آدرس

آدرس فعلی سایت koreafan.eu است در صورت بروز هر مشکل آدرس بعدی koreafan.. میباشد .

ساماندهي

انجمن کره فن در ستاد ساماندهي پايگاه هاي اينترنتي ثبت شد تاپیک

گروه تلگرام انجمن

گروه تلگرامی انجمن برای اطلاع رسانی از مشکلات انجمن و درخواست ها لطفا عضو بشین کلیک کنید


کلمات کلیدی
نویسنده: yalda73 - پاسخ‌ها: 4 - بازدید‌ها: 361
جملات كوتاه و زیبا جان اشتاین بک
یك گلف باز نمی تواند در كار خود كامیاب شود، مگر اینكه، ضربه زدن به یك توپ كوچك را برای خود، مهمترین چیز دنیا بداند. جان اشتاین بك

 

 اگر شاهراه زندگی، تنها دو راه بنیادی داشته باشد و می بایست تنها یكی از آنها را برگزید، چه كسی می تواند ادعا كند كه كدام یك بهتر است؟ جان اشتاین بك

 

از هر رویدادی كه رخ می دهد، باید درسی گرفت.  جان اشتاین بك

 

 آدم نمی تواند همه چیز را با هم داشته باشد.جان اشتاین بك

 

 آدمی تنها زمانی می كوشد چیزی را ثابت كند كه نسبت به آن چیز آسوده نباشد. ج
نویسنده: yalda73 - پاسخ‌ها: 5 - بازدید‌ها: 389
جملات كوتاه و زیبای جین وبستر
 سخنان جین وبستر
نویسنده آمریکایی(نویسنده کتاب بابا لنگ دراز)

 

جوانی، كاری به سال و ماه ندارد، مهم این است كه انسان زنده دل و پرنشاط باشد. ممكن است موی شما سفید باشد، اما مانند پسربچه ها بیندیشید. جین وبستر

 

اگر عاشق بوده اید كه نیازی به بیان و روشن كردن آن نیست و اگر نبوده اید كه من نمی توانم برایتان بیان كنم. جین وبستر

 

كامیابی و پیروزی، بسان كرم شب‌تاب از دور می‌درخشد، ولی از فاصله‌ی نزدیك نه سوی دارد و نه حرارتی. جین وبستر

 

انسان وقتی در مورد موضوعی كه از آن آگاه
نویسنده: yalda73 - پاسخ‌ها: 3 - بازدید‌ها: 491
جملات زیبا و كوتاه شوپنهاور
*سخنان آرتور شوپنهاور
هر جدایی یک نوع مرگ است و هر ملاقات یک نوع رستاخیز.شوپنهاور

 

وقایع خوش زندگي مثل درختان سبز و خرمي است که وقتيکه از دور نظاره شان می کنيم خيلي زيبا به نظر می رسند ولي به مجرد آنکه نزديکشان شده و در داخلشان می رويم زيبائيشان هم از بين می رود ، شما در اين موقع نمی توانيد بفهميد زيبائیش به کجا رفته ، آنچه می بينيد چند درخت خواهد بود و بس.

 

همه آرزوها از نیاز سرچشمه میگیرد ،یعنی کمبودها و رنجها .شوپنهاور

 

اولین درسی که والدین باید به فرزندان خود بیاموزند،
نویسنده: ❣khatereh❣ - پاسخ‌ها: 0 - بازدید‌ها: 266
داستان كوتاه محبت
مدت ها پیش کشاورز فقیری برای پیداکردن غذا یا شکاری به دل جنگل رفت

هنوز مسیر زیادی را طی نکرده بود که صدای فریاد کمکی به گوشش رسید

او صدا را دنبال کرد تا به منبع آن رسید و دید که پسر بچه ای در باتلاقی افتاد و آهسته و آرام به سمت پایین می رود

آن پسربچه به شدت وحشت زده بود و با چشمانش به کشاورز التماس می کرد تا جانش را نجات دهد

کشاورز با هزار بدبختی با به خطر انداختن جان خودش بالاخره موفق شد پسرک را از مرگ حتمی و تدریجی نجات دهد و او را از باتلاق بیرون بکشد

فردای آن روز وقتی که کشاور