آدرس

آدرس فعلی سایت koreafan.eu است در صورت بروز هر مشکل آدرس بعدی koreafan.. میباشد .

ساماندهي

انجمن کره فن در ستاد ساماندهي پايگاه هاي اينترنتي ثبت شد تاپیک

گروه تلگرام انجمن

گروه تلگرامی انجمن برای اطلاع رسانی از مشکلات انجمن و درخواست ها لطفا عضو بشین کلیک کنید


کلمات کلیدی
نویسنده: yalda73 - پاسخ‌ها: 0 - بازدید‌ها: 169
زندگی نامه احمدرضا احمدی
 زندگینامه احمدرضا احمدی
احمدرضا احمدی ، اردیبهشت ۱۳۱۹ در کرمان بدنیا آمد.

سال اول دبستان را در مدرسه کاویانی کرمان گذراند و در سال 1326 با خانواده‌ به تهران کوچ کرد. در دبستان ادب و صفوی تهران دوران ابتدایی را به پایان ‌برد و دورهٔ دبیرستان را در دارالفنون تهران به پایان رساند.

احمدی در سال 1343 به همراه نادر ابراهیمی ، محمدعلی سپانلو، بهرام بیضایی، اکبر رادی و چند تن دیگر ،گروه ادبی "طرفه" را با هدف دفاع از هنر موج نو تأسیس کرد. انتشار دو شماره مجله طرفه و تعدادی کتاب در زمینه شعر و داس
نویسنده: yalda73 - پاسخ‌ها: 3 - بازدید‌ها: 375
پرسشنامه - احمد رضا احمدی
پرسشنامه مارسل پروست /پاسخ احمدرضا احمدي-طنز
بنظر شما نهايت بدبختي چيست؟ 
كه انسان با لكنت زبان امتحان جدول ضرب بدهد.
كجا را براي زيستن دوست مي داريد ؟
ـ داخل پرانتز را .

ـ بالاترين تصور شما از سعادت دنيوي چيست؟
ـ كه ديگر سعادتمند قمي آواز نمي خواند!

چه خطايي را زودتر توانيد بخشود؟‌
ـ غلط چاپي را نه غلط املايي را زيرا اگر ما صابون را با سين بنويسيم صابون كف نخواهد كرد.

مرداني كه در داستانها مي پسنديد كدامند؟
ـ مرداني كه در صفحه صد و هفتاد و چهار وارد داستان شوند و در صد و هفتا
نویسنده: yalda73 - پاسخ‌ها: 3 - بازدید‌ها: 371
شعر های نو مریم احمدی
مادرم می گفت: دختر! شاد ابریشم بپوش...

کوله بارزخمی احساس من ؛ سنگین شده است
پینه ها سرباز کرده ؛ باز دل چرکین شده است

ریشه های سبز امیدم به زردی می زند
آرزوهایم همه با دست غم گلچین شده است

تا به کی نم نم ببارم ابرهای روسیاه
شوره زارچشمهایم کاسه ی خونین شده است

سرنوشت بخت آلوده ؛ مرا تنها گذار
حال دنیا را ببین کز حال من غمگین شده است

قصه ی وصل و وصال و عشق ها افسانه است
من به چشمم دیده ام فرهاد بی شیرین شده است

مادرم می گفت : دختر! شاد ابریشم بپوش
چه شد اینک طرح شالم ساد
نویسنده: JUN2BLOOM - پاسخ‌ها: 19 - بازدید‌ها: 768
اشعار شیما شاهسواران احمدی
تو پوست می‌كنی اما بهانه‌ات حج است


دلم گرفته از اين مردم پياله‌پرست
از اين كه هر كسی از حد گذشت، با تو نشست

هنوز مال منی، حبه حبه ياقوتی!
هر استكان تو چرخيد اگر چه دست به دست

نگو كه تاب بياور كه پيش چشمانم
پريده عطر تنت، در دهان مشتی مست

تو سنگ بودی و سهم من از تو تكه شدن
غرور پنجره‌ها را هميشه سنگ شكست

ترنج، كعبه و چاقو طواف می‌كندش
تو پوست می‌كنی اما بهانه‌ات حج است

برای ماهی سرخ آسمان فقط روياست
نمی‌پرد به هوا هر كه دل به دريا بست