اوپــا جـونـگ ڪـی محبوب ترین کاربر انجمن
تنها کسی انتخاب میشود که برترین ارسال کننده روز ، هفته و ماه باشد .

آدرس

آدرس فعلی سایت koreafan.eu است در صورت بروز هر مشکل آدرس بعدی koreafan.. میباشد .

ساماندهي

انجمن کره فن در ستاد ساماندهي پايگاه هاي اينترنتي ثبت شد تاپیک

گروه تلگرام انجمن

گروه تلگرامی انجمن برای اطلاع رسانی از مشکلات انجمن و درخواست ها لطفا عضو بشین کلیک کنید



گلچین داستانهای کوتاه و خواندنی
زمان کنونی: 01-18-2021، 04:41 AM
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: yalda73
آخرین ارسال: yalda73
پاسخ 102
بازدید 4289

امتیاز موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

[-]
کلمات کلیدی
داستانهای خواندنی و کوتاه گلچین

گلچین داستانهای کوتاه و خواندنی
نویسنده :yalda73   آفلاین
#71
دخترک از میان جمعیتی که گریه کنان شاهد اجرای تعزیه اند رد میشود
عروسک و قمقمه اش را محکم زیربغل میگیرد
شمر باهیبتی خشن، همانطور که دور امام حسین میچرخد و نعره میزند، از گوشه ی چشم دخترک را می پاید
دختر با قدم های کوچکش از پله های سکوی تعزیه بالا می رود
از مقابل شمر میگذرد، مقابل امام حسین می ایستد و به لب های سفید شده اش زل میزند قمقمه را که آب تویش قلپ قلپ صدا میدهد، مقابل او می گیرد
شمشیر از دست شمر می افــتــــد و رجزخوانی اش قطع میشود
دخترک می گوید: "بخور برای تو آوردم" و بر میگردد روبروی شمر می ایستد
مردمک های دخترک زیر لایه براق اشک میلرزد
توی چشم های شمر نگاه میکند و با بغض میگوید: بـــابـــای بــــــد..!!!....

فرستنده : ♫♥فاطمه79♥♫

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

نویسنده :yalda73   آفلاین
#61
♥ ♪ ★ ♦ ¯•._.·°¯ ḨØҘ€ᶨƝ ¯°•._.•¯♫ ♠ *♣ ♥


دختر : عشقم می خوام یه چیزی بگم
ولی قول بده که عصبانی نشی .
پسر : باشه ... بگو ...
دختر : داداشم هفته پیش خواهرتو
دیده و خیلی خوشش اومده ...
و میخواد که باهاش حرف بزنه ...
پسر : چیییی؟؟؟؟ غلط کرده .
استخوناشو خورد میکنم ..
دندوناشو می ریزم تو حلقش . اون کی
باشه که به ناموس من نگاه کنه؟؟ !!
به چه حقی می خواد دستشو بگیره؟؟
دختر : میشه دستمو ول کنی؟؟؟ لطفا " ؟؟؟
پسر : چراا؟؟؟
دختر : چون توام الان دست ناموس
داداشمو گرفتی ...
منو فراموش کن و برو مواظب ناموست
باش و به ناموس بقیه کاری نداشته باش.
***
اینجاست که میگن " روشن فکری " برای دختر غریبست و به ناموس خودت که میرسی " فردیــن " می شی.


**********¯•._.·°¯ ♪ ★ ♥ ♫ ♠ ♣ ♥ ¯°•._.•¯***********
فرستنده : حسیـלּ اسلامے

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

نویسنده :yalda73   آفلاین
#62
در مطب دکتر به شدت به صدا در امد
دکتر:داخل شو در را شکستی, زن میانسالی
ک خیلی پریشان بود وارد شد,
دکتر باید با من بیایید دخترم دخترم اگر نیایید او میمیرد
دکتر: من برای ویزیت به خانه کسی نمیروم
زن:دکتر تو رو خدا و اشک از چشمانش سرازیر شد,
دکتر دلش به رحم امد و همراه زن به طرف خانه اش راهی شد,
دکتر شروع کرد به معاینه و تا صبح بالا سر دختر
ماند
دم دمای صبح دختر به سختی به هوش امد
و از دکتر بابت کاری که کرده تشکر کرد,
دکتر: باید از مادرت تشکر کنی اگر او نبود تا حالا مرده بودی,

دختر با تعجب : مادر!!!!!
او سالهاست که از دنیا رفته
و به عکس روی تاقچه اشاره کرد,
چشم دکتر که به عکس افتاد
پاهایش سست شد,
این همان زن است
و دکتر سکته کرد, فلج شد
و دهنش سرویس شد و
سالها در خانه سالمندان نگهداری شد,
تا او باشد دنبال روح سر گردان نیافتد....:-):-):-):-);-)
فرستنده : مژده 1999

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

نویسنده :yalda73   آفلاین
#63
«ملا فتح‏اللَّه كاشانى» در تفسير منهج الصادقين، و «آيت اللَّه كلباسى» در
كتاب انيس الليل نقل كرده ‏اند:
در زمان «مالك دينار» جوانى از زمره اهل معصيت و طغيان از دنيا رفت.
مردم به خاطر آلودگى او جنازه‏اش را تجهيز نكردند، بلكه در مكان پستى و
محلّ پر از زباله‏اى انداختند و رفتند.
شبانه در عالم رؤيا از جانب حق تعالى به مالك دينار گفتند: بدن بنده ما را بردار
و پس از غسل و كفن در گورستان صالحان و پاكان دفن كن. عرضه داشت: او از
گروه فاسقان و بدكاران است، چگونه و با چه وسيله مقرّب درگاه احديّت شد؟
جواب آمد: در وقت جان دادن با چشم گريان گفت:
يا مَنْ لَهُ الدُّنيا وَ الآخِرَةُ إرْحَمْ مَن لَيْسَ لَهُ الدُّنيا وَ الآخرَةُ.
اى كه دنيا و آخرت از اوست، رحم كن به كسى كه نه دنيا دارد نه آخرت.
مالك،كدام دردمند به درگاه ما آمد كه دردش را درمان نكرديم؟ و
كدام حاجتمند به پيشگاه ما ناليد كه حاجتش را برنياورديم؟»
فرستنده : شیطون بلا

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

نویسنده :yalda73   آفلاین
#64
كانگرويي كه خاكشير شد!!!!!!!!!!

گوشه يك دشت عريض و طويل
دور زهر همهمه و قال و قيل
بين گل و سبزه و شمشادها
در وسط باغچه اي با صفا
كانگورويي سالم و شاد و جوان
خوشدل و با عاطفه و مهربان
زندگي اش بي هيجان ميگذشت
چون گذر آب روان ميگذشت
بي غم و غصه و بي گير و گاف
داشت رفيقي، ولي اهل خلاف
اهل بساط،اهل دوپينگ،اهل دود
اهل چت و نشئگي از هرچه بود
گفت به آن گانگرو يك روز ، او
اي پسر اهل دل و خوب رو!!
وضع تو با آنكه بسي عالي است
زندگي ات از هيجان خالي است
چيست چنين زندگي تلخ و پوچ؟!
هست فقط لايق خرگوش و قوچ!
كانگرويي ،‌كانگروي ناب باش
فكر كمي چرخ و كمي تاب باش
توي فضا باش پرش كن شديد
هيچ كسي كانگوروي شل نديد
كانگورو پرسيد كه اي نازنين
من چه كنم تا كه شوم اينچنين؟
گفت رفيقش كه بيا و بزن!
هست دواي تو فقط پيش من!
كانگورو رابرد ميان حياط
بين همان معركه يعني بساط!
كانگوروي ساده ي خيلي شديد
خر شد و يك عالمه شيشه كشيد
بعد به يك باره ز جا جست زد
كله تكان داد و كمي دست زد
داد قر و بين چمن ها دويد
چند عددي شيهه بي جا كشيد
گفت كه من در وسط كهكشان
دايناسورم ، دايناسور قهرمان
عمه ي من در وسط آفريقاست
شوهر دختر دايي ام گودزيلاست
پريد از اين طرف به اون طرف باز
از گل و سبزه و چمن گرفت گاز
عربده زد دوتا لگد رها كرد
زد زيرگريه عمشو صدا كرد
رفت طرف دره و فرياد كشيد
گفت ببينيد كه اومدم دوباره
يه بار ميگن فايده اي نداره!!
جستي زد و آخر قصه بي خود
پريد وبين دره خاكشير شد


نويسنده: سيد جواد برهاني
فرستنده : javad borhani

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

نویسنده :yalda73   آفلاین
#65
موسی مندلسون آهنگساز آلمانی،انسانی زشت و عجیب الخلقه بود.قدی بسیار کوتاه و قوزی بد شکل بر پشت داشت.موسی روزی در هامبورگ با تاجری آشنا شد که دختری بسیار زیبا و دوست داشتنی بنام فرمتژه داشت.موسی در کمال ناامیدی عاشق آن دختر شد،ولی فرمتژه از ظاهر و هیکل از شکل افتاده او منزجر بود.زمانی که قرار شد موسی به شهر خود بازگردد،آخرین شجاعتش را بکار گرفت تا به اتاق دختر برود و از آخرین فرصت برای گفتگو با او استفاده کند.دختر حقیقتا از زیبایی به فرشته ها شباهت داشت ولی ابدا به او نگاه نکرد و قلب موسی از اندوه به درد آمد.موسی پس از آنکه تلاش فراوان کرد تا صحبت کند،با شرمساری پرسید:_آیا میدانید که عقد ازدواج انسانها در آسمان بسته میشود؟
دختر در حالی که هنوز به کف اتاق نگاه میکرد گفت:_بله،شما چه عقیده ای دارید؟
_من معتقدم که خداوند در لحظه تولد هر پسری مقرر میکند که او با کدام دختر ازدواج کند.هنگامی که من به دنیا آمدم،عروس آینده ام را به من نشان دادندو خداوند به من گفت:”همسر تو کوژپشت خواهد بود”
درست همان جا و همان موقع من از ته دل فریاد برآوردم و گفتم:اوه خداوندا! کوژپشت بودن برای یک زن فاجعه است.لطفا آن قوز را به من بده و هرچه زیبایی است،به او عطا کن!
فرمتژه سرش را بلند کرد خیره به او نگریست و از تصور چنین واقعه ای بر خود لرزید.
او سالهای سال همسر فداکار موسی مندلسون بود.
نتیجه اخلاقی:درسته که میگن دخترها از گوش خام میشن و پسرها از چشم...از زمان تولد تا مرگ تمام نقطه گذاریها دست ماست.
فرستنده : Ms nasrin

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

نویسنده :yalda73   آفلاین
#66
یه روباهی از یه شتر میپرسه عمق این رودخانه چقدره ؟
شتر جواب میده تا زانو . ولی وقتی روباهِ توی رودخونه میپره میبینه آب از سرش هم گذشته و همینطور که داشته دست و پا میزده میگه : تو که گفتی تا زانو !!!
شتره میگه خوب تا زانوی من ، نه زانوی تو ....
موقعی که داریم از یکی مشورت میگیریم یا راهنمایی میخوایم ، باید شرایط طرف مقابل و خودمون را هم در نظر بگیریم .
لزوما" هر تجربه ای که اون داشته ، برای ما مناسب نیست...
فرستنده : یادگار خانم


172418

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

نویسنده :yalda73   آفلاین
#67
خداوند ازعزرائیل پرسید:
آيا تا بحال زمانیکه جان كسي را میگرفتی گريه كردي؟
عزرائیل جواب داد:
یک بارخندیدم،،یک بارگریه کردم ویک بار هم ترسیدم.."خنده ام" زمانی بودکه به من فرمان دادی جان مردی رابگیرم،اورادرکنار کفاشی یافتم که به کفاش میگفت:کفشم را طوری بدوز که یک سال دوام بیاورد! به حالش خندیدم وجانش راگرفتم.
"گریه ام"زمانی بود که به من دستور دادی جان زنی رابگیرم،او را دربیابانی گرم وبی آب و درخت یافتم که درحال زایمان بود.. منتظرماندم تا نوزادش به دنیا آمد سپس جانش را گرفتم..دلم به حال آن نوزاد بی سرپناه درآن بیابان گرم سوخت وگریه کردم.. "ترسم"زمانی بود که به من امرکردی جان فقیهی را بگیرم نوری ازاتاقش می آمد هرچه نزدیکتر میشدم نور بیشترمی شد وزمانی که جانش را می گرفتم ازدرخشش چهره اش وحشت زده شدم..دراین هنگام خدا به عزرائیل فرمود:میدانی آن عالم نورانی کیست؟..او همان نوزادی ست که جان مادرش راگرفتی. من مسئولیت حمایتش را عهده دار بودم .
هرگز گمان مکن که باوجود من،موجودی درجهان بی سرپناه بماند
فرستنده : یادگار خانم

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

نویسنده :yalda73   آفلاین
#68
در این جا، کسانی را که به مال و جان بخل می ورزند، توبیخ می نماید.
شما مردم نابکار! نه مالی در راه خداوندی که آن را به شما عطا فرموده، بخشیدید و نه جان خود را در راه خالق آن، به مخاطره انداختید.
به وسیله ی نعمتهایی که خداوند به شما داده، به بندگان او اظهار شرف و حیثیت می کنید، (با مال خودتون، پز به دیگران می دهید!)
در صورتی که خداوند را در میان بندگانش، اکرام و اطاعت نمی کنید!
(بندگی نمی کنید، خدا را فراموش می کنید)
عبرت بگیرید! از این که در منزلگاه های اقوام و ملل پیش از خود فرود آمده و منزل کرده اید (همانجایی آمدید که و عبرت بگیرید از این که از نزدیکترین برادران خود، منقطع خواهید شد. (خواهید مرد).
نهج البلاغه، خطبه 117
فرستنده : محسن

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

نویسنده :yalda73   آفلاین
#69
جیرفت جزیره نیست ولی دریا داره.
مازندران نیست ولی برنج داره.
بم نیست ولی خرما داره.
مشهد نیست ولی جالیزات فراوان داره
جیرفت قطب شمال نیست ولی یخچال طبیعی داره.
جیرفت سرزمین آبشارنیست ولی بلند ترین آبشارخاورمیانه داره.
جیرفت تخت جمشید نیست ولی تمدن داره(قدیمی ترین تمدن شرق زمین)
جیرفت کربلا نداره ولی امام زاده داره(سلطان سید احمد برادر امام رضا(ع)
جیرفت...
جیرفت یه دنیاست
legend killer
فرستنده : قاتل افسانه ها

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

نویسنده :yalda73   آفلاین
#70
اعتراف میکنم چیزهای مهمی رو فراموش کردیم:

« يا ايها الانسان ما غرك بربك الكريم »(انفطار-6)

(اين آيه)كوبنده‏ ترين دليل در برابر شنونده، و قطع كننده‏ ترين عذر شخص مغرور است!

همو كه جهالت و نادانيش او را خوشحال ساخته(ميفرمايد):

اى انسان!چه چيز تو را بر گناه جرأت داده؟ و چه چيز تو را در برابر پروردگارت مغرورساخته؟ و چه چيز تو را بر هلاكت‏ خويشتن علاقمند نموده است؟

مگر اين بيمارى تو بهبودى نمي یابد؟ و يا اين خوابت‏ بيدارى ندارد؟ چرا همان گونه كه‏ به ديگرى رحم مي كنى،ب ه خود رحم نمي كنى؟

تو كه هر گاه كسى را در دل آفتاب سوزان بيابى،بر او سايه مى‏ افكنى، و هر گاه بيمارى‏ را ببينى كه سخت ناتوان گشته از روى رحم بر او مي گريى، پس چه چيز تو را بر اين بيماريت‏ شكيبائى بخشيده؟ و بر اين مصائبت صبور ساخته؟ و چه چيز تو را از گريه بر خويشتن تسلى داده؟

در حالى كه هيچ چيز براى تو عزيزتر از خودت نيست، و چگونه ترس از فرود آمدن بلا، شب‏ هنگام تو را بيدار نكرده؟ با اينكه در درون معصيت و گناه غوطه‏ ورى و در زير سلطه و قدرت‏ خداوند قرار دارى! بيا اين‏«بيمارى دورى از خدا»را با داروى تصميم و عزم راسخ مداواكن!
نهج البلاغه خطبه 223.
فرستنده : محسن

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد



موضوعات مشابه ...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  داستان کوتاه متشکرم! miss chu 0 705 04-29-2016, 06:12 PM
آخرین ارسال: miss chu
  سه داستان کوتاه، زیبا و آموزنده ♥ شــــــــــایستـــــه ♥ 0 589 11-09-2014, 03:49 PM
آخرین ارسال: ♥ شــــــــــایستـــــه ♥
  داستان های کوتاه و طنز ƓὄὄƉ ǤIRĿ 8 947 11-09-2014, 02:40 PM
آخرین ارسال: ƓὄὄƉ ǤIRĿ
  سه داستان کوتاه زیبا Autumn Lady 0 597 10-31-2014, 11:54 PM
آخرین ارسال: Autumn Lady
  داستان کوتاه عاشقانه و گریه دار Lover Angel 13 1,149 10-01-2014, 04:02 PM
آخرین ارسال: **MAHSA**
  داستان کوتاه عاشانه Lover Angel 0 430 09-29-2014, 08:39 AM
آخرین ارسال: Lover Angel
  داستان کوتاه جدید و پندآموز با عنوان تربیت yalda73 0 550 09-27-2014, 02:38 PM
آخرین ارسال: yalda73
  داستان خواندنی و باحال ” پدر صلواتی yalda73 0 543 09-27-2014, 12:51 PM
آخرین ارسال: yalda73
  داستان کوتاه خواندنی عشق ِ پولی ! yalda73 0 519 09-27-2014, 12:38 PM
آخرین ارسال: yalda73
  داستان کوتاه بسیار زیبا و خواندنی نجوای دل yalda73 0 542 09-27-2014, 12:36 PM
آخرین ارسال: yalda73

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان