آدرس

آدرس فعلی سایت koreafan.eu است در صورت بروز هر مشکل آدرس بعدی koreafan.. میباشد .

ساماندهي

انجمن کره فن در ستاد ساماندهي پايگاه هاي اينترنتي ثبت شد تاپیک

گروه تلگرام انجمن

گروه تلگرامی انجمن برای اطلاع رسانی از مشکلات انجمن و درخواست ها لطفا عضو بشین کلیک کنید


کلمات کلیدی
نویسنده: Gi N Dil - پاسخ‌ها: 10 - بازدید‌ها: 1062
داستان کره ایOUR DESTINY 4-انجمن koreafan
[align=center][font][font][font][عکس: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
][/font][/font][/font]
پارت 1
سرنوشت...تا حالا به این کلمه فکر کرده بودین؟فکر کنم بد نیست به مفهوم کلمه ی سرنوشت فکر کنین.
سرنوشت از قبل نوشته شده،بعضی آدم ها فکر میکنن سنوشت قابل تغییره بعضی هم فکر میکنن چیزی که نوشته شده،نوشته شده نمیشه تغییرش داد منم همین فکر و میکنم آدم نمیتونه سرنوشت و تغییر بده
چیزی که پیشونی نوشت آدماست تغییر نمیکنه
حتی با پول،عشق،دوستی...
 [img]http://www.freesmile.ir/smi
نویسنده: yalda73 - پاسخ‌ها: 0 - بازدید‌ها: 597
داستان بسیار زیبا ی دوست دارم-انجمن koreafan
 ٭٭٭ دوستت دارم ٭٭٭
زن و شوهر جوانی سوار بر موتور سیکلت دردل شب می راندند...
آنها از صمیم قلب یکدیگر را دوست داشتند.
زن جوان: یواشتر برو من می ترسم !
مردجوان: نه اینجوری خیلی بهتره !
زن جوان :خواهش میکنم ، من خیلی میترسم !
مردجوان :خوب، اما باید اول بگی دوستم داری...
زن جوان :دوستت دارم حالا میشه یواشتر برونی !
مردجوان:مرا محکم بگیر ...
زن جوان: خوب حالا میشه ییواشتر برونی ؟
مردجوان :باشه به شرط اینکه کلاه کاسکت مرا بردار و روی سرت بزاری ، آخه نمی تونم راحت برونم ،اذیتم می کند .
روز ب
نویسنده: yalda73 - پاسخ‌ها: 0 - بازدید‌ها: 564
داستان کوتاه سه دوست-انجمن koreafan
 *داستان کوتاه سه دوست*

سه دوست در یک اتومبیل به مسافرت رفته بودند. متأسفانه یک تصادف مرگبار باعث شد که هر سه درجا کشته شوند. یک لحظه بعد روح هرسه دم دروازه بهشت بود و فرشته نگهبان بهشت داشت آماده می شد که آنها رابه بهشت راه دهد . فرشته نگهبان روبه آن سه دوست کردو پرسید :یک سوال!!!
الان که هرسه تا دارین وارد بهشت می شین اونجا روی زمین بدهاتون روی بزانکارد درحال تشییع شدن به سوی قبرستان است و خانواده ها ودوستانتان درحال عزاداری درغم از دست دادن شما هستند . دوست دارین وقتی دارن از کنار جنازه ر
نویسنده: yalda73 - پاسخ‌ها: 0 - بازدید‌ها: 195
داستان کوتاهی درباره ی خندیدن-انجمن koreafan
 فيلسوفی لطیفه ای برای حضار تعریف کرد همه دیوانه وار خندیدند.
بعد از لحظه ای او دوباره همان لطیفه را گفت و تعداد کمتری از حضار خندیدند.
او مجدد لطیفه را تکرار کرد تا اینکه دیگر کسی در جمعیت به آن لطیفه نخندید.
او لبخندی زد و گفت: وقتی نمیتوانید بارها و بارها به لطیفه ای یکسان بخندید،پس چرا بارها و بارها به گریه و افسوس خوردن در مورد مسئله ای مشابه ادامه میدهید...!؟؟
گذشته را فراموش کنید و به جلو نگاه کنید ...

شاد باشید تا زنده باشید ...

 
نویسنده: yalda73 - پاسخ‌ها: 0 - بازدید‌ها: 288
داستان کوتاه زور نزن ، فکر کن ***انجمن koreafan
 زور نزن ، فکر کن
مردی قوی هیکل در چوب بری استخدام شد و تصمیم گرفت خوب کار کند . روز اول ، درخت برید ، ریئسش به او تبریگ گفت و او را به ادامه کاذ تشویق کرد . روز بعد با انگیزه بیشتری کار کرد ولی ۱۵درخت برید. روز سوم بیشتر کار کرد اما فقط ۱۰درخت برید به نظرش آمد که ضعیف شده است .
پیش رئیس رفت عذر خواست و گفت :،نمی دانم چرا هرچه بیشتر تلاش می کنم ، درخت کمتری می برم!
رئیس پرسید: آخرین بارکی تبرت راتیز کردی ؟
او گفت :برای این کار وقت نداشتم . تمام مدت مشغول بریدن درختان بودم!

نتیجه :برای این
نویسنده: yalda73 - پاسخ‌ها: 0 - بازدید‌ها: 229
داستان کوتاه پُک_انجمن koreafan
پُک (سیگار)

این انتظار طاقت فرسا همراه با حسرتی بی پایان اورا کاملاًکلافه کرده بود. چراکه باید سرنوشتش ای چنین می شد. سرنوشتی تلخ که با مزه گسش آمیخته شده بود همه او را مقصر می دانستند. مقصد تمام پلیدی ه‍ا، بدی ها، پستی ها ،بی ارادگی هایشان را تمام بدبیاریهایشان را تنها پای او می گذاشتند . همه خودرا قربانی او می دیدند‌ قربانی بی گناه . یکبار نشد کسی عمیق تر از همیشه اورا نگاه کند. دردهایش را ببیند. روزی هزاران مثل او جانشان را نثار یک زدنهای آدمهای عصبی می کردند در دستان مردان و زنان سرشار از
نویسنده: yalda73 - پاسخ‌ها: 0 - بازدید‌ها: 280
کوتاه ترین داستان ترسناک جهان-انجمن koreafan
کوتاه ترین داستان ترسناک جهان

آخرین انسان زمین تنها در اتاقش نشسته بود ناگهان در زدند ؟؟

 
نویسنده: yalda73 - پاسخ‌ها: 0 - بازدید‌ها: 467
داستان کوتاه حسود ....انجمن koreafan
 حسود
روزی ازیک آدم حسود می پرسند : ازچه ناراحتی ؟!
می بینند که او جوابی نمی دهد! جلو می روند ، سر شانه اش را دست می زنند و او... به زمین می افتد ! آری درست است او مدتها پیش مرده بود...
نویسنده: yalda73 - پاسخ‌ها: 0 - بازدید‌ها: 210
داستان کوتاه من خودم هستم ****** انجمنkorea fan
 من خودم هستم


روزی با دوستم از کنار یک دکه ی روزنامی فروشی رد می شدیم دوستم روزنامه ای خرید و موءدبانه از مرد روز نامه فروش تشکر کرد ، اما آن مرد هیچ پاسخی به تشکر او نداد!
همان طور که دورم می شدیم ، به دوستمگفتم : « عجب مرد عبوس و تُرش رویی بود. »
دوستم گفت :« او همیشه همین طور است.»
پرسیدم :« پس چرا تو به اواحترام می گذاری؟!»
دوستم با تعجب گفت : « چرا باید به او اجازه دهم که برای رفتار من تصمیم بگیرد؟!»
نویسنده: yalda73 - پاسخ‌ها: 0 - بازدید‌ها: 263
داستان کوتاه قلب تو کجاست؟ انجمنkoreafan
 قلب تو کجاست؟

رابرت داوینسن زو ، از قهرمان مشهور ورزش گلف آرژانتین که در یک مسابقه موفق شد مبلغ زیادی پول برنده شود . در پایان مراسم زنی به سوی او دوید و باتضرع و التماس از او خواست تا پولی به او بدهد تا بتواند کودکش را از مرگ نجات دهد . زن گفت که او هیچ هزینه ای برای درمان پسرش ندارد و اگر رابرت به او کمک نکند او می میرد . قهرمان گلف دریغ نکرد و بلافاصله تمام پول راکه برنده شد ه بود به زن بخشید . هفته ها بعد یکی از مقامات رسمی انجمن گلف به او گفت : که ای رابرت ساده لوح ! خبرهای تازه برا