته بره.میگفت امام حسین منو نمیطلبه
نزدیک روز تولد مامانم بود داشتم فکر میکردم که امسال یه چیز خیلی خوب برای مادرم بخرم همش تو فکر خریدن طلا بودم حتی رفتم یه گردنبند طلا بخرم اومدم از کیف پولم کارتمو در بیارم که چشمم خورد به عکسی که تو اون طلا فروشی بود عکس کربلا بود زیرش نوشته بود هر که دارد هوس کربو بلا بسم الله
از فروشنده معذرت خواهی کردم اومدم بیرون
یک راست رفتم سمت یک دفتر هواپیمایی همین که وارد شدم دیدم رئیس دفتر هواپیمایی یکی از مشتریام هست تا من رو دید من رو برد داخل اتاقش
بعد از سلام و احوال پرسی گفتم که میخوام مادرمو بفرستم کربلا
گفت واسه هفته دیگه جای خالی دارم . اونم فقط یک نفر اول میبریمشون نجف بعد سه روز میبریمشون کربلا . روزی که برسن کربلا روز شهادت خانم فاطمه زهراست.روز شهادت تو کربلان.خیلی خوشحال شدم کاراشو انجام دادم.
اومدم مغازه تو فکرش بودم که شب چه جوری این خبرو بهش بدم . بالاخره شب شد . همون شب برادر و خواهرم که متاهل هستند اومدن خونه.اولش خواهر و برادرم کادوهاشو دادن مونده بودم چی بگم .
همین که اومدم بلند شم برم برگه ثبت نامو بیارم مادرم گفت :
(دیشب خواب دیدم تو وسط کربلام روز شهادت خانم فاطمه زهرا وسط بین الحرمینم نمیدونم کجا برم اول برم حرم امام حسین شهادت مادرشو تسلیت بگم یا برم حرم حضرت ابوالفضل ، همین که اومدم برم سمت حرم امام حسین از خواب پریدم)
رفتم برگه رو آووردم وقتی به مادرم گفتم قراره بری کربلا از حال رفت باورش نمیشد
بعدش یادم اومد خودم خانم فاطمه زهرا به دستای بریده حضرت ابوالفضل قسم دادم که کاری کنه بتونم مادرم رو بفرستم کربلا
خدایا شکرت .
شرمنده طولانی شد
خدایا خیلی دوست دارم ، نزدیک محرمه حواسمون به کارامون باشه شرمنده آقا نشیم
صـلی الله عـلـیـک یـا ابـا عـبـدالله الـحـسیـن . . .
فرستنده : amir taha

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

نویسنده :yalda73   آفلاین
#52
ختر ایرانی: . . 2 سالگی نفس بابا,که با کفشای قیژ قیژیش راه میره. 3 سالگی بَلای بابا,که ماتیک زده و خوشگل شده!!! 4 سالگی جیگر بابا,وقتی بابا از در خسته میاد میگه بابا خشته نباشی شی شی خریدی؟ 9 سالگی مونس بابا,وقتی بابا خستس برای بابا اولین چایو میریزه. 12 سالگی شیطون بابا!که وقتی بابارو بوس میکنه همه خستگی های بابا یه جا از تنش در میاد! 15 سالگی عسل بابا!که موفقیتهاش و کارنامه رنگارنگش رو برا بابا میاره 18 سالگی خانوم بابا!که دانشگاه قبول شده و بابا بهش افتخار میکنه!
23 سالگی خانوم دکتر ، مهندس، وکیل .... بابا که فارغ تحصیل شده! 25 سالگی عشق همسر که خستگیش با نگاهش در میره! 27 سالگی همه چیز یه مرد که بهش میگه عشقم.! 30 سالگی مادر,مونس قلب فرزند و همراه همسر!
40 سالگی سلطان قلب فرزندان و یار همسر! 50 سالگی عشقه نوه ها,تاج سر فرزندان و همدم همسر! 60 سالگی بزرگ خانواده ,همراه شاه خانواده! قانون پایستگی همراه دخترا هست.از دلی به دل دیگه جابه جا میشن اما چیزی از ارزششون کم نمیشه... دم هرچی دختر گرم.......
فرستنده : گناهکار

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

نویسنده :yalda73   آفلاین
#53
روزی زنی با شوهرش غذا میخورد. فقیری درب خانه را زد. زن بلند شد و دید که فقیر است. غذایی برداشت تا به او بدهد.
شوهرش گفت: کیست ،؟
زن جواب داد،: فقیر است برایش غذا میبرم
شوهرش مانع شد تا اینکه جر و بحثشان بالا گرفت و کارشان به طلاق کشید.
سالیان سال گذشت و زن شوهر دیگری گرفت. روزی با شوهر دومش غذا میخورد
که فقیری در خانه را زد مرد در را باز کرد. دید که فقیری است که نیاز به غذا دارد. به خانه برگشت و گفت. : ای زن غذایی برای فقیر ببر.
زن فورا بلند شد و غذا را برد
اما


زن با چشمانی پر از اشک برگشت.
شوهرش گفت چه شده ای زن.
زن گفت.: این فقیر که در خانه آمده شوهر قبلی من است.
مرد زنش را در آغوش گرفت و سپس او را بطرز وحشیانه ای کتک زد.
نمیدونم چرا اینطوری تموم شد،
قرار بود پند اخلاقی داشته باشه ولی این مشکلات روانی داشته، دیگه نمیشد کاریش کرد
فرستنده : آرمانم آرمان میفهمی؟

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

نویسنده :yalda73   آفلاین
#54
اسم زنم دنیا ست...فوق لیسانس فلسفه داره...تو زندگی هیچ کدوم از جملاتش رو نفهمیدم...
تا یه روز که این جمله رو گفت:
{"آرزوهایت" را کنار نگذار
"دنیا" بالاخره مجبور می شود با دلت کنار بیاید !}
خیلی روم تاثیر گذاشت...تصمیم گرفتم آرزوهام رو کنار نذارم...یه ماه بعد بهش گفتم دنیا جان من آرزوهام رو کنار نذاشتم...تو با دلم کنار میای؟؟؟
گفت:من همیشه رو حرفام بودم الانم با دلت کنار میام...
گفتم:2 زن دیگه هم گرفتم اسم هر دو آرزو هست...حالا تو با دلم کنار میای؟؟؟
خلاصش کنم ...الان 3 تا زنم خوب و خوش دارن کنار هم زندگی میکنن...
منم با گوشی رئیس زندان که از من خوشش اومده اومدم 4 جوک و اینو برای شما می نویسم...چون زنام بهم گفتن با دلت کنار میایم ولی با خودت نه...!!!
راستی اسم رئیس زندانمون" آرزو دنیاتبار" هست...!!!
.......................................................................................
قابل توجه دختران مجرد،امیدوار باشید.این یه داستان بود...من هنوز زن نگرفتم!!!
و گرنه مرد با غیرت نمیذاره کسی اسم زنشو بدونه....!!!
فرستنده : پسر عمه زا

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

نویسنده :yalda73   آفلاین
#55
فانتزی من اینه:تو دنیای مجازی جنس مخالف رو به تمسخر نگیریم کرور کرور هم لایک نخوره.
داداشی که gf رو مسخره میکنی,آبجی خانومی کهbf رو مسخره میکنی این حروف مخفف کلمات انگلیسی هستن به ما ربط ندارن.مرد و زن آفریدگان خداوند هستن.نعمت های خدا برای جنس مقابل
زن ظریفه یه مرد باید ازش مراقبت کنه.مرد حساسه یه زن باید از نظر روحی بهش قوت قلب بده تا احساس قدرت کنه و بتونه پیشتیبان زن باشه.
آقا پسرا وقتی میخان به خانوما توهین کنن قبلش چند لحظه به مادرشون فکر کنن.به زحمتاش.
دختر خانوما به این فک کنید که پدرتون,برادرتون یه مرده که توهین شما شامل حالش میشه.
به هم احترام بذاریم...
فرستنده : هژير


173145

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

نویسنده :yalda73   آفلاین
#56
ﺑﺎ ﺗـﻮ ﻫـﺴــﺘﻢ ﺳﻬـــﺮﺍﺏ
ﺗﻮ ﮐـﻪ ﮔـﻔﺘﯽ :
"ﮔـﻞ ﺷـﺒﺪﺭ ﭼـﻪ ﮐـﻢ ﺍﺯ ﻻﻟﻪ ﯼ ﻗـﺮﻣـﺰ ﺩﺍﺭﺩ؟"
ﺭﺍﺳـﺖ ﻣﯽ ﮔــﻮﯾﯽ ...
ﭼـﻪ ﺗﻔــﺎﻭﺕ ﺩﺍﺭﺩ
ﻗـﻔـﺲ ﺗﻨﮓ ﺩﻟـــﻢ ،
خاﻟﯽ ﺍﺯ ﮐـﺲ ﺑﺎﺷـﺪ
ﯾﺎ ﺑﻪ ﻗــﻮﻝ ﺗـﻮ ﭘـﺮ ﺍﺯ
ﻧﺎﮐـﺲ ﻭ کرﮐـﺲ ﺑﺎﺷـﺪ ؟
ﻣﻦ ﻧـﻪ ﺗﻨﻬـا ﭼــﺸـﻤـﻢ ،
ﻭﺍﮊﻩ ﺭﺍ ﻫــﻢ ﺷـﺴـتم
ﻓﮑــﺮ ﺭﺍ ، خاطرﻩ ﺭا
ﺧﻮﺍﺏ ﯾﮏ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﺭﺍ ،
ﺯﯾـﺮ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺑــﺮﺩﻡ
ﭼﺘﺮﻫــــﺎ ﺭﺍ ﺑﺴــﺘﻢ ،
ﻣـﻦ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﻣﺮﺩﻡ ﺷﻬــﺮ ﭘﯿـﻮﺳــﺘﻢ
ﻣــﻦ ﻧﻮشتم ﻫــﻤــﻪ ﯼ ﺣـﺮﻑ ﺩﻟـم
ﺁﺭﺯﻭ ﮐﺮﺩﻡ ﻭ ﮔــﻔـﺘﻢ :
ﮐﻪ ﻫـﻮﺍ ، ﻋـﺸﻖ ، ﺯﻣـﯿﻦ ﻣـﺎﻝ ﻣـﻦ ﺍﺳﺖ
ﻭﻟـﯽ ﺍﻓـﺴــﻮﺱ ﻧـﺸـﺪ ...
ﺯﯾﺮ ﺑﺎﺭﺍﻥ ...
ﻣــﻦ ﻧـﻪ ﻋــﺎﺷـﻖ ﺩﯾﺪﻡ
ﻧـﻪ ﮐـﻪ ﺣــﺘﯽ ﯾﮏ ﺩﻭﺳـﺖ !
" ﺯﯾـــﺮ ﺑﺎﺭﺍﻥ
ﻣـﻦ ﻓـﻘـﻂ ﺧــﯿـﺲ ﺷـﺪﻡ "
ﺑﺎﺯ ﻫـﻢ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﯽ
" ﭼـﺸـﻢ ﻫـﺎﺭﺍ ﺑﺎﯾﺪ ﺷـﺴـﺖ ؟
ﺟـﻮﺭ ﺩﯾﮕـﺮ ﺑﺎﯾﺪ ﺩﯾﺪ ؟
فرستنده : بهم میگفت خانومی


173138

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

نویسنده :yalda73   آفلاین
#57
خدایا....
دریافته ام کسی که می گوید " برایم دعا کن ..."..
از روی عادت نمی گوید....!
کم آورده است....
دخل و خرجش دیگر باهم نمی خواند...
صبرش تمام شده است ....
ولی دردهایش هنوز باقی مانده است....!!!
مهربانم..!!کاش می دانستی چقدر دردناک است ،شنیدن جمله :
"برایم دعا کن..."
خدایا کمکش کن ..
هنوز هم به معجزه کرامتت ایمان دارد.... یارب!
هنگامی که ثروتم دادی، خوشبختی ام رانگیر.
هنگامی که توانایی ام دادی، عقلم را نگیر.
هنگامی که مقامم دادی،
تواضعم رانگیر.
انگاه که تواضعم دادی ،
عزتم رانگیر.
وقتی قدرتم دادی ،
عفوم رانگیر .
هنگامی تندرستی ام دادی،
ایمانم رانگیر . و آنگاه که فراموشت کردم ، فراموشم مکن،
آمين يا رب العالمین از خــــدا میخواهــــم
به خوابتــــون :آرامــــش
به بیداریتــــون :آسایــــش
به زندگیتــــون :عافـیــــت
به عشقتــــون :ثــــبــــات
به مهرتــــون :وفــــــــا
به عمرتــــون :عــــزت
به رزقتــــون :برکــــت و
به وجودتــــون :صحــــت
عطا کنه


تو این شبای عزیز که نزدیک محرمه برای منم دعا کنین..
فرستنده : کیــمـــیا

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

نویسنده :yalda73   آفلاین
#58
عشق امروزی به سه مدل شده مجازی , ردی ویا عشق واقعی .
1.حالا مجازی چیه؟
مجازی اینکه شما بشینی پشت کامپیوتر تو گوگل یه چت رمو سرچ کونی و بعد بری توش با یه نفری اشناشیو رفیق شیو قرار بزاریو باهم یه ماهی رو با هم تو اینترنت و یا بیرون قرار بزاریدو و باهم طهر عشق بریزینو و بعد چند وقتی برای هم تکراری بشینو از هم جدا شین.
2.حالا ردی چیه؟
ردی اینکه تو خیابون داری رد میشی یکیو ببینی سری میری بهش شماره میدی بعد, باهم اشنا میشینو با هم قرار میزارینو و بعد چند ماهی با هم طهر عشقو و بعد از اون یا تکراری ویا خیانت میکنه یا می کنید (پسر به دختر یا دختر به پسر) و بعد از اون هم جدامیشید.
3.عشق واقعی چیه؟بهترین عشق!
یه نفریو میبینی از اون ( دختر یا پسر) خوشت میاد و به خودت میگی این (دختر یا پسر) رویا های منه بعدام روت نمیشه بری بهش بگی که من به شما علاقه مند شدم و بعد چند روزی یا چند وقتی به خودت میگی من باید هر طوری شده باهش رفیق شم بعد از این فکر میری جلو شروع میکنی خودتو چپو راست کردنو کلی خجالعت کشیدن میری شمارتو به اون (دختر یا پسره) میدی بعد اون بهت زنگ میزنه و با هم حرف میزنید بعد درباره اون سوال میکنی اون درباره تو سوال میکنه بعد از چه غذایی از چه رنگی از چه تیپی از چه (دخترای یا پسرای) خوشت میاد و....... . دوست داری من چه طوری باهات رفتار کونم دوست داری چه مدلی باشم وغیره ..... . بعد باهم حرفای عاشقونه میزنید . بعد درباره خانواده هاتون حرف میزنید که خانواده هاتم چه مدلین ایا مذهبین ایا مذهبی نیستن و بعد ........... :::. به این میگن سر آغاز عشق دوطرفه واقعی .

ببین چه قدر عشق مهمه که ما انقدر دسته کمش گرفتیم . ببین 1و2 چقدر زود تموم شد ولی 3 انقدر طولانی شد تازه سرآغاز بود هنوزم شروع نشده .

و به این میگن (عشق) دوستان خوبم.
فرستنده : Amir

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

نویسنده :yalda73   آفلاین
#59
ﺭﻓﯿﻖ ﮐﯿﻪ ؟ ﺭﻓﯿﻖ ﺍﻭﻧﯿﻪ ﮐﻪ ﺗﺎ ﺩﯾﺪ ﻧﺎﺭﺍﺣﺘﯽ ﺑﮕﻪ : ﺑﺎﺯ ﭼﻪ ﻣﺮﮔﺘﻪ ﻧﮑﺒﺖ ﺭﻓﯿﻖ ﺍﻭﻧﯿﻪ ﺗﺎ ﺑﻬﺶ ﮔﻔﺘﯽ ﭘﻮﻝ ﻻﺯﻣﻢ ﺑﮕﻪ : ﺑﺪﺑﺨﺖ ﮔﺪﺍ ﺷﻤﺎﺭﻩ ﮐﺎﺭﺕﻋﺎﺑﺮﺗﻮ ﺑﻔﺮﺳﺖ ﺭﻓﯿﻖ ﺍﻭﻧﯿﻪ ﮐﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻬﺶ ﮔﻔﺘﯽ ﻣﺮﯾﻀﻢ ، ﺣﺎﻟﻢ ﺧﻮﺏ ﻧﯿﺴﺖﺑﮕﻪ :ﺍﯾﺸﺎﻻﺳﻘﻂ ﺑﺸﯽ ﮔﻨﺪﺕ ﺍﺯ ﺭﻭ ﺯﻣﯿﻦ ﭘﺎﮎ ﺷﻪ ﻭﻟﯽ ﺩﻭ ﺩﻗﯿﻘﻪ ﺑﻌﺪﺵ ﺑﺎﮐﻤﭙﻮﺕﺑﯿﺎﺩ ﭘﯿﺸﺖ ﺭﻓﯿﻖ ﺍﻭﻧﯿﻪ ﮐﻪ ﺗﺎ ﺑﻬﺶ ﮔﻔﺘﯽ ﺩﻟﻢ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺑﮕﻪ : ﭘﺎﻟﻮﻧﺘﻮ ﺑﻨﺪﺍﺯ ﺭﻭﮐﻤﺮﺕ ﺗﺎﺑﯿﺎﻡ ﺍﻓﺴﺎﺭﺗﻮ ﺑﮕﯿﺮﻡ ﻭ ﺑﮕﺮﺩﻭﻧﻤﺖ ﺭﻓﯿﻖ ﺍﻭﻧﯿﻪ ﮐﻪ ﺗﺎ ﺑﻬﺶ ﮔﻔﺘﯽ ﻋﺎﺷﻖ ﺷﺪﻡ ﺑﮕﻪ ، ﺧﺨﺦ ﺍﯼ ﺗﻮﺭﻭﺣﺖ ! ﺳﮓ ﻣﺤﻞ ﺗﻮ ﻣﯿﺰﺍﺭﻩ ؟ ﻭﻟﯽ ﺑﻌﺪﺵ ﺑﺎ ﺟﻮﻥ ﻭ ﺩﻝ ﮐﻤﮏ ﮐﻨﻪ ﺑﻪﻋﺸﻘﺖﺑﺮﺳﯽ ﺭﻓﯿﻖ ﺍﻭﻧﯿﻪ ﮐﻪ ﺳﺮ ﺟﻠﺴﻪ ﭘﺎﺳﺦ ﻧﺎﻣﺸﻮ ﺍﺯﺕ ﻗﺎﯾﻢ ﮐﻨﻪ ﻭﻟﯽ ﺍﺧﺮﺵﺟﻮﺍﺏ ﻫﻤﻪ ﺭﻭ ﺗﻮ ﯾﻪ ﮐﺎﻏﺬ ﻣﭽﺎﻟﻪ ﭘﺮﺕ ﮐﻨﻪ ﻃﺮﻓﺖ ﺭﻓﯿﻖ ﺍﻭﻧﯿﻪ ﮐﻪ ﺗﺎ ﺗﮏ ﺯﻧﮓ ﺯﺩﯼ ﺑﻬﺶ ، ﺯﻧﮓ ﺑﺰﻧﻪ ﺑﮕﻪ ﺑﺰﻣﺠﻪﺷﺎﺭﮊﺗﻮ ﺑﺎﺑﻘﯿﻪ ﻣﯿﺤﺮﻓﯽ ﺗﮏ ﺯﻧﮕﺘﻮ ﻭﺍﺳﻪ ﻣﻦ ﻣﯿﺰﺍﺭﯼ؟ !؟
به عشق رفیقاتون بزنین لایکو
فرستنده : زیر بغل مار

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

نویسنده :yalda73   آفلاین
#60
ﺩﺧﺘﺮ ﮐﻮﭼﻮﻟﻮ ﺑﻪ ﻣﻬﻤﺎﻥ ﮔﻔﺖ :
" ﻣﯽ ﺧﻮﺍﯼ ﻋﺮﻭﺳﮑﺎﻣﻮ ﺑﯿﺎﺭﻡ ﺑﺒﯿﻨﯽ ؟! "
ﻣﻬﻤﺎﻥ ﺑﺎ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯽ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩ :
ﺑﻠﻪ ... ﺣﺘﻤﺎ ...
ﺩﺧﺘﺮﮎ ﺩﻭﯾﺪ ﻭ ﻫﻤﻪ ﯼ ﻋﺮﻭﺳﮏ ﻫﺎ ﺭﻭ ﺁﻭﺭﺩ ...
ﺑﻌﻀﯽ ﺍﺯ ﺍﻭﻧﺎ ﻭﺍﻗﻌﺎ ﺑﺎ ﻧﻤﮏ ﺑﻮﺩﻥ ...
ﻭﻟﯽ ﺩﺭ ﺑﯿﻦ ﺍﻭﻧﺎ ﯾﮏ ﻋﺮﻭﺳﮏ ﺧﯿﻠﯽ ﻗﺸﻨﮓ ﺩﯾﮕﻪ ﻫﻢ ﺑﻮﺩ
ﻣﻬﻤﺎﻥ ﺍﺯ ﺩﺧﺘﺮﮎ ﭘﺮﺳﯿﺪ :
ﮐﺪﻭﻣﺸﻮﻧﻮ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯼ ... ؟!
ﻭ ﭘﯿﺶ ﺧﻮﺩﺵ ﻓﮑﺮ ﮐﺮﺩ ﺣﺘﻤﺎ ﺍﻭﻧﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﻗﺸﻨﮓ ﺗﺮﻩ ... !!
ﺍﻣﺎ ﺧﯿﻠﯽ ﺗﻌﺠﺐ ﮐﺮﺩ ﻭﻗﺘﯽ ﺩﯾﺪ ﺩﺧﺘﺮﮎ ﺑﻪ ﻋﺮﻭﺳﮏ ﺗﮑﻪ ﭘﺎﺭﻩ ﺍﯼ که ﯾﮏ ﺩﺳﺖ ﻫﻢ ﻧﺪﺍﺷﺖ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﮐﺮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ :
" ﺍﯾﻨﻮ"
ﻣﻬﻤﺎﻥ ﺑﺎ ﮐﻨﺠﮑﺎﻭﯼ ﭘﺮﺳﯿﺪ :
ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺯﯾﺎﺩ ﺧﻮﺷﮑﻞ ﻧﯿﺴﺖ !!
ﺩﺧﺘﺮﮎ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩ :
"ﺁﺧﻪ ﺍﮔﻪ ﻣﻨﻢ ﺩﻭﺳﺘﺶ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻢ ﺩﯾﮕﻪ ﻫﯿﺸﮑﯽ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺑﺎﻫﺎﺵ ﺑﺎﺯﯼ ﮐﻨﻪ ...
ﺍﻭﻧﻮﻗﺖ ﺩﻟﺶ ﻣﯽ ﺷﮑﻨﻪ ... !! "

ﻣﻬﺮﺑﻮﻧﯽ ﯾﻌﻨﯽ ﺍﯾﻦ ... ؛)
فرستنده : [M@hD1]

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد



موضوعات مشابه ...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  داستان کوتاه متشکرم! miss chu 0 637 04-29-2016, 06:12 PM
آخرین ارسال: miss chu
  سه داستان کوتاه، زیبا و آموزنده ♥ شــــــــــایستـــــه ♥ 0 489 11-09-2014, 03:49 PM
آخرین ارسال: ♥ شــــــــــایستـــــه ♥
  داستان های کوتاه و طنز ƓὄὄƉ ǤIRĿ 8 827 11-09-2014, 02:40 PM
آخرین ارسال: ƓὄὄƉ ǤIRĿ
  سه داستان کوتاه زیبا Autumn Lady 0 504 10-31-2014, 11:54 PM
آخرین ارسال: Autumn Lady
  داستان کوتاه عاشقانه و گریه دار Lover Angel 13 959 10-01-2014, 04:02 PM
آخرین ارسال: **MAHSA**
  داستان کوتاه عاشانه Lover Angel 0 365 09-29-2014, 08:39 AM
آخرین ارسال: Lover Angel
  داستان کوتاه جدید و پندآموز با عنوان تربیت yalda73 0 432 09-27-2014, 02:38 PM
آخرین ارسال: yalda73
  داستان خواندنی و باحال ” پدر صلواتی yalda73 0 426 09-27-2014, 12:51 PM
آخرین ارسال: yalda73
  داستان کوتاه خواندنی عشق ِ پولی ! yalda73 0 406 09-27-2014, 12:38 PM
آخرین ارسال: yalda73
  داستان کوتاه بسیار زیبا و خواندنی نجوای دل yalda73 0 443 09-27-2014, 12:36 PM
آخرین ارسال: yalda73

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان